ترتیب بر اساس: جدیدترینپربازدیدترین
فیلترهای جستجو: فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۶٬۰۴۱ تا ۶٬۰۶۰ مورد از کل ۵۴٬۲۷۹ مورد.
۶۰۴۱.

نقدی بر اصطلاح «موسیقی معنوی» شعر(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۰۷ تعداد دانلود : ۶۴۷
چکیده: یکی از عناصر مهم کلام منظوم، که تقریبا در همه تعاریف شعر دیده می شود، موسیقی آن است. موسیقی شعر را می توان در سه ساحت «موسیقی بیرونی، کناری، و درونی» خلاصه کرد. طرح اصطلاح «موسیقی معنوی شعر» که اول بار از سوی محمد رضا شفیعی کدکنی ارائه شد، پیشنهادی بود که بر آن سه نوع موسیقی شعر، علاوه می شد و اکنون بیش از سه دهه از سابقه این پیشنهاد می گذرد و آن را در همه چاپ های کتاب «موسیقی شعر» در طی این سال ها می توان دید. در مقاله حاضر برهان های ارائه شده این طرح مورد بررسی و نقد قرار می گیرد. نتیجه سخن این است که اتکا به تعبیر واژه «موسیقی» از سوی اخوان الصفا در «رسایل» و همچنین بحث صنعت «جناس معنوی» در برخی کتب بدیعی نمی تواند مبانی محکمی برای طرح اصطلاح موسیقی معنوی شعر باشد؛ چرا که تعبیر اخوان الصفا جنبه ذوقی دارد و نه علمی؛ و مبانی صنعت «جناس معنوی» نیز با آنچه در باب «موسیقی معنوی» ارائه شده است، کاملاً متفاوت است.
۶۰۴۲.

خطاهای مؤلفانِ متون کهن ادب فارسی در معرفی ابوسعیدابوالخیر(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۷۹ تعداد دانلود : ۴۹۴
برای ابوسعیدابوالخیر در فرهنگِ ایرانی، جایگاهی همانند سقراط در فرهنگِ یونانی در نظر گرفته شده است. این دو، به رغمِ آن که هیچ تألیفی از خود به یادگار نگذاشته اند، امّا در تعدادی کثیر از کتاب ها حضوری پُررنگ دارند. نقش آفرینیِ ابوسعید در متونِ کهنِ ادب فارسی را به سه شکلِ مختلف می توان دید. یادکردها از او، یا دارای منبعی شناخته شده هستند و با مأخذِ اصلی خود از نظر محتوا هیچ مغایرتی را نشان نمی دهند. یا هیچ مأخذی مشخص برای آن ها نمی توان در نظر گرفت. یا این که به رغم مشخص بودنِ مأخذ، مضمونِ آن ها در مقایسه با منبعِ اصلی، مغایرتی فاحش دارد. هدف از جستارِ حاضر، معرفی این مغایرت ها و توضیح در بابِ علل متصوّر بر چگونگی پدید آمدنِ آن هاست. نتایج حاصل از این پژوهش نشان می دهد از میانِ چندین عامل مهم، که سبب سازِ بروز این لغزش ها بوده ، خَبط و خَلطِ زندگانی اشخاصِ مختلف با یک دیگر، نقلِ مسموعات به جای استناد به مآخذِ مکتوب، و هم چنین استفاده از منابعِ واسطه در عوضِ رجوع به منابعِ اصلی، بیش ترین نقش را در شکل گیری این سهوها ایفا کرده است.
۶۰۴۳.

خوانشی نشانه شناختی از پیرنگ داستان کودکانه «مداد بنفش»: با رویکرد نوشتار زنانه(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۷۱ تعداد دانلود : ۵۴۷
سیکسو(Cixous) مانند لکان، زبان را قضیب محور می داند؛ ازهمین رو با دعوت به «نوشتار زنانه» قصد واسازی زبان را دارد. سیکسو با الهام از دریدا منکر تمامیت زبان و خواهان نفیِ دال های دارای مدلولِ ثابت و روشن است؛ بر همین اساس مهمترین ویژگی نوشتار زنانه را ابهام و استعارات کثیرالمعنا می داند. با توجه به اینکه «نوشتار زنانه» رویکردی پساساختگرا است و هدف پساساختگرایی، دگرخوانی متن، لذا مقاله حاضر در پی آن است که با رهیافتی نشانه شناختی و در چهارچوب فمنیسمِ سیکسویی، دگرخوانشی از داستان «مداد بنفش» ارائه دهد. در همین راستا، در عناصر اصلی داستان مذکور (در شخصیت ها، کنش ها، روابط علّی حوادث) دال های سیال و چندمدلولی را کشف و وفقِ پارادایم های نظریه «نوشتار زنانه» تعبیر می کند. پژوهش حاضر به روش تحلیلی توصیفی نشان می دهد که: اولا، نوشتار زنانه صرفاً قائم به سبک و صورت نوشتار (روساخت داستان) نیست؛ بلکه از طریق شخصیتی سیکسویی و روابط علّیِ حوادث می تواند نمودِ پیرنگی (در ژرف ساخت داستان) داشته باشد؛ ثانیا، راه برون رفت از سرکوب جنسیتی، از زبان می گذرد. پژوهش هایی که تا کنون وفق رویکرد سیکسویی انجام شده اند، اغلب سبک بیان و شگردهای شاعرانه سازی فُرم را مورد توجه قرار داده اند. نوآوری پژوهش حاضر این است که اولا، نوشتار زنانه را نه صرفا در سطح سبک و سیاقِ بیان، بلکه در سطح پیرنگ و درون مایه مطالعه می کند. ثانیا، با استفاده از رویکرد پساساختاریِ «نوشتار زنانه»، خوانش مسلطِ مردسالارانه متن را واسازی می کند. ثالثا، برای نخستین بار از رویکرد نوشتار زنانه سیکسو برای خوانش ادبیات داستانی کودک بهره می جوید.
۶۰۴۴.

