فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۲۷٬۴۶۱ تا ۲۷٬۴۸۰ مورد از کل ۵۴٬۲۷۹ مورد.
صغیر اصفهانی
حوزههای تخصصی:
ناهماهنگی های ضبط نام های بیگانه در فارسی
حوزههای تخصصی:
نخستین کار تمام و کمالم رابرای خدا فرستادم (مصاحبه خورخه اسکارروسی با فرناندو سورنتینو
حوزههای تخصصی:
شعر غیر شخصی پروین اعتصامی
حوزههای تخصصی:
سایه های سیاه، دراز و ترسناک یک دستکاری
حوزههای تخصصی:
دیدار با دهخدا
حوزههای تخصصی:
میهن پرستی پور داوود
اتاق روشن
حوزههای تخصصی:
فهرست مخطوطات فارسی کتابخانه جامعه دکتر ذاکر حسین
منبع:
وحید آبان ۱۳۵۲ شماره ۱۱۹
حوزههای تخصصی:
با مترجمان داستان: گفت و گو با همایون نوراحمر «مترجم ادبیات داستانی»
حوزههای تخصصی:
فروزانفر و ادیب پیشاوری
حوزههای تخصصی:
نامی ناشناخته در ادب فارسی
بررسی رابطه ی «حافظ و خدا» در ساحت همسخنی و گفتگویی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
یکی از دستاوردهای ارزشمند میراث صوفیه در مقام مقایسه با فقه ، فلسفه و کلام ، تعریف و تلقی خاصی از رابطه ی انسان با خداست که آن را ازرابطه ی انسان و خدا در نظام فقهی ، فلسفی و کلامی متمایز می سازد و به رابطه ی عاشق و معشوق تبدیل می شود و صمیمی ترین و ناب ترین گفتگوها در قالب رابطه من و تویی بازتاب می یابد. اما در این میان ، پاره ای از عارفان و شاعران کلاسیک، برخلاف گفتمان غالب صوفیانه که رابطه ی من و توییِ بنده و خدا تا مرز اتحاد پیش می رود و انسان در برابر خدا جز تسلیم و رضا چاره ای نمی بیند ؛ رابطه ی من و تویی بنده و خدا در قالب گستاخی ، بی پروایی ، من و تو کردن با خدا تبلور می یابد که تداعی گر استقلال طرفین گفتگو در عین صمیمت و پیوستگی در تلقی فلسفه ی همسخنی و گفتگویی مارتین بوبر است. در غزلیات حافظ ، رابطه ی بنده و خدا از رابطه ی عاشق و معشوق در تلقی متعارف عارفانه بسی فراتر می رود و حافظ در مقام دوست با خداوند وارد گفتگو می شود ؛ گاه کبر و استغنا می ورزد و گاه به گونه های مختلف به خداوند ، نظام آفرینش و فلسفه ی خلقت ، از درِ طعن و تعریض وارد می شود. این نوشتار ، به تحلیل بیشتر رابطه ی من و تویی در ساحت همسخنی و گفتگویی در اشعار حافظ می پردازد .
یادداشتی کوتاه بر مجموعه شعر: «همه این شبها چراغ را برای تو روشن گذاشته ام»
حوزههای تخصصی:
یک روز در زندگانی خیام
منبع:
وحید بهمن ۱۳۴۵ شماره ۳۸
حوزههای تخصصی:
آشفته در باد
حوزههای تخصصی:
نگاه فراهنجار صائب به داستان «خضر»در آیینة اشعارش(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
خضر یکی از نام های آشنا در ادبیات فارسی است که در هیأت پیامبر، ممدوح، معشوق، پیر و ... در شعر فارسی ظاهر شد ه است. علیرغم تفاوت در رویکرد شاعران نسبت به داستان خضر، همة آنها در یک نکته مشترکند و آن دید مثبت آنها به خضر و زندگی جاوید اوست؛ اما این داستان در شعر صائب، مدخلی دیگر یافته است. صائب با دست بردن در این داستان، خضر را از هالة رازآمیز پیشین خود جدا کرده و با شگرد خاص خود در خدمت مضمون سازی های شاعرانه قرار داده است؛ علاوه بر آن، بایدگفت آنچه وی را در این زمینه از شاعران پیشین متمایز می کند، بار معنایی منفی داستان خضر در شعر وی است که تاکنون مورد توجه قرار نگرفته است. در این مقاله، تمامی مضمون های شاعرانة عناصر داستان خضر در شعر صائب گردآوری و طبقه بندی شده و به روش توصیفی-تحلیلی مورد بررسی قرار گرفته و بر این اساس، تفاوت نگاه صائب به شخصیت خضر و عناصر این داستان با نگاه پیشینیانش واکاوی و دلایل این نگرش منفی تحلیل شده است