ترتیب بر اساس: جدیدترینپربازدیدترین
فیلترهای جستجو: فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۴٬۱۶۱ تا ۴٬۱۸۰ مورد از کل ۵۴٬۲۷۹ مورد.
۴۱۶۵.

بررسی و سیر تحول طنز در متون ادبی و جایگاه طنز پردازان

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۴۳۰
در زبان و ادب فارسی تا قبل از مشروطیت درباره طنز نظریه خاص و منسجمی وجود ندارد ..در کنار انواع محتواهای شعر فارسی مثل : توحید ، نعمت ، وصف ، موعظه و تحقیق زهدیات ، مرثیه ..نامی از طنز برده نشده است .در تعریف ما طنز عبارت است از تصویر هنری اجتماع نقیضین که عملا می تواند بعضی از گونه های هجو و هزل را نیز شامل باشد.پس از مشروطه ، طنز فارسی با چرند و پرند دهخدا به صورتی قاطع و آگاهانه به مثابه یک نوع تازه ادبی مقام برجسته ای می یابد و بعد از او طنز نویسی هنری می شود که از هر کسی ساخته نیست .
۴۱۶۶.

کریمان کیست؟ بر پایة دستنویس هفت لشکر گورانی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
  1. حوزه‌های تخصصی ادبیات ادبیات و مطالعات بین رشته ای اسطوره شناسی
  2. حوزه‌های تخصصی ادبیات علوم ادبی تصحیح و نقد متون
  3. حوزه‌های تخصصی ادبیات حوزه های ویژه شاهنامه پژوهی
  4. حوزه‌های تخصصی ادبیات کلیات نعابیر و اصطلاحات
تعداد بازدید : ۲۴۳۰ تعداد دانلود : ۱۳۷۰
واژة «کریمان» ظاهراً در هیچ یک از داستان های مربوط به گرشاسپ در اوستا، متون پهلوی و متون فارسی زردشتی نیامده است. این واژه در دو بیت از داستان های «رستم و سهراب» و «رستم و اسفندیار» شاهنامه آمده است. فرهنگ نویسان و شاهنامه شناسان دو برداشت متفاوت از این ابیات داشته اند؛ گروهی کریمان را نام پدر نریمان و گروهی دیگر آن را واژه ای عربی و به معنای بخشنده و جوانمرد پنداشته اند. از آن جا که متون حماسی به دیگر زبان های ایرانی نیز یکی از سرچشمه های شاهنامه شناسی است، دستنویس هفت-لشکر به زبان گورانی و دیگر متون زبان و فرهنگ گورانی برای پی بردن به کاربرد واژة کریمان راه گشاست. واژة کریمان و گشتة آن یعنی «قهرمان»، بارها در این دستنویس و دیگر دستنویس ها و متون گورانی به عنوان دو شخصیت، پدر نریمان و پهلوان دوران هوشنگ و تهمورث، آمده است؛ بنابراین با توجه به این متون می توان گفت که در شاهنامه کریمان نام دو شخصیت است: 1- نام پدر نریمان در داستان رستم و سهراب؛ 2- نام فرزند هوشنگ در داستان رستم و اسفندیار و فردوسی در یادکرد واژة کریمان به سرچشمة دیگری غیر از گزارش های خدای نامه و شاهنامة ابومنصوری نظر داشته است
۴۱۷۱.

