یکی از منظومه های پهلوانی تا امروز ناشناخته ادب حماسی ایران، زرّین قبانامه است که سَراینده ای ناشناس آن را احتمالاً در عصر صفویه به نظم کشیده است. این منظومه 23533 بیت دارد. زمان داستان آن روزگار شهریاری کیخسرو در ایران مقارن با پیامبری حضرت سلیمان (ع) است. موضوع اثر با آمدن فرستاده سلیمان(ع) که زرّین قبا نام دارد و بعدها دانسته می شود نواده رستم است، آغاز می شود و در آن روایات گوناگون به شیوه داستان در داستان نقل شده که شخصیتهای اصلی بیشتر آنها غیر از زرین قبا، رستم و دیگر فرزندان و فرزندزادگان او هستند. از زرین قبانامه سه نسخه خطّی شناسایی شده است و در آنها سی لغت یا ترکیب خاص وجود دارد که یا در فرهنگها و سایر متون فارسی نیست یا معنای آنها ویژه این اثر است و یا اینکه در بعضی فرهنگها بدون شاهد ثبت شده است. در این مقاله به طرح و بررسی این واژه ها پرداخته شده است.
انسان بر حسب دارایی بدن، همیشه در موقعیتی بدنمند به سر می برد. بر این اساس اگرچه بدن در مقام عنصری هویت ساز زندگی فردی و اجتماعی هر فرد را سامان می دهد، خود نیز از تکنیک ها و آداب فرهنگی القاء شده از جامعه متأثر می گردد به طوری که جنبه فرهنگی بدن بر بعد بیولوژیکی و زیستی آن غالب می شود؛ کنش ها و وضعیت هایی برای هر فرد تجویز می کند یا متصور می شو د که باید آنها را نقش های اجتماعی و اساس هویت افراد خواند. یکی از این موارد، ساماندهی بدن ها بر حسب شیوه های جنسی و جنسیتی القاء شده از جانب نیروهای فرهنگی هر جامعه است. در این نوشتار نقش های جنسی کلیشه ای یا همان جنسیت زن و مرد ایرانی نیز تفاوت های جامعه شناختی آنها در نمایش «بدن آرمانی» و «بدن مطلوب» منطبق با الگوی فرهنگی در شعر فارسی کودک و نوجوان بررسی شده است. مبنای نظری بحث، آرای برخی از صاحب نظران جامعه شناسی بدن و روش تحقیق بر شیوه تحلیل محتوای کمی و کیفی -پدیدارشناسی تجربی- استوار است. نتیجه نشان می دهد که الگوی فرهنگی ساماندهی بدن در شعر کودک و نوجوان بیشتر با جهان سنتی ایرانی هماهنگ است و از نگاه مدرن و مصرفی می گریزد و بر همین اساس نقش ها میان زن و مرد توزیع شده یا در قالب بدن آرمانی و مطلوب از آنها انتظار می رود.