ترتیب بر اساس: جدیدترینپربازدیدترین
فیلترهای جستجو: فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۴۶٬۷۰۱ تا ۴۶٬۷۲۰ مورد از کل ۵۴٬۲۷۹ مورد.
۴۶۷۰۱.

بازشناسی مؤلفه های دگردیسی در ترجمه ابن عربشاه از مرزبان نامه با تکیه بر الگوی وینه و داربلنه(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۰۲ تعداد دانلود : ۳۴۵
ترجمه، بازسازی و بازآفرینی یک متن در زبانی دیگر است که مستلزم تسلط کامل مترجم به عناصر و دلالت های درون و برون زبانی متن مبدأ و نیز دلالت ها و نشانه های متنی و غیرمتنی زبان مقصد است و به معادل یابی و انتقال واحد ها و صورت های زبانی محدود نمی شود. ارتباط تنگاتنگ میان زبان فارسی و عربی باعث دادوستدهای پرشماری بین این دو زبان شده که از جمله آن ها ترجمه کتاب «مرزبان نامه» سعدالدین وراوینی توسط ابن عربشاه در سده نهم است. ابن عربشاه در ترجمه خود، رویکردی اقتباسی و آزاد اتخاذ کرده و کوشیده با ایجاد دگردیسی و بازآفرینی متن اصلی بر ترجمه خود، لباس تألیف بپوشاند. پژوهش پیش رو با تکیه بر الگوی وینه و داربلنه و با هدف ارزیابی و کیفیت سنجی ترجمه ابن عربشاه و تبیین میزان بهره گیری او از مؤلفه های ترجمه اقتباسی سامان یافته است. با توجه به گستردگی حجم کتاب، باب پنجم آن به عنوان پیکره پژوهش مورد بررسی قرار گرفت. برآیند پژوهش نشان داد که «فاکهه الخلفاء» ترجمه ای اقتباسی از مرزبان نامه است و مترجم با کاربست معادل های همسو با زبان مقصد، جایگزین کردن عبارات ساده به جای ساختارهای پیچیده، افزایش و کاهش معنای واژگان، زبان ترجمه را عادی و طبیعی کرده است. در تطبیق ترجمه ابن عربشاه با الگوی وینه و داربلنه نیز مشخص شد که مترجم از رهگذر ترجمه غیرمستقیم و با بهره گیری از تکنیک های جابه جایی، تغییر بیان، معادل یابی و اقتباس، دگرگفتی دیگر از اثر گرانسنگ «مرزبان نامه» ارائه داده است. مؤلفه جابه جایی پربسامدترین مؤلفه است و دو مقوله اطناب و افزوده سازی بیشتر در سطح عبارت و جمله به کار رفته و اطناب گویی باعث شده در مجموع حجم فاکهه الخلفاء نسبت به مرزبان نامه افزایش یابد. مؤلفه تغییر بیان پس از جابه جایی، پرکاربردترین مؤلفه است.
۴۶۷۰۲.

تحلیل و بررسی رابطه ساختار روایی و فرایند تولید ارزش در گفتمان (مطالعه موردی: رساله الطیرهای فارسی و عربی)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۰۲ تعداد دانلود : ۷۲۷
هر ساختار روایی متشکل از کنش هایی است. این کنش ها، پیوند با ارزش هایی را در دستور کار خود قرار می دهند. حال، در رساله الطیرهای فارسی و عربی، کنش ها چطور می توانند مولّد ارزش ها باشند؛ به نظر می رسد در رساله الطیرها، ارزش های متفاوت تحت تأثیر کنش ها، خلق و با ساختار رواییِ این آثار منطبق شده اند. بررسی هایی که با روش توصیفی _ تحلیلی، ابزار کتابخانه ای، و رویکرد ساختارگرایی (نظریه نمودِ نحویِ تودوروف) و نشانه - معناشناسی (نظام ارزش) انجام گرفت حاکی است کنشگران قبل از ورود به موقعیت نامتعادل، به عقد قرارداد می پردازند؛ سپس وارد توانش1 و کسب ارزش های مجازی می شوند. در مرحله بعد، کنش صورت می گیرد. بعد از کنش، وارد توانش2 و کسب ارزش های پتانسیل می شوند؛ سپس وارد مکانی می شوند که هم تنش عاطفی به همراه دارد و هم می تواند نیروی ایجادکننده موقعیتِ متعادلِ تازه و باعث دستیابی به ارزش اتیک شود. در مرحله بعد، کنشگران واردِ موقعیتِ متعادلِ تازه و کسبِ ارزشِ اتیک می شوند. در نهایت، وصال طیران به ابژه یا انفصال از آن بدین گونه است: اتصال به ابژه، نابودی و انفصال همیشگی از ابژه، اتصال مشروط به ابژه، اتصال/ انفصال نامشخص، تبدیل سوژه ها به ابژه. بر این اساس، دستورپایه رساله الطیرها عبارتند از: سفر - مناظره/ موعظه/ إنذار - خبرجستن و واصل شدن.
۴۶۷۰۳.

