رابطه زبان و جنسیت در دهه های اخیر در حوزه های مختلفی ازجمله زبان شناسی اجتماعی و ادبیات موردتوجه پژوهشگران واقع شده است. متأسفانه در راستای شناخت و تحلیل دقیق فرهنگی براساس متون کهن فارسی، پژوهشی صورت نگرفته است. منظومه های غنایی از مهم ترین منابع نمود جنسیت ادبیات فارسی هستند. برای تحلیل زبان و جنسیت در ادبیات کلاسیک فارسی، دو منظومه «ویس ورامین» و «خسرو وشیرین» با دو رویکرد عمده به زبان و جنسیت، یعنی رویکرد تسلط و رویکرد تفاوت بررسی شده است تا مشخص شود که کدام رویکرد در دو منظومه مذکور ازنظر واژگان زنانه غالب است. روش تحقیق به هر دو شکل تحلیل کمّی و کیفی صورت گرفته است. نتایج این پژوهش نمایانگر این است که شمار واژگان زنانه در «ویس و رامین» بیشتر است و برخلاف تصور اولیه، رویکرد تفاوت در واژگان به کار رفته در هر دو منظومه نسبت به رویکرد تسلط بیشتر است و همچنین میزان رویکرد تفاوت در «خسرو و شیرین» بیشتر از «ویس و رامین» است. نتایج این تحقیق می تواند تا حدودی بازنمودی از جایگاه زنان آن روزگ ار نیز باشد.
در قرن 20 ساختارگرایان به پیروی از پراپ، درصدد ارائه الگوی کلّی در ساخت انواع روایت برآمدند. در همین زمینه، آ.ژ.گریماس، مشهورترین نظریّه پرداز روایت، از دامنه محدود مطالعات پراپ فراتر رفت و با ارائه الگوی کُنشی و زنجیره های روایتی خود، تلاش کرد تا به دستور کلّی زبان روایت دست یابد و هر روایت را با ساختار روایی خاص تجزیه و تحلیل کند. او الگوی کنشی خود را به گونه ای طرّاحی کرد که با تمام روایت ها قابل تطبیق باشد. بر همین اساس، در این پژوهش سعی بر آن است تا ساختار روایتی داستان «گنبد صندلی»، به عنوان نمونه ای از منظومه های غنایی عاشقانه، بر مبنای نظریّه گریماس مطالعه گردد. این داستان، ششمین داستان از هفت پیکر است و راوی آن، بانوی چین در اقلیم ششم است و ساختار طرح اصلی روایت با تغییر وضعیّت ها بر اساس تقابل های دوگانه و زنجیره های روایی و همچنین الگوی کُنشی روایت تحلیل و بررسی می شود. پس از تجزیه و تحلیل متن بر مبنای الگوی گریماس، روشن شد که هیچ بخش از حکایت در پیشبرد جریان روایت بی تأثیر نیست و در آن داستان با وضعیت متعادل آغازین (آغاز سفر)، با درخواست آب خیر از شر، به وضعیتی نامتعادل (کور شدن خیر) مبدّل می شود تا اینکه این وضعیت با تأثیر نیروی یاری دهنده دختر کُرد و چوپان، سیر صعودی خود را به سوی تعادل پایانی (ازدواج با دختر کُرد، ازدواج با دختر شاه و وزیر و نشستن خیر بر مسند پادشاهی) به پایان می رسد.
