آثار ادبی، به ویژه ادبیات داستانی، از جمله منابع گوناگونی است که در هنر تئاتر به منظور نگارش نمایشنامه مورداستفاده قرار می گیرد.. این آثار، در اغلب موارد، تمام خصوصیاتِ یک داستان تئاتری خوب را دارند. «طرح» یک نمایشنامه می تواند با یکی از این سه منبع آغاز شود: 1- «درون مایه» ای که بتوان به تصویر کشید؛ 2- «دست مایه» ای که بتوان بسط داد؛ 3- «شخصیت» هایی که به صورت دراماتیک درگیر شوند. در این مقاله با روش توصیفی-تحلیلی درصدد بررسی طرح نمایشی و معیارهای دراماتیزه شدن در سه مقامه از مقامات حریری هستیم. دراماتیزه کردن یک قصه به معنی استفاده از ویژگی های بالقوه نمایشی آن، ازبین بردن کاستی های اثر و بازنویسی داستان به صورت مناسب با موقعیت جدید است.
مقامات حریری (495-504هـ . ق.) مشتمل بر پنجاه حکایت درام گونه است، حکایت هایی کوتاه با درون مایه و موضوع واحد که با استمداد از واقعیت های جامعه و با ترسیم شخصیت های خیالی و با استفاده از گفت وگوهای شبه نمایشی به رشته تحریر درآمده است.
با بررسی سه مقامه از مقامات حریری، مشخص می شود که آن ها دارای درون مایه، دست مایه، موقعیت و شخصیت دراماتیک هستند و بین شخصیت های این مقامه ها مجادله و کشمکشی دراماتیک درجریان است. طرح های نمایشی این مقامه ها می توانند برای نمایشنامه نویسی یا ساخت نمایش مورد استفاده درام نویسان قرار گیرند. برای دراماتیزه کردن مقامه ها باید درون مایه ای مطابق با سلیقه مخاطبان امروزی از آن-ها اقتباس کرد و در طرح و موقعیتی جدید آن ها را به گونه ای نمایشی بازنویسی نمود، زیرا هدفْ افزودن چیزی به گذشته است، نه تکرار آن.
در دوره رمانتیسیم در شیوه های بازنمایی و روایت، دگرگونیهاای شگرفی پیش آمد. باختین این دگرگونی در وادی هنر و ادبیات را روی آوردن به کارناوال و یکی از دلایل روآمدن مردم باوری در هنر میداند. این گفتار، با نگاهی به گوته و بایرن و بررسی جلوه های دو - دیدی و چند آوایی شعر حافظه دراندیشه این نویسندگان، یکی از سرچشمه های کارناوال را تلاش این نویسندگان برای شناخت فرهنگ و ادب کشورهای گوناگون معرفی می کند.....
امروزه شرح ها نزد خوانندگان و علاقه مندان به متون ادبی از نقش و جایگاه ویژه ای برخوردارند. اهمّیّت روزافزون شرح ها در فرایند فهم مخاطبان از آثار ادبی و رونق بازار شرح نویسی، به ویژه در دهه های اخیر، باعث شده است تا شارحان مختلفی با سطح دانش و توانایی متفاوت، به کار شرح نویسی بر متون بپردازند که نتیجة آن آشفتگی بازار شرح نویسی در این دوره است. این نوشتار با هدف سامان دهی به بخشی از مباحث شرح نویسی، درصدد است تا با بررسی شروح منتشر شده در دهه های گذشته، مهم ترین نقاط ضعف آنها را بررسی و تحلیل نماید. به همین منظور، بیش از 250 مورد از شرح هایی که در فاصلة سال های 1300 تا 1387 به رشتة تحریر درآمده اند، مورد مطالعه و بررسی قرارگرفته اند و تلاش شده است تا مهم ترین آسیب ها و مشکلات موجود در آنها، طبقه بندی، توصیف و تحلیل شوند و در پایان، ویژگیهای شرح مطلوب و شارح خوب، بیان گردد. این مقاله، مهم¬ترین نقاط ضعف شروح را با ذکر شواهد از شروح گوناگون، در هفت محور کلّی مورد بررسی قرار میدهد: 1- کاستیهای محتوایی؛ 2- رویکرد نامناسب در شرح؛ 3- ناهماهنگی ساختار ظاهری شرح با نوع اثر و اهداف شارح؛ 4- کم توجّهی به دانسته های مخاطبان؛ 5. دقیق نبودن یا نادرستی توضیحات 6- بیان پیچیده و زبان نارسا؛ 7- نارسایی مقدّمه ها.