بنیان های اکوکریتیسیزم در نمادهای بلاغی اشعار رضا براهنی(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۰۲ تعداد دانلود : ۴۷۹
کاربرد نمادهای زیست محیطی در حوزهٔ ادبیات فارسی قدمتی دیرینه دارد. در شعر معاصر فارسی نیز نمادهای جانوری و گیاهی به وفور دیده می شود. بسیاری از این نمادها جهت تبیین واقعیات یا تخیلات فردی شاعران قرار گرفته اند. نمادهای حیوانی و گیاهی در اشعار رضا براهنی از منظر زیست محیطی و نگاه بوم گرایانه قابل تأمل هستند و کاربردی منحصر دارند. در مقاله حاضر تلاش شده است با استفاده از شیوه توصیفی- تحلیلی، به معرفی کاربرد این نوع نمادها و رابطه آن اکوکریتیسیزم موجود در اشعار براهنی پرداخته و به این پرسش پاسخ داده شود که نمادهای حیوانی و گیاهی چگونه در اشعار براهنی تفسیر می شوند و آیا این نمادها در خدمت تبیین خصایص زیست محیطی قرار داشته اند یا انسان محوری در کاربرد این نوع نمادها ملاک شاعر بوده است. بدین منظور ابتدا به چگونگی کاربرد نماد جانوری و گیاهی پرداخته، سپس نمادها از زاویهٔ اکوکریتیسیزم در اشعار تحلیل و بررسی شده است. یافته ها نشان می دهد انسان در اشعار براهنی مغلوب طبیعت است و «اومانیسم واژگونی» بر رتوریک نمادهای جانوری و گیاهی حاکم است.
۴۶۷۰۴.

در باب مفتاح الکنوز (شرح رضاقلی خان هدایت بر دیوان خاقانی)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۰۳ تعداد دانلود : ۲۹۴
دیوان خاقانی شروانی به دلیل دشواری مشهورش از دیرباز مورد توجّه شارحان بوده و شروح متعددی نیز بر آن نگاشته شده است. یکی از این شروح، اثری از ادیب و سخن شناس برجسته عصر قاجار، رضاقلی خان هدایت (1215-1288ق) است. هدایت شرح خود را مفتاح الکنوز نام نهاده و کوشیده تا با تأملی گذرا پاره ای از مشکلات دیوان خاقانی را حل کند. این شرح با وجود پاره ای از فواید از برخی کاستی ها برکنار نمانده است. در جستار حاضر به پژوهش در باب این شرح پرداخته ایم.
۴۶۷۰۵.

