فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۴۸٬۱۰۱ تا ۴۸٬۱۲۰ مورد از کل ۵۴٬۲۷۹ مورد.
تحلیل گفتمان انتقادی رمان شب های بی ستاره بر اساس دیدگاه فرکلاف(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
تحلیل گفتمان انتقادی رمان شب های بی ستاره بر اساس دیدگاه فرکلاف محمد مجوزی * تارا اکبرزاده** چکیده این پژوهش به بررسی مؤلفه های زن ستیز در رمان شب های بی ستاره نوشته ی مرضیه ی نفری از دیدگاه تحلیل انتقادی نورمن فرکلاف می پردازد. در این رویکرد، مناسبات بین گفتمان ها و نهادهای قدرت، با بررسی ساختارهای زبان در کنار بافت تولید متن در سه سطح تحلیل می شود: ۱. بررسی ساخت های زبانی چون واژگان، ضمایر، قیود، نحوکلام، و... (سطح توصیف)۲ . بررسی بافت تولید متن (سطح تفسیر)۳. تحلیل مناسبات بین قدرت و ایدئولوژی (سطح تبیین). نتایج نشان می دهد تقلیل زنان نه تنها در روساخت زبان بلکه در لایه های زیرین ساختارهای زبان هم نهادینه شده است. بررسی بافت متن نشان می دهد گفتمان ضد زن در دهه ی شصت به دلیل ایدئولوژهای ارزشی مدار (انقلاب و جنگ) شدت بیشتری داشته است. در سطح تبیین، نویسنده سعی دارد تا نشان دهد چگونه ساختار قدرت، گفتمان ضد زن را در جامعه رواج و آن را طبیعی جلوه می دهد، آن چنان که به باور درونی زنان تبدیل می شود. ازآنجایی که در ساختار حقوقی و کیفری جامعه، قانونی برای خشونت خانگی علیه زنان وجود ندارد، نهاد های قدرت گفتمان ضد زن را حمایت می کنند تا مانع توزیع قدرت در میان زنان گردند. این تحقیق به روش توصیفی تحلیلی و با تکیه بر تحلیل نمونه های در متن انجام شده است. واژه های کلیدی: رویکرد انتقادی، شب های بی ستاره، فرکلاف، گفتمان زن ستیز. * استادیار زبان و ادبیات فارسی دانشگاه زابل Momojavey@yahoo.com ** دانشجوی دکتری زبان و ادبیات فارسی دانشگاه سیستان و بلوچستان Akbarzadeh.tara@gmail.com (نویسنده ی مسئول) تاریخ دریافت مقاله: 27/7/1399 تاریخ پذیرش مقاله: 4/2/1400
واکاوی هویت اکسیر بی مرگی (گیاه هوم) در اسطوره های ایرانی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
ادبیات عرفانی و اسطوره شناختی سال ۲۱ بهار ۱۴۰۴ شماره ۷۸
73 - 115
حوزههای تخصصی:
در دین زرتشت به گیاه مقدس هوم برمی خوریم که جایگاهی ایزدی پیدا کرده است. گیاهِ اسطوره ای هوم که هندیان آن را سومه خوانند دو جلوه مینوی و گیتیانه دارد. در اوستا جلوه گیتیانه آن به صورت گیاهی خودرو بر زمین می روید. روحانیان زرتشتی در مراسمی ویژه از این گیاه، نوشیدنی سکرآوری تهیه می کنند که هم نامِ هوم است. هویت این گیاه در گذشت زمان و جابجایی مراکز مهم دین زرتشت، به دست فراموشی سپرده شده است. زرتشت در ابتدای تبلیغ دین، استفاده از هوم را ممنوع اعلام کرد، اما پس از زرتشت نوشیدنی هوم به شکلی تعدیل شده به آیین او بازگشت. در این پژوهش با روش توصیفی تحلیلی به شناسایی هویت و کیفیت این گیاه در دوره های قبل و بعد از ظهور زرتشت می پردازیم. به طور حتم آنچه بعد از زرتشت به عنوان نوشیدنی هوم معرفی می شود با آنچه در آیین کهن، نمود داشته، متفاوت است. بر اساس یافته ها، نوشیدنی هوم در آیین کهن، ترکیبی از فشرده گیاه اِفِدرا، بَنگ و احتمالا دانه خشخاش بوده است که بعد از زرتشت به دلیل اثرات مخرب این ترکیب، تنها گیاه اِفِدرا به عنوان هوم، معرفی می گردد.