مقایسه ساختاری عاشقانه های زرین قبانامه و شاهنامه(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۹۰ تعداد دانلود : ۵۱۱
در تقسیم بندی انواع ادبی اگرچه بعضی متون در زمره ادب حماسی قرار می گیرند، امّا گاه از جنبه های غنایی نیز خالی نیستند و چه بسا بخش های غنایی این گونه آثار در کلیت داستان، نقشی کلیدی دارند؛ مانند داستان های عاشقانه شاهنامه فردوسی که بر اساس نظر محققان، ساختاری ویژه و متفاوت با داستان های عاشقانه غیر حماسی دارد. در این تحقیق با روش تحلیل سنجشی و با تکیه بر منابع کتابخانه ای، ویژگی ها و ساختار داستان های عاشقانه زرین قبانامه که در واقع نوعی داستان شهسواری و پهلوانی است، با موارد مشابه در شاهنامه فردوسی، مقایسه می شود تا به این سوال اصلی پاسخ داده شود که با وجود تشابهات احتمالی، چه تفاوت هایی در ساختار این گونه داستان ها وجود دارد؟ نتایج پژوهش نشان می دهد که داستان های عاشقانه زرین قبا نامه، اگرچه در موضوع شروع داستان با شکار، دیگرتباری معشوق و استقلال دختر در تصمیم گیری برای ازدواج، با عاشقانه های شاهنامه شباهت هایی دارد، اما در نحوه آشنایی و عاشقی، شخصیت یاریگر، اظهار خاکساری و ... با آن متفاوت است که شاید به دلیل تفاوت بنیادین داستان های حماسی و داستان های عیاری و پهلوانی باشد.
۶۰۴۵.

روایت پنهان در شعر امین پور(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۴۴ تعداد دانلود : ۳۴۳
در جستار حاضر، بر پایه مطالعات کتابخانه ای و روش تحلیل و توصیف داده ها، به این پرسش اصلی پاسخ داده شده که در شعر قیصر امین پور، «روایت پنهان» چیست؟ چگونه شکل می گیرد؟ و چه ویژگی هایی دارد؟ از دیرباز شاعران به کمک نظم داستان هایی را روایت کرده اند. با این حال روش استفاده همه شاعران از روایت مانند هم نیست. برخی شاعران داستان هایی منظوم می سرایند که تفاوت اصلی آن ها با داستان های منثور تنها در رعایت نظم عروضی است. بعضی دیگر، هم چون قیصر امین پور، به روایت و عناصر سازنده آن رویکردی  عمیق تر دارند. شعرهای روایی امین پور از تعریف یک قصّه به «نظم» عبور می کنند. وی روایت را به صورت ساده و آشکارا پیش روی مخاطب نمی گذارد، بلکه آن را چنان در بافت و خصوصیّات شاعرانه متن می گنجاند که این «روایت پنهان» و کارکرد هر یک از عناصر آن جز از طریق تجزیه و تحلیل دقیق متن مشخّص نمی شود. وی با به کارگیری خلّاق ویژگی های روایی و حل کردن روایت در شعر به دنبال افزایش تأثیربخشی بر مخاطب است. نشانه هایی که امین پور از روایی بودن متن به جا می گذارد، خواننده را وامی دارد تا در پی کشف جزییّات قصّه براید. این تلاش فکری و تأخیر در کشف روایت پنهان شده در شعر موجب لذّت مضاعف او می شود.
۶۰۴۶.