رمان سالمرگی، نوشتة اصغر الهی، داستان نویس و روان پزشک ایرانی، روایت پریشان حالی و تعارض شخصیّت های آن است. الهی در پرداخت شخصیّت های این رمان، حالات روحی آنان همچون ترس، روان پریشی و حقارت را با شگردهای تازه ای چون خودواگویی روانی به تصویر می کشد. ما در این پژوهش برآنیم تا این رمان را با توجّه به نظریّة روانشناختی کارن هورنای بکاویم. در این پژوهش که به روش تحلیل محتوا صورت گرفته، شخصیّت ها و کارکردهای آنان مورد بررسی قرار گرفته است و نتایج تحقیق حاکی از آن است که شخصیّت های روان پریش این رمان، برای درمان روان پریشی و احساس حقارت خود، بسته به موقعیّت، به شیوه های دفاعی چون مهرطلبی و انزواطلبی روی می آورند. آنها برای رهایی از عذاب وجدان از واقعیّت می گریزند و با گسترش دامنه تخیّل روانی، باعث پیچیدگی بیشتر روایت ها می شوند. زمان در ذهن های متوهّم و پریشان آنان در حرکت و تداخل است و روایت های تازه ای از این تداخل به وجود می آید. گاهی روایت های آنان زمان مشخّص ندارد و همین بی زمانی در تک گویی ها، مخاطب را با آشفتگی روایت در این رمان درگیر می کند. زندگی شخصیّت مهرطلسب، وابسته به محبّت و کمک دیگران است. بنابراین، تمایلات برتری طلبی خود را سرکوب می نماید. شخصیّت عزلت طلب هم بنا به ضروریّت های روحی و موقعیّتی که در آن قرار گرفته است و به واقع، در راستای رسیدن به آرامش و شخصیّت مطلوب خود، از انزواطلبی بهره می برد.
گفت وگو از شگردها و ابزارهای اساسی نویسنده یا سراینده است تا شناختی عمیق تر از آنچه در سر دارد به مخاطب هدیه کند. این شیوه ادبی را می توان به گونه هایی نظیر؛ دیالوگ( گفت وگوی دوطرفه)، مونولوگ یا تک گویی و همولوگ یا گفت و گوی جمعی در ادبیات مشاهده کرد. اگرچه گفت و گو در ادبیات نمایشی؛ نظیر تراژدی و داستان؛ نظیر رمان، بیش از انواع دیگر کاربرد دارد، در ادبیات عامه نیز از زیبایی های خاص خود برخوردار است. این پژوهش بر آن است تا با روش توصیفی- تحلیلی شیوه های گفت وگو و اهدافی که از آن متصوّر بوده است را در دوبیتی های عامیانه مازندران و خراسان، بررسی کند. براساس یافته های تحقیق می توان گفت که از مونولوگ و دیالوگ بیش از دیگر شیوه های گفت وگو در دوبیتی های عامیانه استفاده شده است. در دیالوگ، اهدافی نظیر؛ طلب بوسه از معشوق و حضور دیگری برای عشق ورزی به بحث گذاشته شده است. گفت وگوی جمعی، آن گونه که در چارچوب نظری پژوهش آمده، در دوبیتی های عامیانه دیده نشده است. پژوهشگران، دوبیتی هایی را که خطاب به جمع بوده، با هدف گواه گرفتن عاشق برای اغراض خویش در این بخش بررسی کرده اند. جدل نیز به علت کوتاهی طول کلام در دوبیتی، بسامدی نداشته است. کلیدواژه: گفت وگو، تک گویی، همولوگ، دیالوک، دوبیتی های عامیانه مازندرانی و خراسانی.
گفتمان قدرت یکی از اندیشه های محوری میشل فوکو است. این مقاله به دنبال این سؤال مهم تنظیم شده که آیا می توان رویکرد فوکو نسبت به گفتمان قدرت را در رمان مدیر مدرسه جلال آل احمد جستجو و تحلیلی از شرایط فرهنگی ایران در دوره پهلوی، بر مبنای این گفتمان ارائه کرد؟ گفتمان قدرت و تکنولوژی انضباط از دیدگاه فوکو، با بخش های زیادی از رمان مدیر مدرسه و در سطح عینی و واقعی با شرایط سیاسی و فرهنگی جامعه ایران در دوره پهلوی دوم انطباق دارد. در این رمان با دو گفتمان سروکار داریم: گفتمان قدرت و گفتمان ضد قدرت. مدیر مدرسه با روحیه ای آرمان گرایانه به تقابل با نظم گفتمانی برآمده از قدرت (شرایط فرهنگی و آموزشی) می رود و در پایان سرخورده و مایوس استعفانامه خود را از سمَت مدیریت مدرسه می نویسد. مدرسه همانند سایر نهادهای حکومتی به عنوان نهادی انضباطی، سلطه قدرت را در افراد جامعه نهادینه می کند. جامعه ای که در حال گذار از فرهنگ سنتی و زمینداری مستبدانه به سمت سرمایه داری است و گفتمان غرب زدگی نیز از سوی جریان قدرت حاکم، حمایت می شود.
