فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۲٬۲۶۱ تا ۲٬۲۸۰ مورد از کل ۵۴٬۲۷۹ مورد.
انواع، مراتب و کاربردهای نور در مثنوی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
نور، یکی از مباحث مهم و کلیدی در عرفان اسلامی و از پرطرفدارترین، مباحث نظری- کلامی در میان متکلّمان و فلاسفه است. در میان عارفان مسلمان، مولوی در شمار کسانی است که بسیار به مبحث نور پرداخته و از آن برای بیان مقاصد مختلف معرفتی و توحیدی بهره برده است. او با تأثّر از فرهنگ اسلامی و منابع اصلی آن (قرآن و حدیث)، به بررسی انواع و مراتب نور (انوار پایدار، و انوار ناپایدار) پرداخته است. نگارندگان دراین مقاله، ضمن تبیین این موضوعات، به بررسی فواید و کارکردهای دنیایی و آخرتی نور در مثنوی و تطبیق اندیشه نوری مولانا با سایر عارفان، و نیز تبیین برخی مشترکات و اختلافات آنها پرداخته اند. نویسندگان نشان دادهاند که مولانا چگونه با بهرهگیری از این عنصر مهم و محوری عرفانی و به کمک تجارب شخصی، توانسته است مباحث سنگین و دشوار معرفتی را بصورتی آسان و قابل فهم برای مخاطبان خود تبیین و تشریح کند و آنان را به کسب نور و خویشتنشناسی و معرفتآموزی، برای پیمودن مسیر دشوار طریقت ترغیب نماید.
بازنگری در عرفان قاجار(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
ادبیات ایران زمین با عرفان اسلامی پیوندی ناگسستنی دارد و این ارتباط تنگاتنگ، باعث می شود که ما این دو مقوله را گاه به اشتباه، هم مرز بپنداریم و قضاوت ما درباره ادبیات یک دوره، به قضاوتی یکسان و همسان در مورد عرفان آن دوره نیز منجر شود. چنان که کم مایگی ادبیات بازگشت و بی توجهی مفرط در مورد این دوره ادبی، باعث شده که عرفان آن دوره هم به چشم نیاید؛ همانطور که استاد ارجمند دکتر شفیعی کدکنی می نویسد: «تصوف این دوره [پیش از مشروطه] نیز تکرار است. در حقیقت، هیچ یک از صوفیه این دوره به یک لحظه صوفیانه جدیدی نرسیده اند، حال آن که تصوف حوزه تجربه های تازه در زبان و اندیشه است». حال آن که حقیقت این است که عرفان، خود مقوله و مجموعه ای است جدا که در موارد بسیار با ادبیات پیوند می خورد ولی افول ادبیات یک دوره، به هیچ روی دلیل بر ضعف عرفان آن دوره نتواند بود.
برای تایید این سخن، در مقاله حاضر ابتدا دانشنامه ای عرفانی و گمنام از ادیب و مورخ دانشمند عصر قاجار، رضاقلی خان هدایت، معرفی می شود و سپس بر اساس این کتاب ارزشمند، مروری بر عرفان و عارفان قاجار انجام می گیرد. در ادامه ویژگی های عرفان این عصر برشمرده می شود و معرفی کوتاهی از عرفای برجسته قاجار ارائه می شود. جالب این جاست که در میان این عارفان، همچون عرفای قدیم، هم عامیانی هستند امی ولی عرش نشین و هم عالمان و مجتهدانی که شریعت را با طریقت در آمیخته اند و گویی «طرحی نو درانداخته اند». زمانی به شدت تحت فشار و تنگنا قرار می گیرند و در دورانی در رفاهیت و آسودگی روزگار می گذرانند. به هرحال، عرفانی که در اواخر صفویه از ایران رخت بربسته بود، با همت و پایمردی گروهی که امروزه در گمنامی کامل به سر می برند، به موطن اصلی خویش بازگردانده می شود و در این مقاله ما به بازشناسی این گروه و این جریان خواهیم پرداخت.
