ترتیب بر اساس: جدیدترینپربازدیدترین
فیلترهای جستجو: فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۳۹٬۷۴۱ تا ۳۹٬۷۶۰ مورد از کل ۵۴٬۲۷۹ مورد.
۳۹۷۴۱.

آسیب شناسی درسنامه های حافظ(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۸۳۵ تعداد دانلود : ۴۸۸
درسنامه های متون ادبی به عنوان آثاری که بتوانند نیاز دانشجویان در یک ماده درسی را تأمین کنند، غالباً در شکل گزیده هایی از متون نظم و نثر تهیه می شوند. در این درسنامه ها باید چهار نکته اصلی مورد توجه قرار گیرد: 1) محتوای درسنامه 2) مخاطب درسنامه 3) شیوه و ساختار 4) هدف یا مقصد درسنامه. کاستی در هریک از این محورها می تواند درسنامه را از شکل مفید خود دور سازد. در رشته زبان و ادبیات فارسی غالباً درسنامه ها گزیده ای از مهم ترین متون نظم و نثر فارسی هستند و در این میان درسنامه های حافظ از جایگاه مهمی برخوردارند. در این درسنامه ها، گزیده ای از غزل ها همراه با مقدمه و شرح واژگان ، مفاهیم و ابیات ، متناسب با سلیقه و پسند مؤلف فراهم آمده است؛ ولی در یک بررسی انتقادی به نظر می رسد که برخی از این درسنامه ها فاقد شرایط مطلوب درسنامه ای هستند. کاستی های آثار مذکور بیشتر عبارتند از فقدان طرحی روشمند برای گزینش غزل ها، بی توجهی به گونه شناسی غزل ها برای شرح و توضیح آنها ، بی توجهی در شرح مفاهیم کلیدیِ ابیات، اجمال یا تفصیل های بی وجه، اجتهادهای بی اساس و بنیاد ، بدخوانی و بی توجهی به زمینه های قابل تداعی برای فهم معانی ابیات، و مسائلی دیگر است که برخی از این درسنامه ها را از جامعیت لازم محروم کرده است. مقاله حاضر بحث و واکاوی همین موارد است.
۳۹۷۴۳.

Проблема интерпретации сюжета о человеке без тени в творчестве А. фон Шамиссо, Х.К. Андерсена и Е.Л. Шварца (تعبیر مضمون «انسان بدون سایه» در آثار آدلبرت فون شامیسو، هانس کریستیان آندرسن و یوگِنی شوارتس)(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۸۳۴ تعداد دانلود : ۵۴۱
این مقاله به بررسی تطبیقی سه اثر اختصاص دارد که همگی بر اساس یک مضمون افسانه ای واحد - انسانی که سایه اش را گم کرده است- نوشته شده اند. این آثار عبارتند از: دو داستان بلند از آدلبرت فون شامیسو و هانس کریستیان آندرسن و یک نمایشنامه افسانه وار از یوگِنی لوویچ شوارتس. در این بررسی، شباهت ها و تفاوت هایی در تعبیر نویسندگان از این مضمون، در ترکیب بندی و شخصیت پردازی آثار و همچنین در برداشت نویسندگان از عنصر کانونی این آثار، یعنی سایه یافت شد و نتایج زیر به دست آمد: در داستان فون شامیسو، سایه ای که پیتر اشلِمیل، قهرمان اصلی اثر به بهای کیف پول «فورتونات» (که هیچ گاه خالی نمی شود) به «مردی با کت خاکستری» می فروشد، نمادی از عزت نفس انسانی است؛ در حالی که در افسانه های آندرسن و شوارتس این سایه جلوه ای از جنبه تاریک و منفی شخصیت قهرمانی، مبارزه او با خویشتن و بارقه های منفی روحش است. به این ترتیب، مضمونی که شامیسو پدید آورده، در آثار آندرسن و شوارتس به مضمون «همزادی» و پیدایش سیمای همزاد یا «انسان سیاه» انجامیده است که در ادبیات جهان نمونه های مشابه بسیاری دارد.
۳۹۷۴۵.