بررسی کارکرد راوی در رمان همه چیز فرو می پاشد اثر چینوا آچبه از منظر روایت شناسی پسااستعماری(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۰۲ تعداد دانلود : ۳۴۲
تصویر ارایه شده از سرزمین های تحت سلطه در نوشتههای نویسندگان غربی، همواره نظر ورزانه و یک جانبه بوده است. در این راستا، ارائ? تصویری صحیح از این سرزمین ها برای باز پس گیری عزت از دست رفت? بومیان، از اهداف ادبیات پسااستعماری است. رمان همه چیز فرو می پاشد اثر چینوآچبه تلاشی در این زمینه است. مقال? حاضر، با معرفی روایت شناسی پسااستعماری که به پیوند عناصر روایت و مفاهیم پسا استعماری توجه دارد، به بررسی رابط? زاویه دید با استعمار زدایی در این رمان می پردازد. برای این منظور، این جستار با استمداد از روایت شناسی ژرارد ژنت که در آن زاوی? دید به دو بخش کانون دید و راوی تقسیم بندی می شود، نشان می دهد چگونه آچبه توانمندی های راوی برون داستانی را همچون وثوق بالا، تسلط بر اثر و... در خدمت هدف خود قرار می دهد. به عبارت دیگر، انتخاب این راوی موقعیت هایی را برای تحقق هدف نویسنده در اختیار وی قرار می دهد که با انتخاب راوی دیگری ممکن نمی شد.
۴۶۷۰۶.

گونه شناسی کرامات اولیاء(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۰۲ تعداد دانلود : ۳۶۸
موضوع اصلی در تمام تذکره ها و مناقب نامه های صوفیه، کرامات است. کرامات، پدیده هایی ذاتاً ناشناخته یا کمتر شناخته شده هستند که از اسباب خفیه غیبی و فراطبیعی برخوردارند. غفلت از بازشناسی، تعریف، طبقه بندی و مبانی عرفانی درباره آنها، بسیاری را به انکار این واقعیات سوق داده است. یکی از مقدمات لازم برای بازشناسی کرامات، شیوه های گوناگون طبقه بندی آنها است. طبقه بندیِ پدیده ای که بشر نمی تواند به کشف تامه علل آن پی ببرد، موضوع پیچیده ای است که مورد توجه عرفا، صوفیه و اندیشمندان بوده است. با این حال، در متون عرفانی طبقه بندی های علمی و جامعی از کرامات گزارش نشده است. بیشتر این متون به برشمردن نمونه ها و مصادیقی فهرست وار از کرامات اکتفا کرده اند. کرامات گاه در میان خوارق عادات طبقه بندی شده اند و گاه در میان خودشان. پژوهش حاضر به طبقه بندی کرامات در میان خودشان اختصاص دارد و بیش از پانزده طبقه بندی قدیم و جدید، از حیثیات مختلف، در آن بررسی شده است؛ طبقه بندی فهرست وار، طبقه بندی کلان، طبقه بندی های ریخت شناسانه و طبقه بندی حسّی و معنوی.
۴۶۷۰۷.

جایگاه صور خیال در آموزه های اخلاقیِ معارف بهاء ولد(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۰۲ تعداد دانلود : ۴۸۹
کتاب معارف ، اثر بهاء ولد، عارف و واعظ نامدار بلخ و پدر مولانا جلال الدین، یکی از متون ارزشمند عرفانی در زبان فارسی است که به سبب داشتن نثری شیوا، هنری، زبان شاعرانه و نیز برخورداری از صور خیال، از جایگاه خاصی در میان همتایان خود برخوردار است. اگرچه تعالیم موجود در کتاب معارف ، به دو بخش تعالیم دینی و تربیتی تقسیم می شوند، در اینجا از ذکر تعالیم بارز عرفانی با رویکرد آخرتی خودداری می شود. در نتیجه، توجه مقاله حاضر به نکات تربیتی و اخلاقی معارف و سعی در نشان دادن جنبه های زیبایی و خیال انگیز این تعالیم بوده است. نتایج این بررسی نشان می دهد آموزه های اخلاقی و تربیتی در کتاب معارف یا جنبه امری دارند یا بازدارنده هستند، که در این میان، فراوانی آموزه های ایجابی از بازدارنده بیشتر است. بیشترین صور خیال هم به تشبیه و سپس تمثیل اختصاص دارد که در بخش آموزه های سلبی، در پرهیز از طمع، پرهیز از کبر و دوری از همنشین بد، و در بخش آموزه های ایجابی، در توصیه به صبر و رفتار درست با زنان بیشترین کاربرد و تکرار را داشته است.
۴۶۷۰۸.

