از مهم ترین مسایلی که مورد عنایت پژوهشگران و تحلیلگران متون ادبی قرار گرفته، زیبایی شناسی است. زیبایی شناسی از مهم ترین ارکان ادبیات به شمار می رود که جنبه های مختلف متن را، از جمله واژگان و موسیقی آواها و تخیل و تصویر و فاصله و التفات و جز این موارد را که بلاغت عهده دار برخی از آن ها در متون ادبی است، شامل می شود. اگرچه صحیفه سجادیه به عنوان کتاب دعا و مناجات به درگاه خداوند شناخته شده ولی به اسلوب ادبی و بیانی متمایز شده است که در عین سادگی و روانی، از زیبایی های هنری ویژه ای برخوردار است، از یک سو دعا امری وجدانی و درونی است که با زیبایی های روح و روان انسان درآمیخته می باشد و از سویی دیگر چون خطاب دعا به خداوند است، این تجربه درونی بی واسطه با منبع لایزال در ارتباط می باشد که خود سرچشمه همه زیبایی ها به شمار می آید. شکی نیست که همه ابعاد زیبایی شناسانه در کلام گهربار امام جلوه گر شده است، اما پژوهش حاضر به بررسی جلوه هایی چند از زیبایی شناسی در برخی فرازهای دعاهای صحیفه سجادیه در قالب آرایه های بیانی التفات، حسن ابتدا و حسن نسق و حسن ختام و نیز موسیقی موجود در آن به شیوه تحلیلی خواهد پرداخت و انتظار می رود به این نتیجه دست یابد که امام سجاد7 با بهره گیری از عناصر ادبی و بیانی گوناگون در راستای زیباسازی متن و ایجاد پیوند میان علوم بلاغت و معنا و آفرینش موسیقی دلنشین توانسته است نقش زیبایی شناسی را در کنار نقش معنارسانی به کمال رسانیده و در نزدیک ساختن آموزه ها و معارف والای دینی و اخلاقی و عرفانی به ذهن مخاطبان و تفهیم آن ها موفق عمل کرده است.
نظریه کنش گفتار در پی واکاوی متن و بررسی منحصر به فرد چینش کلام در متون است. آستین اولین شخصی بود که این نظریه را مطرح و سپس شاگردش سرل آن را ترویج نمود. طبق این نظریه، واحد کلام، فعل گفتاری است. سرل انواع کنش گفتار را به پنج دسته اظهاری، ترغیبی، تعهدی، عاطفی و اعلامی تقسیم کرد. پژوهش حاضر با در نظر گرفتن بافت و محتوای آیات، سوره زمر را از منظر کنش گفتاری مورد تحلیل و بررسی قرار داده است. هدف از آن بررسی ساختارهای گفتمان مدار به کار رفته در آیات و چگونگی انتقال به مخاطب است. تحقیق با روش توصیفی تحلیلی با رویکرد میان رشته ای، پس از تأمل در تحلیل گفتمان سوره زمر بر اساس کنش گفتاری سرل نتیجه می گیرد، گفتمان سوره زمر عبارتند از: "اظهاری"، "ترغیبی"، "عاطفی" و "اعلامی". بر اساس تحلیل انجام گرفته، بسامد کنش اظهاری در سوره زمر بیش تر از سایر کنش ها است که نشانگر پیامدهای تفسیری مهمی، از جمله بیان اخبار و معارف الهی و اسلامی می باشد و در سوره های مکی از جمله سوره زمر، حجمی افزون تر از آیات را به خود اختصاص می دهد.
مطالعات پسااستعماری یکی از رویکردهای انتقادی است که در دهه های اخیر در حوزه مطالعات فرهنگی به وجودآمده ،این رویکرد در واقع بیانگر بازتاب نوعی واکنش به استعمار و میراث فرهنگی،اجتماعی و سیاسی ناشی از آن است.مطالعات پسااستعماری بر نقش عوامل شناختی و فرهنگی تکیه دارد و تلاش می کند تا شیوه های متفاوتی را که استعمار گران در طول تاریخ به وسیله آنها به استعمار جوامع پرداخته اند فاش کند.توزیع نامتوازن ثروت و جمعیت که در دوران پسااستعماری نمود بیشتری پیدا کرد به افزایش روند مهاجرت دامن زد. مهاجرت هویت فردی را ذوب می کند و مفاهیمی همچون زبان ، مکان،نژاد و برخورد ها را دستخوش تغییر می کند.مهاجرت به عنوان پدیده ای نو، پیامی در دنیای پسااستعماری محسوب می شود و از دیدگاه های مختلف قابل بررسی است.در مقاله حاضر پس از تبیین اصول نظریه ی پسااستعماری و مولفه های آن ،انعکاس آن را بر آثار روح انگیز شریفیان -نویسنده مهاجر ایرانی و ساکن لندن-مورد بررسی قرار می دهیم.
