ترتیب بر اساس: جدیدترینپربازدیدترین
فیلترهای جستجو: فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۱۵٬۳۸۱ تا ۱۵٬۴۰۰ مورد از کل ۵۴٬۲۷۹ مورد.
۱۵۳۸۴.

سیاوش در آیینه ادب فارسی (تا قرن هفتم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۴۹۹ تعداد دانلود : ۸۷۴
سیاوش از شخصیت های مقبول و محوری شاهنامه به شمار می رود که حکایت زندگی پاک و مرگ ناجوانمردانه اش، انعکاس وسیع و چشمگیری در ادبیات فارسی داشته است. این شخصیت، دارای ویژگی هایی خاص و منحصر به فرد است زیرا ریشه هایی عمیق در اساطیر ایرانی، اوستا و متون پهلوی دارد و همواره حجم قابل توجهی از آیین ها و مناسک ایرانی در شخصیت فراانسانی او دیده می شود. باتوجه به این پیشینة اساطیری و قدمت دیرینه، می توان چنین گفت که وسعت ابعاد وجودی او تا آنجا دامنه پیدا کرده که بخش خاصی از ادبیات وسیع فارسی و طیف عظیمی از تشبیهات، استعارات، کنایات و تلمیحات ادبی را به خود اختصاص داده است. سیاوش باتوجه به موقعیتی که به عنوان یک شاهزاده اهورایی در شاهنامه دارد، فرصت رشد و تکامل پیدا کرده و با داشتن مؤلفه های خاص فردی و ویژگی های والای اجتماعی به آن مرتبه از کمال انسانی دست یافته است و همواره پاکی و خوبی را برای انسان های بعد از خودش تداعی می کند. ظهور، حضور و انعکاس این ویژگی ها در گسترة ادبیات فارسی موضوعی است که در این نوشتار به آن پرداخته می شود.
۱۵۳۹۹.

طیف های کانونی در تراژدی رستم و اسفندیار(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۴۹۹ تعداد دانلود : ۹۵۶
کانون روایت در تحلیل شگردهایی که داستان پرداز در خلق داستان های خود از آن ها بهره می گیرد اهمیت فراوان دارد. زاویة دید، با درنظرگرفتن بسط معنایی خود در روایات مدرن، منظری است ویژه که راوی به یاری آن مؤلفه های زمانی مکانی، شناختی عاطفی و ایدئولوژیکی ِجهان داستانش را شکل می دهد و گاه با تغییر و ایجاد تنوع در زاویه های دید و عرضة دیدگاه های گوناگون، مخاطب را به خوانش متن فرامی خواند و درنتیجة تعامل میان راوی، شخصیت و خواننده، داستان روندی پویا می یابد. در داستان «رزم رستم و اسفندیار» راوی با بهره گیری از کانون های گوناگون و متغیر روایی، صحنه ها، حوادث، شخصیت ها، کنش ها، اندیشه ها و احساسات درونی و برونی آنان را به زیبایی و هنرمندانه دربرابر دیدگان ما به تصویر می کشد و با غیاب و حضور خود در پاره های داستان و درهم آمیختن دو شیوة نقل و نمایش، مخاطب را به حضور، ارزش گذاری و قضاوت فرامی خواند. گاه با روایت داستان از دریچة دید شخصیت ها، بر القاء مؤثر و صمیمانة داستان می افزاید و از کانون بدون راوی یا از زبان شخصیت ها به بیان آموزه ها و جهان نگری ویژة خود می پردازد و درنتیجه زمینه برای طرح و تلاقی آرای گونه گون فراهم می آید و از این منظر روایت با بسیاری از روایات مدرنِ امروزی برابری می کند. تحلیل گوشه هایی از این داستان می تواند نبوغ فردوسی را در خلق این شاهکار جهانی به نمایش بگذارد.
۱۵۴۰۰.

نقش اسطوره باروری در شکل گیری تراژدی پسرکشی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۴۹۹ تعداد دانلود : ۹۲۷
یکی از مضامین درخور تأمل در جهان اسطوره و حماسه، پسرکشی است. شاهنامه فردوسی و برخی از داستان های حماسی اسطوره ای از آثاری محسوب می شوند که صورت مفصل این آیین شرقی را دست مایه برخی از داستان های مشهور خود کرده اند. در داستان رستم و سهراب، سیاوش و به نوعی در داستان رستم و اسفندیار، شاهد مرگ فرزند به دست پدر هستیم. در این جستار عاملی مطرح شده که می تواند عامل اصلی شکل گیری تراژدی در این داستان ها فرض شود. بر اساس اسطوره های باروری و آفرینش، رسالت اصلی والدین تداوم و بقای نسل است؛ با کشته شدن پسر به دست پدر، حلقه اصلی تداوم نسل به دست پدر از بین می رود و سبب می شود که پدر نتواند رسالت اصلی خود، یعنی پرورش فرزند را به انجام برساند. این واقعه داستان را در حد تراژدی اعتلا می بخشد حال آنکه در روایات پدر کشی، لفظ تراژدی کمتر به کار برده شده زیرا پدر، تکلیف اسطوره ای خود را به پایان رسانده است و مرگ او از دیدگاه اسطوره ای چندان مورد اعتنا نیست. این مقالله با روش تحلیلی استنادی ساختارهای مشترکی را که سبب وقوع تراژدی پسرکشی شده با اسطوره باروری پیوند داده و آن را به عنوان مهم ترین عامل شکل گیری تراژدی در این داستان ها معرفی می کند.

پالایش نتایج جستجو

تعداد نتایج در یک صفحه:

درجه علمی

مجله

سال

زبان