تحلیل شناختی تصویر «آهو» در دیوان شمس(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
قلمرو معنایی تصویر «آهو» در غزل های مولوی قلمرو گسترده ای است. این تصویر، تصویر همان آهوی سنت ادبی نیست که به واژه هایی چون نافه و مُشک و تتار ختم شود بلکه در پسِ این استعاره، لایه های معنایی عمیق و ساحت های جدید عرفانی نهفته است. در این مقاله با استفاده از نظریه شناختی استعاره معاصر و بر اساس دیدگاه های لیکاف و جانسون، دو نظریه پرداز معنی شناسی ساخت گرا، کارکردهای استعاری آهو و خوشه های تصویری مرتبط با آن یعنی صحرا، شیر، شکار، ابراهیم ادهم و جز آن در غزل های مولوی تبیین می شود. تصویر آهو در اشعار مولوی شأن و منزلتی یافته که پیش از آن نداشته است؛ آهو در غزل های مولوی عروج معنایی می یابد و همان نقشی را به عهده می گیرد که هدهد در منطق الطیر دارد، بل بیشتر و فراتر از آن. از رهگذر بررسی استعاره آهو در دیوان شمس در می یابیم آهو کلان استعاره ای از خداوند و پس از آن، استعاره هایی از خود مولوی، شمس، صلاح الدین، پیر، سالک، معشوق، عاشق، ابدال، روح و جان و معانی است.
وجوه گفتمانی نگاهِ شاعرانِ نوگرا به شعر کلاسیک(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
شعر فارسی عموماً به دو حوزه تقابلی کلاسیک/ نو تقسیم می شود. این تقابل که با تاکید بر گسست تاریخی، بسیاری از امکانات شعر کلاسیک فارسی را به حاشیه می راند، به مثابه یک گفتمان قابل بررسی است؛ گفتمانی که زمینه های معرفتی و سیاسی - اجتماعی آن در آراءِ بسیاری از روشنفکران ایرانی دیده می شود، اما در نوشته های مهم ترین شاعران نوگرا، به حوزه بوطیقایی شعر گره خورده است. این مقاله به تحلیل انتقادی وجوه گفتمانی نگاه نوگرایان به شعر کلاسیک، با تاکید بر آراءِ نیما یوشیج، احمد شاملو و مهدی اخوان ثالث می پردازد و نشان می دهد که نوگرایان برای هویت بخشی به شعر نو، با استفاده از استراتژی های زبانی خاص و در رویکردی تقابلی، با تکرار و بازتولیدِ احکامی قطعی و بدیهی، تقلیلِ وجوهِ مختلفِ شعر کلاسیک و نفیِ تنوعات آن، غیریت سازی و کتمانِ تاریخمندی، سوءِ تشخیصِ تفاوت ها و...، تلقی جمود و ایستایی در شعر کهن را طبیعی سازی کردند؛ چنان که بسیاری از آراء و پیش فرض های آنان به حوزه های دیگر، ازجمله نقد ادبی و پژوهش های دانشگاهی تسری یافته است.
بررسی و تحلیل «هفت بزم انوشیروان» در شاهنامه به عنوان نمودی از «مجلس گویی» در ایران پیش از اسلام(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
مجلس گویی یکی از گونه های سخنوری است که در کارنامه فرهنگی ایرانیان برگ و باری چشمگیر داشته است. با درنگی در منابع و متون کهن می توان رگه هایی از این کارکرد فرهنگی را در دوره های گوناگون باز جست. شاهنامه فردوسی؛ بویژه بخش تاریخی آن که بر منابع پیش از اسلام تکیه دارد، در لا به لای رویداد ها و روایات عصر ساسانی که بیش و کم رنگ و بوی سیاسی دارد، دریچه ای به فضاهای فکری و فرهنگی آن عصر می گشاید و از چگونگی اندیشه های جاری آن روزگار خبر می دهد. مسائلی چون هستی شناسی، پرسش های کلامی، ارزش سخن و سخنوری، آداب و آیین سخن گفتن، شیوه های ملک داری، حقوق اجتماعی مردم، نقش پادشاه و دین و دولت، بخشی از آن موضوعات است. این مطالب در چارچوب و با سازو کاری مطرح شده است که با روش مجلس گویی در دوره اسلامی شباهت نزدیک دارد. یکی از برجسته ترین نمونه ها «هفت بزم نوشروانی» است. در این مجالس که با حضور پادشاه تشکیل می شد؛ بزرگمهر به طرح مسائلی حکمت آمیز پرداخته است که پرسش و پاسخ در آن پر رنگ تر از گونه های دیگر سخنوری است. این نوشتار در پی بررسی و تحلیل هفت بزم انوشیروان به عنوان نمونه ای از مجلس گویی در ایران پیش از اسلام است که بر پایه روایت شاهنامه سامان می یابد.
