فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۲۲٬۱۴۱ تا ۲۲٬۱۶۰ مورد از کل ۵۴٬۲۷۹ مورد.
مهدی (عج) در کلام علی (ع)
حوزههای تخصصی:
مقاله حاضر مشتمل است بر مقدمای در تقسیم احادیث رسیده درخصوص مهدی(عج) و چهل حدیث و روایت ازامیرمومنان(ع) درباره مهدی آخرالزمان برابر نقل اهل تسنن، پیرامون موضوعات دوازده گانه زیر: خاندان مهدی، قطعی بودن ظهور مهدی، سیمای مهدی، ضرورت وجود امام، غیبت مهدی، نوید حکومت عدل، نشانه های پیش از ظهور، نشانه های ظهور، یاران مهدی، فرود آمدن عیسی بن مریم (ع) از آسمان و اقامه نماز جماعت به امامت مهدی(عج) در بیت المقدس، حکومت عدل یا روزگار صلح و صفا و سامان یافتن نابسامانیها و مدت حکومت آن حضرت.
بیژن نجدی و بدعت در زبان داستان(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
«بیژن نجدی» نویسنده ای بدعت گذار است که با انتشار سه مجموعه داستان کوتاه، سبکی انحصاری و متفاوت را به ظهور رسانده است. او در روایتِِ داستان از نثری ویژه و شاعرانه بهره برده که دارای تازگی و وجه نامتعارف است. نجدی میان بیان شعری و عناصر داستانی به گونه ای خاص، تلفیق به وجود آورده که ضمن داشتن مشخصه های روایی، واجد ظرفیت های شعری نیز هست. این امر، نقشی تعیین کننده در تکوین کلیت کار «نجدی» ایفا کرده و عناصر داستان های او را ساختار و نظامی ویژه بخشیده است. نجدی نویسنده ای نوجو و تجربه گراست که به «داستان نو» و بهره گیری از شگردهای جدید و نیز زبان نامتعارف در روایت تمایل بسیار دارد. در این مقاله، رفتارِ هنجارگریز و ساختارشکنانه ی نجدی با زبان و تأثیر این زبان بر تکوینِ چند عنصر داستانی در کار او تأمل شده است. در این راستا عناصری چون «توصیف»، «صحنه »، «درونمایه»، «مضمون»، «نقل» و «زمینه» در چند داستانِ نجدی بررسی و تحلیل گردیده و نقش شگردهای شعری و تمهیدات زبانی چون «برجسته سازی»، «آشنایی زدایی» و بازی های زبانی در شکل گیری این عناصر بیان شده است.
پرسشی سرگشته بر لبهای درد
منبع:
کیان ۱۳۷۱ شماره ۵
حوزههای تخصصی:
ایام جوانی تولستوی
حوزههای تخصصی:
وجدان بیدار
نقد و بررسی کتاب: حماسه سرایى در ایران ؛ ذبیح الله صفا
حوزههای تخصصی:
بررسی مراحل حل مسأله و ویژگی های حل کنندگان مسأله در ادبیات کودکان در ایران (بر مبنای بررسی و مقایسه ی داستان های تألیفی و ترجمه ای سال های 1385-1380 رده های سنی ب و ج)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف از پژوهش حاضر، بررسی و مقایسه کتاب های داستانی تألیفی و ترجمه ای بر اساس مراحل حل مسأله و ویژگی های حل کنندگان مسأله بود است. داستان های مورد بررسی در این پژوهش، شامل 10 کتاب داستانی تألیفی و 10 کتاب داستانی ترجمه ای برگزیده از سوی شورای کتاب کودک بین سال های 1380 تا 1385، متناسب برای گروه سنی "ب" و "ج" بود که با نظر متخصصان انتخاب شدند. این متون داستانی با استفاده از روش تحلیل محتوای کیفی قیاسی و بر اساس مراحل حل مسأله "دیویی" و ویژگی های حل کنندگان مسأله "گریفین" مورد تحلیل و بررسی قرار گرفتند. نتایج پژوهش نشان داد که در داستان های ترجمه ای، مرحله ی جمع آوری اطلاعات و در داستان های تألیفی مرحله ی ارائه ی راه حل ها و بررسی راه حل ها دارای بیشترین فراوانی بود و مرحله ی تعیین مسأله و تدوین نتایج و ارزیابی آنها در هر دو گروه داستان کمتر مشاهده شد. نتیجه دیگر اینکه ویژگی تفکر تعاقبی در داستان های ترجمه ای و ویژگی مقاومت در داستان های تألیفی به میزان بیشتری مشاهده شد و ویژگی های دانش پیشین و توجه به دیدگاه ها در هر دو گروه داستان کمتر مشاهده شد. در کل، کتاب های داستانی ترجمه ای از مراحل حل مسأله و ویژگی های حل کنندگان مسأله بیشتری نسبت به داستان های تألیفی برخوردار بود که با رعایت جوانب احتیاط می توان گفت غنی تر از داستان های تألیفی بودند. نتیجه دیگری که این پژوهش در پی داشت این بود که هر دو گروه متون داستانی، از اکثر مراحل حل مسأله و ویژگی های حل کنندگان مسأله برخوردار بودند.