نشریه باباشمل، از جمله نشریات برجسته طنز دهه بیست شمسی است که توسط مهندس رضا گنجه ای در خلال سال های 1322 تا 1326 در تهران منتشر می شد. نشریه باباشمل که در برهه ای پرالتهاب از تاریخ معاصر ایران به فعالیت می پرداخت، با همکاری گروهی از نویسندگان و شاعرانی که هر یک بعدها، به شهرت فراوانی در عرصه ادبی کشور رسیدند، تقریباً به تمامی رخدادهای و اتفاقات سیاسی، اجتماعی، اقتصادی و فرهنگی جامعه ایران، با نگاهی طنزآمیز پرداخته است و منویات و خواسته-های مخاطبان خود را که عموماً از میان توده های مردم بودند، به گوش مسئولان می رساند. عمده ترین مطالب انتقادی و طنزآمیز این نشریه، حول مسائل سیاسی می چرخد. به جرأت می توان گفت که حتی کم اهمیت ترین مسائل و رویدادهای سیاسی کشور نیز از گزند تیغ تیز انتقاد نویسندگان و شاعران این نشریه، در امان نمانده است. مهم ترین محتوای سیاسی نشریه را مسائلی همچون تهدیدات کشورهای خارجی و ترس حکومت وقت از آنها، انتقاد از عملکرد وزیران و دولتمردان، انتقاد از ناکارآمدی مجلس شورای ملی و نمایندگان مجلس، خرید و فروش رأی مجلس، انتقاد از نقش مخرّب مستشاران خارجی، وضعیت به ریخته و نابسامان ادارات دولتی و... تشکیل می دهد. این مقاله با تأکید بر محتویات نشریه باباشمل، به روش تحلیل محتوای تلفیقی، می کوشد گفتمان حاکم بر این نشریه را بازگو کند.
L’acte du suicide est complexe et les facteurs de risque sont multiples: ils peuvent être psychosociaux ou relever du sujet lui-même. Cet acte est présent autant dans la vie actuelle que fictive. Ainsi, il arrive qu’un auteur dirige son personnage vers une fin funeste à laquelle il se résigne contentement. Phèdre est tachée non seulement du sang d’Hyppolite mais aussi celui de l’héroïne de la pièce. A première vue, la cause du suicide de Phèdre paraît limpide: la mauvaise conscience à l’égard de la mort d'Hyppolite. Mais il s’agit d’un cas psychologique qui rassemble les chaînons d’un amour qui aboutit à la catastrophe. Nous allons étudier la naissance de cet amour funeste, son parcours sentimental et les détails psychologiques qui entraînent la mort des protagonistes. Nous allons avoir recours à la méthode psychanalytique et sociologique pour approfondir les causes du suicide de l’héroïne car, elle est conduite vers la mort à cause des facteurs et des conditions qui influencent l’esprit de l’auteur et son inconscient. Cette analyse nous conduira à éclairer l'influence du jansénisme et de la monarchie sur la mentalité de l’auteur.
اندیشه سیاسی یونان باستان ریشه در اسطوره های این تمدن دارد. حرکت فیلسوفان یونانی، به ویژه در آتن، از جهان اسطوره به عقل گرایی به دنبال دگرگونی ها و تحولات این جامعه به وجود آمده است. در برخی دولت شهرهای یونان (در همین دوره)، حکومت پادشاهی و اشرافی به دموکراسی تبدیل و در برخی دیگر، مبدل به دیکتاتوری شده است. با توجه به این تحولات، اسطوره ها به ویژه در زمینه سیاسی تحول اساسی یافته و نوع تراژدی اسطوره سیاسی، در شکل تئاتر سیاسی در همین دوره تحول جامعه یونانی، به وجود آمده است. اسطوره سیاسی آنتیگونه ، از مهم ترین این تراژدی ها است که نبرد میان آزادی و خودکامگی را نشان می دهد و پیامدهای تراژیک آن را برای بقای دولت شهر، مردم و شخص حاکم روشن می سازد. این مقاله با روش تحلیلی توصیفی، تلاش می کند این نبرد را بر اساس تحولات سیاسی و اجتماعی دولت شهر آتن و جهان یونانی بررسی نماید.