نقد و بررسی تأثیر شعر غربی در شعر «مرگ قو»ی حمیدی شیرازی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
قو یکی از پرندگانی است که در بسیاری از فرهنگ ها جلوه و معانی نمادین خاصی دارد. در شعر معاصر فارسی، دکتر حمیدی شیرازی با نگاهی شاعرانه به نحوة مرگ قو، این موضوع جدید برای شعر فارسی را در شعر مشهور «مرگ قو» تجلی داده است. در شعر دورة مشروطه، پشتوانة فرهنگی شاعران از طریق ترجمه ها گسترش می یابد و علاوه بر فرهنگ سنتی ایران، شامل آثار اروپایی و به طور کلی فرهنگ اروپایی نیز می شود. در سیر این انتقال فرهنگی، آثار اروپایی چه به شکل مستقیم و چه غیرمستقیم و از طریق ترجمه، تأثیرات بسیاری در حوزه های متعدد از جمله مضامین، تصاویر و زبان (واژگان، ترکیبات و ...) در شعر جدید فارسی داشت. شعر مرگ قو یکی از نمونه های اصلی الهام از ادبیات غربی است و دکتر حمیدی شیرازی در سرودن آن به اشعار غربی توجه داشته است. از آنجا که بررسی سرچشمة تصاویر و مضامین جدید شعر فارسی کمک بسیاری به تبیین قواعد و الگوهای تحول شعر جدید فارسی خواهد نمود، پژوهش حاضر با دیدی تطبیقی به بررسی میزان و نوع تأثیرپذیری دکتر حمیدی در سرودن شعر «مرگ قو» از الگوهای ادبی غربی می پردازد.
تشبیه تمثیل و استعاره تمثیلیه در کتب بلاغی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
یکی از موضوعات اصلی بلاغت، استعاره است؛ مبحثی که همیشه ذهن بلاغیون را به خود معطوف کرده و محققان این حوزه به پژوهش در جوانب آن پرداخته اند. این روند در روزگار ما پویاتر شده و پژوهشگران از چشم اندازهای متفاوتی بدان توجه کرده اند. پژوهش در جوانب استعاره نشان می دهد محققان اضلاع آن را گاه با دیگر مباحث بلاغی در هم آمیخته اند و گروهی نیز بی توجه به موضوع، نظر دیگران را تکرار کرده اند. ازجمله مباحثی که در این حوزه با دیگر موضوعات درآمیخته، استعاره تمثیلیه است. در بسیاری از کتب بلاغی این مبحث را با تشبیه تمثیل آمیخته و حتی یکی دانسته اند. در این پژوهش ضمن تبیین تمثیل، تشبیه تمثیل و استعاره تمثیلیه، به نقد، بررسی و تحلیل این دو موضوع در کتب بلاغی پرداخته ایم و نشان داده ایم که هرچند این دو حوزه ممکن است در مؤلفه هایی با هم اشتراک داشته باشند، برخلاف تصور برخی از پژوهشگران بلاغی، این دو قلمرو کاملاً از یکدیگر مجزا هستند.
پارادوکس تکبر و تواضع در شعر و شخصیت خاقانی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
خاقانی یکی از شگفت ترین شاعران روزگاران است و آثار بازمانده از او بویژه دیوان پر برگ و بارش یکی از ارجمندترین میراث های ادبی و فرهنگی زبان فارسی است. از نگاه شخصیتی نیز شخصیتی شگفت و پارادوکسیکال دارد و آشکارترین نشانة شخصیت پارادوکسیکال او که در دیوانش نیز بازتاب بسیار دارد، از یک سو مفاخره های فزون و فراوان اوست که نشان از شخصیتی خودبین و خودفروش دارد که خود را از همگان برتر می شمارد و از همین روی دیگران را به چیزی نمی گیرد و چه بسا زبان به هجو و نکوهش دیگران حتی نزدیکان خود می گشاید و از دیگرسو، خاکساری ها و خود کم بینی های بسیار او در برابر ارباب زر و زور است که نشان از شخصیتی خود کم بین و گرفتار عقدة حقارت دارد که خویش را بسیار ارزان می فروشد و گاه خود را از سگ نیز کم تر می شمارد. در این مقاله این ویژگی شخصیتی و شعری خاقانی، ریشه های روانی آن و مسائل مربوط به آن بررسی می شود گویا خاقانی از این ویژگی منشی خویش ناخرسند بوده و در رنج بوده است و از همین روی بارها از ستایش و کوبیدن در این و آن بیزاری جسته است و چه بسا همین بی زاری، گونه ای تحول شخصیتی در او پدید آورده است.