خوانش بلاغی- کنشی (بوردیویی) داستان های مرغ انجیر، پیگمالیون و صداخونه غلامحسین ساعدی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۲۸ تعداد دانلود : ۳۹۶
از جمله دست افزارهای پژوهشگر حوزه ادبیات در تحلیل یک متن، نقدِ بلاغی و نقدِ جامعه شناسی است. حال، اگر بتوان میان این دو نوع نقد ارتباطی روشمند و هدفمند برقرار کرد، مرز باریک میان جامعه شناسی ادبیات و نقدِ جامعه شناسی مشخص تر، پویایی و سیالیت دست افزارها تقویت و توانمندیِ خالقِ متن و ظرفیت-های اثرش، بیش از پیش، شناخته می شود. پرسش بنیادین این پژوهش را می توان چنین طرح نمود که ارتباط میان نقد بلاغی و نقد جامعه شناسی در انجام پژوهش-های ادبی تا چه میزان قابل اعتنا و بررسی است؟ و اساساً چگونه می توان از این رهگذار به سیالیت و پویایی نقد رسید؟ در این پژوهش کوشیده ایم به روش تلفیقی (بنیادی و کاربردی با محوریت کیفی و کمّی) و با بهره گیری از مطالعات کتابخانه ای، در سه داستان کم تر خوانده شده غلامحسین ساعدی (داستان های مرغ انجیر، پیگمالیون و صداخونه)، مرز میان جامعه شناسی ادبیات و نقد جامعه شناسی را در مقام عمل، مشخص کنیم و ارتباطی روشمند میان نقد بلاغی (دانش معانی، بیان و بدیع) و نقد جامعه شناسی(کنش پیر بوردیویی) برقرار کنیم. در مجموع، دستاوردهای پژوهش نشان می دهد: 1. به کمک دانش بلاغت می توان به عادت-واره افراد، سرمایه و موقعیت ایشان در میدان فضای اجتماعی پی برد. 2. به محض تغییر در سرمایه و موقعیت افراد در میدان، در بخش بلاغی نیز، تغییراتی هدفمند صورت می گیرد. 3. توجّه به این مسأله، متن داستان را صرفاً در لایه ادبیت متن بررسی نمی کند، بُعد کاربردی بودن و پویاییِ این ادبیت را هم تبیین و تحلیل می-کند. 4. بیش از پیش می توان به توانمندی های نویسنده ای چون غلامحسین ساعدی پی برد که هوشمندانه و جمله به جمله، مترصّد اوضاع است و جملات را به فراخور جریان روایت، رنگ و لعابی بلاغی می بخشد و با این تغییر، ویژگی های جامعه شناسانه متن هم دچار تغییر می شود. می توان گفت که این مقاله، درآمدی بر پژوهش های نوین حوزه ادبی است و پرتوی میان پرتوهای گوناگون.
۶۰۴۷.

تحلیل استعاره های مفهومی جهتی یا فضایی بن مایه «جنون» در منتخب غزل های بیدل دهلوی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۸۲ تعداد دانلود : ۳۸۳
در زبان شناسی شناختی،استعاره مفهومی سازوکاری است که بر اساس آن امور انتزاعی و ذهنی بر پایه امور عینی تعریف، فهمیده وتوصیف می شود. اندیشیدن به شیوه استعاری، یعنی تجسم بخشیدن به مفاهیم ذهنی و انتزاعی؛ مفاهیمی مانند مرگ، زندگی، وهم، عشق حیرت، مهربانی، خشم و صداقت اموری انتزاعی هستند که با استفاده از مفاهیمی عینی قابل درک و فهم می شوند.درشعربیدل که به واسطه زبان خاص و سبک ویژه اش، در بین شاعران سبک هندی متمایز است نیز از این واژه ها ومفاهیم کم نیست. در غزلیات بیدل دهلوی بعضی واژه ها بسامد بالایی دارندکه به صورت یک موتیف و بن مایه شناخته می شوند و نماینده نگرش او به جهان هستند. یکی از واژه های کلیدی پربسامد در شعر بیدل، مفهوم انتزاعی «جنون» است. این پژوهش، استعاره های جهتی بن- مایه «جنون» را با تکیه بر نظریه معناشناسیِ شناختی و کار-کرد استعاره مفهومی، تحلیل می کند. این مقاله توصیفی تحلیلی، با گردآوری اطلاعات به روش کتابخانه ای و روش استدلالی از نوع استقرایی (جزء به- کل) به تحلیل کیفی و گاه کمّیِ مفهوم انتزاعی «جنون» در غزل های بیدل بر پایه تحلیل استعاره های جهتی می پردازد. استعاره های جهتی در شعر بیدل با الگو های جهتیِ حرکت دورانی، بالا و پایین، درون و بیرون، حدفاصل، مرکز و حاشیه، پیش و پس و استعاره اینجاوآنجا قابل بیان است. در بسیاری از ابیات بیدل، جنون با سرگشتگی یا حرکت دورانی و گاه با گردش و چرخش و حرکتی رو به بالا و پایین، مفهوم- سازی شده است. همخوانی استعاره های به کاررفته برای مفهوم -سازی مضامین استعاری، بر قدرت شاعری بیدل دهلوی و استفاده وی از تجربه های محیطی در بیان اندیشه های عرفانی اش دلالت دارد.
۶۰۴۸.