کارکرد تربیتی اسطوره فریدون و ضحاک بر مبنای تئوری انتخاب گلاسر(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۰۲ تعداد دانلود : ۴۲۹
این پژوهش بر آن است تا با روش تحلیلی - توصیفی با تکیه بر کارکرد تربیتی اسطوره ها و تئوری انتخاب ویلیام گلاسر پس از روشن داشتن ارتباط نیاز های اساسی انسان با فرآیند تکوین اسطوره ها، الگوی رفتاری دو شخصیت برجسته داستان فریدون و ضحاک را بر مبنای تئوری انتخاب گلاسر تبیین نماید. معیار دنیای واقعی و دنیای مطلوب در چهارچوب اندیشه های ایران باستان و ویژگی های حماسه است که قصه گو می تواند در آغاز یا در میان داستان برای مخاطب به زبان ساده باز گو کند. از این منظر ضحاک الگوی شخصیت هایی است که برای ایجاد توازن بین تصاویر دنیای مطلوب و آنچه ادراک می کنند، رفتار نامؤثر و غیرمسئولانه دارند. پذیرفتن انجام قتل پدر و سپس تن پروری و خودستاییِ ضحاک نتیجه چیرگی دو چرخ عقب، احساس و فیزیولوژی، در ماشین رفتار است. از این رو همواره پیام ناکامی دریافت کرده و چرخه رفتار او برای تأمین نیاز قدرت ادامه می یابد. همچنین از داشتن یک رابطه معنی دار و عاطفی محروم می باشد. فریدون الگوی شخصیت هایی است که پس از دریافت پیام ناکامی ( فقدان پدر) ضمن حفظ رابطه معنی دار و عاطفی با اطرافیان برای تأمین نیاز قدرت با یاری دیگران رفتار مسئولانه و مؤثرتری دارند. رفتار آنها حاصل چیرگی دو چرخ جلو، فکر و عمل، بر دو مؤلفه دیگر است؛ البته در آغاز، پاسخ او به ناکامی طبق یک فرایند فیزیولوژیک خشم و اندوه است. مقایسه و تقابل دنیای ادراکی، دنیای مطلوب و انتخاب رفتار این دو با در نظر داشتن چهار قلمرو شناختی، بین فردی، شخصی و عاطفی قصه ها قابلیت نقش تربیتی این داستان را تبیین می نماید.
۴۶۷۰۹.

بررسی قالب های ذهنی سیمین دانشور در آثارش (نشان موردی شناخت و تحسین هنر)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۰۱ تعداد دانلود : ۷۵۲
سیمین دانشور (1300-1390) مترجم، محقق، نویسنده، نمایشنامه نویس استاد دانشگاه و...از جمله زنان مطرح در عرصه رمان نویسی ایران است که بیشتر او را بخاطر همسرش جلال آل احمد (1302-1348) و رمان معروف سووشون می شناسند و کمتر کسی به ابعاد دیگر شخصیتی هنریش از جمله روزنامه نگاری (ژورنالیستی) پرداخته است. بیشتر مقالات و پایان نامه هایی که در مورد سیمین دانشور به چاپ رسیده با محوریت داستان نویسی ایشان است و کمتر به بقیه ی قالب های ذهنی دانشور پرداخته می شود. با بررسی قالبهای ذهنی سیمین دانشور در می یابیم که وی در مجموعه داستانها و رمان هایش تفاوت عمده ای با مقالات و حتی منش و رفتارش در دانشگاه نداشته بلکه نگاهی عمیق و خاص به مقوله هنر بخصوص زنان و کودکان دارد. لذا نگارندگان در این مقاله با روش توصیفی –تحلیلی سعی در بررسی قالب ذهنی سیمین دانشور در دو شاخه مجزای داستان نویسی و روزنامه نگاری در مورد زیبا شناختی و تحسین هنر-که جزوء تخصص فوق دکتری ایشان در دانشگاه استنفورد دارد- می باشد. کلید واژه: سیمین دانشور رمان نویس، ژورنالیست، شناخت و تحسین هنر
۴۶۷۱۰.

