گفتمان انتقادی، شکل تکامل یافته تحلیل گفتمان است که در آن با توجّه به لایه های زبانی، گفتمان های مؤثّر در اثر ادبی شناسایی و بررسی می شود؛ درواقع این نظریّه براساس دو محور اصلی، یعنی تحلیل زبان شناختی و تحلیل اجتماعی استوار است و در پژوهش های تحلیل گفتمان انتقادی، از این دو محور و ارتباط این دو، سخن گفته می شود. در رویکرد اجتماعی گفتمان، بافت موقعیّتی و در رویکرد زبان شناختی، بافت متنی تشریح می شود. پژوهش حاضر با توجّه به انواع ارتباط ها و پیوندها، می کوشد تا با روش توصیفی - تحلیلی و استفاده از ابزار کتابخانه ای، جنبه های ادبی و اجتماعی رمان امّ سعد غسان کنفانی و دختر شینا بهناز ضرابی زاده را برپایه الگوی گفتمان انتقادی فرکلاف بررسی کند و برآوردهایی ازجمله را دربر دارد: در سطح توصیف، صحنه پردازی بخش قابل توجّهی از این دو رمان را به خود اختصاص می دهد، این تصویرپردازی ها به خواننده کمک می کند تا به درک عمیقی از موضوع و درون مایه اصلی داستان و رمان دست یابد. در سطح تفسیر، بافت موقعیّتی داستان بررسی می شود که زمان در رمان امّ سعد به سال های اشغال فلسطین به وسیله اشغالگران صهیونیستی و در دختر شینا به سال های جنگ بین ایران و عراق برمی گردد. در سطح تبیین که بیانگر ایدئولوژی نویسنده است، مبارزه و مقابله با اشغال وطن و پایداری و مقاومت جلوه می نماید؛ همچنین در بافت درونی، تفکّر مبارزه با اشغال و پایداری و مقاومت مورد توجّه نویسنده قرار گرفته است.
شفیعی کدکنی یکی از نمایندگان شعر اجتماعی و سیاسی معاصر است و در این پژوهش، با تکیه بر نظریه ایدئولوژی آلتوسر به بررسی لایه اجتماعی-سیاسی شعر او در دهه 50 پرداخته شده است. آلتوسر ادبیات و هنر را بخشی از دستگاه ایدئولوژیک دولت می داند که به طورکلی، در خدمت پیشبرد اهداف دولت قرار دارد ولی در شرایط خاص ممکن است در خدمت ایدئولوژی های برآمده از خاستگاه های متفاوت نیز قرار گیرد. در این پژوهش، با استناد به دفترهای شعر شفیعی در دهه 50، و بیش از همه «در کوچه باغ های نشابور»، که از آثار مطرح او و آن دوره است، روشن می گردد که ساختار شعر شفیعی کدکنی، بازتولید ساختار اجتماعی دو قطبی آن دوره است، که با نمادهای محوری خواب و بیداری نمادپردازی می شود. او با نقد زیرساخت های اقتصادی، فرهنگی و سیاسی سرمایه داری رو به رشد معاصر، به دنبال استقرار ایدئولوژی جایگزین دیگری است که چهره مادی و عینی مشخصی ندارد. و فراتر از این، با تصویر سرنوشت شخصیت های تاریخی مثل حلاج، عین القضات و... به دنبال آن است مدلی برای تحلیل تاریخ سیاسی-اجتماعی ایران ارایه دهد و فارغ از زمینه های فرهنگی، اجتماعی و اقتصادی متفاوت، نشان می دهد که همین ساختار دو قطبی در طول تاریخ نیز فعال بوده است. او با تاکید بر مسوولیت شاعر، ضمن نقد شعر یاس آلود و خواب زده، به نوعی ایده الیسم هنری گرایش می یابد و می خواهد از امکانات هنر برای استقرار ایدئولوژی خود سود جوید.
مؤلف پنهان و خواننده پنهان از مؤلفه های الگوی ارتباط روایی است که نقش برجسته ای در واکاوی و دریافت عناصر پنهان در متن ایفا می کند؛ ازاین رو، بررسی آن در آثار هنری از لایه های زیرساختی روایت پرده برمی دارد و دریچه های تازه ای را به روی فهم مخاطب می گشاید. افزون بر آن، نشان می دهد که کدام یک از رسانه های رمان یا فیلم، بهتر توانسته است گره های رسانه هم عرض خود را در جهت فهم بهتر مخاطب باز کند. رمان گاوخونی و فیلم اقتباسی آن نیز از جمله آثاری اند که پیرنگ ارائه شده در آنها، نه علّی و معلولی، بلکه درونی و سیال است. مخاطب در چنین فضایی باید با رمزگشایی از نشانه های متنی به بررسی چگونگی شکل گیری نگاه و ذهنیت شخصیت ها بپردازد. اقتباس افخمی از رمان گاوخونی اقتباسی کاملاً وفادار است و همه عناصر داستان در فیلم هم عیناً تکرار شده اند، اما افخمی از این عناصر در جهت ارائه مفاهیم ایدئولوژیک مورد نظر خود سود جسته است. تکرار یکی از این شیوه هاست که هم نویسنده و هم کارگردان از آن برای انتقال مفاهیم به مخاطب استفاده کرده اند. این پژوهش قصد دارد با روش توصیفی تحلیلی و رویکرد روایت شناختی و میان رشته ای، به بررسی و تحلیل شیوه های بازنمایی مؤلف پنهان و خواننده پنهان در دو رسانه رمان و فیلم بپردازد و ازآنجاکه نویسنده و خواننده هر عصری به درون اثر پرتاب می شوند و مطابق انتظاراتشان معانی تازه ای کشف می کنند، در اینجا نیز معانی تازه ای از متن روایی گاوخونی و فیلم اقتباسی آن برای مخاطب آشکار می شود.