La Représentation du « Bon » Enseignant dans une Sélection d’Ouvrages Contemporains Français et Persans(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
Recherches en Langue et Littérature Françaises Année ۱۵, No ۲۷, Printemps & été ۲۰۲۱
166 - 182
حوزههای تخصصی:
Personnage clé de l’enseignement, l’enseignant occupe une place centrale dans le milieu scolaire. Accompagnant la vie des enfants, il peut jouer un rôle important dans l’avenir de chaque société. Sensibles à ce rôle, certains auteurs, en Iran et en France, à travers leur écrits romanesques ou autobiographiques (récits scolaires), mettent à notre disposition des figures qui pourraient être considérées comme modèle ou anti-modèle du bon enseignant. Dans ce travail, on s’intéresse de près à ces figures pour savoir ce que pourraient être les exigences de l’enseignement. Cela devrait nous amener à dresser une typologie du « bon » enseignant. Pour délimiter ce vaste sujet ainsi qu’orienter notre travail vers une perspective pragmatique et effective, on se contente des relations pédagogiques qui mettent en rapport l’Instance scolaire à l’enseigné par l’intermédiaire de l’enseignant dans le but de la « transmission du savoir ». Cela nous permettra de remettre en lumière la grandeur de la « mission » d’enseignant.
بررسی تمثیل و گونه های آن در منظومه عرفانی سیرالعباد الی المعاد سنائی(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)
حوزههای تخصصی:
تمثیل از عناصر مُهمّ در داستان پردازی و بهترین روش برای بیان مسائل عرفانی و فلسفی و یکی از شیوه های مؤثّر در فهم مُخاطب به شمار می رود. بررسی مثنوی سیر العباد الی المعاد سنائی غزنوی، نشان می دهد، سنائی از عنصر تمثیل، بهره فراوانی برده است. سؤال اصلی این نوشته آن است که سنائی، بیشتر از چه نوع تمثیلی برای بیان موضوعات و مفاهیم و مقاصد تعلیمی خود سود برده است؟ این نوشته با روش توصیفی- تحلیلی به بررسی تمثیل و گونه های آن در این اثر پرداخته است. سنائی در این منظومه، با وارد کردن آرایه تمثیل به حیطه بیان مسائل عرفانی و فلسفی، ضمن آن که سبب سهولت درک مسائل غامض فلسفی و عرفانی شده و مخاطب را به تفکّر در آفرینش و هستی واداشته، اثری بدیع و به دور از ابتذال آفریده است. یافته های پژوهش، نشان می دهد که تمثیل های ادبی بر ساخته از قرآن و بویژه اسرائیلی ات پُرکاربردترین نوع تمثیل در این اثر عرفانی- فلسفی است.
تحلیل شگردهای منتخب زبانی (واژگان و اصطلاحات)، داستانی (فضاسازی) و محتوایی (رویاپردازی) در داستان های کوتاه نویسندگان زن دهه های 70 تا 90(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
مطالعه سیر داستان نویسی زنان و شگردهای رایج در آثار آنان، از موضوع های مورد توجه در پژوهش های داستانی معاصر بوده است؛ با این حال در تحقیقات پیشین، اغلب به بررسی رمان های زنان توجه شده و مجموعه داستان های کوتاه نویسندگان پیشروِ زن، به ویژه در دهه های اخیر کمتر واکاوی شده است. نان،آنان، بر این اساس، در این مقاله، مجموعه داستان کوتاه از 9 نویسنده زن برگزیده در جوایز ادبی دهه های 70 تا 90 (هر دهه سه نویسنده) انتخاب و داستان های کوتاه آنان به روش تحلیلی-تطبیقی با تکیه بر سه شگرد زبانی (واژگان و اصطلاحات)، داستانی (فضاسازی) و محتوایی (رویاپردازی) بررسی و سیر تحول این شگردها، در سه دهه اخیر تحلیل و مقایسه شده است. نتایج کلان این پژوهش نشان می دهد، هرچه از دهه 70 به دهه 90 نزدیک می شویم، نویسندگان زن، با بسامدی کمتر از واژگان و اصطلاحات زنانه در داستان های کوتاه خود استفاده کرده اند. خلاف سیر زبانی داستان ها، از منظر فضاسازی، نویسندگان داستان های دهه 90 بیش از دیگر دهه ها (به ترتیب دهه های 80 و 70) از فضاهای خانگی بهره برده اند؛ همچینن از بین فضاهای خانگی، بیش ترین تاکید نویسندگان زن مربوط به فضاهای غمگین بوده است. از منظر عنصر محتوایی رویابافی، داستان های دهه 70، متمایز با دیگر دهه ها بوده و در دهه های 90 و 80 این عنصر بازنمودی اندک در داستان زنان داشته، نکته ای که شاید به دلیل گریز از مفاهیم رمانتیک و تمایل به واقع گرایی در داستان کوتاه این دو دهه بوده است.