پائولو کوئلیو نویسنده ای است که در دوران نوجوانی به کفر و بیایمانی روی آورده و با گرایش شدید به آثار مارکس و انگلس، همه باورهای مارکسیستی را زیرورو کرد؛ تا جایی که بخش قابل ملاحظه ای از اندیشه های او، به ویژه دیدگاه او درباره ایمان و شریعت را میتوان متأثر از آن دانست. کوئلیو درباره ایمان رویکردی بسیار متفاوت و متناقض دارد و گاهی ایمان گرا و گاهی ایمان گریز است. ازیکسو متعلق ایمان در نزد او ثابت نیست و ازسویدیگر سعی بر بیاهمیت جلوه دادن ایمان دارد. علاوه بر این، اندیشه و آثار وی در رویارویی مستقیم با شریعت قرار دارد. او در موارد بسیاری، اصول دین و شریعت را به سخره گرفته، آنها را پوچ و بیمعنا میشمارد. در این تحقیق به نقد و بررسی دیدگاه او درباره ایمان و شریعت میپردازیم.
مقامه نویسی در نثر فارسی، نخستین بار با مقامات قاضی حمیدالدّین بلخی در قرن ششم و به تقلید از اسلوب نگارش مقامه نویسی عربی، پدید آمد. این کتاب که در همان عصر مؤلّف با اقبال و توجّه فراوان روبه رو شد، از سوی مترسّلان و نثرنویسان بسیاری مستقیم و غیرمستقیم نیز مورد تقلید قرار گرفت. چنین به نظر می رسد که سعدی، نیز با تألیف «گلستان» که نثر آن از نظر نوع انشا و اسلوب نگارش به مقامه شباهت دارد، در نگارش اثر خود از جهاتی به این اثر ادبی نظر داشته و از آن متأثّر بوده است؛ خصوصاً وجود تشابهات بسیار در دو سطح زبانی و ادبی در حکایت «جدال سعدی با مدّعی» و مقامة «فی الشّیب والشّباب» از مقامات حمیدی، ای ن فرض یه را ق وّت می بخشد که سعدی در این حکایت از نظر ساختار کلّی و شیوة داستان پردازی، سبک نگارش و ویژگی های زبانی و ادبی، بسیار به مقامة قاضی حمیدالدّین نزدیک شده است که هر دو نویسنده نیز در موارد مشترکی تحت تأثیر مقامات عربی بوده اند. در این جستار، بر آنیم تا با بررسی وجوه تشابه در این دو مقامه، علاوه بر نشان دادن تأثیرپذیری سعدی از قاضی حمیدالدّین بلخی، میزان تأثیرپذیری آن دو را از مقامات عربی، به ویژه مقامات حریری، نیز مورد بررسی و تحلیل قرار دهیم.
عین القضات همدانی، عارف ایرانی قرن پنجم و ششم هجری است که قلم توانا و ذهن و اندیشه پویا و جوّال خود را برای نگاشتن آثار فلسفی- عرفانی به کار برده است. اگرچه بی پروایی و سبک فلسفی اش در نهایت او را به پای دار کشید اما نوشته های او به خصوص کتاب «تمهیدات» وی، سندی مستدل برای عرفان و ادبیات کهن ایران زمین شد. «تمهیدات» اگرچه از متون عرفانی به شمار می رود اما از آنجا که به بیان شرایط سلوک و آداب مرید و خصایص پیر می پردازد، مبانی تعلیمی بسیاری را بیان کرده است. صوفیه که به واقع هدف خلقت را محبت و عشق ورزی می دانند، محبت به انسان را زمینه ساز محبت خداوند به شمار می آورند؛ این گونه است که در تفکر صوفی، تعلیم هم با محبت گره می خورد و در حقیقت، آداب شناخت و خودسازی و حقیقت جویی همگی برگرفته از عشق و برای وصول به محبت است. در این مقاله جنبه های تعلیمی این اثر گرانقدر بررسی شده است.