سیاست نامه ی خواجه نظام الملک طوسی یکی از ارزشمندترین آثار سده پنجم زبان و ادبیات فارسی است که علاوه بر آنکه در ادبیات فارسی حائز اهمیت می باشد، در متون تاریخی حقوق عمومی نیز اهمیت فراوانی دارد. بخش هایی از این اثر، مرتبط با اصول و آیین ملک داری براساس شریعت است. با کنکاش در سیاست نامه با مفاهیم و نهادهایی مواجه می شویم که خواجه نظام الملک با برشمردن آن ها به عنوان مولفه های اثربخش در نظام مالی کشور، از مفاهیم و اصول موجود در نظام مالی اسلامی بهره می گیرد. مواردی مانند انصاف، شفافیت مالی، ممنوعیت غرر، ممنوعیت اکل مال به باطل، عدالت اقتصادی و امنیت اقتصادی از جمله ی این موارد است که نظام الملک با درنظر داشتن شریعت اسلامی، به تصویرسازی از یک نظام مالی اسلامی مطلوب پرداخته-است. بنایراین، در این پژوهش سعی می کنیم با یک رویکرد تاریخی و با در پیش گرفتن روش توصیفی-تحلیلی، بخشی از اصول و قواعد مالی ملک داری از جمله سیاست های مالی مورد توجه خواجه نظام الملک در سیاست نامه که براساس نظام مالی اسلامی است، را مورد ارزیابی قرار دهیم.
در دیدگاه شناختی، اساس استعاره سازی تنها بر بنیاد شباهت نیست و استعاره، ریشه در اندیشه و ذهن و ادراک انسان دارد و استعاره های مفهومی، درک جدیدی از تجربه را برای انسان میسّر ساخته و معنای تازه ای به آنها می دهد. در حقیقت، تجربه به مثابه یک اصل محسوب می شود که مفاهیم محیطی، طبیعی یا فرهنگی و دیگر مفاهیم موردنظر شاعر و یا نویسنده را به واسطه قلمروهای مقصد و مبدأ توضیح می دهد. به این ترتیب، پژوهش متون و نوشته ها با رویکرد شناختی در زمینه استعاره، می تواند ما را به شناخت لایه های ذهنی و انگیزه های گزینشی استعاره ها راهنمایی کند. در این مقاله، استعاره های با قلمرو مقصد «زن» در اشعار فروغ فرخزاد، با توجه به دیدگاه شناختی بررّسی می شود و سپس به کاوش استعاره ها با توجه به نقش های «مادری»، «همسری» و «معشوقی/عاشقی» با توجه به قلمروهای مبدأشان می پردازیم و سرانجام میزان خلاق یا متعارف بودن استعاره ها را بررّسی می کنیم.
«نظم» و هماهنگی معنایی یکی از مهمترین وجوه اعجاز قرآنی است. به نظر می رسد این نظم، در ارائه زنجیره معنایی حوادث و صحنه های داستانی هم وجود داشته باشد؛ اما تاکنون مفسران وپژوهشگران به این مسأله نپرداخته اند که آیا در داستان های قرآن نیز همین وجه اعجازی وجود دارد؟ برای اثبات فرضیه نظم معنایی در داستان های قرآن، به شکل موردی، درونمایه های داستان یوسف(ع) را در صحنه های متعدد آن، با روش توصیفی- تحلیلی مورد بررسی فرار دادیم. نتایج نشان می دهد: با وجود حوادث و صحنه های متعدد در این داستان، زنجیره معنایی درونمایه های فرعی واصلی در تمام صحنه ها؛ هماهنگ، همسو، منظم و با ترتیب منطقی ارئه شده است؛ به گونه ای که بین هیچ یک از درونمایه های فرعی با درونمایه اصلی (ولایت خداوند بر بندگان مخلص و پیروزی اراده الهی) نه تنها اختلافی دیده نمی شود، بلکه همگی در راستای تقویت این اندیشه اصلی به کار رفته اند. علاوه بر آن، درونمایه های فرعی هم با یکدیگر ارتباط معنایی دارند و حادثه ی خواب و رؤیا نیز مهم ترین حلقه ارتباطی بین درونمایه ها در صحنه های گوناگون وفراوان داستان است.