«هرکه شیرینی فروشد، مشتری بر وی بجوشد»؛ نگرشی به عناصر غنایی ساز کلام سعدی در غزلیات(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۱۱ تعداد دانلود : ۳۹۴
بوطیقا یا طرز و انواع ادبی از زمان های گذشته از مباحث اصلی نقد ادبی بوده و به قدمت مکاتب فکری- فلسفی و ادبی یونان است. در این حوزه که به نوعی شیوه و رسته آثار ادبی در آن مشخص می شود، هر اثر بنابر داشتن ویژگی هایی به یک نوع تعلق می یابد که دانستن آن در مرحله نخست به مخاطب از باب همسوساختن انتخابش با ذوق و سلیقه شخصی کمک می کند و در مراحل بعد، برای مباحث مربوط به سبک شناسی، معنی شناسی و سرانجام تحلیل محتوای آثار بسیار سودمند است. در میان انواع ادبی، یک قسم «نوع غنایی» نام دارد و این نوع با عناصر و وجوهی ویژه خود، طیف وسیعی از آثار ادبی را دربر می گیرد و غزل بخش بزرگی از این طیف گسترده را تشکیل می دهد که در ادبیات فارسی با نام سعدی به طرزی خاص پیوند عمیقی دارد. پرسش این است منظور از ادبیات غنایی چیست؟ همچنین وجود چه عناصری موجب می شود تا مجموعه ای چون غزلیات سعدی غنایی دانسته شود؟ آنچه در این پژوهش بررسی خواهد شد عناصر و اجزائی- لفظی و معنایی- است که غزلیات سعدی را از مایه و لایه های غنایی به کمال بهره مند کرده است. هدف این پژوهش، ضمن به دست دادن تعریفی جامع از بوطیقا (طرز) و نوع ادب غنایی، کشف و دسته بندی عناصر و معیارهای پر بسامد غزلیات سعدی است که بدان ها نمودی ویژه بخشیده است. در این مقاله علاوه بر اتّکای به تعاریف موجود، نمونه هایی آورده و با یکدیگر مقایسه می شود.
۶۰۴۹.

بررسی عناصر انسجام متنی در سوره لقمان براساس نظریه نقش گرای مایکل هلیدی و رقیه حسن(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۷۷ تعداد دانلود : ۳۴۳
قرآن پژوهان از گذشته تاکنون تلاش های فراوانی جهت تبیین ارتباط میان آیات یک سوره داشته اند. هرچند آیات یک سوره ممکن است به موضوعات مختلفی بپردازد؛ ولی همه این موضوعات به وسیله عناصری انسجام بخش که به انسجام متنی یک سوره منجر می شود با یکدیگر در ارتباط هستند. یکی از مباحث مهم زبان شناختی متن، نظریه انسجام متنی مایکل هلیدی و رقیه حسن (1976) است. عوامل انسجامی مجموعه ای از روابط نحوی و واژگانی است که یا جملات را به هم ارتباط می دهد یا بین اجزای یک جمله ارتباط برقرار می کند. پژوهش حاضر در پی آن است تا ضمن تبیین کاربست عناصر انسجام متنی نقش گرای هلیدی و حسن در سوره لقمان به این سؤال مهم پاسخ دهد که تا چه میزان امکان کاربست نظریه انسجام متنی هلیدی و حسن در ترسیم انسجام متنی سوره لقمان وجود دارد. عوامل انسجام واژگانی و زیرمجموعه آن با 316 مورد بیشترین بسامد را در این سوره دارد و عناصر انسجام دستوری با 139 مورد در جایگاه دوم و عوامل ارتباط منطقی بین جملات با 106 مورد در جایگاه سوم قرار دارد. همه این عناصر نوعی از انسجام را در متن ایجاد می کند؛ به طوری که ابتدا و وسط و آخر آیات را به یکدیگر وصل می کند و به خواننده در فهم مضمون آیات کمک می کند. از آنجا که یکی از محورهای اصلی این سوره موضوع توحید است واژه «الله» 29 مرتبه و واژه «ربّ» دومرتبه و صفات خدا 19 مرتبه تکرار شده است و این تکرار به انسجام متنی این سوره کمک می کند. نگارنده در این مقاله در پی آن است تا با استفاده از شیوه توصیفی تحلیلی به تبیین کاربست عناصر انسجام متنی نقش گرای هلیدی و حسن در سوره لقمان بپردازد. نتایج این پژوهش نشان می هد که امکان کاربست همه عناصر انسجام متنی نقش گرای هلیدی و حسن در سوره لقمان وجود دارد.
۶۰۵۰.