بررسی تطبیقی رشد اخلاقی در قابوسنامه از دیدگاه کلبرگ
حوزههای تخصصی:
دراین مقاله با روش تحلیلی- توصیفی نخست به نظریه و دیدگاه کلبرگ در مراحل رشد اخلاقی پرداخته و سپس این نظریات در قابوسنامه مورد تطبیق قرار گرفت.لورنس کلبرگ این مراحل را در سه سطح و شش مرحله بیان می کند که عبارتند از: سطح پیش قراردادی، سطح قرار دادی، سطح فرا قراردادی. هدف از این مقایسه آگاهی از تفاوتها و شباهتهای بین نظریات این دو اندیشمند می باشد. نتایج به دست آمده حاکی از آن است که قابوسنامه عنصرالمعالی به عنوان یک منبع علمی برای رشد اخلاقی علاوه بر دارا بودن مراحل رشد کلبرگ حاوی مراحل بیشتری است که از دین و مذهب نشأت گرفته است. وی برخلاف کلبرگ فقط به ترسیم انواع مراحل رشد اخلاقی بسنده نمی کند بله در مورد شیوه بهره وری از افراد دیگر در مراتب اخلاقی پند و اندرز نیزمیدهد. همچنین بر مبنای نظریه کلبرگ رسیدن به سطح فرا قراردادی در بزرگسالان تقریباً امکان پذیر نمی باشد ولی از نظر عنصرالمعالی با تکیه بر قوانین الهی و مذهب حتّی به این مرحله هم میتوان رسید
معرفی و بررسی ویژگی های زبانی مثنوی شکرباغ ناطق نیلی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
فنون ادبی سال ۱۵ بهار ۱۴۰۲ شماره ۱ (پیاپی ۴۲)
107 - 130
حوزههای تخصصی:
شکرباغ یکی از دو اثر موجود سیدرضابخش موسوی (ناطق نیلی)، بالغ بر سه هزار بیت و در وزن خسرو و شیرین نظامی و یوسف و زلیخای جامی است. موضوع اصلی این مثنوی، ماجرای عشقی میان شاعر و بانویی به نام «نساگل» است؛ اما موضوعاتی دیگر ازقبیل حمد، نعت، منقبت، مدح، شکوائیه، وصف، عشق، نصیحت حاکِم و مسائل اجتماعی، فرهنگی و سیاسی حاکم بر جامعه در این منظومه بازتاب یافته و با عناصر متنوع بلاغی نیز آراسته شده است؛ البته از نگاه ویژگی های زبانی، که این مقاله به آن هدف ترتیب داده شده است، نیز تأمل برانگیز است؛ تفاوت هایی در ترکیب سازی و برجسته سازی هایی در سطح واژگان دیده می شود که چه ازلحاظ ترکیب و چه ازنظر معنا با آنچه در لغت نامه ها ثبت شده است، متفاوت می نماید؛ این تفاوت ها تنها در بعضی اوقات ویژگی گویشی دارد؛ همچنین در این اثر، حذف و جابه جایی اجزای جمله و فعل های مرکب دیده می شود؛ ازسوی دیگر، در برخی ابیات سکته وزنی و قافیه معیوب دیده می شود که گاهی به سبب ویژگی سبکی و زبانی شاعر و توجه او به صنعت پردازی است و گاهی به علت تنگنای وزن و گاهی نیز برخاسته از بی دقتی نسخه بردار است.
