ترتیب بر اساس: جدیدترینپربازدیدترین
فیلترهای جستجو: فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۷٬۴۶۱ تا ۷٬۴۸۰ مورد از کل ۵۴٬۳۹۸ مورد.
۷۴۶۳.

بودن یا نبودن؟! نه، چه گونه بودن! مقایسه شعر «عقاب» از پرویز ناتل خانلری و «نسر» ...(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۹۶۸ تعداد دانلود : ۶۸۹۰
محیط اجتماعی، زمینه های فرهنگی و سرگذشت های قومی از مؤثرترین عوامل در پدید آمدن آثار ادبی و هنری اند. از سوی دیگر امیدها، پیروزی ها، اهداف و آرمان ها از عوامل توفیق نویسنده و هنرمندند. دو شاعر و نویسنده همعصر، پرویز ناتل خانلری شاعر و ادیب ایرانی و عمر ابوریشه شاعر و ادیب سوریه ای، در فاصله زمانی بسیار نزدیک (تقریباً چهار سال) مثنوی «عقاب» و قصیده «نسر» را سروده اند بی آنکه از اثر یکدیگر آگاهی و حتی شناختی از هم داشته باشند؛ دو شعر با تخیل، دورنما و تصویر ذهنی یکسان و حتی با اندکی مسامحه در عنوان، با نامی واحد چنان که در متون معاصر عربی «نسر» را معمولاً عقاب ترجمه می کنند. آن گونه که از دو شعر و مخصوصاً از سرگذشت دو شاعر برمی آید هر دو تجربه های مشابهی را در زندگی شخصی و محیط اجتماعی و فرهنگی از سر گذرانده اند. گذشته از آن، مفاهیم پنهان در نهاد جمعی تبار دو شاعر یا به تعبیر یونگ همان ضمیر ناخوآگاه قومی، دو شاعر را به خلق اثری با تخیل مشابه و بهره گرفتن از مفهوم اسطوره ای و نمادین عقاب و نسر کشانده است.خانلری اندیشه خود را به طریق رؤیای صعود و استعلا، و عمر ابوریشه با خواستن و نتوانستن و سقوط اما امید به بازگشت و صعود نمایانده اند. در این نوشته دیدگاه، خاستگاه ذهنی و تشابهات و تقابل های فکری فرهنگی دو شاعر که به نظر می رسد حاصل مخیّله اجتماعی و روحیات قومی و ملی باشد به عنوان سرچشمه های فکری دو شاعر بررسی شده است .
۷۴۶۴.

سروده هاى اندلسى ها در مدح پیامبر اکرم (ص)(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۹۶۸ تعداد دانلود : ۱۰۴۰
درکتابهاى تاریخ ادبیات عرب، مشهور است که مى گو یند: اندلسى ها از شرق تقلید کرده اند. اما این نکته را نباید فراموش کرد که ادبیات اندلس در بعضى اغراض- بخاطر اختلاف طبیعت بین مغرب و مشرق- غنى تر و از نظر الفاظ، استوارتر است. البته این مقایسه، در موضوعات خاص است. در کل، غربى ها مقلد شرقى ها بوده و از این رهگذر، ادبیات خود را غنى ساخته اند. ارب اندلس، از دو جهت ضعیفتر از ادب شرق مى باشد: یکى در عمق اندیشه و دیگرى در متانت اسلوب. براى نمونه، ما در ادب اندلس، نویسند ه ا ى که همطراز جاحظ باشد و شاعرى که همانند ابوالعلاء معرى شعر بگوید، نمى یابیم. در این مقاله، نگارنده ضمن بررسى ضعف و قوتهاى موجود در سروده هاى اندلس، مقایسه اى بین شعراى اندلس و شرق انجام داده و ثابت کرده است که بسیارى از سروده هاى معروف به "بدیعیات " شرایط و معیار "بدیعیات " را نداشته است.
۷۴۶۶.

بررسی گونه های شعر پایداری در ادبیات معاصر ایران(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۹۶۸ تعداد دانلود : ۱۱۱۵
شعر پایداری یکی از مهمترین جریان های ادبی دوره صد ساله معاصر ایران است و کمتر شاعر و نویسنده ای را می توان یافت که در این زمینه قلم نزده است. همین گستردگی شاعران و مخاطبان با افکار و عقاید مختلف، سبب شده که شعر پایداری مباحث زیادی را دربرگیرد؛ یعنی از اشعار بیداری، اعتراض و کارگری دوره مشروطه گرفته تا اشعار چریکی، انتظار، اشعار اعتراضی، کارگری، اشعار دوره دفاع مقدس، بعد از دفاع مقدس، اشعار مربوط به انتفاضه و قدس، اشعار آیینی و عاشورایی و ... عصر حاضر را دربرمی گیرد؛ از این رو، مقاله حاضر قصد دارد زیرمجموعه های جریان شعر پایداری را در دوره معاصر به تفکیک دوره های تاریخی (مشروطه، پهلوی و انقلاب اسلامی) مورد بررسی قرار دهد و سپس مضامین هر کدام از آن ها را بیان نماید تا بدین صورت تحلیلی جامع در مورد جریان شعر پایداری به دست دهد و معلوم شود این نوع ادبی وجه غالب جریان های شعری دوره معاصر ایران را تشکیل می دهد.  
۷۴۷۰.