جلوه های ناز معشوق در شعر حافظ(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
یکی از ویژگی های معشوق این است که به جلوه های گوناگون خود را بر عاشق عرضه می دارد و سعی می کند دل او را برباید. این جلوه گری ها بیانگر ناز معشوق هستند. حاصل این پژوهش این است که گاه عشق الهی به صورت عشق انسانی تجلی می کند، بنا براین می توان گفت که ناز برخاسته از زیبایی انسان نیز تجلی ناز الهی است و بین جلوه های ناز خداوند ومعشوق انسانی رابطه وجود دارد.و صفات لطف معشوق انسانی تجلی صفات جمال خداوند و صفات قهر معشوق انسانی تجلی صفات جلال خداوند است. در شعر حافظ، معشوق گاه زمینی است؛ در این صورت با اوصاف و جلوه های معشوق زمینی ناز می کند و گاه آسمانی و معنوی است که در این صورت، جلوه های ناز او با مفاهیم معنوی خاص خود بیان می شوند و گاه، هم زمینی است و هم آسمانی که در اینصورت ناز او نازی است با رمز و رازهای معنوی که در صورت و قالب جلوه و ناز معشوق زمینی بیان می شود. در این پژوهش ضمن بیان مفاهیم ناز در ادبیات عاشقانه و عارفانه و ارتباط بین معشوق زمینی و خداوند ، جلوه های ناز معشوق حافظ را تحت دو عنوان کلی جلوه های جلی و خفی بررسی و تحلیل می کنیم و در کنار انواع جلوه ها ی ناز معشوق زمینی، مفاهیم و علت های آنها از دید عرفا بیان می شوند.
غلغلِ اجزایِ عالم بشنوید(تحلیل عارفانه نماز از دید مولوی)
حوزههای تخصصی:
نماز ستون دین و نزدیکترین راه به حق است؛ برپا داشتن آن با حضور قلب، موجب دست یابی به گنج های اسرار و حقایق الهی و در نتیجه سبب تقرب به معشوق سرمدی است.
نماز بهترین و کارآمدترین سلاح نبرد با ابلیس و خدعه های اوست. نماز بدرقه آدمی است تا وی را از چنگالِ دیو نفس برهاند و نخستین پیمان بندگی وی با حق را تجدید کند.
فریضه ای که حضرت رسول(ص) آن را «قره العین» خویش شمرده دارای چنان شان و فضیلتی است که برگزاری حتی دو رکعت از آن بر دنیا و امتیازات آن برتری دارد و ترک آن موجب انهدام دین می شود.
مولوی که از سخنوران نامی عرفانی است، برای نماز ظاهر و باطنی قایل است که نمازگزار با توجه به قابلیت خویش و درک حقیقت آن می تواند به اهداف نماز دست یابد و ماجور حق شود.
او نماز عاشقانه را بر نماز زاهدانه اَولی می داند؛ چه زاهد با پای تن و به کندی راه وصال می سپرد؛ ولی عارف با پر و بال عشق هر دم به ساحت محبوب نزدیک می شود.
وی پاک کردن درون را از پندارهای بازدارنده و اَصنام هوا و هوس، ضرورت راه تعالی می داند و با تکیه بر آیات شریف معتقد است که علاوه بر آدمی و پری، حیوان، گیاه و جماد نیز به ذکر و ستایش حق می پردازند؛ لیکن گوش دل باید گشود تا نغمه های پر شور توحیدی آنها شنیده شود.
این پژوهش رویکردی به تجلی عارفانه نماز در آثار مولانا دارد، خاصه بر ابیاتی از مثنوی که بر پایه آیات قرآن کریم و احادیث شریف بنا شده اند؛ همچنین نگارنده در طی این پژوهش نیم نگاهی دارد به سخنان عارفان بویژه آنان که از مقتدایان و پیشروان مولوی محسوب می شوند.