جستاری در معنای مغفول لغت «اعتداد» با تکیه بر متون نثر فارسی(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۰۱ تعداد دانلود : ۲۹۸
بیشترین سهم وام واژه ها یا لغات دخیل در زبان فارسی، به لغات عربی اختصاص دارد. اغلب این لغات پس از ورود به زبان فارسی، معنی یا معانی اصلی خود را حفظ کرده اند، اما برخی دیگر نیز در اثر تحول یا گسترش معنایی، معنی جدید یافته اند؛ به عبارت دیگر، فارسی زبانان معنی آن ها را براساس نیاز خود تغییر داده اند. یافتن معانی جدید این لغات و واردکردن آن ها به فرهنگ های لغت فارسی امری ضروری است که می تواند به محققان زبان و ادبیات فارسی، مخصوصاً پژوهشگران حوزه تصحیح و شرح متون کمک شایانی نماید. یکی از این لغات عربی که در زبان فارسی بویژه در متون نثر فنّی و منشیانه، تحول معنایی یافته است واژه «اعتداد» است. در این متون، «اعتداد» علاوه بر کاربرد در معانی رایج، در معنی «شادمانی و شادی کردن» به کار رفته است؛ معنای مغفولی که تاکنون هم از دید فرهنگ نویسان پنهان مانده است و هم شارحان و مصححان متون به آن نپرداخته اند. در این مقاله، پس از بررسی چند متن نثر فارسی و با تکیه بر نثرهای فنّی و منشیانه مثل کلیله و دمنه، عتبهالکتبه، التوسل الی الترسّل، نامه های رشید وطواط، غره الالفاظ و نزهه الالحاظ و ...، به معنای مغفول لغت «اعتداد» پرداخته شده است. روش کار در این پژوهش بر یافتن و استخراج شواهد از این متون و تحلیل و استنتاج داده ها استوار است. نتیجه تحقیق نشان می دهد که لغت «اعتداد» در متون نثر فارسی، بارها در معنی «شادمانی و شادی کردن» و مترادف و معطوف با لغات «اهتزاز، تبجّح، استبشار، بهجت، ارتیاح و ...» به کار رفته است.
۴۶۷۱۱.

تبیین غم و اندوه در شروه سرایی های فایز دشتی، محمدخان دشتی و مفتون بردخونی(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۰۱ تعداد دانلود : ۲۳۲۸
ادب غنایی بیان نرم و لطیف احساسات و عواطف شخصی شاعر است و به عشق، دوستی، رنج، نامرادی و هرچه روح آدمی را متأثر می کند، توجه نشان می دهد. آنچه این نوع ادبی را از غیر آن متمایز می سازد، غلبه عنصر احساس و عاطفه بر دیگر عناصر شعری است. اندوه یکی از عمیق ترین و متأترکننده ترین احساسات آدمی است که در این پژوهش به شیوه توصیفی – تحلیلی و ابزار کتابخانه ای به بررسی مؤلفه های آن در اشعار احساسی و عاطفی فایز دشتی، محمدخان دشتی و مفتون بردخونی پرداخته شده است. هدف از این پژوهش مقایسه این حس در اشعار سه شاعر است و این که شاعران مورد بررسی در کاربرد این گونه مفاهیم چه وجه تشابه و تمایزی با هم داشته اند. در باب نتیجه این تحقیق می توان گفت که تبلور غم و اندوه در اشعار فایز، بیشتر جنبه شخصی دارد و در سروده های مفتون، بیشتر به دلایل خانوادگی و اجتماعی است. در شعر محمدخان دشتی نیز جنبه مذهبی و اجتماعی اندوه نمود چشمگیرتری داشته است. وی شعری را که به دور از بازگویی رنج و درد و اندوه بشری باشد، به هیچ می گیرد و گاه به سرایندگان بی درد در دوره مشروطیت و بازگشت ادبی تاخته است. در اشعار مفتون علت اندوه وی در ابتدای شاعری اش به شکل گنگ و نامفهوم ظاهر می شود، اما به تدریج علت اندوهش را می توان در تلاش وی برای رسیدن به کمال عرفانی یا غم برآمده از احساس تنهایی در هستی یافت.
۴۶۷۱۲.