شناسایی و تحلیل فصول چهار گانه در شاهنامه نگاری بر اساس نظریه میتوس نورتروپ فرای(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۱۸ تعداد دانلود : ۴۹۹
نقد اسطوره ای رویکردی، میان رشته ای بر پایه انسان شناختی، روان شناسی، تاریخ ادیان و تاریخ تمدن است که به تأویل اثر و بن مایه های موجود در آن می پردازد. این مقاله با روش تحلیلی تطبیقی و رویکرد نقد اسطوره ای، به تفسیر و تحلیل نگاره های «شاهنامه شاملو» بر اساس الگوهای ساختارگرایانه نورتروپ فرای، پرداخته است. کمبود پژوهش های اسطوره ای در آثار هنری، ضرورت این تحقیق را نمایان می کند. بیشتر این تحقیقات در زمینه ادبیات و متون ادبی شاهنامه بوده و تا کنون پژوهشی با استفاده از نظریات فرای بر روی آثار هنری صورت نگرفته است. هدف این پژوهش، شناسایی نمادها و کهن الگوهای موجود در نگاره های شاهنامه شاملو و قرار دادن آن در نظریه میتوس فرای، بر اساس روش نقد اسطوره ای است و از این میان، هشت نگاره مرتبط با جنگ بزرگ کیخسرو تحلیل شده است. نتایج بدست آمده نشان از آن دارد که در روایت جنگ بزرگ کیخسرو، بیشترین نزدیکی را در چرخه فصول با میتوس رمانس و کمدی و کمترین ارتباط را با گونه تراژدی و هزل دارد.    
۶۰۵۱.

La Communauté de Pratique : Histoire, Théorie, Etudes Exploratoires et Recherches Contemporaines en Sociolinguistique(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۰۳ تعداد دانلود : ۲۷۷
Depuis l’introduction de la communauté de pratique (CdP) en sociolinguistique, les travaux y afférents montrent qu’elle est d’un intérêt analytique non moins négligeable pour ce domaine du savoir et plus encore en sociolinguistique francophone où on note un grand désintérêt des chercheurs à exploiter ce cadre d’analyse qui pourrait, et de façon plus général, permettre de trouver des réponses à certaines questions qui ont fait débats en sociolinguistique. Je pense de ce fait à la « communauté linguistique » pour laquelle les débats ont tantôt débouché sur la communauté sociale, tantôt sur la speech community ou encore sur la communauté ethno-sociolinguistique. Les questions d’articulation de de cet article sont les suivantes : qu’est-ce que la CdP ? quels en sont ses concepts opératoires et comment la sociolinguistique s’en est servie ? Enfin, qu’est-ce que la CdP peut apporter à la sociolinguistique en général et à la sociolinguistique francophone en particulier ? Cette réflexion s’organise autour de 3 principaux axes. D’emblée, la présentation de la CdP dans le domaine de l’apprentissage situé et plus particulièrement dans les sciences sociales. Par la suite, il s’agira d’une brève exploration des travaux qui, en sociolinguistique, exploitent ce construit théorique et, enfin, des pistes de réflexion vers lesquelles on pourrait orienter les recherches à venir sont présentées.
۶۰۵۲.

پیشنهاد هایی درباره تصحیح منظومه شاهنامه اسدی (زرّین قبانامه)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۹۰ تعداد دانلود : ۴۳۶
مثنوی «محب و محبوب» منظومه ای است که شاعری به نام اختیار در سال 830 قمری آن را در نوع ادبی ده نامه به نظم درآورده است. این منظومه به ماجرای عشق شاهزاده ای به نام محب می پردازد که در خواب، دختری زیبارو به نام محبوب را می بیند و شیفته او می شود. شاعر در قالب روایتی منسجم و با بیانی هنرمندانه، از عشق آتشین محب به محبوب به ویژه در قالب نامه های عاشقانه سخن می گوید. این نوع ادبی در تاریخ ادب فارسی با ساختاری مشخص رواج داشت؛ اما ده نامه اختیار ساختاری نسبتاً متفاوت دارد و نیز طولانی تر از ده نامه یا حتی سی نامه های دیگر است. این مثنوی براساس یک نسخه ناقص که در کتابخانه توبینگن برلین نگهداری می شود، پیشتر چاپ شده است؛ اما یک نسخه دیگر از این منظومه در کتابخانه عاطف افندی (ترکیه) نگهداری می شود که هم کامل است و هم صحّت بیشتری دارد. نگارندگان در این مقاله ضمن معرفی نسخه عاطف افندی و مقایسه ضبط های نسخه یادشده با نسخه چاپ شده (و نیز نسخه اساس مصحّح) و ذکر ضبط های برتر نسخه عاطف افندی، ابیات تازه مندرج در آن را نقل کرده اند. با مقایسه دو نسخه مشخص می شود که برای تصحیح این منظومه، حتماً می بایست از نسخه عاطف افندی استفاده می شد؛ اما با اینکه این دست نویس پیشتر در فهرست کتابخانه مذکور معرفی شده، در دسترس مصحّح نبوده و ازاین رو منظومه ناقص چاپ شده است.
۶۰۵۳.

