ترتیب بر اساس: جدیدترینپربازدیدترین
فیلترهای جستجو: فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۱۷٬۹۸۱ تا ۱۸٬۰۰۰ مورد از کل ۵۴٬۳۹۸ مورد.
۱۷۹۸۴.

گروتسک و ادبیات داستانی بررسی مفهوم گروتسک و کاوش مصداق های آن در داستان های کوتاه شهریار مندنی پور(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۵۱۲ تعداد دانلود : ۲۰۷۲
در این مقاله، یکی از مقولات نظری هنر و ادبیات با نامِ «گروتسک» (grotesque) از جهاتی بررسی می شود. گروتسک به مثابة نوعی نگاه به دنیا، انسان، و رفتارهای آدمیان از دیرباز در میان آثار ادبی ـ هنری دنیا نمونه هایی دارد. در قرن های پیشین توجه بسیار اندکی به این مقوله شده است، اما در قرن اخیر نظریه پردازان نام داری چون میخائیل باختین (M. Bakhtin) به طور گسترده ای به آن پرداخته اند. در این مقاله علاوه بر بررسی نگاه منتقدان به مقولة گروتسک، تعاریف و توضیحات نظری پیرامونِ گروتسک کاویده شده و نیز به دو رویکرد اصلی، که در مورد این مقولة ادبی ـ هنری مطرح است، نگاهی شده است. این دو رویکرد عبارت اند از: 1. رویکردی که بر جنبة طنز و کارناوالی تأکید دارد؛ 2. رویکردی که جنبه های هراس آمیز آن را می بیند. سپس عناصر، اهداف، و کارکردهای گروتسک، به ویژه بر اساس نگاه فیلیپ تامسون (Ph. Thomson)، بررسی شده است. بخش پایانی مقاله بررسی تعدادی از داستان های کوتاه شهریار مندنی پور، نویسندة معاصر، است که خصلت ها یا عناصر گروتسک موجود در داستان های او از چند جنبه بررسی شده است.
۱۷۹۸۵.

بررسی داستان رستم و اسفندیار بر مبنای دیدگاه کلود برمون(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۴۶۴ تعداد دانلود : ۱۳۵۵
در این مقاله داستان رستم و اسفندیار که از داستان های محوری شاهنامه است، بر اساس نظریه کلود برمون بررسی می شود. این دیدگاه با توجه به اینکه شکست و عدم توفیق قهرمان را نیز در نظر می گیرد، با داستان مورد بحث مطابقت بیشتری دارد. این داستان بر اساس نظر برمون سه کارکردِ امکان یا استعداد، فرایند و پیامد را در خود دارد و همچنین در آن، سه توالی زنجیره ای، انضمامی و پیوندی را می توان بررسی و تحلیل کرد. اسفندیار قبل از رفتن به زابلستان، اسفندیار در زابلستان و کشته شدن او سه توالی و پی رفت فرعی روایت هستند که در ضمن یک توالی اصلی بیان شده اند. دیباچه داستان، سخن گفتن اسفندیار با مادر و پدر در مرحله امکان قرار می گیرد. رفتن اسفندیار به زابل و مجادله و مبارزه او با رستم و استمداد رستم از زال و سیمرغ در مرحله فرایند، فعلیت، قطعیت یا گذار قرار می گیرد. کشته شدن اسفندیار و مکاتبه رستم با گشتاسب نیز در مرحله پیامد می گنجد که نشان دهنده عدم توفیق قهرمان (اسفندیار)است. دو نوع شخصیت مورد نظر برمون؛ یعنی کنشگر و کنش پذیر را در اسفندیار و رستم می توان دید و این روایت، تبدیل بهبودی به اغتشاش و برعکس آن است؛ یعنی تعادل اولیه برای اسفندیار و رستم به فقدان تعادل برای اسفندیار و نهایتاً برگشت تعادل برای رستم ختم می شود. از دستاوردهای این مقاله نشان دادن هنر روایتگری و شگردهای داستان سرایی بی نظیر فردوسی است، زیرا تمام اجزای نظریه برمون در این داستان رعایت شده است. فردوسی تمام عناصر روایی مانند تغییر و تنوّع موقعیت ها، تنظیم توالی پی رفت ها، توجه به حالات روانی و عملکرد شخصیت ها و اختیار انتخاب دادن به قهرمان و خصم در گزینش هدف را مدنظر قرار داده است.
۱۷۹۸۶.

بررسی تصحیف و تحریفی از دیوان خاقانی(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۴۴۶ تعداد دانلود : ۸۹۴
نوآیینی و غرابت بسیاری از مضامین و تعابیر دیوان خاقانی سبب شده است تا ناسخان، ابیات را از اصل خود دور سازند و ضبط های نادرستی را وارد متن کنند. دسته ای از این ضبط ها تصحیف ها و تحریف ها در دیوان خاقانی مانند بسیاری از دیوان ها دیده می شود. تصحیف عبارت از تغییر دادن یک واژه با افزودن یا کاستن نقطه ها یا علائمی از آن است. رسم الخط پیشینیان و حروف متشابه الشکل در خط پارسی، این تصحیفات را هرچه بیشتر تشدید می کرد. تحریف نیز به عنوان تغییر حرفی یا حروفی از یک واژه به صورت های نزدیک و شبیه به آن از جهت نوشتاری و آوایی، قسم دیگری از ضبط های ناروای متون کهن است. شمار قابل توجهی از این ضبط های فاسد را مصحّحان دیوان تصحیح کرده و پژوهشگران نیز تعدادی بر این شمار افزوده اند؛ امّا همچنان از داشتن متن پیراسته ای از دیوان خاقانی محرومیم. در این جستار برآنیم تا به تصحیح و تحلیلِ تصحیف و تحریفی از این دیوان بپردازیم.
۱۷۹۸۷.

شگفت آفرینی های صائب از صفات کودکان در تصویرسازیهای اخلاقی و عرفانی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۳۴۹ تعداد دانلود : ۱۰۴۷
صائب تبریزی از ستارگان پرفروغ آسمان ادب فارسی است که با نازک خیالی، پیوندهای شاعرانه ای بین حوادث و امور ایجاد می کند تا با تشبیه معقول به محسوس، از بدیهیات و امور واضح، پنجره ای به دنیای مفاهیم دیریاب بگشاید. حالات کودکان در این مشابه سازی ها، نقش قابل توجهی دارد به گونه ای که صفات و حالات آنها چون بازی، خاکبازی، ورق زدن کتاب، سنگ انداختن به درخت میوه، دویدن، گریه، میل به آغوش مادر، غفلت، قناعت، دندان در آوردن و... از نمونه هایی است که به ترتیب برای تصویرسازی از مشغله های زندگی، غفلت و نادانی، آزار و اذیت خردمندان، شکایت، عشق و محبت، عبادت ظاهری و بی مغز و.... به کار برده است. بی شک این تصاویر بدیع و شگفت که گاه تشخیص رشته های پیوند طلایی آنها دشوار می نماید، نیازمند شرح و تحلیل است. در این مقاله بیش از بیست تمثیل از صائب را مورد تأمل و تحلیل قرار داده ایم، تا نشان دهیم که این شاعر چگونه از حالات و ویژگیهای کودکان برای تبیین حقایق زشت و زیبا که عمدتاً نقش تربیتی و اخلاقی دارند، استفاده کرده است.
۱۷۹۸۸.

حکمت های تعلیمی مشترک در شاهنامة فردوسی و نهج البلاغه(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۳۱۰ تعداد دانلود : ۱۰۱۱
شاهنامة فردوسی مجموعه ای دلپذیر از معارف ارزندة بشری است. دامنة این معارف آنچنان گسترده است که این اثر بزرگ را از زمرة آثار حماسی محض فراتر برده و آن را به دایرةالمعارفی از اخلاق، علم و دانش، تعلیم و تربیت، عدل و داد تبدیل کرده است. با اندک تأملی در شاهنامه، تأثیر تعلیمات ادیان الهی را در آن در مییابیم اما آنچه در این زمینه بیشتر جلوه گری میکند، پیوند بسیار عمیق شاهنامه با مبانی اسلام و بهره مندی از قرآن و کلام امامان معصوم است. خطبه ها، نامه ها و کلمات قصار نهج البلاغه نیز دریای جوشانی از علم، فضل، تعلیم و تربیت و معارف ارزندة بشری است. در این مقاله سعی برآن است تا نکات تعلیمی مشترک در شاهنامة فردوسی و نهج البلاغة امام علی(ع)مورد بررسی قرار گیرد.
۱۷۹۹۴.

فلسفه و نظریة ادبی تأملی در انحای ادای سهم فلسفه به نظریة ادبی(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
  1. حوزه‌های تخصصی ادبیات علوم ادبی نظریه های ادبی غرب
  2. حوزه‌های تخصصی ادبیات ادبیات و مطالعات بین رشته ای فلسفه
تعداد بازدید : ۱۹۸۰ تعداد دانلود : ۱۴۲۳
ماهیت نظرورزانة نظریة ادبی و پیوند آن با فلسفه به ویژه در زمانة ما به طرق گوناگون مورد بحث و بررسی قرار گرفته است. این مقاله بی آنکه پژوهشی پیشینی درباب انحای پیوند میان فلسفه و نظریة ادبی باشد، سعی در روشن کردن پسینی ادای سهم فلسفه به نظریة ادبی دارد و می کوشد نشان دهد فلسفه- برخلاف نظرگاه عمل گرایانة رورتی که معتقد است چیزی به نام بنیادهای عینی معنا یا تفسیر وجود ندارد که اندیشة فلسفی روشنگر آن باشد و از همین رو نیازی نیست تا نظریه پردازان ادبی، عمیقاً فلسفه را کاشف و روشنگر مباحث نظریة ادبی به شمار آورند- چگونه می تواند به نظریة ادبی مدد رساند. نویسنده به دنبال موجّه کردن این نظرگاه است که فلسفه دست کم می تواند به چهار طریق عمده و در چهار مسئله، ادای سهمی به نظریة ادبی داشته باشد و درواقع کل مقاله بسط و تبیین این چهار مسئله است: 1. فلسفه به مثابة نظریه ای درباب جایگاه هستی شناختی ادبیات و همچون گشایندة راهی به سوی درک و فهم وضع هستی شناختی متون ادبی؛ 2. رفتارگرایی فلسفی و حلّ مسئلة رسیدن به ذهن مؤلف؛ 3. فلسفه به مثابة پژوهشی در بنیادهای نظریة ادبی که می تواند به درک و فهم بهتر بنیادهای نظریة ادبی منتهی شود؛ 4. فلسفه به مثابة رویکردی انتقادی به نسبیت معرفتی ناشی از نظریه های ادبی مدرن. در پایان بحث، نویسنده نتیجه می گیرد که با پذیرش دخالت فلسفه در همین چارچوب هم دلایل کافی برای نپذیرفتن نظرگاه رورتی وجود دارد.
۱۷۹۹۵.

صندوق خانة ایدئولوژی تأویلِ نشانه شناسی «گیاهی در قرنطینة» بیژن نجدی...(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
  1. حوزه‌های تخصصی ادبیات علوم ادبی نقد و بررسی آثار ادبی معاصر ادبیات داستانی
  2. حوزه‌های تخصصی ادبیات علوم ادبی رویکردهای نقد ادبی نقد نشانه شناختی
تعداد بازدید : ۲۱۶۱ تعداد دانلود : ۱۲۲۹
تأویل و فهم هر اثر ادبی بر پایه نظریه های جامعه­شناختی، نوعی تلفیق روش ها و ترکیب نگرش هاست؛ چنان که هم زاویه های تاریک اثر ادبی را روشن می کند و هم نظریه ها را به آزمون می گذارد. این مقاله رهیافتی است ساختاری و نشانه­شناختی و تأویلی بر داستان کوتاه «گیاهی در قرنطینة» بیژن نجدی از مجموعه داستان یوزپلنگانی که با من دویده اند که بر اساس نظریة ایدئولوژی و گفتمان قدرت نوشته شده است. ابتدا، نگارنده نشانه های فرامتنی و متنی داستان را به تفکیک توصیف و تبیین کرده، سپس همة این نشانه ها را در شبکه ای از دلالت های متنی تأویل نموده و سرانجام کنش های معناساز و معناآفرین متن را با نظریة ایدئولوژی (مارکس، آلتوسر و ژیژک) و گفتمان قدرت (فوکو) همساز کرده است. هدف این مقاله، جدا از شناسایی ابعاد بینامتنی، ساخت های روایی، رمزگشایی نشانه های متنی و دریافت ساختار پنهان متن داستان «گیاهی در قرنطینه»، کوششی برای دست یابی به استعارة کلانی است که می تواند هستة مشترک مضامین داستانیِ یوزپلنگانی که با من دویده اند باشد؛ استعاره­ای که سلطه ایدئولوژی و توهمِ هویت، مستعارٌله آن است.
۱۷۹۹۶.

درآمدی بر نشانه شناختی پدیدارشناخت با تکیه بر مفهوم «فضاسازی زبانی» در متنی از زولا (Introduction à une sémiotique phénoménologique fondée sur le concept de ""schématisation discursive"" à travers un extrait de Zola)(مقاله علمی وزارت علوم)

۱۷۹۹۸.

بازنگری معنایی در «التفات» بلاغی و اقسام و کارکردهای آن(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۶۸۳ تعداد دانلود : ۳۲۶۲
التفات یکی از شگرد ها و آرایه های ادبی است که با در هم شکستن روال معمول کلام، نقش بسیار مؤثری در بیداری و جذب مخاطب دارد. این صنعت در بیشتر کتاب های بلاغی عربی و فارسی با عنوان انتقال گوینده از خطاب به غیبت و بر عکس، تعریف و انواع محدودی برای آن برشمرده شده است که هریک از این انواع در یکی از حوزه های بلاغت (معانی و بدیع) و دستور قابل بررسی است. این مقاله کوشیده است با در نظر گرفتن توسعة معنایی التفات، ضمن ارائة تعریفی نو برای این شگرد ادبی، تصویری روشن از گونه های مختلف آن ارائه دهد؛ سپس در کنار فواید سنتی مطرح در کتاب های بلاغی، به کارکرد های جدیدی، همچون آشنایی زدایی، هنجار گریزی، افزایش انسجام متن، ایجاد ابهام هنری و... نیز اشاره کند. حاصل تحقیق نشان می دهد که بدیع سنتی با رویکرد های فرسودة خود، دیگر توان پاسخ گویی به نیازهای متون ادبی معاصر را ندارد. از این رو، ضرورت بازنگری همه جانبه و نقد و تحلیل آرایه های بدیعی از جمله صنعت التفات کاملاً احساس می شود.

پالایش نتایج جستجو

تعداد نتایج در یک صفحه:

درجه علمی

مجله

سال

زبان