ذکر، اسم اعظم، عدم توقیفیت اسماء و جایگاه صفات جلال و جمال الهی در سیر و سلوک در سایه سار آثار نجم کبری(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۰۱ تعداد دانلود : ۳۹۸
عرفان در مرتبه اول بر پایه عنایت الهی و در درجه بعدی بر پایه معرفت، محبت، تزکیه نفس، خلوت، ذکر، روزه، طهارت، سماع، تسلیم محض به شیخ کامل و نفی خواطر و رضا بنانهاده شده است. نجم الدین کبری عارف بزرگ قرن ششم و ابتدای قرن هفتم که به واسطه شاگردان جاودانه وی شناخته شده است. دارای اندیشه های بزرگی است که هنوز هم ناشناخته مانده است. ضرورت این تحقیق آنجا رخ می نماید که بسیاری از اندیشه های این شیخ که مهجور مانده است دارای کلامی متفاوت از دیگر عرفا است. این تحقیق به روش توصیفی- تحلیلی و استفاده از مطالعات کتابخانه ای و اسنادی به بررسی ذکر و مسائل مرتبط با آن در آثار نجم الدین کبری پرداخته است. در کنار ذکر به مباحث پر مجادله ای چون اسم اعظم، توقیفیت یا عدم توقیفیت اسماء و نیز جایگاه صفات جمال و جلال الهی در سیر و سلوک ازنظر این شیخ ولی تراش می پردازیم. البته تحقیقات وسیع تری جهت رفع مبهمات و مرموزات اندیشه شیخ کبری لازم است.
۴۶۷۱۳.

نقش امثال فارسی در انسجام متون منثور منتخب پس از اسلام تا سده هشتم هجری(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۰۱ تعداد دانلود : ۴۰۴
یکی از شگردهای رایچ در میان نویسندگان متون منثور فارسی، استفاده از امثال در آثارشان بوده است که نه تنها کارکردی بلاغی دارند، که در انسجام متن هم نقش بسزایی ایفا می کنند. این مقاله بر آن است تا با بررسی امثال فارسی در متون منثور منتخب تا سده هشتم هجری، نقش آنها را در انسجام متون از مناظر مختلف نشان دهد. بدین منظور پس از مطالعه دقیق 25 متن منثور فارسی، امثال به کار رفته در آنها استخراج شده و سپس بر مبنای نظریه انسجام هلیدی و حسن، از نظر انسجام دستوری، واژگانی، پیوندی و معنایی مورد بررسی قرار گرفته است. نتایج پژوهش نشان می-دهد که در میان عوامل دستوری، جایگزینی، در میان عناصر واژگانی، تکرار، در میان عناصر پیوندی، پیوندهای اضافی و در میان عوامل معنایی، تأیید معنا بسامد بالاتری نسبت به سایر عناصر داشته اند. همچنین در این میان، نقش عوامل معنایی در انسجام بخشی امثال فارسی به متون خود بیش از سه عامل دیگر بوده است. افزون بر این، بررسی عوامل انسجامی در متون مختلف به تفکیک سده هایی که در آنها نوشته شده اند، گویای آن است که بسامد و میزان تأثیر هریک از آنها در سده های مختلف تقریباً برابر است و یا تفاوتی بسیار اندک دارد که نشان دهنده ویژگی های ذاتی امثال در انسجام بخشی به متون است.
۴۶۷۱۴.