بحث تکرار یکی از مباحث مهم کتب بدیعی- بلاغی است که از دیرباز کانون توجه علمای بلاغت بوده است؛ ولی آنچنانکه باید و شاید ارزش موسیقایی آن را بررسی و تحلیل نکرده اند. البته بعضی از معاصران (شفیعی، شمیسا، وحیدیان، راستگو و ...) در کتاب های خود در باب صنایع بدیعی، با دید ژرف نگرانه ای آن را بررسی کرده و تا جایی پیش رفته اند که کل موسیقی شعر را مرهون تکرار دانسته اند؛ از این رو، در این مقاله کوشش شده است که نه تنها ارزش موسیقایی تکرار، جایگاه زیرساختی آن در بسیاری از آرایه های لفظی موجود در کتب بدیعی نشان داده شود. آرایه هایی چون هم حروفی، هم صدایی، تصدیر، ردالصدر، سجع، جناس، مکرر، تشابه الاطراف، طرد و عکس، و قلب و ... با این ساز و سامان که تکرار از کوچک ترین واحد زبان (= واج) تا بزرگترین واحد زبان (= جمله) و حتی تا واحد شعر نیمایی (= بند) مطرح است؛ تکرار واج، تکرار هجا، تکرار گروه، تکرار واژه، تکرار مصراع، تکرار بیت، تکرار بند. در این دسته بندی منطقی و منظم از آرایه های ادبی که براساس دیدگاه زبان شناسی شکل گرفته بسیاری از عیوب مطرح کتب بدیعی پیشینیان همچون نبود طبقه بندی مشخص، طرح نکردن مسائل زیباشناسانه، پیچش بیش از نیاز اصطلاحات و فروع و شاخه های آن، یادگیری مشکل و سخت آرایه های ادبی و طبقه بندی براساس حروف الفبا- که راه به جایی هم نمی برد- و ... برطرف خواهد شد.<br />
رمان فانتزی «کنسروغول» از مهدی رجبی، براساس نیاز روحی و روانی مخاطب نوجوان نوشته شده است. راوی نوجوان رمان، توکا به سفری قهرمانانه می رود و دوره گذار از نوجوانی و رفع نیاز انسانی خود را تجربه می کند. استخراج کهن الگوی سفر قهرمان به عنوان ابزار آموزش مخاطبان نوجوان، علاوه بر یاری رساندن به رشد و تعالی گروه سنی مورد نظر، زوایای پنهان روایت را آشکار می کند. بهره مندی و بازآفرینی کهن الگوهای موجود در اساطیر و در روایات فانتزی نو، سبب رشد ناخودآگاه فرد نوجوان می گردد. در رمان کنسرو غول، مراحل سه گانه سفر قهرمان، به شکلی باژگون بازگو می شود. سفر راوی، نه سفری بیرونی با حرکت در مکان، بلکه به صورتی درونی است. این خصیصه مهم، رمان را به ساختارِ الگوی قهرمان جوزف کمبل نزدیک می سازد. در الگوی «اسطوره یگانه» کمبل، سفرِ قهرمان به شکلی فانتزی نمود پیدا می کند. تلاش رجبی برای ارائه آرمان شهر به کمک قهرمان سازی نوجوان در داستانش-که هر یک نماد و کهن الگوی تیپی خاص در مسیر تکامل و شدن و به عبارتی در مسیر «سفر قهرمان» است- تحلیل شخصیت های داستانی او را از منظر روان شناختی- کهن-الگویی ضروری کرده است. از نتایج تحقیق برمی آید که بسامد شخصیت «جستجوگر» در میان قهرمان داستانی رجبی بیش از دیگر کهن الگوهای شخصیتی است که در مسیر تکامل و سفر قهرمانانه خویش در مواجهه با کهن الگوهای «جنگجو» و «نابودگر» به کمک کهن الگوهای «حامی» به وادی «تشرف» قدم می نهد و غالباً با رسیدن به آرمان های خویش سرافرازانه قدم در مسیر بازگشت می گذارند.