ترتیب بر اساس: جدیدترینپربازدیدترین
فیلترهای جستجو: فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۳۸٬۶۴۱ تا ۳۸٬۶۶۰ مورد از کل ۵۴٬۲۷۹ مورد.
۳۸۶۴۲.

حرکت استعاری خیامیت؛ تبیین چرخش گفتمانی از «ترکیب طبایع تا ترکیب پیاله»(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۸۷۲ تعداد دانلود : ۶۵۴
خیامیت به مثابه یک گفتمان به تدریج در طول سه قرن (از قرن هفتم تا نهم هجری) شکل گرفته و با نقاط عطف تاریخی و اقلیمی علامت گذاری و در ساختی دیالوگی و دیالکتیکی برساخته شده است. واکنش شدید شریعت مداران به شیوه استدلال، پرسش و نوع استعارات رباعی مشهور «ترکیب طبایع» بیانگر این است که خیامیت با پرسش های فلسفی در دوره هژمونیک شدن گفتمان شریعت مدار آغاز شده است. شکل گیری رباعی «ترکیب پیاله» به دنبال رباعی «ترکیب طبایع» (جانشین سازی کوزه/ پیاله با طبایع/ بدن و چرخ کوزه گری با چرخ و فلک) حاکی از حرکتی استعاری است که می خواهد پرسش های فلسفی کلامی را به مقولات زیبایی شناختی تبدیل کند. با شکل گیری این استعاره بنیادی، در طول چند قرن رباعیات بسیاری ساخته می شود. با این نگاه، می توان مسئله «رباعیات سرگردان» و جست وجوی «رباعیات اصیل» را که مباحثی مستحدث و برخاسته از ایدئولوژی های معاصر و زاده ذهن انسان مدرن اند، به گونه ای دیگر تحلیل کرد. درواقع رباعیات سرگردان، به مثابه مکانیسمی دفاعی، با چشم پوشی از مؤلف اثر، به مؤلف گفتمانی روی می آورد و رباعیات سرگردان از بازی دال های دو گفتمان رقیب خبر می دهد. در این نوشتار، با ردیابی سفرِ جفت رباعی «ترکیب طبایع» و «ترکیب پیاله» به مثابه حرکتی استعاری و گزارش مواجهه چهار گروهِ شریعت مداران و کلامیان، مورخان، شاعران، و تدوین کنند گان و مجموعه سازان رباعیات خیام با این جفت رباعی، تلاش می شود گسست ها و تحولات سه قرن خیامیت نشان داده شود. آنچه که بر رباعیات خیامی در طول چند قرن افزوده شده است، درواقع از الگوی بازی حاشیه و متن پیروی می کند. تاریخ خیامیت تاریخ مواجهه تخیل جمعی با استعاره هایی است که پرسش های متناقض را تولید می کنند. خیامیت با انباشت تفسیرها، جوابیه ها، نظیره سازی ها، تکثیر سلولیِ استعاره ها و تولید استعاره ها علیه استعاره های دیگر ساخته شده است. اگرچه می توان با جست وجوی درزمانی استعاره های گفتمان خیامیت به پرسش های خیامی نزدیک شد، رابطه عمر خیام با رباعیات نه رابطه مؤلف با اثر، بلکه رابطه شخصیت مفهومی با گفتمان است.
۳۸۶۴۵.

شهر زنان در سام نامه و پیگیری رد پای آن در ادبیات فارسی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۸۷۴ تعداد دانلود : ۶۳۲
در روایات و منظومه های داستانی ادبیات فارسی از زنانی جنگ جو و مستقل یاد شده است که به صورت گروهی در کنار هم و به دور از مردان می زیسته اند و اداره امور زندگیشان در دست خودشان بوده است. از این زنان در بیشتر اسکندر نامه ها اثری دیده می شود. در سام نامه نیز اشاره مختصری بدان وجود دارد. این مقاله در صدد است تا با نگرشی تطبیقی، داستان شهر زنان را که درونمایه و مضمونی مکرر در ادبیات داستانی است در متون مختلف در کنار سام نامه واکاود؛ بدین منظور می کوشد تا با بررسی چهره و نمود این شهر در میان آثار موردنظر و تحلیل ویژگی ها و بنیادها و مضامین مطرح شده در آن ها و مقایسه این موارد با خصایص و بن مایه های تبیین شده در سام نامه؛ تفاوت ها و شباهت ها و سرچشمه آن ها همچنین یکسانی یا تفاوت منشأ این روایات را روشن سازد. در نهایت آنچه را فرا دست می آید، می توان به گونه ای مختصر چنین نگاشت که در شهر زنان سایر متون (اسکندر نامه ها) تمایلی برای کامجویی از پهلوان و قهرمان داستان دیده نمی شود، لیک در شهر زنان، سام نامه تمایلات کامجویانه از سوی زنان و پریان این شهر مبالغه آمیز است. می توان پیگیری منشأ و ریشه های این داستان را در جایی بیش از اسکندر نامه ها و آمازون ها در اساطیر یونان و روم پیشنهاد و به تبع آن، بنیاد این داستان را در اساطیر ایرانی پی جویی کرده و یا در نهایت آن را تلفیقی از اساطیر ایران و یونان در نظر گرفت که هر دو مورد قابل بحث هستند.
۳۸۶۵۰.

