La distance et la différence entre les milieux sociaux sont les thèmes principaux de plusieurs œuvres depuis longtemps. Les hommes se trouvent dans les situations culturelles et économiques, en se battant pour arriver à une position sociale satisfaisante. Les œuvres de Jean Genet montrent ces conflits d’une façon évidente et violente, un reflet de sa vie dure et pleine de ces combats culturels et politiques contre la distinction d’origine et de race. Cette étude essaie de donner une analyse sur la pièce Les Bonnes de Jean Genet en faisant la synthèse de deux approches sociocritique et philosophique. Pierre Bourdieu, sociologue contemporain, dans son œuvre littéraire intitulée Les règles de l’art. Genèse et structure du champ littéraire, présente des notions comme « le champ littéraire » et « l’habitus » dans le domaine de la sociocritique qui est sur des changements des positions sociales et la prise de position dans la société. En intégrant ces définitions avec le concept philosophique de Hegel, « La dialectique de maître et esclave », présenté et allégé dans le livre intitulé l’introduction à la lecture de Hegel de Kojève, on se focalise sur la distance et la différence qui existent entre les milieux dans la société et les positions sociales.
ریخت شناسی قصه های عامیانه در سال 1928م. با فرمالیست روسی «ولادیمیر پراپ» آغاز شد . اساس کار وی بر پایه اعمال شخصیت های قصه نهاده شده است و در سال های اخیر ، یکی از شیوه های رایج در تحلیل ساختاری قصه ها بوده است . در این مقاله ، منظومه گل و نوروز بررسی شده که از جمله قصه های پرماجرا و مهیج زبان فارسی است و موضوع آن تلاش و جست وجوی نوروز برای به دست آوردن معشوقش گل است . برای این منظور، ابتدا مقدمه ای درباره تعریف و تبیین ریخت شناسی ، پیشینه تحقیق و معرفی گل و نوروز مطرح شده، سپس قصه براساس الگوی پراپ، مانند وضعیت آغازین ، غیبت ، کسب خبر و ... تجزیه و تحلیل شده است . این پژوهش بیانگر این است که گل و نوروز تا حدود زیادی ویژگی قصه های عامیانه را داراست و الگوی ساختاری موافق با الگوی پراپ به دست آمده است .
ادبیات نوین فارسی (کتاب شناسی انتقادی از ???? تا ????)، کریستف بالایی و همکاران، انجمن ایران شناسی فرانسه در ایران (و) انتشارات معین، تهران ????، بیست و چهار+???+ ده صفحه (مقدمه به فرانسوی).
طی قرن اخیر توجه محققان فرنگی به ادبیات نوین یا معاصر فارسی جلب شده است.
یکی از مجموعه هایی که برای بررسی آثار علمی و فرهنگی مربوط به ایران بنیان نهاده شده نشریه سالانه چکیده های ایرانشناسی است که در سال 1356 در تهران پا گرفت. این نشریه به معرفی و نقد کتابها و مقالاتی اختصاص داشت که در رابطه با ایران به زبانهای گوناگون به نگارش درآمده اند. تاکنون بیش از بیست مجلد از این نشریه با عبور از چند فراز و نشیب و تغییرات کمی و کیفی انتشار یافته است.
هر شماره معمولا حاوی موضوعات و رشته های زیر است: کلیات، زبان شناسی، تاریخ و هنر و باستان شناسی قبل از اسلام، تاریخ دوره اسلامی، هنر و باستان شناسی دوره اسلامی، ادیان (جز اسلام)، اسلام، تصوف، فلسفه، تاریخ علوم و فنون، ادبیات، جامعه شناسی، علوم سیاسی و حقوق، اقتصاد، جغرافیا، مردم شناسی، موسیقی و هنرهای نمایشی، فهرست.
در چند سال اخیر، به سبب نوع ذایقه مدیریت انجمن، که رساله دکتری اش با عنوان پیدایش داستان فارسی انتشار یافته است، توجه بیشتری به ادبیات معاصر و انواع ادبی امروز معطوف شد که انتشار کتاب شناسی انتقادی ادبیات نوین فارسی نمونه و نشانه آن است. این کتاب شناسی حاوی معرفی و نقد 666 عنوان مقاله و کتاب است که در طی سالهای 1356 تا 1379 در ایران و خارج از ایران در این زمینه نوشته شده اند. این عنوانها، برای سهولت کار، ذیل چهار مبحث اصلی (داستان، شعر، نقد ادبی، نمایشنامه) به ترتیب الفبایی دسته بندی شده اند و فهرست مولفان و فهرست عناوین هر مبحث بلافاصله پس از آن مبحث آورده شده است...
نویسندگان این مقاله مدعی ظهور گونه ی جدیدی از تشبیه به نام «تشبیه تاریک» در شعر منثور معاصر فارسی هستند که متأثر از ترجمه به وجود آمده است. در تشبیه تاریک تصور وجه شباهت برای دو سوی تشبیه یا یکی از طرفین، با توجه به اجزای کلام، قابل توجیه و درک نیست، از این رو فهم روشنی از تشبیه حاصل نمی شود. ابتدا، موضوع تأثیرپذیری و جریان ترجمه ی شعر به اختصار توضیح داده شده است. در بخش بحث و بررسی، پس از ارائه ی تعاریفی از تشبیه، «تشبیه تاریک» معرفی و نمونه های شعری مرتبط نیز بررسی شده است. سپس نسبت تشبیه تاریک با ابهام و مسأله ی معنا، بلاغت و زیبایی شناسی بحث شده است. وجه مشترک تمام این بخش ها، عدم توجه به معنا و اولویت ندادن به آن است که در تشبیه تاریک نمود دارد. این سه بخش، به منظور روشن شدن ابعاد تشبیه تاریک و نیز تقویت فرض تأثیرپذیری است. به زعم نویسندگان مقاله، دریافت و فهم نادرست شاعران از این بخش ها، فرایند تأثیرپذیری را تقویت و تسهیل کرده است. شخصی نویسی، ترجمه ی نامناسب و توجه نکردن مترجم به ارجاعات برون متنی در ترجمه از جمله عوامل زمینه ساز شکل گیری تشبیه تاریک بیان شده است.
نویسنده معتقد است که سعدی در غزلیات خود، مفاهیم و گزار ه های دینی را ابتدا می فهمد و سپس عمیقاً با آنها درمی آمیزد و در نهایت ساخت و صورتی دیگرگون به آنها می دهد که در عین حالی که کاملاً امری دینی و مذهبی است، اما ساخت و صورتی تازه یافته است. در ادامه نیز بر اساس شاهد مثال هایی از غزلیات سعدی، به تبیین مدعای خویش می پردازد.