ترتیب بر اساس: جدیدترینپربازدیدترین
فیلترهای جستجو: فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۴۵٬۷۲۱ تا ۴۵٬۷۴۰ مورد از کل ۵۴٬۲۷۹ مورد.
۴۵۷۲۳.

گاو لقمه ربا (توضیح بیتی از مثنوی معنوی)(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۵۶ تعداد دانلود : ۴۵۴
زهره نه کس را که لقمه نان خورد   زانکه آن لقمه ربا گاوش برد وقتی متعالی ترین معانی و مفاهیم الهی در سلک عبارت کشیده می شود، آن را به شرح و تفسیر نیازمند می کند. مثنوی از آن رو که مشتمل بر دُرر دلالات و احسن مقالات است، توجه شارحان بسیاری را به خود جلب کرده است. در کنار معانی و مفاهیم، مباحث لغوی هم ناگزیر مجال ظهور می یابد و شارحان به این مباحث هم توجه کرده اند. قریب به اتفاق شارحان مثنوی از خواندن درست و درک دقیق مفهوم بیت یادشده در دفتر دوم مثنوی درمانده اند. در این پژوهش با استخراج داده ها و تحلیل محتوا به بازبینی نظر آنان و نکاتی پرداخته می شود که درباره این بیت بیان شده است. پس از نقل و نقد سخنان ایشان، سرانجام مفهوم دقیق بیت گفته می شود. خوانشِ نادرست بیت سبب شده است تا برخی شارحان به اصالت بیت تردید کنند و به نسخه های نادرستی ارجاع دهند که کمکی نمی کند. علاوه بر توسل به نسخه ها، بیشتر شارحان مثنوی با استناد به آنچه گوهرین در فرهنگ لغات و تعبیرات مثنوی با عنوان «گاو (کسی را) بردن» آورده است، به خطای دیگری دچار شده و آن را یک کنایه پنداشته اند که موجه نیست و چنین کنایه ای در فرهنگ دهخدا هم نیامده است. در بیت منظور، «بردن» فعل تام در معنای دزدیدن است؛ گاو نیز کنایه از انسان شکم باره است. این بیت را نمی توان از ابیات دشوار مثنوی به شمار آورد که نیازمند شرح و تفسیر باشد؛ اما خوانشِ نادرست آن و درنتیجه برداشت های ناصواب، در نام آشناترین شروح مثنوی ، آن را به بیتی بحث انگیز تبدیل کرده است.
۴۵۷۲۵.

Richard Rowan’s Search for Other Jouissance in James Joyce’s Exiles(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۵۶ تعداد دانلود : ۶۸۹
This paper traces Jacques Lacan’s theory of jouissance in James Joyce’s Exiles . According to Lacan, there are two kinds of jouissance, namely phallic and Other. The former is achievable through desire for different things in the Symbolic order while the latter is beyond the given order and can be attained through particular activities in sinthome . All major characters of the play are involved with jouissance in one way or another.  Richard Rowan as the major character in the play has got along with phallic jouissance and he is trying to move toward the Other jouissance via denial of the Symbolic order and dedication of his time to writing. After living in exile for years and experiencing the pleasures of the phallic jouissance, he is back to find a solution to his problem with the Symbolic order. The jouissance beyond the phallic one for Richard lies in writing which turns out to be his sinthome . An untextualized writing is considered to be Richard’s sinthome that opens up the path toward Other jouissance for him. 
۴۵۷۲۶.

کهن نوشته هایی درباره ارتباط سعدی با خضر(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۵۷ تعداد دانلود : ۴۹۸
درباره شخصیت پیچیده و پرابهام سعدی، برخی باورها و افسانه ها شکل گرفته است که بر اساس مدارک و منابع تاریخی، هسته شکل گیری برخی از آن ها را می توان در لایه ای شناخته شده و خاص از تاریخ، ردیابی و آن را به زمانی مشخص محدود کرد. یکی از این باورها که دست کم از نیمه سده هشتم هجری یا اواخر این قرن رواج داشته، ماجرای دیدار سعدی با خضر است. در اسناد سده نهم، به کسب زلال معنوی از خضر برای سعدی نیز اشاره شده است. در این نوشتار، دو سند بسیار کهن در این باره عرضه می شود که نشان می دهد این باور به زمانی کهن تر، احتمالاً اواخر عهد حیات سعدی و یا در حالتی بدبینانه، اوایل سده هشتم هجری تعلق دارد. یکی از این اسناد، شعری از یکی از معاصران همام تبریزی است که در آن به اینکه سعدی «قطره ای از کام خضر» را مزیده، تصریح شده و این، کهن ترین مأخذ برای باور اخیر است.
۴۵۷۲۷.

مضامین انتقادی و تعلیمی طنز در اشعار حافظ و سرآمدان سبک هندی

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۵۵
حافظ در نزد ایرانیان پایگاهی بس بلند دارد. زبان شیرین و کلام تأثیر گذار او شهره ی خاصّ و عامّ است. هنر مطایبه و طنز، جزو مختصّات بیان خواجه است. حافظ در زمانه ای  می زیسته که ریاورزی و ظاهر پرستی های زاهدان و جور و تزویر حاکمان، دل شاعر را به درد می آورده است. حافظ با زبان فاخر و شوخ طبعانه، معایب زمانه و زاهدان و پارسایان و شیوخ وابسته درباری را بر ملا می کند و قصد اصلاح گری دارد. دوره صفوی نیز گرچه از نظر سیاسی از ثبات بیشتری نسبت به دوره حافظ برخوردار است اما از نظر تعصّب مذهبی حاکم با آن دوره مشابهت دارد و مانند دوره حافظ، دربار، مملو است از پارسایان و شیوخ و واعظان ومفتیانی که مدّعی زهد و تقوی هستند و از درک معانی عرفانی بازمانده اند. شاعران این دوره مستقیم و صریح و کمتر به کنایه به مبارزه با ظاهرسازی، خود بینی، ریا، تزویر و مدعیّان خدمت به مردم برخاسته اند و طنزهایی دل نشین و گاه گزنده و ماندگار را در شعر و ادب پارسی به یادگار گذارده اند.
۴۵۷۲۸.

اَژدَهااوژنی زال(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۵۵ تعداد دانلود : ۴۴۱
در میان یلان سیستان، زال برخلاف سام و رستم، یکسره از کردارهای رزمی در نبردگاه به دور است. او در میانه آن دو جهان پهلوان، نه در نبردگاه که در پیکره داستانی نو و دیگرسان، اژدهایی را می اوژند و فراوانی را به ایران شهر ارزانی می-دارد. در این جستار با خوانشی تازه از داستان زال در چهارچوب نقد اسطوره ای و به شیوه توصیف و بازکاوی و با هدف فرادید نهادن انگاره ای دیگر درباره بن مایه اسطوره ای پیوند زال با رودابه، تنک مایگی دَستان در رزم و جهان پهلوانی بررسی شده است. آنچه از این بررسی چونان انگاره ای به دست آمده این است که زال در روند دگرگونی اسطوره به حماسه، کردار اَژدَهااوژنی ژرف ساخت یا کهن الگوی نخستینه خود را در ستیز با اژدهای مادینه اوبار، به گونه پیوند با رودابه، دختر مهرابِ اژدهانژاد، به ارث برده است. پهلوان با شکست مهراب اژدهانژاد که نمادینه ای از باروری را در چنبره فرمان خود دارد، مایه رهایی رودابه و پدیدآمدن نیرویی فراوانی بخش همچون رستم می شود تا با واگذارشدن جهان-پهلوانی به تهمتن، یکسره پاسدار ایران شهر در برابر تازش های افراسیاب اژدهانژاد شود. بر بنیاد انگاره ای، چنین می نماید که نشانه هایی از اسطوره ایزد مهر در شخصیت مهراب بازتافته است.
۴۵۷۲۹.

نگاهی به شگردهای حکایت درونه ای در هزار و یک شب(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۵۶ تعداد دانلود : ۶۲۹
بسیاری از حکایات آمده در نسخ خطی، چاپ و ترجمه های متفاوت هزار ویک شب جواهراتی از شگردهای حکایت پردازی در سنّت ادبی مشرق زمین اند. حکایات اصلی بسیاری با ساختار پیچیده و جذّاب و حکایات فرعی فراوانی که هنرمندانه در خلال حکایات اصلی جاگرفته اند. برای ارزیابی و درک نزدیک چنین اثری که حکایت پردازانش طی شش قرن، گستره ای از شرق به غرب جهان اسلام را سیرکرده و آن را تدوین کرده اند، باید جهانٍ فرهنگی چندگانه نهفته در خود اثر و نیز «بده بستان» هایی که در فراگرد انتقال به دیگر ملل را تجربه کرده، بشناسیم. از این رو نگاهی دوسویه به شگردهای درون متنی و بینامتنی ضرورتی انکارناشدنی است تا از یک سو کارکرد حکایت فرعی در کنار حکایت اصلی آشکار شود و از دیگر سو فرآیندی که طی آن یک حکایت فرعی توانسته در حلقه های داستانی متفاوت به کار رود، شناخته شود. پژوهش حاضر به روش تحلیلی- توصیفی، سندکاوی و استناد به متن، ناظر است به بحث درباره سه حکایت درونه ای- از شگرد های درون متنی گرفته تا رهیافت بینامتنی و شرح چگونگی جرح و تعدیل آن ها- و نیل به این دستیافت که حکایات مذکور در راستای حفظ و تداوم سنّت حکایت پردازی بین المللی، گرچه در ظاهر تغییراتی یافته اند، اما بنیان ثابت خود را کماکان حفظ کرده اند.
۴۵۷۳۱.

پرده های ابهام در لایه های معنایی مقالات شمس(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۵۵ تعداد دانلود : ۳۸۳
از آن جا که زبان عرفان تجربه های شهودی ودریافت های آن سری عارفان را درخود پیچیده واز ابزارها وشگردهای متنوع ومتلونی برای محسوس وملموس ساختن آن ها به کار می گیرد واز سویی نیز زبانی معناگراست،عمدتا لایه های معنایی چندگانه ای را دربر دارد واغلب با تاویل وتفسیرهای مختلفی همراه است.تلاش عارف برای استفاده بهینه از یک روساخت برای بیان چند ژرف ساخت، از علل دیگر تاویل پذیری ومهمتر از همه ایهام و ابهام معنایی متون عرفانی است و عارفان بر این عقیده اندکه زبان معمول آدمی توانایی انتقال تجربه های عرفانی را ندارد، این مساله موجب چندمعنایی و مبهم شدن هر چه بیشتر متون عرفانی شده است. در میان بزرگان ادب ایرانی، چهره شمس همواره در هاله ای از ابهام نهان گشته است و یکی از علل این را می توان زبان مبهم وی در مقالات شمس دانست. مقالات شمس سرشار از ابهام و هنجارگریزی های زبانی است که درک و فهم معنا را به پرده تعویق وتاخیر وگاه عدم دریافت درست می کشد. در این پژوهش به بررسی این عوامل -که کلید ورود به جهان شمس و بتبع آن راهی به جهان مولوی است- خواهیم پرداخت و به رفع ابهام وگشایش سطوح معنایی در برخی از گزاره های مقالات شمس در شش مفهوم بلند عرفانی می پردازیم و نشان خواهیم داد ابهام در مقالات شمس علاوه بر آن که از ویژگی های زبان عرفانی است، برآمده از تجربیات عرفانی خاص شمس و نگرش او به زبان نیز هست.
۴۵۷۳۲.

بررسی تمثیل، بود بازرگان و او را طوطیی، در روایت مولوی(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۵۵ تعداد دانلود : ۴۵۸
تمثیل و کاربرد آن در ادب پارسی سابقه ای دیرینه ای دارد و یکی از کسانی که از این توانمندی ادب پارسی توانمندانه استفاده کرده است مولانا جلال الدین محمد بلخی است. او با شوقی وافر و شوری عارفانه می خواهد عرفان عملی را به مریدان و شیفتگان راه طریقت و حقیقت آموزش دهد و در این رسالت خطیر خویش برای بیان مفاهیم والا از تمثیل بهره جسته است. وی مفاهیم ژرف و عمیق عرفانی را درقالب قصه ها و حکایات شیرین بیان می کند که این حکایات شیرین گاه از زبان جانوران و حیوانات بیان می شود و شخصیت های داستان حیوانات اهلی یا وحشی هستند. از آنجا که بررسی تمثیل و قصه سرایی در مثنوی پر اهمیت است، در این مقاله، نخست به ارائه تعریفی از تمثیل پرداخته می شود و سپس از اهداف و مقاصدی یاد می شود که مولانا از توسل به تمثیل در نظر داشته است و در ادامه، حکایت تمثیلی «طوطی و بازرگان» به نثر می آید وبعد به ابیات منظوم آن تمثیل پرداخته می شود و نقش های نمادین و سمبلیک آن مورد بررسی قرار می گیرد.
۴۵۷۳۳.

تناسب هندسی در متون زرتشتی و شاهنامه(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۵۵ تعداد دانلود : ۳۹۰
آفرینش خداوند بر مبنای تناسباتی است که تنها برخی از آن ها برای انسان آشکار شده است. در میان تناسب هایی که در شکل و عمل کرد آفریده ها وجود دارد، تناسبات هندسی از لحاظ زیبایی بصری و استحکام ساختاری، اهمیت فراوان دارد. هدف از پژوهش حاضر به روش توصیفی تحلیلی، بررسی شواهدی از تناسب هندسی در متون زرتشتی و شاهنامه و بررسی ابعاد یا اشکال هندسی که به صراحت در متن بیان شده و پاسخ دادن به این پرسش که تناسب هندسی ذکر شده در این متون از چه نوعی است و تا چه اندازه با مفهوم کنونی این تناسب ها همخوانی دارد. نتیجه پژوهش نشان می دهد که در متون زرتشتی و شاهنامه شواهدی از تناسب هندسی مربع و دایره در نخستین آفریده های اهورایی و در برخی سازه های بشری وجود داشته است. این گونه به نظر می رسد که این تناسب های اساطیری با مفهوم فعلی آنان نیز قابل توجیه است؛ زیرا هرگاه وجه روحانی یک پدیده غالب تر باشد، شکل هندسی آن به دایره نزدیک تر است. همچنین در جایی که سخن از عالم جسم به میان می آید، شواهدی از تناسب هندسی مربع یافت می شود.
۴۵۷۳۵.

بررسی آداب سلوکِ سالک از منظر سلسله کبرویه(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۵۵
آداب سلوک و تربیت در هر حوزه ای، اصول و روش های مشخصی دارد که تربیت کننده و سالک و آموزنده باید به این اصول آگاهی داشته باشند تا راه های رسیدن به مقصد و هدف اصلی برای سالک و مرید به آسانی هموار شود. در آموزه های عرفانی نیز این روش ها بسیار اهمیت دارد و همه مکتب ها و نحله های عرفانی به آنها پایبند هستند. در سلسله کبرویه نیز مبانی و روش های مشخصی برای تربیت سالک و رساندن او به مقصد اصلی، یعنی معرفت حق وجود دارد. این مقاله با روش توصیفی تحلیلی و با استفاده از مطالعات کتابخانه ای به بررسی آداب سلوک سالک از نگاه سه تن از عارفان برجسته این سلسله، نجم الدین کبری و مجدالدین بغدادی و نجم الدین رازی، پرداخته است. نتیجه به دست آمده نشان می دهد عارفان این سلسله برای سالک در ابعاد مختلف فردی، اجتماعی و روحانی غیبی، توصیه ها و دستورالعمل های تربیتی مشخص و ارزشمندی دارند.
۴۵۷۳۶.