بررسی تفاوت نگاره های عبدالصمد شیرازی در دربارشاه طهماسب صفوی و گورکانیان هند(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۸۷۱ تعداد دانلود : ۵۵۵
عبدالصمد، از نقاشان فعال دربار صفوی، در جوانی به دعوت حاکم زمان به هند رهسپار شد تا پایه گذار مکتبی از نقاشی باشد که با اصول نقاشی ایرانی آغاز شد.در این پژوهش سعی شده است به معرفی نگاره های نگارگر در فاصله زمانی 1535م./921ه. تا حدود 1600م./986ه.پرداخته شود.در این زمان عبدالصمد در نگارخانه سلطنتی سه پادشاه با سه نوع اعتقاد مشغول به کار است: شاه طهماسبِ شیعه؛ همایون شاهِ سنی مذهب و اکبرشاه با اعتقاد به آیین اکبری. بنابراین به بررسی تفاوت های نگاره های این هنرمند در دوره زمانی مذکور پرداخته می شود.با توجه به اهمیت شخصیت هنری عبدالصمد و نفوذ بی بدیل وی در هنر هند، لازم است پژوهش هایی در باب شناساندن این نگارگر گرانمایه به جامعه هنری انجام شود.روش تحقیق با توجه به نیاز به بررسی نگاره های باقی مانده، مقایسه ایی و تحلیلی انتخاب شده و با استفاده از منابع کتابخانه ای و مشاهده به انجام رسیده است.تفاوت های بارزی در نگاره های انتخابی از دوره های کاری نگارگر مشاهده می شود که نتیجه اعمال سلیقه پادشاه در کار هنری نگارگر است زیرا اصول به کار رفته، با شیوه آغاز کار هنرمند همخوانی نداشته و آن را تنها می توان ناشی از فضای جدید فکری حاکم بر محل کار هنرمند دانست.
۳۸۶۵۱.

تحلیل و بررسی خطبه 223 نهج البلاغه از منظر سبک شناسی لایه ای

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۸۷۱ تعداد دانلود : ۷۴۵
امروزه انجام پژوهش های نوین زبان شناسی، سبک شناسی را در تجزیه و تحلیل دقیق تر آثار ادبی یاری می رساند. یکی از رویکردهای زبان شناسانه سبک شناسی، سبک شناسی لایه ای (مدرن) است که با تقسیم متن به لایه های مختلف و تشخیص ویژگی های برجسته یا پربسامد، به واکاوی و بررسی آن می پردازد. مزیّت این رویکرد در آن است که بهره گیری از روش های متنوّع را در هر لایه امکان پذیر می سازد و سهم هر لایه را در برجسته سازی متن، جداگانه مشخص می کند. در این میان از جمله متونی که شایستگی بررسی و تحلیل در لایه های مختلف را داراست نهج البلاغه است که دارای سبک ادبی و کلامی شیوا و بلیغ است و بررسی لایه های سبکی موجود در این کتاب ارزشمند می تواند از مفاهیم والا و نهفته و زیبایی های موجود در آن پرده بردارد. پژوهش حاضر به شیوه توصیفی – تحلیلی به بررسی چهارلایه (آوایی، بلاغی، نحوی و واژگانی) در خطبه 223 نهج البلاغه می پردازد. برآیند این پژوهش نشان می دهد؛ موسیقی و آهنگ ناشی از تکرار آواها و سجع موجود در خطبه مذکور در لایه آوایی بر زیبایی محتوایی متن افزوده است. استفاده مناسب از مجاز، استعاره، بسامد بالای کنایه و خروج جملات استفهامی به اغراض دیگری مانند توبیخ و ارشاد در لایه بلاغی، حذف مبتدا و وفور ضمایر متصل در لایه نحوی و گزینش بهترین واژه از میان واژگان مترادف، استفاده مناسب از واژگان متضاد، بسامد بالای واژگان انتزاعی همسو با مضامین خطبه و تکرار واژه نفس در لایه واژگانی، از ویژگی های بارز خطبه مورد بحث به شمار می روند.
۳۸۶۵۲.

