در فرهنگ بختیاری، شکار از شیوه های مهم تأمین غذا از گذشته تا امروز بوده است؛ بدین سبب شکارچیان در این فرهنگ جایگاه بسیار مهمی به دست آورده اند. در این فرهنگ، اشعار مختلفی به یاد آنان سروده شده است یا از زبانشان خوانده می شود. در این اشعار، بسیاری از آداب و آیین های شکار و شکارچیان بازتاب یافته است که با بررسی و تحلیل آن ها، می توان به مسائل شکار در فرهنگ بختیاری پی برد. بر این اساس، هدف از انجام این پژوهش، تحلیل محتوایی اشعار صیادی در فرهنگ بختیاری بر اساس روش اسنادی است. مسائلی مانند ابزارهای شکار، مفاخره، فنون و شگردهای شکار، فصل شکار، نقش شکار در تأمین غذا و باورهای مربوط به آن بررسی شده اند. نتایج پژوهش نشان می دهد که شعر صیادی در فرهنگ بختیاری به دو شاخه «سَرکُهی و سوگ شکارچی» تقسیم می شود و در آن ها با زبانی ساده، بیشتر باورها، احساسات شکارچیان، فنون شکار و توجه به حفظ محیط زیست و گونه های شکار به تصویر کشیده شده است.
این مقاله، تأملی در مفهوم مقتضای حال در علم معانی، تبیین گستره آن نزد بلاغیون متقدّم و بررسی نظرهای بلاغت پژوهان جدید درباره گستردگی یا محدودیّت مفهوم حال است. هدف از این بررسی، پرداختن به پرسش هایی است که ضمن ایجاد زمینه تعامل میان اندیشه های زبان شناختی بلاغیون متقدّم و جدید در توجّه به عناصر فرامتنی، رویکرد متفاوت علم معانی را در پرداختن به این عناصر مورد توجه قرار می دهد؛ پرسش هایی مانند اینکه «حال» در علم معانی شامل چه عناصری است و آیا امکان مقایسه میان «مقتضای حال» و رویکردهای کاربردشناختی در زبان وجود دارد؟ روش این پژوهش توصیفی- تحلیلی است و پس از بیان نظرهای بلاغیون متقدّم و جدید درباره مقتضای حال به این نتیجه می رسد که رویکرد متفاوت بلاغیون در توجّه به عناصر فرامتنی سخن، به دو دلیل توجّه به حال پیش از ایراد سخن و کارکرد بلاغی و زیباشناسی آن در علم معانی است.
ﭘﮋوﻫﺶ ﺣﺎﺿﺮ ﺑﺎ ﻫﺪف ﺑﺮرﺳی و ﺗﺤﻠیﻞ ﻣیﺰان توجه بر مؤلفه های تربیت اخلاقی در متون فارسیِ دوره متوسطه اول اجرا شده است. روش پژوهش، تحلیل محتوای مقوله ای و واحد تحلیل، متن، اشعار و تصویر است. جامعه آماری این پژوهش کتاب های فارسی مدارس پایه اول تا سوم متوسطه اول در سال 99‑1400 است و رویکرد پژوهش نیز کاربردی است. ابزار جمع آوری اطلاعات فهرست وارسی است. برای تجزیه و تحلیل داده ها از شاخص های آمار توصیفی فراوانی و درصد استفاده شده است. ﻋﻤﺪه ﺗﺮیﻦ ﻧﺘﺎیﺞ ﭘﮋوﻫﺶ نشان داد که در کﺘﺎب های فارسی پایه هفتم، بیشترین نمود به ترتیب متعلق به مؤلفه های طبیعت شناسی و محبت و مهرورزی است و مؤلفه های صبر و بردباری و نکوهش هوا و هوس نفسانی کمترین نمود را دارند. در پایه هشتم و نهم به ترتیب مؤلفه های طبیعت شناسی و وطن دوستی بیشترین نمود را داشته اند؛ نیز در پایه هشتم مؤلفه های صبر و بردباری و قناعت و در پایه نهم، قناعت و نکوهش هوا و هوس نفسانی کمترین نمود را به خود اختصاص داده اند. پرسشی که در این پژوهش درپی پاسخ آن هستیم آن است که «مؤلفه های اخلاقی در محتوای متون منظور چه میزان پوشش دهی را در بر می گیرد؟».