روح سرگردان یا بلبل سرگشته افسانه ها: بررسی تطبیقی قصه «بلبل سرگشته» و «درخت بادام»(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
ویژه نامه نامه فرهنگستان (ادبیات تطبیقی) سال دهم پاییز و زمستان ۱۳۹۹ شماره ۲ (پیاپی ۲۰)
174-32
حوزههای تخصصی:
شالوده شکنی در مقالات شمس تبریزی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهش زبان و ادبیات فارسی تابستان ۱۴۰۲ شماره ۶۹
109-127
حوزههای تخصصی:
این مقاله با تحلیل عناصر شالوده شکنی از دیدگاه «دریدا» به تشریح این عناصر در مقالات شمس پرداخته و می کوشد تا تکثر معنایی را در خدشه دار کردن انگاره های متافیزیکی مطرح شده در فلسفه غرب بازسازی کند و به معناهایی تازه از متن دست یابد. مقالات شمس تبریزی این ظرفیت را دارد که با تعلیق-های پیاپی معنایی، دال ها و نشانه های بی شماری را برای معناهای متکثر حاصل کند. نویسندگان با روش توصیفی- تحلیلی بر اساس رویکرد شالوده شکنی دریدا، برخی از این انگاره ها مانند نفی تعریف واحد حقیقت، مرگ مؤلف، نشانه-شناسی پساساختارگرایی، ایدئولوژی غالب متن از طریق نفی تقابل ها و ارزش ها و... را تدقیق کرده اند. در مقالات شمس، در حوزه نفی تعریف حقیقت واحد، حقیقت، امری مطلق و واحد تلقی نمی شود، بلکه در حوزه بحث های تأویلی قرار می گیرد و هر کس دریافت خاص خود را از آن دارد. شمس برعکس دیدگاه های لوگوس محور افلاطونی، خرد و عقل گرایی را در راه حقیقت، کاملاً ناقص معرفی می کند و آن را حجاب راه سالک می بیند. او نوشتار و گفتار یا حضور و غیبت را در تقابل با یکدیگر قرار نمی دهد، بلکه فراتر از این دو، به طور کلی سخن و حضور را حجاب می داند.
معرفی «الگوی زبامغز» جهت آموزش مهارت گفتگو به غیرفارسی زبانان(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
با توجه به اهمیت ارتباط متقابل میان زبان، فرهنگ، تفکر، هیجانات و حواس در برقراری و تداوم یک ارتباط مؤثر، پژوهش حاضر با هدف معرفی الگوی زبامغز به عنوان روشی مؤثر برای تهیه و تدوین مواد آموزشی مهارت گفتگو به غیرفارسی زبانان انجام شده است. زبامغز تلفیقی از دو واژه زبان و مغز است که با الهام از نظریه مغزهای سه گانه مک لین و پیوند میان زبان و چهار مؤلفه فرهنگ (زباهنگ)، هیجان (زباهیجان)، حواس (زباحواس) و تفکر (زبافکر) توسط پیش قدم طراحی شده است. روش پژوهش کیفی و از نوع کاربردی است که به منظور معرفی الگوی زبامغز برای آموزش مهارت گفتگو به غیرفارسی زبانان است. ابتدا چگونگی طراحی مطالب آموزشی براساس این الگو شرح داده شده و در گام بعد نمونه درسی با توجه به این الگو برای آموزش مهارت گفتگو به زبان آموزان غیرفارسی زبان ارائه شده است. بر اساس این الگو، متن درس با توجه به زباهنگ های (فرهنگ مستتر در عبارات زبانی) موجود در زبان فارسی تدوین و تا حد امکان از مفاهیم و واژگان دارای بار عاطفی مثبت استفاده می شود. همچنین در طول درس تلاش می شود حواس گوناگون فراگیران در یادگیری درگیر شود و فعالیت ها و تمرین ها نیز با هدف ارتقای انواع تفکر در زبان آموزان اعم از انتقادی، خلاق، سیستمی و آینده نگر طراحی می شوند. در نتیجه به نظر می رسد آموزش مهارت گفتگو مبتنی بر الگوی زبامغز زبان آموزان را در برقراری یک ارتباط کلامی موفق با سخنوران جامعه فارسی زبان یاری برساند و توجه به آن در کتاب های آموزش مهارت گفتگو حائز اهمیت است.
