فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۳۶٬۹۰۱ تا ۳۶٬۹۲۰ مورد از کل ۵۴٬۲۷۹ مورد.
شعر بسبک خراسانی در هند
منبع:
مهرسال دوم ۱۳۱۳ شماره۳
تنها چیزی که در دست ماست فرصت محدودمان است (گفتگو با نیکی جیووانی)
حوزههای تخصصی:
لسان عمومی اسپرانتو
حوزههای تخصصی:
باید - نباید
منبع:
صدف خرداد ۱۳۳۷ شماره ۸
حوزههای تخصصی:
خدمات سیکها به زبان و ادبیات فارسی
منبع:
وحید تیر ۱۳۵۲ شماره ۱۱۵
حوزههای تخصصی:
با من بگو
حوزههای تخصصی:
هزار پنجره برای دیدن دنیا
حوزههای تخصصی:
مرصاد العباد؛ کهنه گرایی در زبان و شعریّت در آهنگ(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهش های دستوری و بلاغی سال یازدهم بهار و تابستان ۱۴۰۰ شماره ۱۹
277 - 306
حوزههای تخصصی:
کتاب مرصاد العباد، از متون تعلیمی عرفانی بوده و نجم رازی در این اثر، نثری شیوا و رسا دارد. مولّف تلاش کرده است تا اصول تعالیم صوفیّه را به زبانی ساده و آهنگین بیان کند و سبک بیانی خاص خود را دارد؛ در این اثر، ویژگی های نثر مُرسل و نثر فنّی به هم آمیخته است و نویسنده، از لحاظ زبانی، متأثّر از زبانِ سبک نثر مُرسل است و زبانی کهنه گرا دارد. در کنار این، او از آهنگ و موسیقی که کارکردی شعری poetic function دارد، بسیار استفاده کرده و از این لحاظ نثر خود را به نثر فنّی نزدیک کرده است. مقاله حاضر به بررسی ویژگی های زبانی و موسیقیایی مرصاد العباد می پردازد و تلاش بر آن است تا کهنه گرایی زبانی مرصاد العباد و کیفیّت موسیقیایی آن با تکیه بر تناسبات لفظی، سجع و جناس، مورد تجزیه و تحلیل قرار گیرد. کاربرد واژگان به شکل قدیمی، استفاده از واژگانی که در دوره مؤلّف کاربرد نداشته، کاربردهای دستوری کهنه همچون: افعال پیشوندی، استعمال جزء پیشین «ب» (باء تأکید) در افعال ساده (مثبت و منفی)، استفاده از یاء شرطی و... کهنه گرایی زبانی نویسنده را نشان می دهند. کاربرد انواع سجع و جناس نیز توجّه نویسنده به تناسبات لفظی و موسیقیایی را در این اثر می نمایاند. کاربرد گسترده سجع متوازی، تلاش مؤلّف برای خلق زبانی آهنگین در این اثر را تصدیق می کند. روش پژوهش حاضر، تحلیلی-توصیفی است و نتیجه پژوهش نشان از آن دارد که زبان این کتاب، زبانی کهنه گراست و سجع و موسیقی و جناس و انواع تناسبات لفظی در این کتاب، پُر کاربرد بوده و از اصلی ترین ویژگی های ادبی این اثر است.
