فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۷٬۶۶۱ تا ۷٬۶۸۰ مورد از کل ۵۴٬۳۹۸ مورد.
بررسی و تحلیل تقابل های دوگانه در بوف کور صادق هدایت
حوزههای تخصصی:
«تقابل های دوگانه» یکی از مهم ترین کارکرد ذهن جمعی بشر است، و اساسی ترین مفهوم ساختارگرایی را تشکیل می دهد. نخستین بار نیکلای تروبتسکوی، واج شناس(01890-1938 م.) از اصطلاح «تقابل های دو گانه» نام برد. از آن جایی که اساس ساختارگرایی بر تقابل های دوگانه است، در پَساساختارگرایی نیزنشانه هایی از یک حرکت متقابل، با دو پاره کردن نشانه به دال و مدلول قابل درک است. درحقیقت آواها و اندیشه ها، توده های بی شکلی هستند که در میان آن ها صورت به وجود می آید این شکل گیری با استفاده از روابط جانشینی و عناصر هم نشینی انجام می گیرد. با بررسی ساختارداستان بوف کور می توان به ساختار تفکر نویسنده ی آن پی برد. به نظر می رسد، متن داستان بوف کور تشکیل دهنده ی یک نظام فکری است که این نظام، ماتریسی از تقابل هاست.هم چنین در شرح ساختار بوف کور باید گفت که اساس این کتاب بر تقابل های متضاد و پاردوکسی است. وجود تقابل در این اثر موجب تحولاتی عظیم و گسترده گردیده و از سویی دیگر سبب شده تادر این اثر، ایده ی وحدت ازکثرت نزج و شکل بگیرد و در اصل اساس فلسفه بوف کور نیز برهمین مبناست.این پژوهش، به شیوه ی توصیفی- تحلیلی و استواری بر چارچوب نظری «تقابل های دو گانه »، می کوشد با ردگیری این کارکرد در بوف کور به این پرسش بنیادین پاسخ دهد که نظام فکری مبتنی برتقابل های دو تایی این اثر چیست؟ تقابل های دوگانه یکی از محوری ترین بنمایه در بوف کور است، که در سه حوزه تضاد، پاردوکس و توصیف قابل بررسی است.
بررسی، تحلیل و نقد چهار قصیده فارسی بر اساس آموزه های زبان شناسی سیستمی نقشگرا
حوزههای تخصصی:
اولین قصیده دیوان فرخی سیستانی در توصیف ابر را شاعران بسیاری تقلید کرده اند. در این پژوهش تلاش نویسندگان بر این بوده است تا با بکارگیری بخشی از آموزه های زبان شناسی سیستمی ـ نقشگرا بخش نخست (تغزل) این قصیده را، که سه شاعر قریب به عهد فرخی (ازرقی، مسعود سعد، امیرمعزی) تقلید نموده به همراه سروده خود فرخی، مورد بررسی قرار دهند؛ بویژه اینکه در میان این افراد، ازرقی به نوآوری در عرصه ادبیات معروف است، و معزی به تقلید محض ـ اگر نگوییم سرقت ـ از دیوان فرخی و عنصری متهم است؛ تا علاوه بر ارائه تحلیلی علمی و عینی، از خلاقیت، نوآوری یا تقلید صرف، تا حدودی به روشن شدن بخشی از این موضوع نیز کمک شود. شک نیست که بسیاری از دقائق و ظرافت های ادبی، هنری و تاویلی را نمی توان به شیوه ای عینی و تنها از طریق تحلیل های زبانی عرضه کرد، اما باید پذیرفت بسیاری از روش ها، ابزارها، دیدگاه های زبان شناسانه در درک و فهم متون ادبی کارگشاست و مانع قضاوت های ذوقی می شود.
جنت (بهشت در دیوان حافظ)(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)
حوزههای تخصصی:
فردوسی و موسیقی در شاهنامه
حوزههای تخصصی:
نقد: درخت انجیر معابد نوشته احمد محمود
حوزههای تخصصی:
ساختار تقدیرمحور داستان های تراژیک شاهنامه
حوزههای تخصصی:
هدف مقاله حاضر آن است که ساختار تقدیرمحور داستان های تراژیک شاهنامه را نشان دهد. درتراژدی، عامل ناگزیری وجود دارد که قهرمان داستان قادر به جلوگیری از فاجعه ای که او را به اضمحلال می کشاند، نیست. آن عامل ناگزیر، سرنوشت و تقدیر محتوم نام دارد. تمام قهرمانان داستان های تراژیک شاهنامه، مقهور سرنوشت هستند و هنگامی که در شبکه علت و معلول ها قرار می گیرند، علیرغم تمام تلاش و کوشش خود به جبر سرنوشت معترف می شوند و می دانند که توان سرکشی مقابل سرنوشت را ندارند. پس به حکم تقدیر گردن می نهند و معتقد می شوند که آنچه باید بشود، می شود و از آن گریزی نیست. عوامل بسیاری، ساختار تقدیر محور داستان های تراژیک شاهنامه را تشکیل می دهند که حذف یکی از این عوامل، لطمه ای بر کل عناصر و عوامل تشکیل دهنده اثر خواهد زد. بنابراین، با بررسی این عوامل، می توان ساختار تقدیر و سرنوشت محتوم در داستان های تراژیک شاهنامه را مورد بررسی و تحلیل قرار داد.
روابط ادبی و فرهنگی ایران و شبه قاره در عصر گورکانیان (1526-1858-م)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
با آغاز دوره تیموریان روابط فرهنگی شبه قاره و ایران تقویت شد و در این دوره، هنرمندان و دانشمندان زیادی از ایران و ماورا النهر به هند آمدند. اصولا شبه قاره در دوره گورکانیان به گواهی منابع باقیمانده از آن زمان از آزادگی برخوردار بوده است، و معمولا هر کس امکان می یافته است که هر نوع آرای خویش را عنوان کند. به این خاطر، بسیاری از شعرا و ادبای ممالک دیگر به دلایل مختلف از جمله تنگناهای بسیاری که از جانب دولتهای خویش بر آنها روا می شد به این دیار روی می کردند و در واقع، اساس تمدن و فرهنگ شبه قاره را پایه گذاری می نمودند. دربار گورکانیان، صرف نظر از طبیعت دانش پروری سلاطین و طبیعت هنرپروری و آرامش بخشی، از دیدگاه اقتصادی نیز خیلی غنا داشته و جاذبه های مادیش بسیار زیادتر از ایران بوده است. در مقاله حاضر، بخشی از روابط فرهنگی و ادبی آن در دوره مهمی از تاریخ ایران و هند بررسی می شود؛ دوره ای که حضور بلامنازع زبان و ادب فارسی در واقع پل انتقال فرهنگ (اسلامی - ایرانی) در سرزمین هند بوده و تا آغاز سلطه استعمار انگلیس بر شبه قاره هند از قوت و حیات بسیار چشمگیر بر خوردار بوده است.
روند تاریخی و بازنگری معنایی التفات بلاغی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
التفات یکی از شگرد ها و آرایه های ادبی است که با در هم شکستن روال معمول کلام، نقش بسیار مؤثّری در بیداری و جذب مخاطب دارد. این صنعت در بیشتر کتاب های بلاغی عربی و فارسی با عنوان انتقال گوینده از خطاب به غیبت و بر عکس تعریف و انواع محدودی از تغییرات و وا گردانی ها برای آن برشمرده شده است که هریک از این انواع را در یکی از حوزه های بلاغت (معانی و بدیع) و دستور میتوان بررسی کرد. این مقاله کوشیده است، ضمن بررسی روند تاریخی آرایه التفات در کتب بلاغی، با در نظر گرفتن توسعه معنایی آن، تعریفی نو و تصویری روشن از گونه های مختلف التفات ارائه داده، به انواع آن اشاره کند و التفات دستوری را از بلاغی جدا کرده، بر اساس تعریفی توسّعی، یکی از انواع آن را در کنار صورت های خیالی بگذارد که در علم بیان بحث می شوند. پس در کنار فواید سنّتی مطرح در کتابهای بلاغی برای التفات، به کارکرد های جدیدی همچون انسجام متن، ابهام هنری، آفرینش کلام ادبی و... پرداخته است. این کارکرد ها نشان از آن دارد که بدیع سنّتی با رویکردهای فرسوده خود دیگر توان پاسخ گویی به نیازهای متون ادبی معاصر را ندارد. از این رو، ضرورت بازنگری همه جانبه و نقد و تحلیل آرایه های بدیعی از جمله صنعت التفات کاملاً احساس می شود
غیبت آرش کمانگیر در شاهنامه(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
به نظر اغلب پژوهشگران، داستان آرش در شاهنامه ابومنصوری و دیگر خداینامه¬ها نبوده است ، اما گروهی بر این باورند که این داستان در منابع شاهنامه وجود داشته، اما فردوسی آن را حذف کرده است. یافته¬ها نشان می¬دهند که ادعای وجود داستان آرش در شاهنامه ابومنصوری قطعیت ندارد. در متون پهلوی موجود نیز، جز یک اشاره چیزی از داستان آرش نیامده است. بررسی¬های ما نشان می دهد که داستان آرش اساساً نباید در خداینامه¬ها آمده باشد. آرش کمانگیر می¬تواند از زمره مردان مقدس در آیین پارتی یا قهرمان مردمی یا یادگاری از یک آیین کهن پیش از زرتشتی باشد. بنابراین آرش، با همه شهرتش در میان مردم، در خداینامه¬های ساسانیان، با توجه به دشمنی آنان با اشکانیان جایی ندارد. از طرفی، آرش کمانگیر جنگاوری است از سپاه منوچهر و به هیچ وجه در زمره شاهان یا پهلوان- شاهان قرار نمی¬گیرد و روایت پهلوانی او در خداینامه¬ها و پس از آن شاهنامه فردوسی جایی ندارد.
ضرورت تمایز میان فرآیند ارتقا و مبتداسازی در زبان فارسی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
نقش «کیمیای سعادت» در اخلاق، شیوةزندگی و رفتار آدمیان و نیل به سعادت دو جهان
حوزههای تخصصی:
کتاب «کیمیای سعادت» خلاصه و ترجمه گونه ایست از «احیاء علوم الدین» به زبان فارسی اثر ارج مند ابوحامد امام محمد غزالی. این کتاب چهار رکن دارد که هر یک در برگیرندة 10 اصل است. این چهار رکن عبارتند از: عبادات، معاملات، مهلکات و مُنجیات. غزالی، این اثر را با نثری قابل فهم برای همگان فراهم آورده است، تا بدان وسیله راه و رسم زندگی آموزند و از مهالک برهند و به سعادت دوجهان نایل آیند.
مبانی نقد بینامتنیت در ادبیات تطبیقی کودک و نوجوان(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
ادبیات کودک و نوجوان، دستاورد درک مفهوم کودکی در جهان مدرن است. التفات به این موضوع و باور سهیم بودن کودک و نوجوان در داشتن ادبیات مستقل، سبب پیدایش بابی تازه در دانش ادبی و تحقیقات و بررسی های علمی در این حوزه شده است؛ ادبیات تطبیقی کودک و نوجوان یکی از مقولات مورد توجه در این حیطه است. مطرح ساختن «جمهوری جهانی کودکی» در اواخر قرن بیستم میلادی در جهان، موجب پیدایش و التفات به ادبیات تطبیقی کودک و نوجوان شد و مقوله های متعددی همچون مطالعات میانجی، ژانرهای تطبیقی و بینامتنیت به این حوزه مطالعاتی راه یافت. در این مقاله با توجه به نظریه ویلکی نخست به بینامتنیت و ارتباط آن با ادبیات تطبیقی کودک و نوجوان پرداخته شده است، سپس عوامل مؤثر در پیدایش بینامتنیت از منظر تطبیق در حوزه کودک و نوجوان طبقه بندی شده و در ادامه، مؤلفه های بینامتنیت، معرفی شده و الگوی اصلاح شده آن بر اساس ادبیات تطبیقی کودک و نوجوان با توجه به یافته های مؤلف مقاله، ارائه شده است. به علاوه نویسنده مقاله در نظر داشته تا با توجه به مؤلفه های معرفی شده در ادبیات تطبیقی کودک و نوجوان، روش شناسی ای از واکاوی و تحلیل سازه های بینامتنیت با تکیه بر «نویسنده دوم»، «اثر جدید» و «خواننده دوم» در اختیار قرار دهد. حاصل آن که کیفیت پیدایش، مؤلفه ها و واکاوی بینامتنیت جزئیاتی دارد که مستقیماً در نقد ادبیات تطبیقی کودکان و نوجوانان دخیل است.
حذف حروف اضافه قبل از عناصر مکان نما(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
در این مقاله به تبیین حذف حروف اضافه ی فضایی قبل از عناصر مکان نما در گونه ی محاوره ای فارسی معاصر تهران و مقایسه ی دو فرضیه ، در این خصوص می پردازیم. در فرضیه ی نخست، صرف وجود حشو معنایی بین حرف اضافه ی فضایی و عنصر مکان نما، عامل امکان حذف حرف اضافه ی فضایی انگاشته می شود. در فرضیه ی دوم، حذف حروف اضافه ی فضایی قبل از عناصر مکان نما به دو عامل وجود اشتراک معنایی بین حروف اضافه ی فضایی و عناصر مکان نما و همچنین طبقه ی معنایی فعل، وابسته است. در حمایت از فرضیه ی دوم، ابتدا نشان می دهیم که صرف وجود حشو معنایی بین حروف اضافه ی فضایی و عناصر مکان نما نمی تواند تمامی موارد حذف حروف اضافه را قبل از عناصر مکان نما تبیین نماید. آن گاه با استفاده از آرای تیلر و ایوانس (2007) و بر مبنای طبقه بندی معنایی سه گانه آن ها از عناصر فضایی، نشان می دهیم که امکان حذف این حروف اضافه قبل از عناصر مکان نما، علاوه بر وجود اشتراک معنایی بین حرف اضافه ی فضایی و عنصر مکان نمای بعد از آن، به طبقه ی معنایی فعل نیز وابسته است.