شیوه های تأثیرپذیری از قرآن و حدیث در شعر وصال شیرازی

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۱۴ تعداد دانلود : ۴۰۳
میرزا محمّد شفیع شیرازی متخلّص به وصال در سده سیزدهم هجری، شاعری مسلمان و شیعه ای دلسوخته، از محبّان اهل بیت و از جمله شاعرانی است که در سرودن اشعار خود به آیات قرآن، روایات، احادیث و وقایع مذهبی نظر داشته و به گونه ای استادانه با طبعی روان و زبانی گویا از دانسته های دینی خود در شعرش استفاده کرده است. در این پژوهش سعی شده که گونه های تأثیرپذیری از قرآن و حدیث در دیوان وصال شیرازی نشان داده شود. از جمله وجوه اهمیّت این تحقیق این است که روش های بازتاب احادیث و آیات قرآن را در دیوان وصال از میان انبوه اشعار مدحی و توصیفی برجسته سازی و طبقه بندی شده و مواردی از قبیل، بررسی اعلام مذهبی «انبیاء، ائمه اطهار، اولیا»، بررسی تلمیحات مذهبی، همچنین نشان دادن بازتاب باورهای مذهبی در دیوان و کاربرد آیات قرآنی و احادیث را شامل می شود و به تحلیل بسامدی آن ها می پردازد. بسامد تأثیرپذیری از قرآن و حدیث در دیوان وصال به لحاظ قالب شعری، در درجه نخست، به قصاید و سپس به مثنوی های او اختصاص یافته است و در غزلیات وصال علیرغم تعداد بالا، در این قالب، تأثیرپذیری کمتری مشاهده می شود؛ همچنین وصال در تأثیرپذیرفتن از قرآن و احادیث که هرگاه فرصتی مناسب دیده از این امر بهره برده و با شیوه های مختلف این کار را انجام داده است؛ ازجمله اصرار ویژه ای به وام گیری از کلماتِ آیات قرآن، قرینه سازی با آیات و احادیث، و معطوف کردن ذهن مخاطب به آیات. روش مد نظر در این پژوهش، روش کتابخانه ای و مبتنی بر تحلیل و توصیف محتوای کمّی و کیفی است.
۶۰۵۴.

واسازیِ متافیزیک حضور در بازآفرینی های نوجوانان با نگاهی به بازآفرینی رستم و سهراب از آتوسا صالحی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۱۵ تعداد دانلود : ۴۴۵
واسازیِ متافیزیک حضور در بازآفرینی های نوجوانان با نگاهی به بازآفرینی رستم و سهراب از آتوسا صالحی   چکیده بازآفرینی هایی که از روی متون کهن صورت می پذیرد، از ساختارهای روایی متن مبدأ پیروی نخواهد کرد. تغییراتِ اجتماعی و تاریخی منجر به ایجاد تغییر در روایت راویان خواهد شد و ساختارهایِ جهان رواییِ متن مبدأ را دگرگون خواهد کرد. ما در این تحقیق نشان داده ایم که این دست از تغییرات و دگرگونی ها را چگونه می توان در چارچوب خوانشِ واسازانه یا ساختارشکنانه بازخوانی و تحلیل کرد. همچنین نشان داده ایم که «متافیزیکِ حضور»، یکی از بنیان های اساسی بینش فلسفیِ پیشاساختارشکنی را می توان در وجودِ راوی هایِ مسلط و همه چیزدان در متون کهن نیز بازجست و با واسازیِ حضور ایشان، سایر ساختارهای متن، ازجمله نسبتِ عناصر متقابل و حتی ژانر اثر را دگرگون ساخت. بدین منظور داستان رستم و سهراب از شاهنامه انتخاب شده و با یکی از بازآفرینی های نوجوانان که در نوسازیِ فضا، ساختار و اهدافِ داستان به خوبی عمل کرده، مقایسه شده است. در نتایج تحقیق خواهیم دید که تخاطب ویژه با نوجوان و همچنین تغییر مؤلفه های تاریخی چگونه بر واسازیِ حضور اثر خواهد داشت و این واسازی ژانرِ اثر را از حماسه به درام مبدل خواهد کرد. واژه های کلیدی: بازآفرینی، حضور، راوی، ژانر، ساختارشکنی، متافیزیک.      
۶۰۵۵.

نقد تاریخی، ادبی و جغرافیایی حکایت «بویِ جویِ مولیان»(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۹۹ تعداد دانلود : ۴۰۵
سروده ابوعبدالله رودکی پس از 250 سال سکوت منابع تاریخی، ادبی و جغرافیایی در قرون چهارم، پنجم وششم هجری، خامه نگارش حکایت بوی جوی مولیان شد تا مشهورترین داستان روزگار سامانیان، ظاهراً به تأسی چکامه تهییج برانگیز هارون الرشید به خروج از شهر رقّه، آفریده شود و روزبروز بر معروفیت جهانی آن افزوده گردد. باید دقت نمود که فاعل، زمان و مکان روایتِ این قصیده، با حکایتِ چهارمقاله کاملاً متفاوتست. و با وجودی که دیگر منابع بر قصّه چهار مقاله صحّه نمی گذارند، لیکن نظامی عروضی، هنرمندانه این نقیصه را در کتاب خویش به قصد تبیین داستانی دلکش و سهواً با تحریف تاریخ و ادبیات جبران کرده است. باگذشت زمان، این حکایت نزد عوام و خواص آنچنان شُهره شده که دیگر کسی یارای تفکیک حکایتِ نظامی، از روایتِ رودکی نیست.دراین مقاله با روش تحلیلی_توصیفی، تبیینی تازه از حکایت مذکور در سه ارزیابیِ جغرافیایی، تاریخی و ادبی ؛ با اتکای بر منابع اصلی این سه حوزه تبیین میگردد. بنابراین حکایتِ چهارمقاله، با غیبت چهارساله امیرنصر از بخارا، و استقرار در هرات یا نیشابور، و ترسیم شخصیتی هوسباز از امیرنصر در روزگار رودکی منطبق نیست و صرفاً زاییده تخیّلی دیده میشود که میتواند جایگاه خاندان سامانیان را مخدوش و تحریف نماید.
۶۰۵۶.