رادیکالیسم زبانی در عرصه ترجمه در ایران(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۴۲۹
اخیرا کتابی کم حجم به نام الهیات ترجمه، والتر بنیامین و رسالت مترجم به قلم امید مهرگان منتشر شده که خواندن آن برای همه مترجمان و صاحب نظران و علاقه مندان به ترجمه در ایران خالی از فایده نیست. در این کتاب 143 صفحه ای، نویسنده، ضمن اشاره به نکاتی هوشمندانه درباره وضعیت ترجمه در ایران، نظریه والتر بنیامین درباره ترجمه را شرح می دهد و شیوه بنیامینی در ترجمه یعنی لفظ گرایی بی حد و مرز یا، به قول نویسنده، رادیکالیسم زبانی را به عنوان شیوه درست ترجمه در شرایط سیاسی - تاریخی جامعه ایران تجویز می کند - شیوه ای که در شرایط زبانی و فرهنگی جامعه ای دیگر شکل گرفته و هرگز، حتی در کشوری که در آن شکل گرفته، در عمل طرفداری نیافته است. نویسنده، در دفاع از این نظریه، تا آنجا پیش می رود که کار مترجمان و آموزش ترجمه را عبث می داند و حکم به تعطیلی ترجمه در معنی عرفی آن می دهد پیش از بحث درباره این کتاب، لازم دیدم خلاصه ای از نظریه والتر بنیامین را بیاورم تا خوانندگان بهتر بتوانند بحث را دنبال کنند. نظریه ترجمه والتر بنیامین، که، در آن، لفظ گرایی بی حد و مرزی تجویز شده، نظریه منحصر به فردی است و بر پایه نظریه ای درباره زبان استوار است. نظریه بنیامین درباره زبان ریشه در عرفان یهود دارد. بنیامین، پیش از آنکه مقاله معروف خود «کار مترجم» را بنویسد، مقاله دیگری نوشته که در آن نظر خود را درباره زبان بشری و زبان الهی توضیح داده است. در آن مقاله، بنیامین میان دو ساحت بشری یعنی ساحت زبانی و ساحت فکری تمایز قایل شده است. از نظر بنیامین، مجموعه ای از مفاهیم کلی وجود دارد که ساحت فکری انسان را تشکیل می دهد. این ساحت فکری کاملا مستقل از ساحت زبانی است. این دو ساحت با یکدیگر مربوط اند اما ساحت زبانی ساحت مفاهیم را کاملا نمی پوشاند یعنی هر مفهوم لزوما به لفظ در نمی آید. زبان های بشری همگی ناقص اند چون هر کدام فقط بخشی از مفاهیم را به لفظ در می آورند.
۴۱۷۲.

رابطه خدا و هستی از دیدگاه ابن عربی و شمس مغربی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
  1. حوزه‌های تخصصی ادبیات حوزه های ویژه ادبیات تطبیقی تطبیق ادبیات فارسی و ادبیات عرب
  2. حوزه‌های تخصصی ادبیات حوزه های ویژه عرفان و تصوف در ادبیات عرفا و صوفیه
تعداد بازدید : ۲۴۲۹ تعداد دانلود : ۱۰۵۷
یکی از مباحث مهم در عرفان، بیان نسبت و رابطه میان خدا و هستی است؛ این مطلب که در اشعار عرفانی با عبارت های گوناگون بیان شده است، با ظهور ابن عربی و تثبیت مکتب وحدت وجود، رنگ دیگری به خود می گیرد؛ در نگاه ابن عربی و پیروانش، عالم(ماسوی الله) حق مخلوق و حق متجلی است و این ، نزدیک ترین نسبت میان خالق و مخلوق را ترسیم می کند. یکی از کسانی که به پیروی از ابن عربی، بنیان فکری خود را بر پایه وحدت وجود گذاشت، شمس الدین محمد شیرین مغربی، عارف قرن هشتم هجری است؛ او که در جای جای دیوانش هستی را مظهر و مجلای حق می داند، در مواردی عین کلام ابن عربی را جامه شعر پوشانده است. این مقاله، تأثیرپذیری شمس مغربی از ابن عربی را در محورهای وحدت وجود؛ تجلی حق در مظاهر؛ آثار، ویژگی ها و علت تجلی و نسبت و رابطه خداوند و آفرینش بررسی می کند.
۴۱۷۳.

بررسی تطبیقی وحدت وجود در اوپانیشاد و مثنوی(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)