جلوه های جامعه شناختی و شگرد طنز در اشعار عامیانه جنوب(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۸۳۴ تعداد دانلود : ۷۵۳
طنز یکی از مهم ترین شیوه های بیان مفاهیم در گونه های ادب عامیانه است. همان گونه که طنز در ارزش گذاری هنر رسمی در پوشش خنده هدف های جدی را دنبال می کند و قلمرو آن در مسایل اجتماعی بسیار گسترده است، در فرهنگ عامه نیز جدی و قابل تأمل است. ادبیات عامیانه جنوب نیز بخشی از گنجینه ارزشمند فرهنگ عامه است که بازتاب شیوه زندگی، اندیشه، باورها وآداب و رسوم مردم جنوب است. این پژوهش می کوشد که زمینه های جامعه شناختی طنز و شگردهای ایجاد آن را در اشعار عامیانه جنوب بررسی کند. به منظور بررسی طنز در اشعار عامیانه جنوب، ابتدا شواهد شعری مورد نظر از منابع مکتوب استخراج شد. پس از دسته بندی به عناصر معنوی و مادی و نظام اجتماعی، نمونه هایی برای جلوگیری از بسط کلام انتخاب شد. زمینه های اجتماعی طنز مطرح شده در اشعار عامیانه جنوب عبارت است از: شکایت و اعتراض، ستم ستیزی، نظام اجتماعی، شرایط زندگی و ازدواج. طنز در اشعار عامیانه جنوب با شگردهای اغراق، مناظره، مقایسه، تهکم تشبیه به حیوان، تحقیر، طنز رفتاری و مهمل گویی ایجاد می شود. طنز در اشعار عامیانه جنوب به صورت طنز موقعیت، طنز آیینی و طنز گفتاری جلوه می کند.
۳۹۷۵۲.

بررسی زمانمندی روایت در منظومة مهرة سرخ سیاوش کسرایی بر اساس نظریة ژرار ژنت

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۸۳۴ تعداد دانلود : ۸۳۸
منظومة مهرة سرخ یکی از بلندترین منظومه های روایی در ادبیات معاصر است که کسرایی با استفاده از شیوة روایی و اسطوره ای به بازآفرینی داستان رستم و سهراب می پردازد. از آنجایی که این منظومه خط سیر مستقیمی ندارد و همراه با تغییراتی نسبت به روایت فردوسی است، بهره گیری از نظریة ژنت در تفهیم این منظومه کمک شایانی به مخاطب می نماید. ژنت به سه نوع رابطة زمانی میانِ زمان داستان و زمان متن اشاره می کند که عبارت است از: 1. نظم و ترتیب 2. تداوم و دیرش 3. بسامد. نتایج نشان می دهد که کسرایی در عنصر نظم گرایش به زمان پریشی از نوع پس نگری دارد. این پس-نگری ها وسیله ای است برای او تا بتواند به روایت سرنوشت مختوم خویش بپردازد. در تداوم زمانی، توصیفات متعدد که شامل توصیف شخصیت ها و حالات آنها، فضا و مکان و زمان است، سبب شده است تا این منظومه دارای شتاب منفی باشد و زمان روایی با زمان داستان و متن –تقریباً- برابر باشد. بسامد بالای عنصر گفتگو سبب نزدیکی ساختارِ این منظومه به متنی دراماتیک شده است. این گفتگوها، علاوه بر امکانِ شخصیت پردازی، توانسته است بر بار تغزلی و غنایی منظومه بیفزاید. در موارد اندکی نیز با استفاده از عنصر حذف و تلخیص توانسته است از مطالب غیرضروری چشم بپوشد و مخاطب را به مطلب اصلی سوق بدهد. در مورد عنصر بسامد نیز می توان گفت که غیر از تکرار داستان تولد سهراب و مهره به بازو بستن او، از بسامد مکرر و بازگو خبری نیست و اغلب به صورت بسامد مفرد آمده است
۳۹۷۵۳.