The Intertextual and the Theatrical in Postmodern Drama: A Case Study of Stoppard’s Rosencrantz and Guildenstern Are Dead(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۸۷۱ تعداد دانلود : ۴۹۶
The present study addresses one of the most recently debated areas in postmodern literature and art, the revival of interest in theatricality. The researcher aims to introduce a few strategies which are used to turn the intertextual elements and the pastiche into working tools for creating theatricality. In order to do so, Thomas Stoppard’s Rosencrantz and Guildenstern Are Dead (1967) which was later made into a movie version as well, directed by Stoppard himself, is examined. The study tries to show how theatricality can affect the performance as well as the contribution of the spectators to the dramatic text and performance. The shared experience of the pastiche made based on Hamlet by William Shakespeare, can contribute to the understanding of how theatricality can work when intertextuality is a powerful and positive force. The sample scenes chosen here are concluded to be the examples of how the illusion of having a stable identity is what not only the characters, the players or the author just assume to exist, but also what the text deliberately and constantly recreates. The playful nature of theatricality highlights the way each of these contributors willingly dupe themselves for the show to go on.
۳۸۶۶۰.

نشانه شناسی ترانه های اجتماعی فارسی: مطالعه چند نمونه شاخص(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۸۷۳ تعداد دانلود : ۶۷۱
پژوهش حاضر که از نوع توصیفی-تحلیلی است با اتخاذ رویکرد نشانه شناسی اجتماعی و با هدف شناسایی ساختار ژانر به بررسی ترانه های اجتماعی موسیقی پاپ فارسی می پردازد تا به این پرسش ها پاسخ داده شود که ساختار ژانر در ترانه های اجتماعی فارسی چیست؟ ترانه سرایان زن و مرد چگونه از رمزگان زبانی و منابع نشانه ای در بیان قصد اجتماعی خود استفاده کرده اند؟ و هویت فرستنده و گیرنده پیام در ترانه های اجتماعی چگونه بازنمایی شده است؟ به این منظور، 6 ترانه اجتماعی (از 3 ترانه سرای زن و 3 ترانه سرای مرد) به روش نمونه گیری تصادفی نظام مند انتخاب شدند. بر مبنای یافته ها مضامین پرکاربرد در ترانه های اجتماعی میهن دوستی، پیوستگی قومی و ملی، اختناق و لزوم اصلاح امور هستند. در ترانه های اجتماعی سه ساختار عمده شناسایی شده است: توصیف وضعیت اجتماعی-سیاسی غالباً با ارجاع به گفتمان اختناق و یأس؛ اقناع مخاطب با تأکید بر هویت ملی، قومی و جنسیتی؛ و پیش بینی و برنامه ریزی برای آینده با بهره گیری از گفتمان امید. در بخش توصیف وضعیت، هویت فرستنده پیام در قالب راوی، در بخش اقناع با تأکید بر هویت ملی و جنسیتی و در بخش برنامه ریزی برای آینده در قالب کنشگر فعال بازنمایی شده است. گیرندگان پیام نیز غالباً با تأکید بر هویت ملی، جنسیتی یا قومی مشخص شده اند. در ترانه سرایان زن، هویت زنانه و نقش کنشگری زنان به نحوی عامدانه برجسته شده است. بررسی رمزگان نشان می دهد تنوع نشانه ها در نظام های گذرایی و وجه در مردان بیشتر از زنان بوده است؛ با این حال، از منظر جهت، مردان تنها از بندهای معلوم در ترانه های خود استفاده کرده اند.

پالایش نتایج جستجو

تعداد نتایج در یک صفحه:

درجه علمی

مجله

سال

زبان