موضوع این تحقیق، نقد وتحلیل ساختارادبی ومحتوائی آیه تطهیراست ، بعضی از دانشمندان مفاد آیه تطهیر را مطلق دانسته واز باب اراده تشریعی همسران پیامبرصلی الله علیه وآله وسلم، بطور خاص وخاندان آن حضرت بطورعام نیز مشمول آن دانسته اند و بعضی دیگر صرفا مراد از رجس ،رجس باطنی ومقصود از تطهیر ، تطهیر باطنی می دانند.ما دراین تحقیق ابتدا از نظر ادبی ، واژگان «رجس» و«تطهیر» را با توجه به نظر لغت شناسان ومفسیرین بنحو اطلاق تبیین نموده ایم؛ آنگاه با توجه به قرائن داخلی و با عنایت به تبدیل ضمیر مؤنث به ضمیر مذکر. (عَنْکُمُ نه عَنْکُنَّ / وَیُطَهِّرَکُمْ نه وَیُطَهِّرَکُنَّ) با توجه به اینکه تمام ضمایر به کار رفته در آیات هفت گانه، هماهنگ با یکدیگر نمی باشد،همسران پیامبر را مشمول آیه تطهیر ندانسته واز نظر محتوایی با توجه به اینکه خطاب هایی که به همسران پیغمبر اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) شده، با عتاب ؛ اما خطاب در آیه تطهیر، با اکرام و احترام همراه است. آن را نشان از عدم وحدت سیاق دانسته وبه این نتیجه رسیده ایم که مراد از اراده، اراده تکوینی ومنظور از اهل البیت ذوات نوریه آن حضرات علیهم السلام، ومقصود از تطهیر، پاک نگهداشتن آنان بنحو دفع، از هرچیزی که ناپسند وخلاف طبع آدمی است، می باشد.
این مقاله به بررسی شخصیت قهرمان قاتل در رمان «جنایت و مکافات» داستایفسکی می پردازد. این بررسی از زاویه ای مخالف با مطالعات دوران شوروی که طغیان این قهرمان ملحد را تجلی والای یک شخصیت نیرومند می دانستند، صورت گرفته است. براساس توصیفات پُرشماری که نویسنده رمان از راسکولنیکوف ارائه می دهد، مشخص می شود که دنیای درونی او جریانگاه کینه، نفرت، خشم و عقل باختگی است؛ چنین انگیزه هایی در تمایل به کشتن یک انسان به اوج می رسند. در مقاله دلیل آنچه برای قهرمان اتفاق می افتد، براساس مردم شناسی مذهب ارتودوکس، نوعی فروغلتیدن به دامان شرّ یا «شرّزدگی» عنوان می شود؛ شرّی که در قالب ایده قتل وارد روح قهرمان می شود و ذهن، روح و شخصیت او را از آنِ خود می کند. همین انتخاب متافیزیکی قهرمان رمان است که در جهان داستایفسکی به عامل تعیین کننده تبدیل می شود. این عامل روح شناسی و فرا بشری شخصیت پردازی، سخن تازه ای است که نویسنده در ترسیم قهرمان ملحد و دارای ذهن انقلابی بر زبان آورده است.
به دلیل اهمیت «عنوان» در خوانش و درک متن و نقش آن در کشف و تحلیل مفاهیم متن، بررسی این موضوع در آثار ادبی کاری شایسته است؛ ازاین رو توجه به عنوان هر داستان نیز نقش مهمی در شناخت درونمایه، موضوع و محتوای آنها دارد. در گزینش عنوان داستان ها عوامل درون متنی و برون متنی نقش مهمی دارند. عوامل درون متنی شامل عناصر داستان و عناصر بلاغی است و عوامل برون متنی شامل شخصیت های تاریخی و اسطوره ای، باورها و عقاید مطرح در جامعه، مکان های خاص و بینامتنیت است. برخی از این عوامل (درون متنی و برون متنی) مانند شخصیت پردازی، درون مایه و توجه به مکان های خاص در گزینش عنوان نقش مهم تری دارند. توجه به عوامل گزینش عنوان در تحلیل ساختار و محتوای داستان های جنگ، ازجمله داستان های کودک و نوجوان، موضوع ارزشمندی است. ساختار عنوان ها در دهه شصت بیشتر ساده است تا ترکیبی؛ با فاصله گرفتن از جنگ، عنوان ها نیز هنری تر می شود و مضامینِ عنوان ها نیز بیشتر به زمان جنگ توجه دارد تا پشت جبهه یا نوستالژی جنگ. به دلیل واقع گرایی داستان های جنگ، به ویژه در دهه شصت، توجه به عناوین عینی (مانند شخصیت ها و مکان های حقیقی)، بیشتر از عناوین ذهنی و دور از ذهن است.