مکتب ادبی ناتورالیسم در اواخر قرن نوزدهم با تلاش امیل زولا در فرانسه پایگذاری شد. این مکتب رفتار و افکار انسان را برخاسته از امیال طبیعی و غرایز درونی می داند و بر جنبه های توارث، محیط، لحظه و مشاهده زندگی انسان به دور از آرمان گرایی تأکید می ورزد. ناتورالیسم از راه ترجمه وارد ادبیات ایران شد و برخی از نویسندگان معاصر ایرانی، از جمله بهمن شعله ور را تحت تأثیر خود قرارداد. در این مقاله، <em>رمان سفر شب</em> از شعله ور به شیوه تحلیلی توصیفی از منظر مکتب ناتورالیسم ادبی بررسی شده است و نتیجه به دست آمده، از تجلی شانزده مؤلفه ناتورالیسم در این اثر حکایت می کند. مؤلفه های توصیف دقیق و شرح جزئیات، ضدیت با قراردادهای اخلاقی و مذهبی، زشت نگاری، عنوان بی پرده مسائل جنسی، شکست حرمت کلمات و مفاهیم، تأثیر محیط، زبان محاوه، احساس یأس و پوچی، پرداختن به طبقه فرودست، و نفی اراده و اختیار از پرتکرارترین مؤلفه های رمان <em>سفر شب</em> هستند. دلایلی مانند سبک نویسنده و فضای سیاسی و اجتماعی حاکم بر دهه 30 و 40 از علل اساسی بسامد این مؤلفه ها به شمار می رود.
غزل از قرن ششم حضور جدّی و چشمگیر در ادب فارسی می یابد. این نوع شعر، با آن که از کیفیّت زبانی و معنایی خاصّی برخوردار است که آن را از انواع دیگر شعر متمایز می سازد، نمی تواند خود را از تأثیر عناصر زبانی دوره های پیشین – که عمدتاً عناصر تصویرآفرین هستند دور نگه دارد. البته طرز نگرش شاعر و جغرافیای فرهنگی که وی در آن پرورش یافته است، نحوة استفاده از این عناصر را دچار دگرگونی می سازد. از میان عناصر گوناگون زبانی، می توان از عناصر دیوانی نیز سخن گفت. این عناصر سبب پدید آمدن تصاویر برجسته و درخور اعتنایی در غزل شده اند. عناصر مربوط به دربار وقتی در قصاید فارسی به کار گرفته می شوند، به ندرت می توانند از معنای ظاهری خود عدول کنند. معنای مجازی این عناصر بیشتر در غزل است که خود را نشان می دهد. گسترش صنایع ادبی در فضای غزل و تغییر کیفیت این صنایع نسبت به فضای قصیده، سبب می شود تا هر آن چه که به غنای زبان ادبی کمک می کند از جمله عناصر دیوانی از طرف شاعران با استقبال مواجه شود. با بررسی غزل فارسی، در دورة مورد مطالعه، به این نکته پی می بریم که عناصر مربوط به تمام دیوان ها، کمابیش، حیات خود را در این قالب شعری حفظ کرده اند. در این مقاله، از میان عناصر دیوانی، عناصر سپاهی (دیوان لشکر)، عناصر دیوان انشاء و عناصر دیوان استیفاء از منظر کارکردهای بلاغی مورد بررسی و تحلیل قرار گرفته است.
داستان خسرو و شیرین از جمله داستان های اواخر عهد ساسانی است. موضوع آن عشق بازی خسرو پرویز بیست و سومین پادشاه این سلسله است با شیرین. این داستان در دوره اسلامی، همواره دستمایه شاعران و افسانه گویان بوده و توسعه و تغییراتی یافته است. فردوسی نخستین شاعری است که داستان معاشقه خسرو با شیرین را در شاهنامه به نظم کشید. پس از او نظامی داستان را البته با مهارت بیشتر و پررنگ کردن جلوه های غنایی آن که در شاهنامه مورد کم توجهی قرار گرفته بود و همچنین درج قصه عشق فرهاد و شیرین، دوباره به رشته نظم درآورد. تقریباً دو قرن پس از نظامی، شاعر گمنام دیگری به نام عارف اردبیلی داستان عشق فرهاد و شیرین را که هنوز در میان مردمان گنجه و شروان بر سر زبان ها بود، منظوم ساخته و «فرهادنامه» اش نامید. در این نوشته برآنیم که وجوه اختلاف روایت در منظومه «فرهادنامه» را با خسرو و شیرین فردوسی و نظامی از رهگذر بررسی و تحلیل شخصیت های اصلی داستان- خسرو، شیرین و فرهاد، مشخص نماییم.
شخصیت یکی از مهم ترین عناصر داستان است. شخصیت های داستانی آفریده ذهن زمانمند نویسنده و بافته ای در تاروپود واقعیت و خیال است. شخصیت های داستان می توانند متأثر از برهم کنش ساختار اجتماعی و ساختار ذهنی نویسنده باشند. داستان موفق داستانی است که شخصیت های آن پویا هستند و در روند داستان متحول می شوند و به رشد و پویایی جامعه کمک می کنند. در زمینه تحول شخصیت ها در جهان داستان عواملی گوناگونی چون زمینه و مناسبات اجتماعی - فرهنگی، برخورداری از سرمایه اجتماعی، تحصیلات عالیه و رشد آگاهی، باور شخص به تحولات فردی و اجتماعی و ... تأثیر گذارند. در این مقاله شخصیت های داستان های سیمین دانشور و غزاله علی زاده از منظر متحول شدن مورد بررسی قرار گرفته است. دستاورد پژوهش این است که با توجه به دنیا و تجربه زیسته دو نویسنده شخصیت های داستان های آنان شباهت ها و تفاوت هایی دارند. دو نویسنده شخصیت های خود را از دو طبقه متوسط و تحصیل کرده و پایین و ستمدیده انتخاب کرده اند. شخصیت های گزینش شده از طریق مناسبات اجتماعی، تجربه زیسته و آموزش و یادگیری متحول شده اند. شخصیت های آفریده دانشور آرام آرام، مصلحت اندیشانه و محتاطانه متحول می شوند؛ اما شخصیت های داستان علی زاده با تغییر و تحول درونی، صاحب روحیه انقلابی و خطرپذیری شده و شرایط اجتماعی را دگرگون می کنند یا برخی نیز تسلیم شرایط سخت جامعه می گردند.