بررسی و نقد کتاب حماسه سرایی در ایران ذبیح الله صفا

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۸۹ تعداد دانلود : ۳۴۶
از موضوعاتی که در سده اخیر پژوهشگران داخلی و خارجی تحقیقات بسیاری پیرامون آن انجام داده اند، روایات ملی و داستان های حماسی ایران است. در این باره پژوهشگران اروپایی و دیگر ایران شناسان خارجی، پیشرو محققان ایرانی شدند و تحقیقات ارزشمندی انجام دادند. ذبیح الله صفا با نگارش کتاب «حماسه سرایی در ایران»، توانست در این زمینه راه را برای محققان ایرانی باز کند و منبع ارزشمندی برای علاقه مندان به پژوهش در ادبیات حماسی ایران پدید آورد. این کتاب با این که یکی از منابع مهم دوره دکتری ادبیات فارسی و تحقیق در روایات ملی ایران محسوب می شود و چندین بار هم تجدید چاپ شده است، در برخی موارد نیاز به ویرایش و تصحیح دارد. به همین منظور، در این پژوهش به بررسی و نقد این کتاب هم از جهت نگارش متن و هم مفهوم و محتوای مطالب آن، پرداخته شده است؛ تا بدین وسیله ابهامات و زوائد این اثر مهم زدوده شود. نکات مورد بررسی در این پژوهش عبارتند از: ابهام در متن، تناقض در مطالب مربوط به یک مبحث، عدم مطابقت متن کتاب با منبع، برداشت کلی و نادرست از برخی مباحث، غلط های املایی و نگارشی که نیازمند اصلاح است و ایراد مطالبی که نیاز به توضیح بیشتر دارد.
۶۰۵۷.

پست مدرنیسم در شعر شمس لنگرودی(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۹۰ تعداد دانلود : ۵۰۴
پست مدرنیسم پس از ظهور و ایجاد دگرگونی در ادبیات غرب، مورد توجه برخی نویسندگان و طیفی از شاعران معاصر فارسی قرار گرفت. شمس لنگرودی از شاعرانی است که پس از تجربه های زبانی مختلف که پیش و بعد از انقلاب از سرگذراند، به رویه ای ساختارشکنانه و زبانی هنجارگریز روی آورد. تحت تأثیر این رویکرد، برخی مختصات در شعر لنگرودی ظهور یافت که با مختصات و مولفه های پست مدرنیسم همانندی و قرابت دارد. در این گفتار، شاخصه هایی از شعر لنگرودی که با مولفه های پست مدرنیسم نزدیکی دارد و به نوعی نشانگر گرایش خودآگاه و ناخودآگاه این شاعر به پست مدرنیسم است، مورد بررسی و تحلیل قرار گرفته است. یکی از این مولفه ها، «عدم قطعیت» و تأکید بر نسبی بودن اجزا و عناصر کلام است که به نظر می رسد لنگرودی در مواردی از آن در جهت ساختارشکنی، عدم تجانس و نیز گسستِ معنایی استفاده کرده است؛ دیگر، «تناقض» (پارادوکس) است که به عنوان شگردی برای تردیدزایی و تکثر معنا در شعر لنگرودی به کار رفته است؛ «عدم پیوستگی» مولفه دیگری از پست مدرنیسم است که در کلام لنگرودی در جهت ایجاد تردید و شگفتی در خواننده و به کنکاش و چالش ذهنی واداشتنِ او مورد استفاده قرار گرفته است؛ از مولفه های دیگر پست مدرنیسم که در شعر لنگرودی ظهوریافته، «تعلیق» است. تعلیق به صورت ترفندی برای ابهام آفرینی به کار گرفته شده تا به واسطه آن، انتقال پیام و کشف معنای قطعی کلام به تعویق افتد.
۶۰۵۸.