ریخت شناسی چند تمثیل حیوانی در حدیقه الحقیقه سنایی بر اساس الگوی ولادیمیر پراپ(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)
حوزههای تخصصی:
ریخت شناسی، رویکردی نوین و ساختارگرا در مطالعه ادبیات است و باید ولادیمیر پراپ، مردم شناس روس را، آغازگر این روش علمی دانست. استفاده از تمثیل به عنوان یک صنعت بلاغی و شیوه استدلالی، روشی اساسی در ادبیات عرفانی ایران است. این رویه که از دیرباز در ادبیات ایران متداول بود از اشعار سنایی آغاز شده است. بررسی تمثیل های عرفانی از دید «ریخت شناسی» امکان تحلیل جامع ادبی، اجتماعی و عرفانی آن ها را فراهم می کند و فرصتی پدید می آورد که کاربرد تمثیل در ادبیات عرفانی با روشی کاملاً علمی مورد بررسی قرار گیرد. در پژوهش حاضر ضمن بیان و بررسی انواع تمثیل، تلاش می کنیم عناصرسازی آن را طبق الگوی پراپ و با روش تحلیلی و توصیفی تجزیه و تحلیل کنیم تا از این رهگذر، بیان تمثیلی سنایی را با تکیه بر خویشکاری هایی که پراپ برای عناصر داستانی معرفی می کند تبیین کنیم.
معرفی فرهنگ عربی - فارسی مجمع اللغات و الاسماء(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
نقد پسااستعماری داستان بلند «سرگذشت کندوها» نوشته آل احمد(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
ادبیّات داستانی معاصر، عرصه بازتاب جریانهای فکری موجود در جامعه به شمار می آید. با وجود تنوع مکاتب داستان نویسی در جهان و تأثیر و تأثّر آنها از یکدیگر، نمی توان حضور جریانهای بومی را در کشورهای شرقی نادیده گرفت. شکل گیری گفتمان پسااستعماری در تقابل با بنیان تفکر غربی، یکی از آنهاست. درحقیقت، گفتمان ضدّاستعماری استعمارزده، تلاشی در جهت واسازی تقابل «خود/ دیگری» نگرش غربی؛ یعنی تخریب بنیان تفکرِ «دیگری» پنداشتن جوامع شرقی و برتر انگاشتن«خودِ غربی»است. جلال آل احمد را بایست یکی از نمایندگان پیشگام (آوانگارد)این گفتمان در ایران به شمار آورد؛ چنانکه رویکرد او در عرصه نوشتار پسااستعماری، در آثار غیرداستانی «در خدمت و خیانت روشنفکران» و«غربزدگی» به اوج خود می رسد. با وجود اشارات محققان به استعمارستیزی آثار جلال، هنوز این گفتمان برجسته، در آثار داستانی او، علمی و عملی نقد نشده است. این پژوهش به شیوه ای توصیفی-تحلیلی با کاربست نظریه پسااستعماری تلاش می کند به مسأله هایی از این دست پاسخ دهند: «کیفیت انعکاس گفتمان پسااستعماری آل احمد در داستان بلند «سرگذشت کندوها» چگونه است و چه اهدافی را دنبال می کند؟»؛ «نگرش تقابلی آل احمد با گفتمان غربی، ناظر برکدام وجه است: سیاسی-اجتماعی یا فرهنگی؟». مطابق نتایج این پژوهش، نشانه های درون و برون متنی گواه پسااستعماری بودن متن داستان «سرگذشت کندوها»ست. آل احمد در این اثر سمبلیک، استقلال فرهنگی را مقدمه استقلال سیاسی- اقتصادی ایران پس از کودتای 28 مرداد می داند. سرگذشت کندوها با ترویج گفتمان بومیِ «بازگشت به سنّت و خودیابی هویتی و معرفتی»، تلاش آل احمد را در واسازی طرح تقابلی غرب/شرق نشان می دهد؛ کوششی که ناظر بر برانگیختگی عمومی برای رهایی ملّت ایران از ایدئولوژی زدگی و تقدیرگرایی ناشی از حضور استعمار و استثمار در دهه چهل است.