الگوهای مختلف استحاله در شعر حرکت(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۹۶۷ تعداد دانلود : ۱۰۲۴
«شعر حرکت» از جریان های مهم شعری دو دهه اخیر ایران است که در نیمه نخست دهه هفتاد با انتشار مقاله «حرکت و شعر» توسط «ابوالفضل پاشا» به جامعه ادبی ایران معرفی شد و سال ها بعد با انتشار کتابی با همین عنوان، موردتوجه اهالی ادبیات قرار گرفت. این جریان، به عنوان زیرمجموعه شعر دهه هفتاد، علاوه بر ویژگی های عمومی جریان های این دهه، دارای دو ویژگی «عدم استقلال معنایی هر یک از بندهای شعر – به تنهایی -» و «استحاله» است که «شعر حرکت» را از دیگر جریان های شعری متمایز می کند. «استحاله واحدهای سازنده شعر» از ویژگی های درونی «شعر حرکت» است و چنان اهمیتی دارد که شعر بی استحاله از زمره شعر حرکت خارج است. نگارنده بر اساس مطالعه نمونه های شعر حرکت، به الگوهای متعدد در باب استحاله رسیده که برای نخستین بار در این مقاله آن ها را نام گذاری و ارائه کرده است.نیز «لولا گذاری» را که نقشی مهم در ایجاد استحاله دارد، با ارائه نمونه، تبیین نموده است.
۷۴۷۴.

زمینه های گفتگویی طنز در مثنوی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۹۶۸ تعداد دانلود : ۹۸۷
گفتگو در آثار میخاییل باختین اصطلاحی است که سرشتی روش شناختی دارد. وی گفتگو را روشی برای روبه رو شدن با اموری می داند که تن به برخورد سلطه جویانه نمی دهند. بنابراین، این اصطلاح در تقابل با برتری طلبیِ نیروهای تک آوا قرار می گیرد. جنبه های گفتگوییِ طنز، خنده و کارناوال در اندیشه باختین نیز در همین ویژگی ریشه دارند. هدف مقاله حاضر بررسی زمینه های است که با پرورش عناصر گفتگویی و کارناوالی، به شکل گیری عناصر طنزآمیز در مثنوی انجامیده اند. از این رو، ابتدا براندازی آوای برتر به عنوان روشی تنیده در ساختارِ صوری و معنایی مثنوی بررسی شده است. در بخش دوم، بازتابِ این روش در طنزآمیز کردنِ حکایات مثنوی دنبال شده است. در این حکایات، ورود صدای مسلط به فضایی عمومی و همنشینی آن با صداهای سرکوب شده، به ایجادِ فضایی کارناوالی و همراه با خنده می انجامند. می توان گفت، طنزپردازی مثنوی، زاییده روشِ براندازنده و فرارونده آن برای تفسیر جهان اند نه عناصری برای تزیینِ متن.
۷۴۷۵.

معرفی و شناخت سلیمان نامه (شاهنامه سلیمانی) عارف و بررسی رویکرد تمثیلی شاعر به تاریخ(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۹۶۸ تعداد دانلود : ۶۰۷
دست نویس های متون کمترشناخته شده فارسی در روشن کردن زمینه های مختلف تاریخی، فرهنگی، ادبی کشورهای دارای سابقه تمدنی کهن، اهمیت فراوان دارند. در ژانر حماسه های تاریخی فارسی، دست نویس های منتشرنشده بسیاری وجود دارد که به منزله گنجی گران بها حاوی نکات بسیاری از میراث تاریخی ایران و میراث فرهنگی زبان فارسی هستند، امّا تاکنون شناسایی و معرفی نشده اند. سلیمان نامه یا شاهنامه سلیمانی یا شاهنامه عارف یکی از این آثار است که «فتح الله عارف»، شاهنامه چی دربار عثمانی، در سال 969 ه. ق. آن را به رشته تحریر درآورده است. سلیمان نامه اثری تاریخی از نوع وقایع نامه ها درباره تاریخ سلطان سلیمان قانونی است؛ تاریخی که گرایش شاعر- مورخ به تمثیل بدان رویکرد حماسی و گاه تعلیمی بخشیده است. این مقاله پژوهشی کیفی با رویکرد تحلیلی و استنباطی است که به معرفی سلیمان نامه و تحلیل کارکرد تمثیل در آن به عنوان یک کیفیت سبکی بارز پرداخته است.
۷۴۷۶.