مرگ و مرگ اندیشی از بن مایه های برجسته در قصه های عامیانه است و اندیشه نوزایی برخاسته از مرگ اندیشی از باورهای جمعی و اسطوره ای کهن است. مرگ و نوزایی، صورت های متعددی در قصه ها دارند و در تعدادی از نمونه ها بیانی نمادین دارند. شناخت این صورت ها و نمادها، درک عمیق تری از مرگ اندیشیِ عامه نمایان می سازد. نگارندگان برای دست یابی به اَشکال مرگ اندیشی و نوزایی در مجموعه چهار جلدی قصه های ایرانی انجوی شیرازی از شیوه توصیفی- تحلیلی بهره برده و صورت های مرگ، نوزایی و نمادهای مرگ اندیشی و نوزایی را شناسایی، استخراج و تحلیل کرده اند. یافته های پژوهش نشان می دهند مرگ دو نمود طبیعی و غیرطبیعی در قصه ها دارند و صورت های غیرطبیعی مرگ، که پربسامدترین گونه مرگ در قصه هاست، عبارتند از: اقدام موفق، اقدام ناموفق و مرگ با پایان باز، رویگردانی از کشتن، خودکشی، مرگ بر اثر حوادث، دیدار با مردگان و شایعه مرگ. ظهور و بروز نمادهای مرگ در شکل های اقدام موفق، اقدام ناموفق و نتیجه نامشخص در کشتن و مرگ بر اثر حوادث است. صورت های نوزایی در قصه ها شامل ولادت مجدد، انتقال نفس، استحاله، تناسخ و رستاخیز است، نمادهای آن هم در تمامی شکل های نوزایی بسامد دارند و در پاره ای از نمونه ها با نمادهای مرگ مشترکند.
استفاده از نظریه های مختلف زبان شناسی برای تحلیل کیفیت متون ادبی، در دهه های اخیر از مقبولیت فراوانی برخوردار بوده؛ به ویژه که با به کارگیری این امر، افق های نگرش تازه ای در نقد متون ادبی به وجود آمده است. یکی از مهم ترین حوزه های زبان شناسی، مبحث «معنی شناسی» است که خود شامل مصادیق مختلفی است. از جمله موضوعات مهم معنی شناسی، مسیله حوزه معنایی و واژگانی است که زبان شناسان مختلف، درباره این دو حوزه در آثار خود صحبت کرده اند. این نظریه را حتی در تصحیح متون فارسی می توان به کار گرفت. این مقاله با به کارگیری تکرار، با هم آیی معنایی، تضاد معنایی و جز این ها به بررسی دو اثر تعلیمی تصحیح شده ( قابوسنامه و بوستان سعدی) از سوی مرحوم یوسفی می پردازد. باتوجه به مجال مقاله می کوشد تا با این عناصر، متن تصحیح شده را واکاود و انتخاب اصح و ادق را از غیر اصح باز نماید. باهم آیی واژگانی و معنایی در این دو اثر تعلیمی بررسی شد و دلیل انتخاب نسخه بدل به متن یا متن به نسخه بدل ها باز نموده شد.
مهارت های زندگی یکی از راهبردهای مهم و ضروری است که از طریق افزایش توانایی کودکان و نوجوانان، ظرفیت آنان را در جهت مقابله با چالش ها و کشمکش های زندگی ارتقا می دهد و آنان را در برابر مشکلات ایمن می سازد. ژانر ادبی رمان، قالب مناسبی برای انتقال مهارت ها و تقویت آن ها در کودکان و نوجوانان است. هدف این پژوهش بررسی مهارت های زندگی (همدلی، تصمیم گیری، حل مسئله، خودآگاهی، مهارت فردی و تفکرخلاق) در رمان های فرهاد حسن زاده و اریش کستنر (Erich Kastner) است. روش پژوهش به صورت تحلیل کمی و کیفی محتوای آثار است. نتایج پژوهش نشان داد که مهارت همدلی، نسبت به دیگر مهارت ها، کاربرد بیشتری در آثار حسن زاده و کستنر دارند. مهارت هایی نظیر، تفکر انتقادی، تفکر خلاق و مهارت حل مسئله بسامد کمتری داشته اند. نکته ی دیگر اینکه مهارت های زندگی در آثار فرهاد حسن زاده در مقایسه با اریش کستنر، بسامد بیشتری دارند.
