در این جُستار، کوشش خواهد شد تا پس از طرح اجمالیِ مبانی نظری بینامتنیت و معرفی زمینه های ایرانی (در ادبیات و تفسیر دینی) و اروپایی (میخائیل باختین، ژولیا کرستوا، ژرار ژنت و اومبرتو اکو)، روابط میان عناصر درون متن با بیرون از متن - خواه بافت و محیط فیزیکی، خواه جهان بیناذهنی جامعة زبانی یا فرهنگ و جهان ذهنی خواننده – و تأثیر آن ها در شکل گیری معنای کلی متن و در نتیجه، معنایی که فراتر از برآیند معنای تک تک عناصر درون متن و ساختار درونی متن است، بررسی شود. در این راستا، نمونه هایی از روابط برون متنی در متن های مختلف ارائه و این روابط دسته بندی خواهد شد.
خاقانی از نادر شاعرانی است که در عرصهی واقعیت گریز شعر، اطلاعات قابل توجه و واقعی دربارهی نگرش خود به زنان ـ به ویژه در عرصهی خانواده خویش ـ در اختیار خواننده و منتقد میگذارد. مقالهی حاضر در پی آن است که اطلاعات مزبور را از میان اشعار نه چندان سادهی او بیرون کشد و تحلیل کند و بخش دیگری از ادبیات گرانقدر فارسی را به طور مجزا درخصوص زنان بازشناسی نماید. در بخش های مختلف مقاله، نگاه خاقانی به جایگاه زن در خانواده، جامعه، تاریخ و دین نشان داده شده است.
موسیقی یکی از عناصر سازنده شعر است که کلام را برجسته میسازد و سبب تمایز زبان نظم از نثر میگردد. بررسی این رکن از شعر، همچنین پیوندی که میان آهنگ کلام با عناصر دیگر وجود دارد، مسألهای است که این مقاله بدان میپردازد. برای تبیین این مسأله در دو بخش: بخش اوّل به تعریف موسیقی و انواع آن در شعر فارسی پرداخته، بخش دوم رابطه میان موسیقی شعر با موضوع، تخیّل و عاطفه بررسی شده است. تشریح مطالب مذکور، مشخص ساخت که موسیقی شعر در کنار تقسیمات چهارگانه ادیبان فارسی زبان به سه دسته موسیقی بیرونی (جنبه عروضی شعر)، موسیقی کناری (آهنگ خاص همخوانی میان کلمات پایانی مصراعها «ردیف و قافیه») و موسیقی میانی (انواع توازنهای حاصل از ارتباطات لفظی و تناسبات معنایی) تقسیم میشود. امّا شعر تعبیری از اجتماع، اصول، باورها و اندیشههای شاعر است و موسیقی شعر زبان دل و احساس او و «لاجرم هر آنچه از دل برآید، بر دل نشیند.» انواع متفاوت موسیقی شعر؛ یعنی وزن، قافیه و ردیف و واژهها و لفظ از جمله عناصری هستند که معنا، عاطفه و تخیّل شاعر را به مخاطب منتقل میکنند و تنوّع موسیقایی در این زمینه عامل مهمّی در القای موضوع و احساسات شاعرانه به خواننده و شنونده است. شاعر با رعایت تناسب و پیوندی که میان موسیقی شعر با عناصر دیگر وجود دارد، تلاش میکند به هدف و غایت اصلی شعر ـ که همانا بیان مفاهیم و محتوای درونی شعر است ـ نزدیک گردد.
سبک، نمودار گزینش و ترکیب شاعر و نویسنده از امکانات متعدد زبانی است. همچنین بیانگر تقلید یا نوآوری در دستگاه های مختلف زبان مانند دستگاه آوایی، دستگاه واژگانی و نحوی است. از جمله مهم ترین دستگاه های زبان، دستگاه بلاغی است که شامل همه تزئینات بیانی و بدیعی و به تعبیری همه عناصر جمالی متن می شود. دستگاه بلاغی برجسته ترین و مهم ترین دستگاه زبان ادبی است که می توان روند آفرینش ادبی را در آن ملاحظه نمود. زیرا به نظر می رسد نخستین دگرگونی های سبکی در این دستگاه روی می دهد. اساسی ترین رکن این دستگاه تشبیه است که سایر اجزای دستگاه مانند استعاره، تشخیص و حتی کنایه از آن ناشی می شود. با بررسی ساختار تشبیه به صورت دقیق می توان تحولات سبکی دستگاه بلاغی را نشان داد. در این مقاله، با استفاده از آماری که از تحلیل کامل تشبیهات اشعار نیما، اخوان و سهراب سپهری در دست است، سعی می شود تحولات سبکی ناشی از تشبیه در شعر نو به اجمال بررسی شود.