امیر الشعرا، عمعق بخارایی - از شاعران پارسی گوی اوایل قرن ششم هجری است. مضامین اشعار او به مقتضای زمان، مدح و گاه هجو، تغزل و وصف طبیعت و توصیفات گوناگون است. دیوان او مشتمل بر قصاید، رباعیات و بعضی قطعات است. قسمت اعظم قصایدش در مدح شمس الملک – است؛ اما در عین مداحی، استغنای طبع و علوم روح و فکر را در زیر پای شهوت و حرص لگد کوب نمی کند. او در تشبیه مهارت دارد و حدود نیمی از ابیاتش حاوی تشبیه است و بنابراین، در بررسی سبک شناسانه می توان او را شاعر تشبیه گرا نامید. غالب تشبیهات او از نوع مفرد و محسوس است و پس از آن تشبیه مجمل. اما بسامد زیاد تبیهات مشروط، وهمی، خیالی مرکب جمع، تفضیل و محسوس به معقول در دیوان شاعر گواه این اسک که او با کمل استادی، کلام خود را ظاهرا و باطنا زینت داده است و همین دلایل است که انوری – او را استاد سخن نامیده است. از آنجا که عمعق به لحاظ آوردن وجوه شباهت های تازه در زمره شاعرانی است که در تغییر سبک خراسانی به عراقی سهیم بوده اند، در این مقاله بر آنیم تا به کمک جدول آماری تشبیهات شاعر، به بررسی ارکان تشبیه، انواع و اغراض آن، اقتران بتشبیه با زیورهای بلاغی و منابع الهام گرفته در دیوان و روش و سبک بپردازیم.
عقلای مجانین جماعتی از صوفیه اند که رفتار و گفتارشان به ظاهر مناسب با آداب و رسوم اجتماعی و احکام شرعی و حسن و قبح عقلی نبوده است؛ مانند دیوانگان از مردم گریزان بودند و عمدتا، در ویرانه ها و گورستان ها و کوه و صحرا، در انزوا، روزگار می گذراندند. محیی الدین عربی علت بروز این حالت را در این جماعت ورود وارد غیبی و تجلی حق تعالی بر آنها دانسته است؛ اما به نظر می رسد زمینه ها و عوامل دیگری نیز در پیدایش و شکل گیری این شخصیت ها نقش بسزایی داشته اند. در این نوشتار، کوشش می شود تا زمینه ها و عوامل اجتماعی موثر در شکل گیری شخصیت عقلای مجانین در عصر عطار مشخص شود و مهمترین بعد شخصیت عقلای مجانین در عصر عطار یعنی معترض و منتقد اجتماعی بودن با بیان حکایتهای به عنوان نمونه مورد بررسی قرار گیرد.