فردوسی و هویّت ملّی ایرانیان(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۳۳ تعداد دانلود : ۵۴۶
در میان آثار فاخر فارسی، درون مایه هیچ اثری به اندازه شاهنامه فردوسی با موضوع «ملیّت ایرانی» و «هویّت ملّی ایرانیان» گره نخورده است. عناصر و نمادهای ملّی نظیر «سرزمین» با مرزهای مشخّص جغرافیایی (خواه اساطیری یا واقعی)، آداب و رسوم و سنن، تاریخ، زبان ملّی مشترک و بالاخره جایگاه مردم و دین و دولت، جای جای در این اثر سترگ و بی همتا تظاهر یافته است و به همین لحاظ شاهنامه را به حق «سند هویّت ملّی ایرانیان» دانسته اند. اما اینکه دوام و بقای «ملیّت ایرانی» تا چه اندازه مدیون حکیم طوس و شاهنامه او است، پرسشی است که گرچه در وهله نخست پاسخ بدان دشوار می نماید، لیکن به نظر می رسد با مرور اجمالی تکوین پدیده هایی که به شکل گیری «ملیّت ایرانی» در جهان باستان و به تبع آن تدوین و تنظیم افسانه ها و روایت هایی انجامید که به طریق تاریخ روایی در باب تکوین ملیّت و مظاهر مختلف فرهنگی ایرانیان بازگو شده اند، بتوان پاسخی مناسب برای آن ارائه کرد.
۶۰۵۹.

مرگ اندیشی و نوزایی در قصه های ایرانی انجوی شیرازی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۳۲ تعداد دانلود : ۶۸۰
مرگ و مرگ اندیشی از بن مایه های برجسته در قصه های عامیانه است و اندیشه نوزایی برخاسته از مرگ اندیشی از باورهای جمعی و اسطوره ای کهن است. مرگ و نوزایی، صورت های متعددی در قصه ها دارند و در تعدادی از نمونه ها بیانی نمادین دارند. شناخت این صورت ها و نمادها، درک عمیق تری از مرگ اندیشیِ عامه نمایان می سازد. نگارندگان برای دست یابی به اَشکال مرگ اندیشی و نوزایی در مجموعه چهار جلدی قصه های ایرانی انجوی شیرازی از شیوه توصیفی- تحلیلی بهره برده و صورت های مرگ، نوزایی و نمادهای مرگ اندیشی و نوزایی را شناسایی، استخراج و تحلیل کرده اند. یافته های پژوهش نشان می دهند مرگ دو نمود طبیعی و غیرطبیعی در قصه ها دارند و صورت های غیرطبیعی مرگ، که پربسامدترین گونه مرگ در قصه هاست، عبارتند از: اقدام موفق، اقدام ناموفق و مرگ با پایان باز، رویگردانی از کشتن، خودکشی، مرگ بر اثر حوادث، دیدار با مردگان و شایعه مرگ. ظهور و بروز نمادهای مرگ در شکل های اقدام موفق، اقدام ناموفق و نتیجه نامشخص در کشتن و مرگ بر اثر حوادث است. صورت های نوزایی در قصه ها شامل ولادت مجدد، انتقال نفس، استحاله، تناسخ و رستاخیز است، نمادهای آن هم در تمامی شکل های نوزایی بسامد دارند و در پاره ای از نمونه ها با نمادهای مرگ مشترکند.
۶۰۶۰.

تحلیل گفتمان منشآت خانوادگی قائم مقام فراهانی بر اساس نظریّه کاربردشناسی اصول ادب(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۱۵ تعداد دانلود : ۷۵۹
قائم مقام فراهانی از سیاستمداران بزرگ دوره قاجار به شمارمی آید و دارای تألیفات متعدّدی است که مهم ترین آن ها منشآت نام دارد. منشآت، نامه هایی است که در دوره دیوان سالاری به سبک ساده و روان نوشته شده و به عنوان ژانری ادبی این ظرفیت را داراست که بر اساس نظریه کاربردشناسی اصول ادب بررسی شود. از این رو، در این پژوهش، این نظریه در نامه های خانوادگی قائم مقام در منشآت، بررسی و تحلیل می شود تا از این طریق، شخصیّت و نحوه ارتباط وی با افراد خانواده ارزیابی شود. درباره اصول ادب نظریّات متعدّدی بیان شده که در این مقاله از نظریه براون و لوینسون بر اساس راهبرد های ادب سلبی و ادب ایجابی، خطاب های مستقیم و غیرمستقیم؛ و از نظریّه کالپپر در رابطه با راهبرد نقض ادب ایجابی و نقض ادب سلبی، و نقض مستقیم ادب بهره گرفته شده است. نتایج حاصل از این جستار که به روش توصیفی تحلیلی انجام شده؛ گویای این است که قائم مقام فراهانی از ادب ایجابی (39.75%) برای مخاطبان خود بهره فراوانی برده؛ و از ادب سلبی (2.75%)برای بیان علاقه خود بهره گرفته و وجهه کمتر کسی را تهدید کرده است. نقض ادب ایجابی (7%) براساس عدم همدلی یا برچسب های نامناسب ، درصد کمی را به خود اختصاص داده و نقض ادب سلبی (3.75%) بیشتر ناشی از فروتنی و نقض مستقیم ادب (5.25 %) نسبت به دنیا در این نامه ها بسیار کم شمار است. وی همچنین بیان غیرمستقیم (25.25%) را که دلیل بر رفتار مؤدبانه است؛ بیش از بیان مستقیم (16.25%) به کار گرفته است.

پالایش نتایج جستجو

تعداد نتایج در یک صفحه:

درجه علمی

مجله

سال

زبان