تاثیر شاعران سده های سوم و چهارم هجری بر حافظ(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
حافظ ـ غزل سرای بزرگ تاریخ ـ از شعر پیشینیان بهره فراوان برده و گاه مضامینی را از آنان اخذ و یا اقتباس نموده است، اما بیشتر مضامین اقتباس شده از دیگران را بهتر از صاحبان اصلی آنها به تصویر کشیده است. پژوهشگران حافظ شناس، پیشینه الفاظ و تعابیر و معانی و مضامین حافظ از دیگران را در ادبیات منظوم و منثور پیش از او، از رودکی گرفته تا عصر خود حافظ و حتی شارحان بعد از وی، مورد تتبع و جست و جو قرار داده اند، اما از تاثیر شاعران پیش از رودکی و دوره های اول رواج و گسترش زبان و ادبیات فارسی بر حافظ سخنی به میان نیاورده اند. بهاءالدین خرمشاهی در کتاب ارزشمند حافظ نامه، تاثیرپذیری حافظ از بزرگان ادب پارسی از رودکی به بعد تا معاصرین وی، را بررسی کرده و از اینکه شاعر بزرگی چون مولوی چه در مثنوی و چه در غزل هایش تاثیری بر حافظ نداشته است، تعجب می کند و پژوهشگران را به تحقیق در این باره دعوت می کند. در این مقاله تاثیرپذیری حافظ از اشعار شاعران قرن سوم و چهارم هجری، از نظر معانی و مضامین مشابه و نیز ترکیب ها و تعابیر همانند و همچنین وزن و قافیه و ردیف و دیگر ظرافت های شعری، بررسی شده و جلوه های دیگری از هنرمندی این شاعر بزرگ به تصویر کشیده شده است.
بررسی تطبیقی مراحل سلوک در منطق الطیر عطار و یوگاسوتره های پاتنجلی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
مراحل سلوک در یوگاسوتره، هشت مرحله و در منطق الطیر عطار هفت وادی است. سالک طریقت در هر دوی آنها ابتدا از شریعت، اخلاقیات شرعی و قواعد انضباطی آغاز می کند و به مراحل لطیف تر سلوک قدم می نهد و پس از عبور از این مراحل به نوعی یگانگی و به اصطلاح، «فنا» (در منطق الطیر) یا «سمادهی» (در مکتب یوگا) می رسد؛ با این تفاوت ساختاری که سالک عرفان اسلامی در پی وحدت با خداوند است اما سالک یوگایی در پی وحدت با خویشتن. این مقاله آموزه های عرفانی در یوگاسوتره ها و منطق الطیر را با تأکید بر وادی های هفت گانه و مراحل هشت گانة سلوک به صورت تلفیقی مورد بررسی و مقایسه قرار می دهد و اختلافات و اشتراکات آنها را بیان می کند.
محمد مسعود دهاتی و آثارش(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
محمد مسعود دهاتی از نویسندگان روشنفکر دوره رضا شاه است که بیشتر نظر به اصلاح جامعه داشته و تغییر اوضاع زندگی جوانان را خواستار بوده است. طرح گوشه ای از زندگی شخصی او، همچنین نقد و بررسی آثارش موضوع کار این مقاله است. نثر مسعود دهاتی بیشتر روزنامه ای است و او بیش از آنکه نویسنده موفقی باشد، روزنامه نگار و سر مقاله نویس قابلی است. با این حال از نظر اندیشه و دید عمیق اجتماعی داستان های او جایگاه ویژه ای در میان آثار داستانی آن دوره دارد.
نقد جناس مضارع و لاحق در کتب بلاغی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
از دیرباز، در کتب بلاغی بحثی با عنوان جناس مضارع و جناس لاحق مطرح شده است که مبتنی است بر تشابه یا عدم تشابه آوایی حروف در دو واژه. از آنجا که پیشینیان نتوانستند این تشابه یا عدم تشابه را تبیین علمی کنند، بحثهای دامنه داری در این خصوص مطرح کردند. پسینیان سخن گذشتگان را تکرار کردند و چیزی بر آن نیفزودند. علم زبانشناسی، به ویژه دو شاخه مهم آن، واج شناسی و آواشناسی، می تواند این مشکل را حل کند. این نوشتار سعی می کند با ایجاد پیوند بین زبانشناسی و ادبیات تشابه و عدم تشابه آوایی را به شکل علمی تبیین کند و چهارچوبی علمی جهت بررسی جناس مضارع و لاحق در ادبیات فارسی فرا پیش نهد.