بررسی انسجامِ آواییِ «الفراق» سروده متنبی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۸۳۴ تعداد دانلود : ۷۶۱
گفتمان شعری، ساختار زبانی کاملی است که ماده خام آن را آواهای هماهنگ و منسجم با یکدیگر تشکیل می دهد و متنی به وجود می آورد  که دلالت ها و معانی آن  ناشی از حالت های درونی شاعر است. متنبی شاعری  است که در انتخاب آواها و الفاظ منسجم، سرآمدِ شاعران عصر و دوره خویش است. نگارندگان در این پژوهش با درپیش گرفتن روش توصیفی تحلیلی انسجام آوایی الفراق متنبی  بررسی کرده اند و به این سؤالات پاسخ داده اند که متنبی در قصیده باییه چه استراتژیهای زبانی در پیش می گیرد تا نوعی هارمونی و توازن ذهنی و معنوی در سرتاسر سروده ایجاد نماید؟ چرا متنبی در قصید ه الفراق از آواهای واضح، بهره بیشتری می گیرد ؟ هدف متنبی از بکارگیری ساخت های نحوی مقارن در این سروده چیست؟ آنچه از این بررسی حاصل می شود این است که متنبی با رعایت تمام قواعد زبان عربی از تمامی ظرفیت های جملات، واژگان، حروف، اصوات و آواها در ارتقای سطح معنایی و زیبایی سروده خویش بهره برده است. سهولت تلفظ و خوش آهنگیِ صوتِ برخاسته از واژگان، متنی یکپارچه و منسجم را پدید آورده است. چینش آوایی و واژگانی درالفراق سروده متنبی چنان ماهرانه به خدمت گرفته شده است که گواه  بر چیره دستی او  در  زبان عربی است.  
۳۹۷۵۶.

ظرفیت ها و محدودیت های اسطوره پردازی در رمان جنگ(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۸۳۴ تعداد دانلود : ۵۳۲
اسطوره و اسطوره پردازی از تمهیداتی اساسی است که مناسبت قابل توجهی با پدیده جنگ دارد و نویسندگان جنگ با توسل بدان می توانند آثار ادبی ماندگاری خلق کنند. در این پژوهش با روش توصیفی تحلیلی، ظرفیت ها و محدودیت های اسطوره پردازی در رمان های جنگ بررسی شده است. نگارندگان با تأمل در ساختارهای سیاسی، اجتماعی، روان شناختی، فرهنگی و... مسلط در دوران جنگ، به کشف و واکاوی بسترها و موانع اسطوره پردازی در رمان های جنگ پرداخته اند. مطالعات انجام شده نشان می دهد، ظرفیت هایی مانند تأثیرپذیری و الگوبرداری جنگ از انقلاب اسلامی و تأثیر انقلاب در به کارگیری اسطوره ، تأثیر دین در خلق و بازپیدایی اسطوره ها، شباهت ساختار روایت انقلاب و جنگ با ساختار کلان پایه اسطوره ایرانی؛ یعنی تقابل خیر و شر و...، می توانستند محل توجه نویسندگان برای خلق رمان های اسطوره ای ماندگار باشند؛ از سوی دیگر، محدودیت هایی مثل نگاه تک ساحتی و احساس استغنای بسیاری از نویسندگان نسبت به شناخت اساطیر ایران و اساطیر دیگر ملل، و همچنین عواملی از این دست، در گرایش نویسندگان جنگ به اسطوره موانعی به وجود آورده است.
۳۹۷۵۷.

DEATH IS LIFE: A Cognitive Analysis Of Sohrab Sepehri's "Water's Footsteps"(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۸۳۴ تعداد دانلود : ۴۸۴
Sohrab Sepehri's poetry is a rich source of novel metaphors. As a poet deeply preoccupied with convincing us to see things differently, Sepehri redefines such key concepts as life and death in his poems. To give us a new understanding of these concepts, he creates numerous metaphors. Probing into his metaphors through a Cognitive Poetic approach helps find out how he constructs them. Cognitive Poetics is a new literary discipline which, among other things, tries to find the relationship between literary works and everyday language. This paper aims to disclose the underlying cognitive structure of Sepehri's metaphors of life and death in his "Water's Footsteps." Such an analysis reveals how the poet rejects the common way of comprehending the concepts of life and death to give them new meanings. The authors argue that the poet resorts to a kind of cognitive defamiliarization by refusing to employ the common Conceptual Metaphors for death and life. Instead, he constructs the metaphor of DEATH IS LIFE. Also discussed is wherein the poem the poet comes round to the common conceptual metaphors of death.   Keywords : Sohrab Sepehri, Conceptual Metaphor, cognitive poetics, death, life
۳۹۷۵۹.