گفتگوی ویلیام استایرون با بهجت النادی و عادل رفعت
حوزههای تخصصی:
آموزش عربی؛ ضرورت زبان فارسی
استعاره شناختی عشق در مثنوی مولانا(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
متن پژوهی ادبی تابستان ۱۳۹۷ شماره ۷۶
114-87
حوزههای تخصصی:
«عشق» مهم ترین کلیدواژه تمام متون عرفانی، به ویژه در مکتب فکری مولاناست. از عشق نمی توان با بیانی صریح و مستقیم سخن گفت. از این رو، عرفا با ابزارهای گوناگون زبانی و مفهومی سعی در روشن ساختن منظور خود از این مقوله اساسی نموده اند. در مثنوی نیز عشق، عنصری کلیدی است که باید بدان اهتمام ویژه ای داشت. در این مقاله، استعاره هایی بررسی شده اند که با محوریت عشق در مثنوی مولانا بازتاب یافته اند. مبنای نظری و اساس تحقیق، همان نظریه استعاره مفهومی/ شناختی لیکاف و جانسون است که مطابق با آن، برخلاف رویکرد سنتی، استعاره تنها نقش زیبایی آفرینی ندارد، بلکه ابزاری شناختی برای پی بردن به جهان بینی و تفکر نویسنده است. در ابتدای مقاله، گزارشی از استعاره های مفهومی/ شناختی عشق در مثنوی مولانا آمده است و این استعاره ها بر پایه حوزه مبدأ و مقصد بررسی و تحلیل شده اند. هدف از این کار، مشخص کردن استعاره های کانونی و اصلی عشق در مثنوی و سرانجام، کشف دیدگاه مولانا درباره عشق بوده است. این استعاره ها از نظر مضمون و محتوا در چهار گروه اصلی قرار می گیرند: 1 گروهی که تصویری مثبت از عشق ارایه می دهند. 2 آن ها که صفات و ویژگی های منفی عشق را برجسته می کنند. 3 استعاره هایی که دوجانبه و دوپهلو هستند. 4 استعاره هایی هستند که از نظر مفهومی، خنثی هستند. تحلیل شناختی هر گروه/ شبکه از استعاره ها با توجه به استعاره های مرکزی آن ها ارایه شده است. نتایج پژوهش نشان می دهد که سوزندگی، مست کنندگی و ذی شعور بودن عشق، بیشتر از سایر جنبه های آن مد نظر مولانا بوده است و در نگاه وی، تمام اقتدار از آن معشوق است و عاشق دنباله رو، بیمار و نیازمند معشوق است.
ادبیات تطبیقی و مقوله فرهنگ(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
ادبیّات تطبیقی برخلاف تصوّر برخی از مخاطبان عام - و حتّی برخی از پژوهشگران این حوزه - فقط به بیان جنبه های تأثیر و تأثّر و مقایسه های نقدی محتوایی و ساختاری و... نمی پردازد، بلکه ماهیّت و ذات این دانشِ پویا «بینافرهنگی» است؛ در حقیقت، رابطه ادبیّات تطبیقی و فرهنگ، رابطه ای «دیالکتیک» و دوسویه است که این رابطه، بیشتر در چارچوب «پژوهش های میان رشته ای» و «مطالعات فرهنگی» تجلّی می یابد. افزون بر این، ادبیّات تطبیقی، ضمن بررسی «گفتمان های فرهنگی» حاکم بر جامعه، راهی برای شناخت «هویّت فرهنگیِ» ملّت ها، فصلی تازه در «روابط و تعاملات فرهنگی»، ابزاری برای «تکامل فرهنگ انسانی» و آغازی برای حضور سودمندانه در صحنه «فرهنگ جهانی» و احترام به «تعدّد و تکثّر فرهنگی» به شمار می آید؛ امّا آنچه ادبیّات تطبیقی و مطالعات فرهنگی مرتبط با آن را در معرض تهدید جدّی قرار می دهد، مسأله «خودبرتربینی فرهنگی و غرب محوری» آن است. این موضوع که به «نقد پسااستعماری» نیز معروف است، نه تنها موجب «شناخت و غنای فرهنگی متقابل» نمی شود، بلکه از ابزارهای گسترش «ناسیونالیسم و امپریالیسم فرهنگی» نیز به شمار
می آید. این جستار، چرایی و چگونگی رابطه ادبیّات تطبیقی را در این دو رویکرد متفاوت فرهنگی؛ یعنی گسترش «تعاملات فرهنگی» و مسأله «استعمار فرهنگی» بررسی می نماید.
