ترتیب بر اساس: جدیدترینپربازدیدترین
فیلترهای جستجو: فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۲۸٬۲۴۱ تا ۲۸٬۲۶۰ مورد از کل ۵۴٬۲۷۹ مورد.
۲۸۲۵۵.

پژوهشی در باب شیوه های درمانگری در قصّه های عامیانه ایرانی

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۱۵۲ تعداد دانلود : ۲۰۶۵
درد و دردمانگری از بن مایه های رایج در قصّه های عامیانه است. دردها، درمانگران و درمانگری، اشکال، صورت ها و شیوه های متعدّدی در قصّه ها دارند. شناخت آنها درک عمیق تری از مفاهیم درد و درمان نزد عامّه آشکار می سازد. برای شناخت تجلّی های درد و درمانگری در مجموعه چهار جلدی قصّه های ایرانی انجوی شیرازی از شیوه توصیفی- تحلیلی بهره برده شده و صورت های درد، درمانگران و شیوه های درمانی استخراج، دسته بندی و تحلیل شده اند. یافته های پژوهش نشان می دهند درمانگران در قصّه های عامیانه در دو دسته شخصیّت های انسانی و شخصیّت های اسطوره ای و افسانه ای جای دارند. شیوه های درمانگری نیز عبارتند از: درمان جادویی – فراواقعی، درمان مبتنی بر پزشکی، درمان سنّتی – عامیانه و روان درمانی. با وجود تازگی دانش «قصّه درمانی» در روانشناسی نوین، این روش در قصّه های عامیانه هم نمود دارد. در اندیشه خوش بین حاکم بر قصّه ها دردهایی که در عالم واقع درمانی ندارند، با درمانگران اسطوره ای و افسانه ای و روش های فراواقعی و جادویی درمان پذیرند. طبیبان تنها دسته ای از درمانگران هستند که گاهی در درمان شکست می خورند و داروهایی فراواقعی تجویز می کنند. وجود درمانگران جادویی – فراواقعی دردی را در قصّه ها بدون درمان نمی گذارد، حتّی اگر شخصی کور مادرزاد، عقیم و نازا باشد. این اندیشه امیدبخش و یاریگر گویای دغدغه و آرزوی داشتن سلامتی بشر و حفظ همیشگی آن است.
۲۸۲۵۹.

نشانه شناسی اجتماعی داستان کوتاه «القمیص المسروق» کنفانی با تکیه بر سازه های گفتمانی هلیدی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۱۵۱ تعداد دانلود : ۹۰۱
نشانه شناسی اجتماعی، رویکردی کاربردی در بررسی متون است که دغدغه اصلی آن، درک نشانه های اجتماعی و رفتارهای معنادار است. با توجه به اهمیت به کارگیری نظریات علمی در فهم بهتر متون، سازه های گفتمانی هلیدی (اندیشگانی، میان فردی و متنی) را ابزاری برای بررسی یکی از داستان های کوتاه کنفانی با عنوان «القمیص المسروق» قرار دادیم که از حیث شمول دو قطب مثبت و منفی، جدال بین خدمت به وطن و خیانت و گذر قهرمان داستان از تردید به یقین برجسته می نماید. بر این اساس، در حوزه اندیشگانی، چگونگی بازتاب واقعیت در داستان مذکور، در حوزه میان فردی، نحوه تعامل شخصیت ها و در سطح متنی شیوه سازماندهی و انسجام دو حوزه پیشین، با روش توصیفی-تحلیلی بررسی شد تا به این سؤال پاسخ داده شود که گزینش های زبانی در حوزه های مذکور به عنوان سازه های معناساز، چگونه در گفتمان شناسی داستان مذکور و کشف لایه های زیرین معنا عمل می کند؟ نتایج حاصل از بررسی جمله واره های این داستان نشان می دهد که در سطح اندیشگانی، چارچوب کنشگرانه متن در آغاز داستان با حضور پررنگ گفتمان «دیگری» همراه است که انسان فلسطینی را به حاشیه رانده و درگیر احساساتی ساخته است که وی را به سمت خیانت سوق می دهد، اما فهم حقیقت در پایان داستان از او کنشگری فعال می سازد که انتقام جویی از دشمن را در خود تقویت می کند. در سطح بینافردی، تعامل شخصیت های داستانی، روند گذر قهرمان داستان از تردید به یقین، در مواجه با خیانت را به نمایش می گذارد. و اما در سطح متن، «ارجاع»، «حروف افزایشی» و «تکرار» به ترتیب در سطوح دستوری، پیوندی و واژگانی، بیشترین کارکرد را تداوم معنایی و انسجام بخشی متن به خود اختصاص داده اند.

پالایش نتایج جستجو

تعداد نتایج در یک صفحه:

درجه علمی

مجله

سال

زبان