الگوی دیدگاه روایی سیمپسون که در حوزه سبک شناسی انتقادی قرار دارد، نحوه ی عملکرد راوی در جریان روایت را با تکیه بر ابزارهای زبانی تحلیل می کند. این روش که در زمره ی تحقیقات کیفیِ متن قرار دارد، امکان تحلیل زاویه دید را با استفاده از شناسایی نوع راوی و وجه مورد استفاده در اختیار پژوهشگر قرار می دهد. بر اساس این الگو که به عنوان مبنای عمل در پژوهش حاضر انتخاب شد، از زوایای دیدگاه زمانی، دیدگاه مکانی، روانشناختی و دیدگاه وجهی، نقش راوی در سوره مبارکه طه، با روش توصیفی- تحلیلی مورد بررسی قرار گرفت. ظرفیت های داستانی سوره ی طه و پرداختن به جزئیات روایی، همچنین لزوم اجرای تحلیل های زبانی برای بررسی داستان های قرآن، از جمله ضروریات انجام پژوهش حاضر است. بر اساس یافته های تحقیق و ارزیابی های انجام شده، راوی در این سوره، از نوع سوم شخص در حالت روایتگر است که گاهی حالت خویش را به بازتابگر تغییر می دهد. همچنین وجهیت راوی در این سوره، مثبت و اشراف راوی نسبت به اطلاعاتی که به مخاطب ارائه می دهد، با توجه به نوع افعال به کارگرفته شده، جامع است.
نوشتار آل احمد نمودی اجتماعی از تحولات ایران دهه های چهل و پنجاه است که در اصل به دنبال وام گیری از نوآوری های «دیگری» است. قلم وی سبک سلین، نویسنده فرانسوی، را بشدت تداعی می کند: عصبیت، کاربرد دش واژه ها، ایجاز، کوتاه نویسی، جمله های بریده، زبان محاوره ایی را در نزد دو نویسنده می آفرینند که گویی همزادند. تحلیل جامعه شناختی ادبیات، رد پای رویدادها و عناصر اجتماعی یک دوره را در متن می کاود، و تظاهر آن ها را به شکل سبک نویسندگان مختلف درمی یابد. در این مقاله، زبان عامیانه و ارتباطش با عناصر ورویدادهای اجتماعی را بررسی و نحوه نمود آن را در نوشتار سلین و آل احمد با نگاهی جامعه شناخت تحلیل نموده، و نشان داده ایم که چگونه ادبیات صرفاً واکنش به رویدادها نیست بلکه در ذات، از جنس اجتماع، در برشی از زمان است، بگونه ای که نوشتار آل احمد، زبان جامعه ی آشوبزده ی دگرگرایی است که به سیاق دیگری(سلین) زبان عامیانه ی لختی را در نوشتار خود توسعه داده است
یکی از معماهایی که از دیرباز ذهن بشر را به خود مشغول کرده، مسأله خواب بوده است. این امر بر بسیاری از علوم چون ادیان، اساطیر، روان شناسی، ادبیات، عرفان و تصوّف تأثیر گذاشته است. عرفا و متصوّفه از خواب به عنوان منبع الهام، برای حلّ بسیاری از مسائل خود استفاده می کردند و برای آن ارزش زیادی قائل بودند. عطار در تذکرهالاولیا بسیاری از خواب های مشایخ و اولیا را بدون هیچ تردید و تزلزلی نقل کرده است. به دلیل اهمیت موضوع خواب از گذشته تعریف و تقسیم بندی هایی برای آن ذکر شده است، مانند: خواب های صادقه، صالحه و... . در این پژوهش با روش توصیفی تحلیلی نخست خواب های نقل شده در تذکرهالاولیا را از لحاظ کمی و موضوع مطرح در آن ها یا شخصیت های اصلی آن ها تقسیم بندی و در پایان ارتباط خواب های تعریف شده را با واقعیات زندگی شخصیت ها مورد بررسی و تطبیق قرار می گیرد. نتیجه پژوهش آن است که بسیاری از خواب ها ریشه در زندگی واقعی مشایخ و عرفا داشته و همچنین هدف مشایخ از تعریف و بیان خواب ها و تأثیرگذاری آن ها به این دلیل بوده که خواب جزئی از نبوّت و پیامی از فراسوی عالم ماده تلقی می شده است.