سیمای درخشان «شاه منصور» در سروده های حافظ امیرافشین فرهادیان * علی محمدی * * چکیده بهره گیری حافظ از ظرفیت شعر برای بیان عقیده و جهت گیری نسبت به هسته ی قدرت سیاسی و رخدادها و تحولات آن عرصه، اهمیت رویکرد تاریخی- سیاسی در به دست دادن درک جامع تر و دقیق تر از شعر او را برجسته می کند. ارتباط نزدیک حافظ با دربار به دلیل جایگاهش به عنوان شاعری بهره مند از قبول خاطر خاص و عام و نیز به اقتضای شغل دیوانی اش، موجب شده که او شناختی دقیق از شاهان و شاهزادگان و وزیران و دیگر رجال متنفذ عصر خویش داشته باشد. داوری حافظ نسبت به بسیاری از ایشان در سروده هایش بازتاب دارد. دراین میان تصویری که از شاه منصور مظفری در دیوان حافظ ترسیم شده است، جلوه گاه سیمای شاهی آرمانی و دلخواه است که در میان دیگر ممدوحان موردعلاقه ی شاعر، جایگاه ممتازی دارد. زمانی اهمیت این جایگاه بهتر درک می شود که توجه داشته باشیم حافظ این داوری را در سال های پایانی زندگی و از پس تجربه ی برآمدن و فرورفتن حاکمان و صاحب قدرتان پرشمار به دست می دهد. هدف این جستار بررسی سیمای شاه منصور مظفری در سروده های حافظ و انطباق آن با منابع تاریخی معتبر به روش تحلیل محتوا (رویکرد توصیفی- تحلیلی) است تا از رهگذار آن بتوان برای جایگاه سپند و ارجمند او نزد حافظ، توضیحی منطقی یافت. واژه های کلیدی : بازتاب رویداد تاریخی، حافظ، شاه منصور مظفری، مغنی نامه . * دانشجوی کارشناسی ارشد زبان و ادبیات فارسی دانشگاه ابوعلی سینا همدان afshin.farhadian@gmail.com ** استاد زبان و ادبیات فارسی دانشگاه ابوعلی سینا همدان khoshandam.ali2@gmail.com (نویسنده ی مسئول) تاریخ دریافت مقاله: 16/5/1400 تاریخ پذیرش مقاله: 24/9/1400
چکیده سنایی غزنوی، عارف حکیم و شاعری است که ابتکار شعر عارفانه و حکیمانه فارسی را در اختیار دارد و حال و هوایی تازه را در ادبیات فارسی ایجاد کرده است و به نوعی دوران ساز است. کسی که توانسته به خوبی قالب های شعر فارسی، بالاخص مثنوی و قصیده را در خدمت معانی عرفانی و شعر تعلیمی قرار دهد. اغراق نیست اگر بگوییم شعر عرفانی ایران با جایگاه و مرتبه ای که دارد، مدیون نبوغ سنایی است. او شاعری برخوردار از روحی زلال و شفاف است، که نه از رهگذر دینداری جماعت، بلکه از رهگذر دین خود و با برداشت خاص خود با خدا، انسان و اجتماع، روبه رو می شود. در حالی که شاعران هم دوره وی، معمولا در دربارها به مدح و ستایش شاهان و اربابان زور و زر مشغول و ملازمان همیشگی درگاه سلاطین بوده اند و زندگی شان از راه دریافت صله تأمین می شده است؛ سنایی، با اندیشه های منحصرش، اوضاع نابسامان روزگار خویش را مورد نقد قرار داده است. این پژوهش به بررسی و طبقه بندی بن مایه های فکری اثرگذار در شعر و جهان بینی سنایی پرداخته است.