نمود هنری فعل در غزلهای خلیفه (10 ه .ش.)
حوزههای تخصصی:
عناصر دخیل و مؤثر در شیوایی و روانی شعر هر شاعر از جنبههای گوناگون شایان بررسی، ارزیابی و سنجش است. اشعار خلیفه نیز در نوع خود شایسته تأمل و ژرفنگری است تا جهات تأثیرگذار کلام او نمایان شود یکی از این دادهها بررسی کاربرد هنری فعل در اشعار اوست. اکنون این سؤال مطرح است عناصر دخیل در زیبایی ساخت فعلهای اشعار این شاعر چیست و پربسامدترین آن کدام است و چه تأثیری در زیبایی، مفهوم و شیوایی متن اشعار او دارد؟ بررسی نمود هنری فعل در اشعار خلیفه این نتیجه دریافت می شود که بیش از یک فعل و گاه سه یا چهار فعل در هر بیت از اشعارش دیده میشود که بهرهمندی از این افعال نشان دادن هنرمندی در امر بلاغت و زیبایی آفرینی لفظی و معنوی است. همچنین کاربرد زوجها فعل های مجاور به صورتهای متضاد، تکرار صیغههای فعلی، تکرار جزء پیشین فعل و کاربرد بلاغی ترکیبات فعل از عناصر سبکی اشعار این شاعر است که پربسامدترین شگردهای بلاغی را میتوان ایهام، تقابل، ترادف و همایی، تجانس و در مواردی محدود مجاز، مشاکله، تناسب و تناقضنمایی را نام برد.
بررسی رویکردهای ضروری در آموزش حروف اضافه به فارسی آموزان ِغیرفارسی زبانان(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات آموزش زبان فارسی سال ۸ پاییز و زمستان ۱۴۰۱ شماره ۱۵
171 - 192
حوزههای تخصصی:
حروف اضافه را می توان از پرکاربردترین مباحث زبان فارسی دانست. هدف این جستار، بررسی چگونگی آموزش حروف اضافه به غیر فارسی زبانان است که سبب ایجاد مشکل در انتقال معنی می گردد. این پژوهش که به شیوه توصیفی تحلیلی و بر مبنای مطالعات کتابخانه ای و روش سندکاوی صورت گرفته است، به دنبال پاسخ این سؤال است که روش ها و شیوه مورد استفاده در آموزش حروف اضافه در کلاس های آموزش زبان فارسی چگونه باید باشد؟ نتایج حاصل از این جستار نشان می دهد که دوری از شیوه های سنّتی آموزش حروف اضافه (مانند حفظ کردن معانی حروف) و تأکید و تکیه بر بهره گیری روش نوین (تکنیک های تصویری، تمرکز بر معنای کانونی و عینی، بهره گیری از ابزارها و وسایل فیزیکی، تقویت تمرین های گروهی درکلاس، انتخاب داستان های کوتاه برای مشخص ساختن حروف اضافه) همگی از جمله راهکارهای مفید و قابل استفاده در امرآموزش این مقوله می باشد.
