یکی از رویکرهای مهّمی که می توان در پژوهش های ادبی بدان پرداخت، تأثیرپذیری و یا به عبارتی الگوپذیری یک متن از متن دیگر است. امروزه از این نوع پژوهش به رابطه «بینامتنیّت» ((Intertextuality، «بینامتنی» ((Intertextual و یا «التناص» یاد می کنند. این رابطه، عدم خودبسندگی برخی متون را نشان می دهد که خودآگاه یا ناخودآگاه، از دگر متون بهره جسته اند. نوشتار پیش رو، به ارتباط بینامتنی دو متن دینی می پردازد. یکی قرآن کریم که در این نوشتار از آن به «متن پنهان» یاد شده و دیگری طولانی ترین خطبه نهج البلاغه بنام «قاصعه» است که از آن به «متن موجود» یاد می شود. نگارندگان بر آن هستند که ژرفای پیوند دو متن قرآن و نهج البلاغه را روشن سازند تا از این رهگذر، ارتباط ناگسستنی «قرآن ناطق و صامت» دگر بار جلوه کرده و تجلّی نورانیّت کلام وحی در سخنان حضرت أمیر مؤمنان(ع) رُخ بنماید. این پژوهش به شیوه توصیفی، تحلیلی و تطبیقی، رابطه بینامتنیّت قرآن و خطبه قاصعه نهج البلاغه را در «واژگان، ساختار، الهام و چهره های نمایشی» بررسی خواهد نمود.
آیین سوگ رسم رایجی است که به قدمت وجود بشر در میان هر قومی ریشه دارد و با آداب و رسوم و شعر و ترانه های خاص عجین شده است. مردم سیستان عمدتاً با تأسی از فرهنگ روستایی از شعر و ترانه برای حفظ و احیای آیین های سوگواری بهره وافی برده اند. اردَه خوانی، روُوایی خوانی یا رباعی خوانی سوگ سروده ای است با آهنگی بسیار سوزناک و حُزن انگیز که به صورت آوازه خوانی در مراسم عزاداری در سیستان اجرا می شود. این مقاله با روش کتابخانه ای و مصاحبه حضوری با گویشوران متعدد به بررسی ارده خوانی و کاربردهای آن در آیین سوگ سیستان پرداخته است و با معرفی ارده خوانی و رووایی خوانی، وجه تسمیه آن، تاریخچه، مجریان، شیوه اجرا، زمان و مکان اجرا نشان می دهد که مردم سیستان بسیار پایبند به اجرای آیین سوگواری با گویش بومی خود هستند و این مسئله در فرهنگ آنان جایگاه والایی دارد. مقایسه آن با گونه های دیگر در مناطق مختلف ایران، نقش محوری ترانه و ترنم را در اساسی ترین مسائل زندگی اقوام کهن ایرانی نشان می دهد. همچنین، این مقاله با ذکر نمونه هایی از رباعی های سیستانی وزن، قافیه و ردیف، قالب، زبان، محتوا و ویژگی های ادبی آن را بررسی کرده است. استفاده از آهنگ و ترانه برای التیام دادن به لحظه های سرشار از غم و اندوه در بین مردم سیستان گویای ذوق سلیم و طبع لطیف این قوم در حاشیه کویر است
نگاهی مختصر به دیوان شاعران نشان می دهد که گاه یک رباعی به چندین شاعر منسوب شده است. به همین دلیل، تشخیص رباعیات هر شاعر از دشوارترین بخش های تصحیح متون است. تدوین مجموعه ها و جنگ های رباعی هم، اگرچه در شناخت سرایندگان برخی رباعی ها گره گشاست، به دلیل موضوعی بودن،کتابت های فراوان، تک نسخه ای بودن، و استنساخ از روی یکدیگر، مشکلاتی دیگر در شناخت سرایندگان اشعار به وجود آورده است. از طرف دیگر، کمال الدین اصفهانی ازجمله شاعرانی است که در سرودن رباعی جایگاه ویژه ای دارد و گردآورندگان جنگ های رباعی، به دیوان او عنایت بیشتری داشته اند. این پژوهش با لحاظ کردن این دو موضوع، در پی آن است تا با استناد به دست نویس های کلیات کمال الدین اصفهانی و بر اساس منابعی چون نزهه المجالس ، مونس الأحرار ، خلاصه الأشعار ، مجموعه اشعار و مراسلات فارسی و عربی، و سفینه کهن رباعیات، رباعیات منسوب به این شاعر رابررسی کند. روش تحقیق، تحلیلی است که در آن از امکانات کتابخانه ای ونیز دستاوردهای علمی پژوهشگران دیگر استفاده شده است. جایگاه کمال الدین اصفهانی در جریان شعری قرن ششم و هفتم، به ویژه در قالب رباعی، و نبود پژوهشی جامع در باب این موضوع، اهمیت و ضرورت تحقیق را نمایان می سازد و نتیجه حاصل از آن، مشخص کردن الحاقات و اسقاطات رباعیات این شاعر در متن مصحح مرحوم بحرالعلومی، و نیز اعتبارسنجی مجموعه ها و جنگ های رباعی در انتساب اشعار به شاعران است.