حوزه‌های تخصصی:
  1. حوزه‌های تخصصی ادبیات ادبیات و مطالعات بین رشته ای فلسفه
  2. حوزه‌های تخصصی ادبیات حوزه های ویژه مولانا پژوهی
  3. حوزه‌های تخصصی ادبیات حوزه های ویژه ادبیات تطبیقی
تعداد بازدید : ۲۴۳۲ تعداد دانلود : ۱۳۲۳
شباهت بین تصوف اسلامی با عرفان دیگر اقوام جهان، بی شک در خور توجه بسیار است، اگرچه ویژگی های مشترکی در تجارب عرفانی جهان است، نباید انتظار داشته باشیم که همیشه و همه جا با کلمات مشابهی بیان شده باشد، اما وقتی می بینیم مضامین و حتی تمثیلات مورد استفاده در اوپانیشاد و مثنوی درباره موضوعات مختلف مشابه ودر بعضی مواقع کاملا یکسان است، حیرت خواهیم کرد.در این مقاله مفهوم عرفانی وحدت وجود در اوپانیشاد و مثنوی مورد تطبیق قرار گرفت، در کار تطبیق تلاش به موارد مهم آن اشاره شود، اما هرگز همانندسازی مد نظر نبود بلکه تناسب ها مورد توجه قرار گرفت، این تناسبات آشکار کننده نکات ظریف غیر منتظره ای است. زیرا دو مکتب در مجموع خود بینشی مشابه از موضوعات اصلی متافیزیک دارند.
۴۱۷۵.

در آمدی بر پیوند قصه ها و محور طولی ابیات مثنوی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۴۲۹
در سال های اخیر سبک قصه پردازی مولانا به دلیل ساختار روایی خاص و مبتنی بودن آن بر تداعی معانی و جریان سیال ذهن، مورد توجه مثنوی پژوهان بوده است. در این مقاله، نخست به برخی از گونه های ابهام، گسست، تناقض و ناهمگونی توجه شده است. در این موارد بین دو یا چند قصه یا تمثیل، در صورت در نظر گرفتن محور طولی ابیات،گسست ها و ناهم خوانی هایی دیده می شود. در ادامه با تکیه بر سه مقوله تداعی، ساختار و اندیشه، به بحث اصلی مقاله، یعنی چگونگی وحدت و انسجام در مثنوی، پرداخته شده است. مطالعه این سه مقوله نشان می دهد که عناصر و اندیشه هایی مشابه، مثنوی را اثری دارای بن مایه هایی مشترک، هدفی یگانه و انسجامی متفاوت و از گونه دیگر درآورده است.
۴۱۷۶.

دو سویگی ارجاعی در سنگ نگاره بیستون(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
  1. حوزه‌های تخصصی ادبیات علوم ادبی رویکردهای نقد ادبی بینامتنیت
  2. حوزه‌های تخصصی ادبیات علوم ادبی رویکردهای نقد ادبی نقد نشانه شناختی
تعداد بازدید : ۲۴۲۹ تعداد دانلود : ۲۲۸۴
پژوهشگران راجع به منشا و منابع مؤثر بر شکل گیری اثر هنری و ادبی نظرات مختلفی ارائه کرده اند که از آن میان می توان به انواع نظریه های بازتابی و خلاقانه اشاره کرد. در این مقاله برآنیم که نظریه دیگری یعنی عالم نشانه ای را به عنوان مهمترین منشا و منبع اثر ادبی و هنری معرفی کنیم. عالم نشانه ای، جهانی است متشکل از شبکه ها و متن‏های نشانه ای که براساس قوانین بینامتنیت عمل می کند و امکان خلاقیت‏های جدید را فراهم می آورد. بر اساس این نظریه، روابط بینامتنی هم در تکوین و هم در خوانش اثر مهمترین تاثیر را دارند. آیین نوشتار برای تبیین چنین نظریه و منظوری به یکی از مهمترین آثار به جای مانده از دوره هخامنشی معطوف شده است. به طور دقیق‏تر، پیکره مطالعاتی این تحقیق کتیبه و سنگ نگاره بیستون است و تلاش می‏شود ضمن بررسی روابط درون نشانه ای و برون نشانه ای میان متن و تصویر، تاثیر عوامل تاریخی و پیش متن های تصویری متقدم را بر این اثر مطالعه نماییم. مقاله حاضر می کوشد به پرسش‏های زیر پاسخ بدهد: 1 ـ آیا سنگ نگاره بیستون به جهان بیرونی و یا روایت تاریخی خاصی ارجاع می‏دهد؟ 2 ـ چه عنصر یا عناصری از عالم نشانه ای در خلق اثر بیستون مؤثر بودند؟
۴۱۷۷.