مدرنیسم در سینمای محسن مخملباف
حوزههای تخصصی:
مجموعه آثارِ محسن مخملباف مشتمل بر رمان، داستان کوتاه، نمایشنامه، مقاله و فیلمنامه های کوتاه و بلند است. مخملباف در توضیح سابقه سینمایی خود تأکید می کند که فیلم هایش به چهار دوره مختلف تعلق دارند (منصوری،1377: 151): دوره اول شامل فیلم های «توبه نصوح»، «دو چشم بی سو»، «استعاذه و بایکوت» است؛ این فیلم ها بیش از هر چیز بیان کننده دغدغه های سیاسی یا دینی مخملباف هستند. دوره دوم شامل فیلم هایی مانند «دستفروش» (1367)، «بای سیکل ران» (1369) و «عروسی خوبان» (1369) می شود؛ دوره سوم نوبت عاشقی (1370)، «شب های زاینده رود» (1370)، «ناصرالدین شاه آکتور سینما» (1371)، «هنرپیشه» (1372)، « سلام سینما» (1374)، و «نون و گلدون» (1375) است و دوره چهارم، دوره فیلم هایی است که صبغه سوررئالیستی دارند؛ مثل «گبه» (1375).1
به نظر می رسد مخملباف در نیمه اول دهه 1360 اصول سینمایی پیشینش را کنار می گذارد و شروع به ساخت فیلم هایی می کند که با آثارِ اولیه اش تفاوتِ بسیار دارند. «دستفروش» -که نقطه عطفی در کارنامه سینمایی مخملباف محسوب می شود- تحسین منتقدان بین المللی را برانگیخت و پس از آن، «بای سیکل ران» و «عروسی خوبان» ابعاد تازه ای به سینمای مخملباف بخشیدند. می توان استدلال کرد که مخملباف در «دستفروش» و فیلم های بعدی اش، برخلاف نخستین فیلم هایش، دیدگاهی مدرن (هم از حیثِ مضامین و هم از حیثِ فنون) اتخاذ کرد. در این مقاله قصد داریم با رویکردی ادبی به بررسی ویژگی های مدرنیستیِ فیلم «دستفروش» بپردازیم.
بررسی شیوه سعید نفیسی در نقد دیوان نظامی گنجوی
منبع:
ادب پژوهی ۱۳۸۶ شماره ۳
حوزههای تخصصی:
در عرصة نظامی پژوهی در ایران، کارهای سعید نفیسی به عنوان یکی از محققانی که آغازگر این راه بوده، درخور توجه است. نفیسی برای نخستین بار نمونهای چند از اشعار نظامی را گردآورد و در همین راستا به نگارش احوال وی پرداخت و با استناد به اشعار خود شاعر نکاتی مبهم را در زندگی و آثار وی روشن کرد. سالها بعد، نیز با جستجو در منابع مختلف، اشعار نظامی را جمعآوری کرد و به تصحیح آن همت گماشت و پژوهشهای قبلی خود را تکمیل کرد. با بررسی نقد و پژوهشهای نفیسی مشخص میشود که تلاش وی در روشن کردن زندگی نظامی بسیار مؤثر بوده و بابی جدید در عرصة تحقیق در زندگی این حکیم گشوده است، به طوری که تمام کسانی که بعد از آن در احوال نظامی تحقیق کردهاند، از مراجعه به آن بینیاز نبودهاند. در این مقاله ضمن نگاهی به پژوهش نفیسی در احوال و اشعار نظامی و مقایسة مختصر آن با پژوهشهای دیگر محققان، شیوهها و شگردهای نفیسی در نقد و تصحیح دیوان نظامی بررسی شده است.
زمان در عرفان اسلامی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
در فرهنگ اسلامی، تصورات گوناگونی از «زمان» انعکاس یافته است. متکلمان آن را امری موهوم و فیلسوفان آن را مقدار حرکت فلک اطلس می دانند. اما از منظر صوفیان، زمان با جان، که اصل وجود آدمی است، در ارتباط است. جانی که نزد دلبر حاضر است، چیزی جز لاله زار و گلشن نمی تواند باشد و بنابراین، پیری و پژمردگی را در او راهی نیست. از این رو، زمان عرفانی ارتباطی با گذشته و آینده ندارد، زیرا صوفی با خداوند است و در آنجا ماضی و مستقبل نیست. تمام کوشش یک صوفی آن است که خداگونه شود و از قید زمان، آزاد یا به تعبیری دیگر نیست گردد. این امر جز با عشق حاصل نمی شود. سالکی که اسیر عشق نشود، بنده جسم و زمان خواهد ماند. تنها عشق است که آزادی را از این نوع بندگی به ارمغان می آورد. عشق چون شمشیری است که سر جسم و زمان را از جان سالک جدا می کند.