پرسشگری فلسفی حافظ با تأکیدبر بیت «چیست این سقف بلند ساده ی بسیارنقش/ زین معمّا هیچ دانا در جهان آگاه نیست»
منبع:
پژوهش های نثر و نظم فارسی سال اول پاییز ۱۳۹۶ شماره ۲
81 - 101
حوزههای تخصصی:
ازآن جا که پرسشگری یکی از مهم ترین مسأله های فلسفه بوده و هست، این مقاله از رهیافت اندیشه های« هایدگر» فیلسوف آلمانی در سده ی بیستم، به بیتی از حافظ نظر انداخته است. مسأله ی مهم در این بیت به جای دریافت پاسخ، خودِ پرسشگری است که حافظ آن را مورد تأکید قرار داده است. متفکّر پرسشگر، به جای پرداختن به هستنده ها (موجودات) به هستی، نظر افکنده و موقعیت مندی انسان را مهم ترین وجه زیستی وی دانسته است. انسان از آن جا که درجهان بودنِ خود یا ازجهان بودن خود را دریافته، می داند که او تنها مُدرِک یا دریابنده ی هستی نیست بلکه مورد ادراک نیز قرار می گیرد. از این روست که به جای باور به فاعل شناسا (سوژه) و ابژه، بر این باور است که او وحدتی است از هر دو؛ درعین حال که هیچ یک از آن ها هم نیست. انسان به عنوان «دازاینی» است که در جهان حضور دارد و این حضور است که به او هستی اصیل، ارزانی داشته و وی را وا می دارد تا نسبت به هستی حیرت زده، پرسندگی خود را در فرصتِ پدیداری یا نمود، تداوم بخشد.
جریان شناسی اندیشه در شعر مهدی اخوان ثالث(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
مؤلّف مخاطب، معنا و قالب چهار ضلع یک اثر ادبی را شکل می دهند. مؤلّف مفهومی را در مجرای قالب قرار می دهد که مخاطب آن را رمزگشایی می کند. بنابراین یک اثر ادبی را می توان از زاویه هر یک از این چهار ضلع، مورد بررسی قرار داد. در پژوهش حاضر، به دنبال آن هستیم که از میان اضلاع یک اثر ادبی به ضلع معنا پرداخته و از این طریق به جریان شناسی اندیشه در شعر مهدای اخوان ثالث بپردازیم. برای این منظور، با بررسی اشعار مهدی اخوان ثالث در شش دوره، با رویکرد تحلیلی-توصیفی، تلاش شد تا سیر اندیشه و دگردیسی آن در سروده های این شاعر نوپرداز، ترسیم شود. بر اساس نتایج پژوهش حاضر، به مفهوم تلخ اندیشی برمی خوریم. مفهومی نسبتاً تازه که در شعر شاعران معاصر نمود یافته است. فضای شعر اخوان ثالث پیش از کودتای 28 مرداد 1332 کاملاً امیدوارانه بوده است، امّا تحت تأثیر زمینه فردی و زندگی شخصی شاعر، این امیدواری رنگ می بازد. اخوان ثالث پس از کودتای 1332 تحت شکست اجتماعی و سیاسی، دچار ناامیدی اجتماعی و نهایتاً ناامیدی فلسفی شد. احساس تنهایی و اندوه، احساس غربت و نوستالوژی، مرگ اندیشی و پوچ انگاری مهم ترین مضامین شعر مهدی اخوان ثالث پس از کودتای 28 مرداد است.
عناصر نفرین و نمود جنسیت در دوبیتی های مکتوب عامه فارس(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
فرهنگ و ادبیات عامه سال دهم خرداد و تیر ۱۴۰۱ شماره ۴۴
284-251
حوزههای تخصصی:
نفرین یکی از شیوه های واکنش انسان در برابر موانعی است که در طول زندگی با آن ها مواجه می شود. واژه نفرین به معنای دعای بد است و بیشتر در شرایط عجز و ناتوانی انسان بروز می یابد. باور به تأثیرگذاری نفرین بیشتر از آن جاست که عامل اجرای آن، یکی از نیروهای ایزدی و مینوی است. هرچند باور به این تأثیرگذاری در گروه های مختلف اجتماعی وجود داشته است، اما مردم عامه به دلیل باورها و شرایط اجتماعی متفاوتی که داشته اند بیشتر از این ابزار استفاده و در قالب زبان گفتاری یا نوشتاری آن را بیان می کرده اند. یکی