برخی از ناقدان متعصب ادب عربی‘نظرات مغرضانه ای در خصوص سرایندگان متعهد شیعی ارائه نمودند. آنان تا توانسته اند بر شخصیت اعتقادی – ادبی این سرایندگان یورش بردند و این همه استواری و آزاد اندیشی آنان را ندیدند و شاید نخواستند که ببینند . در این مقاله برآنم تا در وهله اول‘ برخی از این نظرات مغرضانه را تبیین نموده و در مرحله بعد‘ پاسخی مناسب و مبرهن بدان ارائه دهم. د. نبیل خلیل ابوحلتم در((الفرق الاسلامیه فکرا و شعرا)) اصرار دارد سیدحمیری را ((کیسانی))مذهب معرفی کند و نظرات ناقدان ادب عربی را پیرامون تغییر مذهب سید از کیسانیّه به امامیّه نادیده انگارد. د. شوقی ضیف‘ دیک الجن را با توجه به چند بیتی که در رثاء احمد بن علی هاشمی سروده‘ازغلاة شیعه معرفی میکند. شوقی ضیف‘همچنین در پیروی دعبل خزاعی از مذهب تشیع تردید نموده و قصیده همیشه جاویدان ((تائیه)) را در هاله ای از ابهام نهاده‘ معتقد است دعبل این چکامه را باهدفت دست یافتن به اموال اهل ((قم )) سروده است . فؤاد افرام بستانی در ((الروائع)) چکامه بلند مذهبی ابوفراس حمدانی که به ((الشافیه)) مشهور است را منحول و محرف میداند و قصد دارد تمامی ابیات چکامه و ماهیت آن را زیر سؤال برده ‘ آن را در هاله ای از ابهام نهد.
آنچه در این مقاله مورد بحث قرار میگیرد نقش سعدی در شکلگیری مکتب ادبی شیراز است که با وجود اینکه قبل از سعدی در شیراز شاعر بزرگی وجود نداشته است، چگونه انسان برجستهای چون سعدی با این نبوغ توانسته اینگونه سخن گوید و پس از او دیگران از او تبعیت کنند و اینکه چه عوامل و عناصری در پشت سر سعدی وجود داشته که موجب چنین پیدایشی شده است؟ نویسنده این امر را وابسته به دو عامل بیرونی: حضور خراسان بزرگ با اندیشمندانی چون فردوسی، رودکی، انوری و...) و هم عامل تربیت میداند که باعث شد در وی تاثیر گذارد، در نتیجه چنین درخشد و پیشرو این مکتب گردد.
این مقاله از منظر تاملی در مبانی عشق و جمال در شعر و اندیشه سعدی با نگاهی بر عرفا و حکمای فارس از جمله روزبهان، حافظ و ملاصدرا رقم خورده است. در این مقاله ابتدا به جایگاه عشق و محبت و جمال در قرآن کریم، حدیث و متون کهن صوفیه اختصاص یافته و درادامه، حالات عشق پاک در تفکر سعدی، با توجه به زمینههای چون جمالدوستی، تجلی و نظربازی عرفانی را مورد بررسی قرار میدهد.
این مقاله سعی دارد تا شهرت شاعری سعدی را در زمان حیاتش مقارن با تالیف بوستان و گلستان بررسی نماید. نویسنده با استناد به منابعی که در آن دوره که احتمال میداده سعدی آثار خود را تالیف کرده باشد همچون المعجم فی معاییر اشعارالعجم، جهانگشای جوینی و معیارالاشعار بررسی نموده و در آنها هیچ اثری از نام سعدی و آثار وی نمییابد و این احتمال را در نظر میگیرد که سعدی در زمان حیاتش اشتهاری نداشته و یک شاعر معروف بنا به گفته خود در گلستان، نبوده است.