گزیده ها و شرح های اشعار صائب در ترازوی نقد ادبی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
نقد کتاب، نوعی نقد ادبی است که آثار را بر اساس محتوا، روش کار و نیک و بدی های آن و همچنین طبق نظر، مهارت و قدرت تحلیل منتقد ارزیابی می کند. منتقد، عوامل مختلفی را برای تحلیل اثر در نظر می گیرد که از آن جمله است: موقعیت و اعتبار نویسنده کتاب، تحلیل موضوعی اثر، سطح نگارش، شیوه پردازش متن، درستی و نادرستی معانی، اعتبار و ارزش استنادها، رویکردها، روش فصل بندی، جامع نگری متن، اعتبار و برخی عوامل دیگر. صائب، نماینده سبک هندی است. مفاهیم در این سبک به سبب تلاش شاعران در یافتن معنی بیگانه و دیریاب، مضمون های متفاوت و متنوّع و برقراری ارتباط های ظریف میان محسوسات و غیر محسوسات، بسیار مبهم و پیچیده هستند. از این رو، اشعار در این سبک به شرح و بررسی دقیق نیازمند است و شرح آنها بسیار ضروری است. چند نویسنده به سبب این ضرورت، برخی از غزلیات صائب را شرح کرده اند. هدف این پژوهش، شناخت منسجم ترین و بهترین گزیدة غزلیات صائب و همچنین معرّفی کاستی ها و معایب هر یک از آنهاست. این پژوهش با روش توصیفی تحلیلی انجام شده است و در آن شرح های موجود از نظر اعتبار و شخصیت نویسندگان، مقدّمه ها و فهرست ها، شیوه پردازش، استنادها، شیوه نگارش، فواید و نقصان آن و درستی و نادرستی معانی، نقد و بررسی شده است؛ در نتیجه، مشخّص شد اگرچه هنوز، نگارش شرح های گسترده تر و دقیق تر کاملاً ضروری و لازم به نظر می رسد، هر یک از شرح های موجود به گونه ای در رفع دشواری های شعر صائب مفید و مناسب است. از نظر محتوایی و دقّت در بیان نکات خاص و مهمّ شعر صائب، شرح معدن کن، قهرمان و کریمی از بهترین شرح ها هستند؛ اما با وجود برخی کاستی های این شروح، می توان گفت در صورت تفصیلِ بیشتر بر کیفیت آنها نیز افزوده خواهد شد.
شیوه های روایت سینمایی در غزل امروز(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
در این مقاله به بررسی ساختارشناسانه غزل امروز و تحقیق در شیوه های روایت در غزل دهه های اخیر پرداخته شده است. غزل که در همه دوره ها پرمخاطب ترین و جدی ترین صورت های شعر فارسی بوده، در دوران معاصر نیز شاعران بسیاری را با خود همراه کرده است. با توجه به وجود روش های گوناگون روایت هنر امروز، در شعر معاصر و به ویژه غزل دهه های اخیر، شکل ویژه ای از روایت به چشم می آید که با وجود شباهت هایش با روایت داستانی به روایت سینمایی نیز شبیه است . در این پژوهه، افزون بر تعریف روایت و پرداختن به پیشینه آن در شعر و غزل فارسی، شیوه های روایت در شعر معاصر و به ویژه غزل امروز بررسی می شود. بدین منظور، ابتدا به این پرسش پاسخ داده می شود که روایت در غزل روایی امروز، به روایت داستانی نزدیک تر است یا به روایت سینمایی . سپس چرایی این پاسخ مورد تحلیل قرار می گیرد . ضمن این بررسی، شباهت ها و تفاوت های روایت در غزل، با هر یک از دو شیوه روایت داستانی و سینمایی شناسایی و نمونه هایی از آنها در غزل معاصر بیان می شود. همچنین، به برخی اصطلاحات خاص سینما در غزل امروز و نتایج روایی شدن غزل و ویژگی های ممیز غزل روایی از غزل کهن فارسی اشاره می شود.