از این قالب ها دوبیتی است که عامه آن را برای بیان بسیاری از واکنش ها و احساسات خود مناسب دانسته اند. بنابراین، استفاده از آن برای بیان نفرین نیز طبیعی است. این پژوهش، به روش تحلیلی توصیفی، نفرین های نمودیافته در 4391 دوبیتی رایج در میان عامه استان فارس را بررسی کرده و با بسامدیابی از عناصر نفرین کننده، نفرین شونده و دلیل نفرین، به تحلیل آماری و نمود این عناصر و جنسیت، در این حوزه از فرهنگ عامه پرداخته است. یافته های این پژوهش نشان می دهد در اشعار بررسی شده، همه نفرین کنندگان جز در یک نمونه، انسان و نیمی از نفرین شوندگان غیرانسان اند، نکته ای که می تواند به ترتیب به دلیل ارتباط واکنش نفرین با سخن گویی انسان و فرافکنی تقصیر بر غیرانسان باشد. در دوبیتی ها، عاشق بیشترین نمود (82 درصد) را از میان 19 گروه نفرین کننده دارد و معشوق نیز با 16/23درصد ، اصلی ترین طرف در میان نفرین شوندگان است. همچنین از منظر جنسیت، زن در نفرین ها، بیشتر در مقام نفرین شونده قرار می گیرد، ویژگی ای که مربوط به جامعه مردسالار است که افزون بر ضعف و خودخواهی جنس مرد در برابر موانع، صبوری زن و پای بندی بیشترش را به رابطه عاشقانه نشان می دهد. هرچند می تواند مؤیّد به رسمیت نشناختن حقّ زن برای اعتراض نیز باشد و یک طرفه بودن رابطه عشق را نیز در جامعه مردمحور تأیید کند. از منظر تحلیل دلایل نفرین نیز، مانع وصل شدن، دیگرگزینی، جلب توجه معشوق و ناکامی عاشق، بیشترین بسامد را در دوبیتی های عامه دارند، مؤلفه ای که با وجه غنایی اشعار پیوندی مشخص دارد.
بررسی روش دستور آموزشی در کتاب های دستور زبان فارسی
منبع:
نقد، تحلیل و زیبایی شناسی متون سال ششم بهار ۱۴۰۲ شماره ۱۸
111 - 131
حوزههای تخصصی:
بررسی کتاب های دستور زبان فارسی و بازنمایی شیوه های بیان و آموزش آن ها در تطبیق با نظریه های جدید آموزشی می تواند راه-گشای دستورنویسی و آموزش علمی آن باشد. هدف از پژوهش حاضر، بررسی کتاب های دستور زبان فارسی با معیارهای روش دستور آموزشی بوده است. در این پژوهش گردآوری داده ها به صورت کتاب خانه ای بود که با بررسی 9 کتاب دستور زبان فارسی انجام شد. بررسی داده ها به صورت توصیفی-تحلیلی و با طراحی بازبینه هایی بر اساس رویکرد زبان شناسی کاربردی و دستور آموزشی صورت گرفت. با توجه به گسترده بودن حوزه دستور زبان فارسی، پیکره داده ها بر اساس سه پیش شرط: معتبر بودن، جامع بودن و معاصر بودن برگزیده شد. برای اجرا و تطبیق رویکردها و روش های بنیادین، بازبینه هایی طراحی شد تا همه کتاب ها در چارچوبی منظم سنجیده شوند. بر این اساس ویژگی های هر یک از نظریه های اساس استخراج شد و به صورت شاخص شماره گذاری شد تا یافته ها روبه روی آن ها درج شود. بنابر یافته های پژوهش حاضر: کتاب های دستور زبان فارسی مطابق با دستور توصیفی ساختگرا یا صورتگرا و به روش قیاسی نوشته شده اند. در هیچ یک از آن ها شاخص های دستورآموزشی مانند بافت- محوری، در نظر گرفتن فرم و معنا و کارکرد، مفهوم- محوری، تکلیف-محوری، تولید-محوری، توجه به گونه های گفتاری، معیار آموزش نبوده است. در این پیکره تأکید بر دانش زبانی است؛ نه توانش ارتباطی. طبق این بررسی، دستور زبان فارسی بر اساس پیکره ای از داده های زبانی نوشته نشده است. نتایجِ پژوهش حاضر می تواند برای دستورنویسان، مدرسان و پژوهندگان دستور زبان فارسی و نیز حوزه آموزش زبان فارسی به غیر فارسی زبانان مفید باشد.