سروش : رب النوع شاعری در ایران باستان(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۴۲۹
در فرهنگ اساطیری ملل مختلف، یکی از گونه های تخصصی خویشکاری اسطوره ها، در مورد اسطوره ای است که به عنوان «رب النوع شعر و هنر» شناخته می شود و در فرهنگهای مختلف، نمودهایی برای آن یافت می شود. این اسطوره، واسطه ای میان انسان و خدا (یا خدایان) است و شعر را به طور ناخودآگاه به شاعر تلقین می کند (الهام). در این جستار، با کمک شواهدی از متون پهلوی و شاهنامه، سعی شده درباره این خویشکاری در فرهنگ ایران باستان بررسی شود؛ ضمن اثبات نقش الهام برای ایزد سروش و نریوسنگ، این نتیجه نیز حاصل شده است که خویشکاری الهام هنری را که خاصیت رب النوع شعر و هنر است، تنها باید به ایزد سروش نسبت داد.
۴۱۷۹.

مضامین مشترک میان حافظ و ابن فارض(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۴۳۰ تعداد دانلود : ۱۲۶۵
این مقاله، مقایسه و مقارنه مختصری است بین حافظ و ابن فارض؛حافظ، سراینده زیباترین و عالی ترلین شعر رندانه – عاشقانه و عارفانه با این فارض حموی مصری بزرگترین و مشهورترین شاعر عارف عرب با فاصله یکصدو شصد سال که دارای وجوه افتراق و اشتراک بسیار هستندو در این مقاله ، قصد بحث تفضیلی و پرداختن به اصول و مبانی مشرب فلسفی و اخلاقی و ممیزات مکتب عرفانی و تجزیه و تحلیل عناصر هنری وفنی و زیبا شناختی و خیال انگیزی و تناسبات در قالب و صورت در شعر آن نادره گوی نامدار نیست بلکه بیان گوشه ای ازمضامین مشترک و مفاهیم متشابه در شعر هردوگوینده دلسوخته عشق و شیفته و شیدای معشوق ازلی و معبود لم یزلی است که هر دو از باده محبت، مخمور و سرمست و فضاله قدح در دست.
۴۱۸۰.

سیر تطوّر مفهوم عرفانی حال تا قرن هشتم(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۴۳۰ تعداد دانلود : ۱۰۰۱
دو اصطلاح حال و مقام از مباحث پر مناقشه نزد صوفیان است و جوانب آن بدرستی آشکار نیست. مؤلّفان کتب آموزشی صوفیه کوشیده اند تا با ذکر نظریات گوناگون درباره تعریف این دو اصطلاح، تعریفی دقیق از آنها ارائه نمایند. اهمیت مسأله چنان بوده که در بسیاری از کتب آموزشی صوفیه فصلی به این مباحث اختصاص یافته است.در اللمع ابونصر سرّاج تعریفی واضح از دو اصطلاح حال و مقام و مصداق های آن ارائه شده است و همین تعریف مبنای تعاریف بسیاری از عرفا واقع گشته است.اما بسیاری از صوفیان با پذیرش تعریف از تعیین مصداق های حال و مقام، تعداد و ترتیب آنها سرباز زده یا در این زمینه با هم اختلاف عقیده دارند. حتی در آثار همروزگاران سرّاج مانند ابوطالب مکّی و کلابادی و صوفیان نزدیک به عهد او مانند ابومنصور اصفهانی و ابوعبدالرحمن سلمی، تعریف احوال و مقامات و مصداق های آن بدرستی روشن نیست. تعیین مصداق،ترتیب و اشتمال حال و مقام در مشرب صوفیان و طریقه سیر و سلوک آنان مؤثر بوده است به طوری که قشیری بروز دو دستگی نزد صوفیه عراق و خراسان را ناشی از اختلاف نظر در مصداق های حال و مقام می داند. هجویری، حارث محاسبی را در این زمینه مؤثّر می داند. حتی در قرن هفتم، سهروردی در عوارف المعارف، به این اختلاف آراء اشاره کرده است. این قلم برآن است تا از رهگذر گزارش اقوال مشایخ صوفیه، مراحل دگرگونی و تثبیت مفهوم اصطلاح عرفانی حال را از قدیمترین متون صوفیه تا اواخرقرن هشتم بررسی نماید.

پالایش نتایج جستجو

تعداد نتایج در یک صفحه:

درجه علمی

مجله

سال

زبان