اسطوره در شعر أدونیس و شاملو(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
  1. حوزه‌های تخصصی ادبیات ادبیات و مطالعات بین رشته ای اسطوره شناسی
  2. حوزه‌های تخصصی ادبیات حوزه های ویژه ادبیات تطبیقی تطبیق ادبیات فارسی و ادبیات عرب
تعداد بازدید : ۱۹۶۷ تعداد دانلود : ۱۲۳۲
زبان نمادین و اسطوره ای، در شعر معاصر جایگاهی درخور یافته است. اسطوره ها در هر سرزمینی بخشی از هویت، تمدن و فرهنگ آن سرزمین به شمار می روند و شاعران با بهره گیری از آنها، افزون بر اینکه شعر خود را هنرمندانه تر می سرایند، می توانند دغدغه ها، دل مشغولی ها و خواسته های خود را از طریق آنها با زبانی غیرمستقیم به جامعه منتقل کنند. شاعران معاصر ایرانی و جهان عرب نیز از به کارگیری اسطوره ها غافل نبوده و کوشیده اند از این طریق اهداف خود را بیان کنند. از میان این شاعران، أدونیس و احمد شاملو در شعر خود به اساطیر و افسانه ها توجهی ویژه داشته اند. در این مقاله با بررسی اسطوره در شعر این دو شاعر، به این نتیجه می رسیم که افزون بر گرایش این دو به بهره گیری از اسطوره، أدونیس به بازآفرینی اسطوره ها می پردازد و شاملو خود به خلق اسطوره دست می زند.
۷۴۷۷.

«معری» شاعر است یا فیلسوف؟

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۹۶۷ تعداد دانلود : ۹۰۲
ابوالعلاء معری(363ـ 449 هـ) شاعر، فیلسوف، ادیب و زبان شناس یکیاز نوابغ فکر بشریاست. شخصیت ذو ابعاد او در ده قرن گذشته پیوسته یکیاز موضوعات بحث برانگیز و دل نشین در میان صاحب نظران حوزه هایفوق بوده است، اما درباره شخصیت فلسفیاو اتفاق نظر وجود ندارد. بعضیاو را حکیم و بعضیفیلسوف میدانند. استاد برجسته طه حسین در این مقاله کوشیده است تا از معریبه عنوان یک فیلسوف دفاع کند. او در بحث خود از رشته ایظریف سخن بمیان میآورد که فلسفه و هنر را به هم پیوند میدهد. از این رو فیلسوفان را هنرمند و هنرمندان را فیلسوف دانسته و در نهایت لقب شاعر فیلسوفان و فیلسوف شاعران را به معریارزانیداشته است.
۷۴۷۹.

بررسی کاربرد معنایی تخلّص شمس در غزل های مولوی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۹۶۷ تعداد دانلود : ۱۰۰۱
تخلص در غزل ، نام شعری شاعر است که اغلب غزلسرایان آن را در مقطع غزل، یا ابیات ماقبل آن ، ذکر می کنند .جلال الدّین محمّد بلخی ، مشهور به مولانا ،از عارفان و غزلسرایان بزرگ قرن هفتم است که 3229غزل سروده و به شمس الدّین تبریزی تقدیم داشته و ازین رو در ابیات پایانی بسیاری از غزل های خود ، نام ""شمس تبریزی "" و معادل های آن چون "" شمس الدّین "" و "" شمس الحق "" را به کار برده است . یکی از نکاتی که در بحث تخلّص، قابل بررسی است ،کاربرد معنایی تخلّص و به عبارت دیگر موضوعات و مضامینی است که همراه با تخلّص ذکر می گردد ، در این زمینه به طور کلّی گفته شده : موضوعی که در کنار تخلّص می آید همان موضوعی است که در ابیات پیشین آمده و گذشته از آن مفاخره و مدح نیز ذکر می گردد . مولانا در پایان 992 غزل، تخلّص شمس را به کار برده است ؛ در این تحقیق بدین نکته می پردازیم که ذکر نام مراد شاعر ( نه نام شعری شاعر ) ، در شعر مولانا ، چه کاربردی دارد وچه مضامینی را با خود به همراه آورده است و نیز این مضامین چه ارتباطی با ابیات پیشین غزل دارند ؟

پالایش نتایج جستجو

تعداد نتایج در یک صفحه:

درجه علمی

مجله

سال

زبان