خاندان عمید
حوزههای تخصصی:
کلک داستان: حسرت در عمارت و باغ بی پرچین (به شاهین زیده سرایی)
منبع:
کلک دی ۱۳۷۱ شماره ۳۴
حوزههای تخصصی:
نظری کوچک
منبع:
وحید اسفند ۱۳۴۵ شماره ۳۹
حوزههای تخصصی:
پیرامون کتاب (محمد پیغمبری که از نو باید شناخت)
حوزههای تخصصی:
طبیعت در قصه های عامیانه ایرانی از دیدگاه نقد بوم گرا(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
فنون ادبی سال یازدهم تابستان ۱۳۹۸ شماره ۲ (پیاپی ۲۷)
69 - 84
حوزههای تخصصی:
نقد بوم گرا از رویکردهای نسبتاً جدید در نقد ادبی است که دو پرسش بزرگ را مطرح می کند: یکی اینکه محیط زیست و طبیعت در شکل گیری هر اثر ادبی چه نقش یا نقش هایی برعهده دارند و دوم اینکه هر اثر ادبی چه دیدگاه و رویکردی از محیط زیست را نشان می دهد؟ قصّه ها متن مناسبی برای پاسخ دادن به این دو پرسش بزرگ هستند؛ طبیعت چنان در تاروپود قصّه های عامیانه تنیده شده است که جزو کنش های آغازین قصّه قلمداد می شود. در پاسخ به پرسش دوم نیز می توان گفت انعکاس طبیعت در قصّه، قدسی، جادویی، نجات بخش، یاریگرانه و همه جاحاضر است، چنان که تقریباً هیچ قصّه ای از عناصر طبیعت خالی نیست. اگر در ژانرهای دیگر، حضور طبیعت تلویحی، غیرمستقیم و گذرا و نامعیّن است، مسلماً در قصّه ها، محیط زیست امری ثابت و معیّن است و در فرایند روایت نقشی بنیادین دارد. روش تحقیق این مقاله، تحلیل محتوای کیفی از نوع مضمونی است که به خوانش بوم گرایانه قصّه های عامیانه می پردازد و به این نتیجه رسیده است که افزون بر جلوه طبیعت با دو وجه مقدّس و جادویی در قصّه ها، وفور گیاهان جادویی و دیگر عناصر طبیعت که یاریگر قهرمانان می شوند، چه به صورت مستقیم و چه به صورت بهره دهی و نعمت بخشی، قهرمانان را در صلح و آشتی با طبیعت نگاه می دارد و قصّه خوان امروزی نیز احترام به طبیعت و پاسداشت آن را وظیفه خود می داند و از اشتیاق مخرّبش به تسلط منفی بر طبیعت می کاهد.
هزار و یک شب...
گشتی در باغ مارشال
ترکیبِ برشده گوهر،جان و خرد در بیتی از دیباچه شاهنامه(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
در دیباچه شاهنامه، این بیت: ز نام و نشان و گمان برتر است/ نگارنده برشده گوهر است، نهاده شده که مفسّرانِ شاهنامه از «برشده گوهر» در مصراع دوم، تعبیرهایی چون آسمان، انسان، آفریدگار و جان داشته اند. نوشتار پیشِ رو، با توجّه به این که باید اندیشه و باور فردوسی را در دو حوزه ایرانی و اسلامی سنجید، بر آن است که «برشده گوهر» را با در نظر گرفتنِ دیدگاه اسماعیلیان و همین طور باورهای موجود در فرهنگِ باستانیِ ایران، می توان بیانِ دیگری از «خرد و جان» پنداشت. در سخنانِ ناصرخسرو اسماعیلی، عقل و نفس (=خرد و جان) برتر از زمان/ آسمان پنداشته شده و از آن دو، به «جوهرِ عقل و نفس» تعبیر شده که چون نفس از عقل پدیدار گشته، گویا یک گوهر انگاشته شده است. بر این مبنا، مقصود از «برشده» در مصراع فردوسی «خرد وجان» است که در رتبت بر فراز همه آفریدگان قرار دارند و گوهر/ جوهر را در مقابلِ عرض پنداشت و مصراع را این گونه گزارش کرد: خداوند، آفریننده جوهر عقل و نفس (=خرد و جان) است که به ذات خویش قائم اند و «پروردگان دایه قدس اند در قدم». در تعبیری دیگر نیز می توان گوهر را «سنگ» پنداشت که آسمان- بنابر دیدگاهِ ایرانیان- از آن شکل گرفته؛ پس گوهر مجازاً آسمان تواند بود و «برشده» بر اساسِ سخن اسماعیلیان، کنایه از خرد و جان است که برفراز یا به سویِ آن گوهر/ آسمان در پرواز است. با توجّه به دیدگاهِ باستانی نیز «برشده گوهر» را می توان «خرد و جان» خواند. در متون پهلوی آتش از خردِ اورمزد شکل گرفته و جان هم زاده آتش است. در مصراعی دیگر از دیباچه، آتش، برشده تابناک خوانده شده است. با توجّه به این مصراع می توان «برشده گوهر» را عنصر آتش دانست که زاده خرد است و زاینده جان و آن را تعبیری از خرد و جان پنداشت
گزارش نشست ناشران نمایشنامه های کودک و نوجوان
حوزههای تخصصی:
تیستو؛ توهم معنا در جهان بی معنا
حوزههای تخصصی: