فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۲۹٬۰۶۱ تا ۲۹٬۰۸۰ مورد از کل ۵۴٬۲۷۹ مورد.
مروری بر اندیشه احمد شاملو(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)
حوزههای تخصصی:
داستان های نوجوانان: واقع گرایی، رمانس، رمان های مسئله محور معاصر
حوزههای تخصصی:
شیوه نثر نویسی فرخی یزدی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
فرخی یزدی (1318-1267ش) از شاعرانی است که در کنار شعر سرودن به روزنامه نگاری روی آورد، بخشی از مقالات روزنامه طوفان که فرخی یزدی ناشر آن بود به قلم اوست، در نثر فرخی یزدی آنچه بیشتر مورد نظر نویسنده است رساندن پیام سیاسی و اجتماعی خود به خواننده است و طبعا چگونگی نگارش نثر در مرحله بعد قرار می گیرد. با آنکه توقع خواننده از شاعران نثرنویس آن است که نثری شاعرانه داشته باشند اما در نثر مقالات فرخی یزدی این ویژگی کمتر دیده می شود حتی با آنکه فرخی یزدی دیوان های شعر گذشتگان را از نظر گذرانده استشهاد به شعر شاعران کمتر در نثر او به چشم می خورد. نثر فرخی در مقالات او غالبا به خطابه ای مکتوب شباهت پیدا می کند و لحن خطایی و آتشین آن باعث شده که زبان این گونه مقالات به زبان گفتگو نزدیک شود و از این دهگذر اشکالاتی که مخل فصاحت نثر است در کلام او راه یابد. عناوینی که فرخی یزدی برای مقالات خود انتخاب می کند نیز غالبا برگرفته از ضرب المثل های مردم و زبان گفتگوی آنهاست، برخی از این ویژگی ها در نثر شاعر همعصر فرخی یزدی یعنی میرزاده عشقی (1303-1272 ش) نیز دیده می شود که در این مقاله به آن نیز اجمالا اشاره می گردد.
گذر از مالکیت به نمود در زبان فارسی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
مقاله حاضر در چارچوب نظریه به دستوری شدن (grammaticalization) به چگونگی بیان مفهوم مالکیت در زبان فارسی (شامل فارسی باستان، میانه و جدید) می پردازد و نشان می دهد چگونه شیوه بیان مالکیت با استفاده از فعل داشتن (مثل: پادشاه پسری داشت) جانشین بیان مالکیت با استفاده از فعل ربطی "بودن" و حالت" به ای یا برایی" (مثل: پادشاه را پسری بود) شده است. در ادامه این تحول فعل "داشتن" برای بیان نمود مستمر در فارسی امروز به کار رفته است. گذر از مالکیت به نمود تحولی است که در بسیاری از زبانها مشاهده می شود و با تکیه بر مفهوم "شستشوی معنایی" (semantic bleaching) یا استعاره توضیح داده می شود.
نگرش اعجاب آمیز بیهقی
حوزههای تخصصی:
ابوالفضل بیهقی، در جای جای تاریخش، هنگام بیان شگفتی و اعجاب خود در واقع و توضیفات مختلف با استفاده از جمله: «کس مانند آن یاد نداشت» و عبارات مشابه، خود و مخاطب را از توضیح بیشتر بی نیاز می کند. بررسی کاربر این گونه جملات با بسامد زیاد (حدود 50 مرتبه) نشان دهنده آن است که وی در چهار موضع از این جملات استفاده کرده است: شادکامی ها و بزمها (%40)، توجیهات و خلعت ها (27%)، مهارت ها و کاردانی ها (20%) بلایای طبیعی و حوادث (13%). برای بیهقی می توان این اغراض را در کاربرد جملات مورد بحث مصور شد: کاربرد جملات در معنی واقعی و حقیقی 32%، بی سابقه بودن موضع برای شخص بیهقی 17%، استفاده از این جملات به عنوان یک تکیه کلام 12% و کاربرد اغراق آمیز برای بزرگ نمایی 39% که در این مقاله به تفصیل درباره آن گفتگو خواهد داشت. ذکر این نکته مناسب است که بیشترین کاربرد را کاربردهای اغراق آمیز در بر می گیرد و نشان دهنده تعلق خاطر خاص بیهقی به سلطان مسعود است که فاصله بین زمان وقایع و زمان نگارش کتاب نتوانسته است آن را بزداید. از طرفی کاربرد جملات مورد نظر در معنی واقعی نیز حکایت از تجملات و تکلفات دربار عزنوی، شادخواری ها و بزمهای بی سابقه مسعود و درایت و کاردانی رجال درباری به ویژه پدریان دارد.
از ملی گرایی فردوسی تا فراملی گرایی مولوی
حوزههای تخصصی:
"حفظ هویت ملی سنگ بنای دست یابی به هویت انسانی است، که برای تقویت خودباوری و اعتماد به نفس در مقابل بیگانگان کاملا ضروری به نظر می رسد. ولی با فرض حذف هر نوع سلطه جویی و حرکت به سوی هویتی فراملی، هویت انسانی برتری می یابد. حماسه سرایی فردوسی با ترویج آزاد منشی، نیک اندیشی، انعطاف پذیری هوشیارانه و دین باوری، زمینه تعامل اندیشه ها را در پرتو هویت فرهنگی فراهم می کند. نگرش جهانی شدن هویت با ظهور اسلامی آغاز می گردد و در قلمرو ادبیات با تاثیر پذیرفتن زبان فارسی از اندیشه های عرفانی استمرار می یابد.
مولوی در اوج قله ادبیات عرفانی احیاگر هویت انسانی است. سر تکوینی زبان و ادبیات فارسی از ملی گرایی فردوسی تا انسان گرایی یا فراملی گرایی مولوی فتح الباب دست یافتن به هویت جهانی است."
یادداشتی برای بن مایه تصویری (Motif) در شعر " صدای پای آب " سهراب سپهری(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
آنچه در ادبیات موتیف " motif" نامیده می شود و ما در انجا معادل بن مایه را برای آن برگزیده ایم عبارتست از :موضوع ، تصویر ، طرح یا الگوی اصلی که با ظهور پی در پی در اثر ادبی ، از خود رد پا می گذارد و جاذبه زیبایی شناسی آن را بالا می برد . البته ممکن است به عنوان نشانه یا نماد محتوا و یا تجزیه یک اثر ادبی تجلی کند . این اصطلاح در نقد ادبی جدید ، یکی از سرفصل های مهم بررسی آثار ادبی تجلی کند . این اصطلاح در نقد ادبی جدید ، یکی از سر فصلهای مهم بررسی آثار ادبی است و شاخص خوبی برای سنجش و پی گیری سیر اندیشه صاحب اثر و عبارت است از : عنصر ، اندیشه ، یا ویژگی های اصلی و مشخصا به ئو معنی : الف ) مضمون یا موضوع اصلی که آن را خوب بپرورند و یا به آن بپردازند مثلا در یک قطعه موسیقی ، کتاب و ... ب) تصویری که در یک طرح تکرار شود . بنابر این هر یک از اندیشه های حاکم بر این اثر ادبی یک موتیف است که می توان بخشی از مضمون اصلی و متشکل از یک شخصیت ، تصویر تکرار شونده یا الگوی کلامی باشد . بر مبنای این دید ،مقاله حاضر به بررسی بن مایه های تصویری در شعر " صدای پای آب " سهراب سپهری می پردازد : صنعت و ماشینیزم ، نمادهای طبیعت ، وطن و زادگاه ، عرفان به معنی جدید ، زندگی و مرگ .
دو تقسیم بندی قدیم از کرامات صوفیه(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
کرامات صوفیه از جمله موضوعاتی است که جای بحث بسیار دارد و طبعا اولین قدم در این راه ، تقسیم بندی این کرامات است . در این مقاله ، دو تقسیم بندی قدیم از این کرامات ، معرفی و تلخیص شده اند ؛ اولین تقسیم بندی از سبکی ، حالتی عینی و دارای مصداق است ، ولی تقسیم بندی دوم ، از ابن عربی ، اصولا ذهنی است .
جایگاه قالبهای کلاسیک در اندیشه نوگرای نیما(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
نزدیک به نیمی از دیوان نیما اشعاری در قالبهای کلاسیک است؛ اما غالبا شکل سنتی و ضعیف این دسته از اشعار سبب شده است تا شارحان شعر نیما آنها را اشعاری تقلیدی و مشتی موزون و مقفا بدانند و به سادگی آنها را نادیده بگیرند. این اشعار، تفننی، تقلیدی و فاقد ارزش نیست. نیما پس از ققنوس آن گونه که خود در نامه ای می نویسد به سمت ادبیات کلاسیک باز می گردد و به صراحت تمام می گوید که بی توجهی او به ادبیات کلاسیک نقصانی بوده است؛ پس این بازگشت از سر تفنن نبوده بلکه نیما از سرودن این اشعار هدفی داشته است که تا امروز از چشم خوانندگان و شارحان آثارش دور مانده است. با دقت در نامه ها و اشعار نیما می توان نشانه هایی یافت که نشان می دهد سرودن این اشعار به قصد آزمودن میزان فرم پذیری قالبهای کلاسیک صورت گرفته است و نه به قصد تفنن. این مقاله نیز تلاشی برای نشان دادن جایگاه قالبهای کلاسیک در اندیشه نوگرای نیماست.
ملاحظاتی در ساختار ساقی نامه با تأکید بر دو نمونه گذشته و معاصر(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
ساقی نامه و مغنی نامه را در یک نگاه کلی می توان «شعر میخانه ای» گفت، به ویژه از قرن نهم تا دوازدهم هجری از «ژانر» های پرطرفدار شعر فارسی بوده و نمونه کامل و مفصل آن بیشتر در قابل مثنوی بحر متقارب سروده شده است. این نوع شعر امکان خوبی به شاعر می داده است تا به بهانه می و میخانه و مستی، فارغ از محدودیت ها و ممنوعیت ها، ناگفتنی های روزگار خود را در قالب نکوهش روزگار و اهل آن بر زبان آورده و ای بسا یاد کرد او از می و میخانه و ساقی، بهانه ای بوده برای اعتراض و انتقاد از آنچه او نمی خواهد و ناروا می پندارد! از این منظر، ساقی نامه شعری اجتماعی، آرمانخواهانه و بلکه شورشگرانه است. در این مقاله، ابتدا به تعریف و بررسی ساختار و ویژگی ها و زمینه سرایش این نوع شعر پرداخته می شود و سپس در ادامه با اشاره به سابقه آن در شعر فارسی، یک نمونه پیشین از ظهوری ترشیزی (به جهت تفصیل و ساختار کامل آن) با یک نمونه معاصر از هوشنگ ابتهاج بررسی و مقایسه خواهد شد.
جوهر زمان (تحلیل جامعه شناختی منظومه «کار شب پا» ی نیما)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
در نوشتار حاضر، منظومه «کار شب پا» ی نیما از منظر جامعه شناسی مورد تحلیلی قرار گرفته است و نشان داده شده که پیوند قابل درکی میان اثر هنری– ادبی و اوضاع اجتماعی وجود دارد. اثر ادبی گاهی بازتاب ایجابی وضعیت بیرونی جامعه است و گاهی بازتابی سلبی دارد که به انتقاد و اعتراض نسبت به آن وضعیت می پردازد. هر چند اشعار نیما بازتابی از روح حاکم بر زمانه اوست، غالبا در انتقاد و نفی مناسبات اجتماعی عصر سروده شده است. کار شب پا، به عنوان منظومه ای واقع گرا در توصیف نظام طبقاتی و کارکرد و روابط میان دو طبقه فرودست و انتقاد غیر مستقیم به این نظام سروده شد. در این مقاله نخست از شعر اجتماعی نیما و تحلیل کار شب پا سخن رفته و در پایان مایه های رئالیستی شعر چون زبان، عناصر بومی و شکل ارگانیک شعر و تناسب آن با جامعه ارگانیک به بحث گذاشته شده است.
بازشناسی مضمون حماسی - اساطیری «رویارویی پدر و پسر» در روایتی از تذکره الاولیا(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
اشتراک و استمرار برخی از الگوها و مضامین اساطیری در ناخودآگاه فردی، تباری و جمعی انسان، دستاویز اصلی نقد اسطوره ای برای بازیابی و تحلیل تجلیات مختلف اسطوره و آیین در انواع ادبی است. از منظر این نقد و اصول و مبانی آن، در تذکره الاولیای عطار به عنوان یکی از متون پایه ای ادب عرفانی، چند نکته در خور ذکر به نظر می رسد؛ از جمله این که بر طبق ساختارشناسی داستان ابراهیم ادهم و پسرش و مقایسه اجزای داستانی آن با چند روایت مشهور «نبرد پدر و پسر» احتمالا طرح کلی این داستان بر الگوی داستان رستم و سهراب پرداخته شده و در قالب بن مایه حماسی– اساطیری «رویارویی و ستیز پدر و پسر» - البته با تفاوت های ناشی از صیغه عرفانی آن– قابل بررسی است. ابراهیم ادهم از صوفیانی است که گزارش احوال او با مضامین داستانی و افسانه ای درآمیخته است و با توجه به نفوذ و تاثیر شاهنامه در تبدیل سرگذشت و سیمای بعضی شخصیت های تاریخی به روایات و چهره های مردم پسند و غیر تاریخی، این حدس چندان نامتحمل نیست که در پرداخت داستان «ابراهیم ادهم و پسرش» الگوی کلی روایت رستم و سهراب مورد نظر بوده باشد.
ترجمه و سیر آن در ایران بعد از اسلام و بررسی نمونه هایی از ترجمه از عربی به فارسی و بر عکس(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
ترجمه به معنی یافتن نزدیک ترین و دقیق ترین معادل برای واژگان زبان مبدا و حفظ روش و سیاق گوینده،از دیرباز و در طول تاریخ،پیوسته مورد توجه عام و خاص بوده و از ابزارهای مهم ارتباطی بشر به شمار می رفته است.علاقه مندی انسانها به آگاهی از فرهنگ،ادب واندیشه ملتها و اقوام و انسانهای دیگر و نیازمندی آنها به علوم و فنون دیگر،درکنار اختلاف و تفاوتهای زبانی موجود در جوامع انسانی گوناگون ترجمه را به عنوان یک موج موثر در جریان و سیر تاریخ اندیشه و فرهنگ انسانی نوعی تبادل و داد و ستد اندیشه،مطرح می نماید. شروع رسمی ترجمه درمیان اعراب نیز به روزگار پیامبر اسلام(ص)بر می گردد.حضور مسلمانان غیر عرب درمدینه ،سفرهای تابستانی و زمستانی قریش،تجارت با ایران و روم و ارسال سفرا از جانب پیامبر(ص)به سایر کشورها،نیاز به ترجمه را ملموس تر می سازد. در این مقاله،ضمن ارائه تعریف،اهمیت وسابقه تاریخی ترجمه،به بررسی نمونه هایی از ترجمه رباعیان خیام به عربی،ترجمه گلستان سعدی به صورت نثر مسجع و دوترجمه فارسی از معلقات سبع پرداخته شده و از انواع ترجمه قدیم ،آزاد ،جدی و همسان،سخن به میان آمده است.