L’analyse du personnage à travers « Les Hirondelles de Kaboul »de Yasmina Khadra d’un point de vue sémiologique selon la théorie de Philippe Hamon(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۰۱ تعداد دانلود : ۳۵۲
La problématique du personnage a marqué, depuis longtemps, les théories littéraires. De par son statut dans le roman et son caractère amphibologique, il continue encore à occuper la pensée littéraire. Le personnage constitue l’élément le plus important dans la formation de récit. Etant à la base de toute création romanesque comme moteur de l’histoire, il contribue à l’évolution des événements dans le roman. L’objet de la présente recherche est l’étude de la dimension psycho-sociale et onomastique du personnage, comme catégorie textuelle dans «  Les Hirondelles de Kaboul  » de l’écrivain algérien Yasmina Khadra. Nous nous appuyons au cours de notre analyse sur l’approche sémiologique de personnage développée par Philippe Hamon et nous tenterons, à travers une étude analytique se basant sur des données bibliographiques, de comprendre si l’analyse sémiologique ou le modèle proposé par Philippe Hamon pour l’étude du personnage est applicable aux catégories des personnages de notre roman. En plus de déterminer le portrait physique et psychologique des protagonistes, l’objectif affiché dans le cadre de cette étude consiste à savoir comment les personnages du roman reproduisent-ils la réalité du terrain. Quel rôle joue chaque personnage au sein du roman ? Quelle est sa contribution dans la formation de la signification ? Et si les personnages de Khadra, de par leur aspect physique et psychologique et onomastique, reflètent-ils la réalité afghane ? Un petit survol à travers cette œuvre nous permet de comprendre que les personnages du roman contribuent à la formation de la signification que le texte construit progressivement.
۴۶۷۱۵.

خوانش میان رشته ای و پسا استعماری داستان مجنونِ لیلی(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۰۱ تعداد دانلود : ۵۸۲
بخش اول مقاله سعی بر آن دارد تا خوانش های جدیدی از داستان مجنون لیلی ارائه دهد. بخش دوم مقاله با رویکردی میان رشته ای و پسااستعماری به بررسی تاریخ سیر و تحول این داستان از ادبیات قرن هفتم هجری عربی تا اولین اقتباس اوپرایی آن در جهان اسلام (1908– در آذربایجان)، اولین اقتباس سینمایی آن به زبان مالایی (1933- در بنگلادش)، اولین پژوهش کاربردی در عرصه ی ادبیات تطبیقی (40/1398– در ایران)، وبالاخره جدیدترین اقتباس سینمایی آن (2011–در آمریکا) بپردازد. مهمترین دستاوردهای این سفر میان رشته ای و فراملّی و فرهنگی بررسی و تحلیل شده اند. مقاله با پیشنهاد جایگزین کردن مدل خطی- عمودی- ثنایی رایج در مطالعات ادبیات تطبیقی جهان اسلام با مدل دایره ای- افقی- تعدّدی بینارشته ای و پسااستعماری به کار خود پایان می دهد.
۴۶۷۱۶.

آسیب شناسی فرآیند واژه گزینی درجات نظامی در واژه نامه های عربی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۰۱ تعداد دانلود : ۴۱۱
از جمله معضلات پیش روی مترجمان، تطبیق درجات نظامی است و دشواری کار مترجم زمانی دو چندان می شود که تعداد درجات نظامی زبان مبدأ و مقصد یکسان نباشد؛ در نتیجه این اصطلاحات در یکی از دو زبان بدون معادل باقی می ماند؛ زیرا تفاوت هایی در ساختار نظامی نیروهای مسلح کشورها به چشم می خورد که نادیده انگاشتن آن می تواند مشکلاتی را برای مترجمان پدید آورد. پژوهش حاضر پس از شرح درجات نظامی ایران و مقایسه آن با کشورهای عربی به بررسی واژه نامه های عمومی و تخصصی و چگونگی معادل یابی آنان با روشی توصیفی- تحلیلی و تطبیقی می پردازد. نتایج حاکی از آن است که اغلب واژه نامه های عمومی دانش کافی از حیطه های تخصصی نداشته و اصطلاحات این حوزه را با دقت نظر مورد بررسی قرار نداده و فرهنگ لغت های تخصصی نیز با توجه به اینکه نگارنده آن افراد نظامی بودند و اطلاعاتی از ساختار کشورهای عربی نداشتند، نتوانستند معادل دقیقی از درجات ارائه کنند. بهترین شیوه گزینش معادل برای اصطلاحات درجات نظامی «معادل گزینی پس از شناخت الگوی درجات نظامی ایران و کشورهای عربی» است.
۴۶۷۱۷.

بازتاب رنگِ مشک در شعر فارسی: بررسی مُشک به عنوان ماده رنگزا و همراه های آن در کتابت و نگارگری در شاهنامه فردوسی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۰۲ تعداد دانلود : ۳۶۸
شاهنامه یکی از منابع مهمِ بازتاب دهنده علوم مختلف مانند معماری، پزشکی، نجوم، رنگزاها در کنار تاریخ و باورهای مردم در ایران کهن است. رنگِ مُشک و خاصیت رنگزایی این ماده نیز به صورت های مختلف در متون ادبی به کاررفته؛ امّا در شاهنامه، این کاربرد بویژه، در زمینه کتابت و نگارگری، آشکارتر است. جالب توجه این است که با وجود اشاره به رنگِ مشک در متون ادبی، امروزه آن را بیشتر به عنوان یک ماده معطر می شناسند و خاصیت رنگزایی آن به فراموشی سپرده شده و حتّی در فرهنگ های فارسی نیز بدان اشاره ای نشده است. این موضوع سبب شده که نه تنها در تفسیر ابیاتِ مرتبط با رنگِ مشک، تردیدهایی در زمینه رنگزا بودن این ماده محسوس باشد؛ بلکه در واقعیت های علمی- تاریخی مربوط به علمِ شناخت رنگزاها (به عنوان مثال تقسیم بندی مرکب های نوشتاری کهن) نیز چنین است.  در این پژوهش، ابتدا به بررسی بازتاب رنگ مشک در شعر فارسی پرداخته شده و رنگزا بودن و استفاده از آن در زمینه کتابت و نگارگری بر اساس اشاراتی که در متون ادبی و به خصوص شاهنامه و کتاب های مربوط به رنگزاهای کهن ایران آمده، به اثبات رسیده است. مشک در ابیات شاهنامه به عنوان یکی از ابزارهای کتابت و نگارگری همراه با ترکیبات و واژه هایی مانند انقاس، عنبر، گلاب، می و کاغذگونه های حریر چینی و پرند هندی آمده که در نظر نگرفتن این همراهی ها در متون ادبی باعث ایجاد نقایصی در تفسیر ابیات شده است. در این پژوهش همچنین بر اساس این همراهی ها، ارتباط زیرکانه آنها با رنگِ مشک بازنمود شده است. نتیجه این پژوهش از یک سو، پیشینه تاریخی این ماده رنگزا را در زمینه کتابت و نگارگری، مشخص تر و از سوی دیگر مطالبی را مطرح خواهد کرد که با دانستن آن ها، درک معانی ابیات مرتبط با رنگِ مشک و همراه های آن واضح تر می شود.
۴۶۷۱۸.

The Historical Overview and the Reception of the Translation of William Shakespeare’s Sonnets in Contemporary Iran(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۰۴ تعداد دانلود : ۴۵۴
The present paper deals with the historical overview and the reception of William Shakespeare’s Sonnets in contemporary Iran. The authors examine the chronology of Persian translations of Shakespeare’s Sonnets (both scattered and book-length ones) during a century which is a considerable period of time in the examination of the reception of any author in another culture. As poetry is not the most popular genre in Persian translation, the Persian translations of William Shakespeare’s Sonnets suffered from a lot of fluctuations. It was in the latter part of the nineteenth century, a turning-point in the history of the country, that Shakespeare was introduced into Iranian audience for the first time. It started with scattered translations and ended in book-length ones. This study indicates early Persian interest in Shakespeare’s Sonnets which was followed by a lull. The reason behind it was two-fold: the translation of foreign poetry was dominated by French and Russian languages, and the rich tradition of Persian poetry does not feel the need to translate foreign poetry. The reception of Shakespeare’s Sonnets was followed by renewed interest in 1998-2017 and finally book-length translations began to thrive. All in all, Shakespeare’s Sonnets did not have a great influence on Persian poetry, as it was expected.

پالایش نتایج جستجو

تعداد نتایج در یک صفحه:

درجه علمی

مجله

سال

زبان