شاید بتوان جدّی ترین بحث های نقد فمنیستی در زبان فارسی را در شعر فروغ فرخزاد یافت. او نخستین شاعری است که احساسات زنانه خود را آزادانه تر از دیگران بیان کرده و زبان و اندیشه او کاملا زنانه، لطیف، پاک، و بی آلایش است و همچنین هیچ کس چون او، نتوانسته زندگی زن معاصر ایرانی را چنین در شعر خود به تصویر کشاند. این مقاله می کوشد تا نگرش اصالت زن-طبیعت را در شعر فروغ فرخزاد بازیابی و واکاوی نماید، از این رو «هستی شناسی طبیعت»، «فصول و گردش ایّام»، «عناصر چهارگانه»، «درخت و گیاه»، و «موجودات زمینی و آسمانی» در پیوند با زبان و اندیشه فروغ فرخزاد مورد کنکاش قرار گرفته است. مقاله حاضر سعی بر آن دارد تا به این پرسش پاسخ دهد که در شعر و افکار شاعر، مفاهیم طبیعت گرایانه تا چه اندازه بازتاب داشته است و فروغ فرخزاد به عنوان شاعری زن به طبیعت چگونه می نگریسته است؟ بنابراین بررسی اصالت زن-طبیعت در شعر فروغ فرخزاد گامی است جهت کنکاش در اندیشه ها و آراء یکی از شاعران معاصر زن و شعرهای طبیعت گرایانه وی. روش تحقیق به کاررفته در این پژوهش از نوع توصیفی-تحلیلی می باشد.
La littérature comparée, en tant que discipline universitaire, existe à partir de la deuxième moitié du XIXe siècle, il s'agit donc d'une discipline relativement jeune par rapport à des branches des sciences humaines comme la philosophie, la sociologie, la littérature générale, etc. Mais elle est encore plus jeune dans notre pays, car, comme tout pays oriental, on n'est guère allés à la découverte d'autres pays dans le but de connaître leurs littératures, leurs cultures, etc. Ce qui n'était pas le cas de certains autres pays, surtout les pays européens qui sont venus vers nous et non pas toujours dans un but dépourvu de la volonté de domination. Après la création des départements de langues et littératures étrangères dans l'Université iranienne, le besoin de faire des recherches dans le domaine du comparatisme littéraire se fait de plus en plus sentir car les chercheurs iraniens d'une part, sentent qu'ils connaissent bien leur propre littérature et de l'autre, qu'ils disposent de plus en plus de sources sur celle-ci et qu'ils peuvent l'exploiter à côté de la littérature étrangère de leur discipline. Élaborer un aperçu de la genèse, de l'évolution et des approches de cette discipline aidera les chercheurs, tant comparatistes que s'intéressant occasionnellement au cours de leurs travaux à cette discipline, à mieux exploiter ce domaine et à contribuer plus efficacement à son développement en Iran.
تاریخ بیهقی ، روایت کننده اوضاع و احوال خاندان غزنوی در زمان حکومت مسعود است. بیهقی در جای جای این تاریخ داستان وار کوشیده است گزارشی مستند و دقیق از رخدادها را به خواننده بدهد؛ اما گرایش او به شاعرانگی و تمایل به استفاده از شگردهای بلاغی در سراسر کتاب به وضوح دیده می شود که این به استفاده بیهقی از عناصر شعری منجر شده است. یکی از شگردهای بیهقی در به کارگیری عناصر شاعرانه، استفاده از صفت های شاعرانه است. صفت های شاعرانه آن دسته از صفات اند که علاوه بر صفت بودن، حاوی شگردی شاعرانه نیز هستند؛ یعنی علاوه بر داشتن نقش دستوری صفت، یکی از شگردهای بلاغی، اعم از کنایه، اغراق، استعاره، مجاز، حس آمیزی و... را در خود داشته باشد و به این صورت موجب آفرینش هنری در کلام شوند. در این مقاله که به روش تحلیلی توصیفی و برپایه منابع کتابخانه ای است، تلاش شده تا با مطالعه کامل کتاب تاریخ بیهقی ، صفت های شاعرانه آن بررسی شود. دلیل اصلی استفاده بیهقی از صفات شاعرانه، به رسالت او در فنّ تاریخ نگاری بازمی گردد؛ با این شرح که بیهقی می کوشد رسالت خود را در قالب مورّخی صادق حفظ کند و به علاوه با بهره گیری از عناصر شاعرانه، تاریخ خود را زیبا و دلچسب بنگارد که این خود یکی از رموز ماندگاری تاریخ بیهقی در گذر از زمان بوده است.