«شاد»، «می» و «پشیمان شدن» (بررسی سه واژه از شاهنامه)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۵۵ تعداد دانلود : ۳۰۳
شاهنامه یکی از مفصل ترین آثار زبانی سده های نخستین رسمیّت و رواج زبان فارسی دری پس از اسلام است. این گنجینه گرانبها حاوی شواهد اصیل و قابل اعتماد از عناصر زبان فارسی این دوره و در بردارنده کلیدهای بسیاری در گشودن مسایل ناشناخته زبان فارسی دری و پیشینه آن، فارسی میانه، است. متقابلاً در این اثر به سبب کهنگی زبان آن، نکاتی هست که جز از طریق شناخت زبان فارسی میانه و سایر زبانهای دوره میانه و دوره باستانی قابل دریافت نیستند. در این نوشتار به سه واژه «شاد»، «می» و «پشیمان شدن» در شاهنامه پرداخته شده و با استفاده از شواهد درونی این اثر و نیز برخی شواهد سایر متون فارسی و همچنین قراینی از زبانهای باستانی معانی متفاوتی برای دو واژه نخست و ساخت کمترشناخته شده ای برای توجیه کاربردی خاص از مورد سوم در زبان فارسی دری ارائه شده است. معنای پیشنهاد شده برای «شاد»، «توانگر و ثروتمند و برخوردار» است. واژه «می» صورت اصیل فارسی میانه «مغاک» دانسته شده و «پشیمان شدن» در کاربردهای خاص از گونه افعال غیرشخصی به شمار آمده است.
۴۵۷۳۷.

بررسی محتوای کنایه های غزلیات منزوی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۵۵ تعداد دانلود : ۳۶۷
کنایه یکی از مهمترین و تأثیر گذارترین عنصرهای  زیبایی سخن است که اکثر شاعران به آن توجه داشته و به تناسب سخن خود از آن بهره ی کافی برده اند .یکی از این شاعران حسین منزوی است او که خود، به خوبی زبان را می شناسد و با زبان نرم و لطیف شعرش دل و جان مخاطبش را تسخیر می کند، برای ارتباط بیشتر با خواننده ،کنایه را نیز به طرز  ماهرانه ،به  خدمت کلام می گیرد . در بررسی غزلیات منزوی،به این نکته پی می بریم که او سنت های بومی و کهن و آداب و رسوم و باورهای عامه را خوب می شناسد و با استفاده از آن ها و آمیختن این باورهای دیرینه ی  کهن سرزمینمان ،با زبان امروزی توانسته کنایه های بسیار زیبایی خلق کند که نه تنها به پیچیدگی کلامش منجر نشده ؛بلکه زبان گیرا و دلنشین او  را مردم پسندتر ساخته است . جان مایه ی کنایه های منزوی ،مسایل سیاسی و اجتماعی و عاطفی و در مواردی مربوط به زندگی روزمره است که برخی از فرهنگ گذشته وام گرفته شده و برخی دیگر مربوط به فرهنگ معاصر است . این مقاله می کوشد تا زاویه ی از زوایای کنایات منزوی را که با اندام های بدن پیوند دارد واکاوی نماید .
۴۵۷۳۸.

روایت های پسا مدرن و نابسندگی دلالت های بصری الگوهای ارتباط روایی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۵۵ تعداد دانلود : ۴۶۴
آنچه در قالب مبانی یا الگوهای توصیف، تبیین و تحلیل متن های ادبی وجود دارد، بر آمده از وجوه مشترکیست که محققان پس از مطالعه متن های ادبی متنوع بدان دست می یابند. سپس این الگوها از یک سو مبنایی برای معرفی متن های پیش از خود و از سویی دیگر معیاری برای سنجش متن هایی است که الگوها بر شکل گیری آنها اثر گذاشته است. برغم تناسبی که میان الگوهای مذکور با متون برسازنده یا برساخته شده آنها به چشم می خورد، این الگوها به هنگام مواجهه با متن هایی با ساختار یا فضای تعاملی متفاوت، نیازمند بازخوانی و بازسازی است. یکی از این موارد الگوهای ارتباط رواییِ رایج است که برغم تنوع مکاتب روایی و الگوهای پیشنهادی آنها، سطح بصری همگی حاوی نوعی مولف محوری، مرکزگرایی و مرزبندی قطعی بوده؛ در تبیین و نمایش روایت های پسامدرن عاجز می نمایند. در این نوشتار ضمن معرفی زمینه ها، مبانی و شکل های الگو های ارتباط روایی رایج، نابسندگی دلالت های بصری آنها در مواجهه با روایت های پسامدرن نشان داده خواهد شد. در نهایت الگویی ارتباطی در قالب نمودار پیشنهاد شده؛ که بزعم نگارنده می تواند فضای تعاملی همه روایت های موجود را به نمایش در آورد.
۴۵۷۳۹.

