اسطوره، معمولاً روایتی است مملو از نمادهایی که به نقل منشا جهان، خدایان، خلقت حیوانات، انسانها و منشا آداب و سنن می پردازد و تقریباً در تمام فرهنگها وجود دارد.
اسطوره به عنوان پدیده ای پیچیده، از جنبه های مختلفی مورد مطالعه قرار می گیرد و بخاطر همین طبیعت چندگانه اش الگوی بسیاری از داستانها و آثار قرار گرفته است. این قابلیت اسطوره در ادبیات تطبیقی نیز از جایگاهی مهم برخوردار است.
در این مقاله علاوه بر نشان دادن جایگاه اسطوره در ادبیات تطبیقی، به چگونگی پدید آمدن اسطوره های نوین از اسطوره های باستان نیز می پردازیم.
اغلب متون ادب فارسی به همت نولکشور در هند به چاپ رسیده و از این جهت حق بزرگی برگردن زبان و ادبیات فارسی دارد. چاپ کتاب و بخصوص مثنوی معنوی پیامدهای مبارکی را نیز به همراه داشته از جمله این پیامدهای خجسته مثنوی منظومی است که خود نولکشور سروده و در آن شرح مهاجرت مولوی از بلخ به روم، و چگونگی ملاقات او با عطار، آشنایی او با برهان الدین ترمذی، بر خورد او با شمس تبریزی و چگونگی سرودن مثنوی معنوی را به نظم در آورده است.
ای دل و جان به یاد تو زنده همه فانی تو حی پاینده
(کمال الدین اسماعیل 1348: 35)
یکی از معیارهای فضل و ادب در سده های ششم و هفتم، میزان بهره مندی شاعران و نویسندگان از آیات ناب نُبی و احادیث پرُتاب و توان نبی(ص) و یاران راستین او و چگونگی نخل بندی با آن بود. خلاق المعانی، کمال الدین اسماعیل، نه همچون خاقانی چنان پر طمطراق و نه به سان مولانا چنان مانا و پرمعنا، بل به گونه ای نسبتاً ساده و نیم خام، بیجاده های سخن خدا و پیامبر را مایه ی جمال فرزندان طبع نموده تا به قول خویش، کفاره ای باشد بر مدایحی که سروده و قیمتی دُرهای دری را به پای خوکان ریخته است. بیشترین بسامد کاربرد تلمیحات در این نوشتار، به شکلی متحد، در بیان توحید و نعت پیامبر اکرم(ص) و معانی برخاسته از آن است. اگر سنایی با کلمه ی طیبه ی «لااله الا الله» به تصویر سازی پرداخته، کمال الدین، خلاقیت هنری خود را در بیان توحید با آیت تسمیت «بسم الله الرحمن الرحیم» و تفسیر آن به نمایش گذارده و در روش تلمیح پردازی، در تلازم با معرفت های قرآنی و روایی، تداعیگر شیوه ی مشتاقانه «میبدی» در تفسیر عرفانی، ادبی کشف الاسرار و بیانگر عرفان شرعی گشته است.
خاقانی یکی از موفق ترین شاعرانی است که به آفاق بکر و رازناک سخن پارسی گام گذارده و سرافراز از گستره ی مه آلود الفاظ و معانی عبور کرده در شمار سرآمدان زبان فارسی جای گرفته است. در این مقاله تلاش شده است هر چند گذرا شعر و ابداعات هنری خاقانی بازکاوی شود و ستــرگی خاقانی در ابعاد مختلف از قبیل: وسعت تخیل و ترکیب، نازک خیالی های بی نظیر، اندیشه های صوفیانه ، قدرت ردیف پردازی و سیطره ی خاقانی به علوم گوناگون باز نموده گردد.
تاثیر شگرف و سرنوشت ساز خاقانی بر شیوه های عمومی بیان در زبان پارسی و گویندگانی که پس از او به آرایش کاخ سخن برخاستند ، هر گونه پژوهش را در زبان و بیان و شیوه های اندیشه وری او بایستگی می بخشد.