نقش نور در مفهوم سازی عشق در غزلیات حافظ(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۸۳۳ تعداد دانلود : ۱۲۴۸
استعاره مفهومی از جمله نظریات زبان شناختی است که در سال های اخیر توسّط دو زبانشناس به نام های لیکاف و جانسون (1980) مطرح شده است.آن ها معتقد هستند که بستر استعاره در ذهن و اندیشه و ناخودآگاه بشر است؛ نظام ادراکی انسان،سرشتی استعاری دارد و تمام کنش ها و رفتار و گفتار انسان بر اساس همین قلمرو سازمان یافته و ناخودآگاه ذهنی صورت می گیرد. طبق این نگاه، استعاره انتقال یا نگاشت از قلمروی انتزاعی به سوی قلمروی عینی است. پاسخ به این پرسش که چگونه عشق با واژه ها و اصطلاحاتی که مفید معنای نورانیت هستند، تبیین شده است، محور اصلی این پژوهش است. بنابراین تلاش شده است تا بر اساس نگرش استعاره مفهومی، مقولهعشقو ارتباط آن با نور، در غزلیات حافظ بررسی و تحلیل گردد. بدین ترتیب نور و ملزومات آن که مفهومی عینی است، در قلمروی مبدأ و عشق که موضوعی انتزاعی است، در قلمروی مقصد قرار گرفته است. ارتباط گسترده این دو قلمرو در غزل حافظ، بیانگر آن است که شاعر برای محسوس کردن موضوع عشق از مجموعه نور و ملزوماتش استفاده کرده استکه خود این مساله نشان دهنده آن است که حافظ عشق را روشنگر می داند. این پژوهش به شیوه کتابخانه ای و روش تحلیلی توصیفی انجام شده است.
۳۹۷۶۰.

سوپرمن و سرمایه داری متأخر (تولید و بازتولید ایدئولوژی در روایت های ابرقهرمانی)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۸۳۳ تعداد دانلود : ۴۲۲
امروز، چنان که می نماید، جهان دچار انسداد فرهنگی-سیاسی حادی شده است. در چنین شرایطی، بازاندیشی نقش اجتماعی دو رسانه ادبیات و سینما برای پژوهشگران حوزه مطالعات میان رشته ای اهمیت بسیاری پیدا می کند. پژوهش حاضر، با تمرکز بر شخصیت سوپرمن و یکی از آخرین اقتباس های سینمایی با محوریت این ابرقهرمان، یعنی سوپرمن: پسر سرخ (2020) و کتاب مصوری (2003) که فیلم از آن اقتباس شده است، به شیوه توصیفی-تحلیلی به بررسی نقش ادبیات و سینما، به ویژه روایت های ابرقهرمانی، در بازتولید وضع سیاسی-اجتماعی موجود در جهان می پردازد. بر این اساس، این بررسی تأملی است بر عناصر زیبایی شناختی و نقش فرهنگی این دو رسانه. یافته های این مطالعه نشان می دهند که جریان اصلی سینما و ادبیات اغلب در امتداد وضع موجود در حرکت بوده و ایدئولوژی رایج را تثبیت می کنند؛ همچنین، توضیح می دهند که این دو رسانه چگونه می توانند مهم ترین عرصه های مبارزه فرهنگی علیه وضع موجود نیز باشند و راه هایی برای برون رفت جوامع از این چرخه بازتولید و گسستن این انسداد فرهنگی-سیاسی پیشنهاد کنند.

پالایش نتایج جستجو

تعداد نتایج در یک صفحه:

درجه علمی

مجله

سال

زبان