بررسی تطبیقی گلستان سعدی و یادداشت های ایام سبک باری یوشیدا(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۵۵ تعداد دانلود : ۴۸۸
تسوره زوره گوسا یا یادداشت های ایامِ سبک باری (Tsurezuregusa or Essays in Idleness) اثر راهب، نویسنده و شاعر قرن سیزدهم ژاپن، کنکو یوشیدا (Kenko Yoshida) است که هشتاد سال پس از گلستان نوشته شده است. به لحاظ مضمون و محتوا و ساختار شباهت حیرت انگیزی با کتاب شیخِ اجل سعدی شیرازی دارد. باوجودی که سعدی شاعر و نویسنده ای معتقد به آموزه های قرآنی و حکمت و عرفان اسلامی ایرانی بوده است و یوشیدا راهبی تربیت یافته عرفان بودایی، اما اندیشه و نوع نگرش این دو به جهان و هستی چنان به هم نزدیک است که گویی هر دو از یک آبشخور نوشیده اند. البته با این تفاوت که به لحاظ زیبایی شناسی، گلستان شیخ اجل به نسبت سرآمدتر از یادداشت های ایام سبک باری یوشیدا است. گلستان سعدی شاهکار ادبیِ جهانی است که به زبان های مختلفِ جهان ترجمه شده است و ادبای طراز اول بسیاری از آن تأثیر پذیرفته اند. در این مقاله، ضمن بررسی تطبیقی تعدادی از حکایات دو کتاب و بررسی شباهت هایشان، به ارزش های زیبایی شناختی آن ها نیز پرداخته ایم. تحذیر بر ناپایداری جهان، سخن در فضیلت قناعت و توصیه به ساده زیستی و وقار پیری از مشترکات معنایی این دو اثر است؛ همچنان که درج حکایت و آمیزه نثر و شعر از ویژگی های ساختاری آن هاست.
۴۵۷۴۰.

«مطرب آتش»(بررسی مضمون اسپند در شعر فارسی)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۵۵ تعداد دانلود : ۸۷۲
شاعران پارسی سرا از ابتدای پیدایش شعر، از ظرفیّت های گوناگون زبان و الفاظ برای کشف مضامین تازه و بکر بهره برده اند. با وجود پژوهش های متعدّدی که در این باره انجام شده است، واژه هایی وجود دارند  که علیرغم داشتن بسامد بالا و نقش قابل تأمّل آن ها در پهنه ی ادب فارسی، تاکنون تحقیق و پژوهشی درباره ی آن واژه ها صورت نگرفته است. واژ ه ی «اسپند» از جمله ی آن واژه هاست. پژوهش حاضر سیر تحوّل و تطوّر معنایی این مضمون را از ابتدای پیدایش شعر فارسی، (قرن سوم) تا سده ی حاضر مطالعه کرده است. حاصل پژوهش نشان می دهد که در شعرِ سبک خراسانی و عراقی، مضمون های ابداع شده تنوّع چندانی ندارد و می شود آن ها را در چند مؤلّفه ی کلّی دسته بندی کرد: مثل دفع چشم زخم، تشبیه به خال، تشبیه به مردمکِ چشم و...؛ امّا با ظهور سبک هندی و ظهور شاعران نازک خیال این سبک، این واژه چنان مورد توجّه قرار می گیرد که از آثار این سبک، می توان صدها بیت درباره ی اسپند به دست آورد. به گونه ای که گاه، این کلمه در قالب ردیف اسمی نیز به کار برده شده است. با وجود آن که این واژه در شعر معاصر نیز ظهور و بروز دارد، امّا از نظر مضمون، تنوّع چندانی ندارد و بیش تر همان مضامینی است که در دو سبک خراسانی و عراقی کاربرد داشته است.

پالایش نتایج جستجو

تعداد نتایج در یک صفحه:

درجه علمی

مجله

سال

زبان