جریان شناسی نظریه عشق الهی در متون عرفانی فارسی(از آغاز تا قرن نهم هجری)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
نظریه عشق الهی در عرفان ایرانی-اسلامی، تحول و تطوری خاص را پشت سر گذاشته و پس از تشکیل شدن در بستر جریان هایی خاص، تکامل یافته است. جوانب این نظریه در موضوعاتی مانند انواع و مراتب عشق، جواز یا عدم جواز انتساب آن به حضرت حق، رابطه عشق حقیقی با معشوق مجازی و رابطه عشق با هستی شناسی عرفانی، به اشکال مختلف و گاه متناقض در متون عرفانی مطرح شده است. مسیله این پژوهش که به روش تحلیلی-توصیفی صورت گرفته است، بررسی سیر شکل گیری و تطور این نگرش ها و معرفی جریان های اصلی، مرتبط با نظریه عشق الهی در نثرهای عرفانی فارسی است. صوفیه در دوره های آغازین، درخصوص اطلاق لفظ «عشق» درمورد خداوند احتیاط کرده اند و عمدتاً با تکیه بر آموزه های قرآنی، لفظ «محبت» را به کار گرفته اند، اما از قرن پنجم به بعد، به رغم مخالفت های متکلمان و فقها با این موضوع، از مفهوم قرآنی محبت، به لفظ «عشق» گرایش پیدا کرده اند. انکار ابتدایی، پذیرش نسبی در قرن چهارم و پنجم و پذیرش مطلق از قرن پنجم به بعد، سیر تطور این نظریه را در بین صوفیه نشان می دهد. همچنین به نظر می رسد این نظریه با شاخصه ها و جلوه های گونا گون، در بستر جریان ها و مکاتبی چون مکتب خراسان، مکتب شیراز و در بستر اندیشه های سهروردی و ابن عربی جلوه گر شده است. البته جریان ها، گفتمان ها و نحله های کوچک و بزرگ عرفانی، فلسفی و کلامی دیگری نیز در پیدایش و تحول این نظریه دخیل بوده اند.
با شاعران امروز (زیر نظر شورای شعر)
منبع:
حافظ خرداد ۱۳۸۵ شماره ۲۹
حوزههای تخصصی:
داستان خانه ییلاقی، بعد از مجموعه داستان گذران نوشته ی یودیت هرمان
منبع:
رودکی۱۳۸۵ شماره۸
حوزههای تخصصی:
1390 - تحلیل مناسبات نسلی در رمان فارسی دو دهه از 1370(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
در دسته بندی رمانهای دهه هشتاد و نود، چهارنوع رمان عامه پسند، رمان جنگ، رمان شهری و رمان زن- محور را ملاحظه می کنیم که تفاوت ها و تقابل های نسلی بسته به نوع رمان و اندیشه حاکم بر آن در این تقسیم بندی چهارگانه متفاوت است. مساله اصلی این پژوهش، تحلیل چگونگی بازآفرینی مناسبات نسلی در رمان های این دو دهه است. روش پژوهش توصیفی- تحلیلی و بر مبنای تقسیم بندی چهارگانه ای است که از رمان ها انجام شده است. در رمان های عامه پسند، تقابل های نسلی در حد طرح مفاهیم زندگی روزمره است. در نوع رمان جنگ، مفاهیم ارزشی ، تفاوت فکری و اختلاف عقیدتی میان دو نسل را رقم می زند. در رمان های شهری و مدرن تقابل های نسلی در حیطه اختلاف طبقاتی ، تفاوت طبقاتی فرزندان با والدین(عمدتا به دلیل تحصیل)، تفاوت های فکری و تفاوت شیوه زندگی نسل اول با نسل دوم بیشتر طرح شده است. رمان های زن- محور بیشترین تقابل و تنش نسلی را نشان می دهند. روابط پرتنش میان والدین و فرزندان در رمان فارسی در این دو دهه گسترش یافته و تقابل نسلی در رمان ها وجود دارد. ارتباط بین نسل ها از طریق گفتگو، درک و تعامل صورت نمی گیرد و انتقادهای جدی به مناسبات و ارتباطات خانوادگی در رمان ها مشاهده می شود.
واقعیت و رویا
غزل های سعدی از نظر حافظ
حوزههای تخصصی: