ترتیب بر اساس: جدیدترینپربازدیدترین
فیلترهای جستجو: فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۱۰٬۴۶۱ تا ۱۰٬۴۸۰ مورد از کل ۵۴٬۲۷۹ مورد.
۱۰۴۶۱.

کاربرد دینی و ادبی و هنری حروف مقطعه قرآنی در ادب پارسی(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۶۱۷ تعداد دانلود : ۵۷۲
به مجموعه حروف الفبایی که یک یا چند حرف از آن ها، به شکل و ترکیبِ (الر، الم، المر، المص، حم، حمعسق، ص، طس، طسم، طه، ق، کهیعص، ن، یس) در ابتدای 29 سوره از سوَر قرآن قرار دارند، حروف مقطعه می گویند. با وجودِ اسرارآمیز بودنِ این حروف، مفسران و قرآن پژوهان به تشریح و تفسیر این حروف پرداخته اند و در این زمینه، نظرها و اقوال متنوعی دارند. شعرا و نویسندگان در ادب پارسی، با عنایت به شکل، حالت و ویژگی حروف مقطعه قرآنی و با تکیه بر ارزش های دینی، اعتقادی، تعلیمی، بیانی و بلاغی این حروف، ضمن بیان فضایل، مفاهیم، محتوا، آموزه ها و حکایات سوَر مربوط به آن، با جلوه های هنری و ادبیِ اقتباس، دَرج، تلمیح و... دست به مضمون آفرینی های بکری زده اند و با خَلق ترکیبات، تعابیر و تصاویرِ نغز، از علایمِ ظاهری حروف، به نحو مطلوب، بهره برده اند و وقتی این تصاویر، مضامین، تعابیر و ترکیباتِ برساخته از حروفِ مقطعه قرآنی و حروف الفبای پارسی را، با چاشنی ایهام، جناس و دیگر آرایه های ظریفِ ادبی درآمیخته اند، ملاحتِ آن را بیشتر نموده اند. در این مقاله، سعی کرده ایم ضمنِ گذری کوتاه به دیدگاه های مفسران، قرآن پژوهان و محققان دینی نسبت به حروف مقطعه قرآنی، با ارائه شواهد شعری و نثری از ساختارها و کاربردهای مشترک و مختلط هنری، ادبی و دینیِ هر دو مقوله حروف در ادب پارسی، جایگاه این حروف را، در خَلق تعابیر و مضامین ادب پارسی، بیشتر بنمایانیم.
۱۰۴۶۲.

« بررسی تطبیقی رمان حاجی بابای اصفهانی جیمز موریه و یکی بود یکی نبودجمالزاده ، با تکیه برشرق شناسی ادوارد سعید»(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۲۷۷ تعداد دانلود : ۹۷۶
مقاله حاضر به بررسی تطبیقی رمان «حاجی بابای اصفهانی» ومجموعه «یکی بود یکی نبود» با تکیه بر دیدگاه های ادوارد سعید که شامل گفتمان های مرکز مدارانه شرق شناسی وتقابل های استعاری آن است، می پردازد. رمان «حاجی بابای اصفهانی» و مجموعه «یکی بود یکی نبود» با تأسی از گفتمان های یک سویه و مرکز مدارانه شرق شناسی، توصیفی به ظاهر واقعی از پدیده های اجتماعی، سیاسی، فرهنگی ارائه می دهند و با نادیده گرفتن نقاط مثبت زندگی ایرانیان و با بی توجهی به شأن وتمدن تاریخی ایرانیان، در توصیفات بدبینانه خود از شخصیت های ایرانی تصاویر باور پذیری ازخلق وخوی مردم ایرانی وشرقی ارائه می دهند. در واقع این دواثرازنظرشگردهای روایت، دیدگاه های خاصی از واقعیت را به نمایش می گذارندکه ازلحاظ محتوا، ذهنیت و بافت،گرایش شدیدی به گفتمان های منفی انگارانه و کل نگرانه شرق شناسی دارد. نقدسیاست، فرهنگ، اجتماع و به طور مشخص اخلاق ایرانی، مهمترین مضامینی است که در محتوای این دو کتاب جلوه گر شده است. سبک و تفکر محوری در هر دو کتاب به یک نحو است و روش ها و نمودهایی که برای تحقیر شرقی ها به طور عام و ایرانی ها به طور خاص استفاده شده با نظام بندی خاصی که متأثر از روایت های شرق شناسانه است، ارائه شده است.
۱۰۴۶۳.

حکایة "الحمال مع البنات" فی نسخة ألف لیلة ولیلة الخطیة القاجاریة فی ظل التحلیل التناصی علی أساس النقد الجغرافی لبرتراند ویستفال(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۹۸ تعداد دانلود : ۱۶۹۵
تعتبر نظریة التناص من الاکتشافات المهمة للقرن العشرین والتی تقوم بتحلیل العلاقات المتشابکة بین النصوص حیث توصلت حتی الآونة الأخیرة وبعد اعتماد العدید من الباحثین علی فروعها المتنوعة إلی وجهات نظر حدیثة فی العلوم الإنسانیة بمختلف حقولها وخاصة الفنون والآداب. یتم ترکیز التناص فی النقد الجغرافی لبرتراند ویستفال بوصفه أحد أبرز فروع نظریة التناص علی أهمیة دور الفضاء والمکان والجغرافیا فی النتاجات الفنیة والأدبیة وذلک فی الفترة ما بعد البنیویة. وقبل هذه الفترة لم یتوسع دور الجغرافیا فی خلق المعرفة إلی هذه الدرجة. إن نسخة ألف لیلة ولیلة الخطیة القاجاریة لصنیع الملک فی قصر کلستان إحدی أکثر النسخ الخطیة ذات الرسوم واللوحات الفنیة تمیزا فی العالم إذ تحظی بمکانة تناصیة ممتازة من حیث حوارات النصوص الرئیسة والرسوم. هذا وإن النسخة المذکورة تتواءم والمبادئ النظریة والمنهجیة لبرتراند ویستفال حیث تتجلی فیها السیمیائیات والثقافات البینیة فی النقد الجغرافی بوضوح. فعلی أساس هذا المنهج وبعد اختیار سبع حکایات متداخلة من مجموعة "الحمال مع البنات" والتی تم رسمها الفنی بخمس عشرة لوحة من روایات صنیع الملک ذات الرسوم الفنیة فی النسخة المذکورة یقوم البحث بتحلیل هذا النتاج الأدبی والفنی ضمن حقل النقد الجغرافی لویستفال بالإضافة إلی دراسة المکانة التناصیة فی فترات تکوینها المختلفة. اعتمد الباحثون الأسلوب التحلیلی والتوصیفی إذ تم تطبیق هذا النهج فی استقصاء کل من النصوص والرسوم الفنیة. توصلت الدراسة إلی أن نسخة ألف لیلة ولیلة الخطیة القاجاریة لصنیع الملک نتاج متعدد الأصوات یخاطب جغرافیا إنسانیة ثقافیة لا حدود لها علی المستویین النصی والفنی.
۱۰۴۶۴.

دراسة المفارقات الزمنیة فی روایه اللص والکلاب لنجیب محفوظ(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۴۳ تعداد دانلود : ۸۲۶
تسیر الأحداث عادة فی حقل روایة القصة بترتیب زمنی متتابع، لکن قد تحدث فی ترتیب الزمن تداخلات سماها الناقدون ب "المفارقة الزمنیة" التی تنهض بتحطیم خطیة الزمن، فتبرز المفارقة الزمنیة فی النص السردی بشکل الاسترجاع والاستباق. وعلی ضوء أهمیة المسألة ودورها فی فهم النصوص الأدبیة تعتمد هذه الدراسة علی منهج وصفی قائمة علی التحلیل والاستنتاج لروایة "اللص والکلاب" للکاتب العربی نجیب محفوظ من منظور أشکال تقنیة المفارقة الزمنیة. من المستنبط أن المفارقات الزمنیة التی یستخدمها محفوظ فی روایة اللص والکلاب مصدرها الصراع النفسی والسیاسی؛ حیث أدی توظیف هذه التقنیة إلی انسجام الروایة وتوسع الفضاء الزمنی وتشجیع الملتقی لقراءة النص. ثم إن نسبة استخدام الأحداث التی تعود إلی ماضی السرد، أی قبل لحظة الصفر، تتفوق کمیا علی تلک الأحداث التی تضطلع بها مستقبل السرد. غیر أن الروایة تنطوی علی الاسترجاعات الخارجیة الکبری التی تتناول خطوطا رئیسة فی حیاة الشخصیة الأساسیة والسبب راجع إلی أن الروایه تتبنی على وحدة استرجاعیة حاسمة تسهم إسهاما بالغا فی انفکاک العقد للروایة.
۱۰۴۶۵.

واکاوی چالش های ترجمة ادبی: بررسی تحلیلی نوع متن، اجزای متن و چالش خواننده(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۵۱۹ تعداد دانلود : ۸۲۸
ترجمة متن ادبی، سخت ترین نوع ترجمه است و با چالش های ویژه ای روبه روست که باعث دشواری بیش از پیش ترجمه می شود. این نوع از ترجمه، نیازمند بحث های نظری است تا راهکارهایی برای ترجمة بهتر و توفیق بیشتر مترجمان ارائه دهد. در این راستا، پژوهش پیش رو بر آن است تا با روشی توصیفی تحلیلی به ویژگی های این نوع متون و چالش هایی بپردازد که مترجم در ترجمه با آن ها سروکار دارد. از رهگذر این بررسی مشخص شد که هر مترجم ادبی با سه چالش کلّی و بنیادین روبه رو است که عبارتند از: «چالش نوع متن»، «چالش خواننده»، «چالش اجزای متن». از این میان، چالش اجزای متن را می توان به «چالش الفاظ»، «چالش اصطلاحات و تعابیر اصطلاحی»، «چالش ساختار جمله و ترکیب» و... تقسیم کرد. از این رو، مترجم باید به این چالش ها و راه های برون رفت از آن ها توجه داشته باشد تا در ترجمة خود گرفتار به کارگیری الفاظ ناشناخته و غریب و نیز ساختارهای نامأنوس نشود که منجر به تضعیف سطح ترجمه و کاهش میزان اثرگذاری آن گردد. از جمله راهکارهایی که برای زدودن آن چالش ها ارائه شد، گردآوری همة معانی در چارچوب بافت های متعدد، مراجعه به پژوهش های جدیدی که در حوزة اصطلاحات جدید صورت می گیرد، توسعه بخشی مفهوم ضمنی و... می باشد.
۱۰۴۶۶.

Les figures de la solitude dans Le Premier Homme, reflet des fantasmes d'Albert Camus(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۳۰ تعداد دانلود : ۳۲۴
L’œuvre de Camus, surtout Le Premier Homme est le musée de solitudes. L’homme se sent toujours seul dans la famille, dans la société, dans le monde extérieur et intérieur. Mais selon Camus cette solitude n’est pas toujours négative et elle a des aspects positifs. Il y a différents aspects de solitude: la solitude intérieure, affective et sociale. La solitude et le silence sont des thèmes angoissants dans le monde moderne. Le héros du Premier Homme cherche un père toujours absent, alors il se sent seul. Il y a aussi une solitude affective. Il vit dans une famille, à côté d’une mère sourde avec qui il n’a pas de réelle communication. La solitude n’est pas seulement intérieure, nous la sentons dans la société. Nous vivons dans un monde où il y a la violence, la nostalgie, la terreur, l’injustice sociale et le silence de l’univers à nos diverses questions. En suivant Jacques (Camus lui-même) dans son itinéraire solitaire, nous cherchons à déceler d’une part l’acheminement de l’auteur, de l’angoisse à la sagesse et de l’autre à passer la solitude néfaste à une solitude salutaire et fructueuse.
۱۰۴۶۷.

نقد اخلاقی کتاب جغرافیای تاریخی سرزمین های آباد: آثارالبلاد و اخبارالعباد زکریای قزوینی

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۶۵ تعداد دانلود : ۶۱۲
آثارالبلاد و اخبارالعباد از زکریای قزوینی، یکی از مهم ترین کتاب جغرافیای تاریخی سرزمین های آباد است. که در سال 674ه. ق به زبان عربی به رشته نگارش درآمده و دارای سه پیشگفتار و هفت عنوان دربارۀ هفت منطقه است. يكى از امتيازاتى كه آثار البلاد را متمايز مى سازد توصیف و تأثیر آب و هوا ی بلاد بر خلُقیات و شخصیت افرادی است که در آن ولایات و مناطق زندگی می کنند. این اثر دارای رویکردی مذهبی و اخلاقی است وآموزه های دینی و مضامین تربیتی در آن مورد توجه قرار گرفته شده و نویسنده بیشتر برآن تأکید ورزیده است. موضوعاتی نظیر راست گویی، خوش رفتاری و نیکوکاری در فحوای کلام قزوینی به خوبی مشهود است. در مجموع می توان گفت، کلام نافذو زبان صمیمی قزوینی در بیان آموزه های تعلیمی و اخلاقی سبب گیرایی و همگانی شدن کتاب وی شده است. مهم ترین نتیجۀ مبحث مقاله دراینست که قزوینی یکی از روش های اصلاح جامعۀخود را آگاهی بخشی وتبیین فضایل اخلاقی می داند وبه همین منظور در اکثر مطالب کتاب خود ضمن تأکید بر دانش اندوزی و خرد گرایی مخاطب را به کسب فضایل ودوری از رذایل تشویق وترغیب نموده است.
۱۰۴۶۸.

بررسي و مقایسه ی رابطة متقابل جهان نگري و صنايع بديعي در اشعار سهراب سپهری و محمدرضا شفیعی کدکنی ( با استفاده از نظريّة ساختارگرايي تكويني لوسین گلدمن)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۰۸ تعداد دانلود : ۱۱۷۰
با مطالعه و بررسي آثاري كه پيرامون نقد ادبي نگاشته شده اند، مي توان دو رويكرد عمده را از يكديگر متمايز كرد: در رويكرد اوّل، اثر و متن ادبي، تنها انعكاس دهنده ی ذهنيّت مؤلّف خويش دانسته شده و متن، تابعي از عوامل تعيين كننده ی بيروني است. رويكرد دوم امّا بر خلاف رويكرد اوّل، محوريّت را به متن و اثر ادبي می دهد و ادبيات را تنها يك مسأله ی زباني مي داند. با این وجود، برخی از صاحب نظران مانند آلبر كامو و لوسين گلدمن در ادبیات غربی و صائب تبریزی و دكتر شفيعي كدكني در ادب فارسی، اعتقادي به جدايي لفظ (متن) و محتوا (درون مايه) ندارند. این گروه برآنند که زبان و اندیشه دو روی یک سکه اند و نمی توان آن ها را جدای از هم انگاشت. در مقاله ی حاضر با استفاده از نظريّه ی ساختارگرايي تكويني لوسين گلدمن، متفكّر و جامعه شناس مجارستاني، رابطه ی متقابل صنايع بديعي (به عنوان يكي از عناصر لفظي متن) در شعر سهراب سپهری و محمدرضا شفیعی کدکنی با جهان نگری (درون مايه هاي فكري) آن ها مورد بررسي و مقایسه قرار گرفت. شیوه ی پژوهش، تحلیل محتوا بر اساس مطالعات کتابخانه ای و هدف اصلی مقاله نشان دادن میزان تأثیر متقابل زبان و معنا در شعر این دو شاعر معاصر است.
۱۰۴۶۹.

سبک شناسی لایه ای سوره مبارکه «نبأ» (لایه نحوی، آوایی، واژگانی)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۸۱۹ تعداد دانلود : ۱۳۲۹
سبک شناسی لایه ای، روشی نوین در مطالعه مشخصه های سبکی یک اثر است که با طرح لایه ها و مؤلفه های مناسب متن به بررسی عملی و عینی سبک متون مختلف می پردازد. با تحلیل متن در پنج لایه آوایی، واژگانی، نحوی، معنی شناختی و بلاغی، مشخصه های برجسته سبک و نقش و ارزش آن ها در هر لایه مشخص شده و کشف و تفسیر پیوند مشخصه های صوری متن با محتوای آن آسان تر می گردد و هدف نهایی که کشف جهان بینی حاکم بر متن است، حاصل می شود. پژوهش حاضر با روش توصیفی- تحلیلی به بررسی ویژگی های بارز سبکی سوره «نبأ» در سه لایه نحوی، آوایی و واژگانی پرداخته است تا چگونگی بازتاب اندیشه آخرت گرایی حاکم بر آن، با به کارگیری متغیرهای مناسب هر لایه نشان داده شود. این پژوهش در پی پاسخ به دو سوال ذیل می باشد: 1- هرکدام از متغیرهای موجود در لایه های سه گانه چگونه با موضوع اصلی سوره که پیرامون معاد است، ارتباط برقرار می کند؟ 2- کدام لایه نقش برجسته ای در ملموس نمودن مضمون اصلی سوره یعنی معاد دارد؟ در این مقاله، برای بررسی لایه نحوی، سه متغیر طول جمله، وجهیت و صدای دستوری؛ در لایه آوایی، ریتم و دلالت آواها و در لایه واژگانی رمزگان انتخاب شد. برآیند تحقیق حاکی از آن است که کوتاهی آیات با توجه به موضوع اصلی سوره که پیرامون قیامت است، اندیشه کوتاهی عمر و لزوم آمادگی برای زندگی اخروی را به انسان ها گوشزد می کند. غلبه وجه معرفتی- اخباری، اطمینان و قطعیت کلام خداوند را در مورد وقوع قیامت نشان می دهد و غلبه صدای دستوری منفعل، نشان گر حالت انفعالی جهان و آدمی است که با پیچیده شدن طومار هستی به سوی سرنوشت محتوم خویش حرکت می کند؛ سرنوشت شوم بدکاران و فرجام نیک پرهیزگاران. ریتم تند و کوبنده و استفاده بالا از آواهای مجهور و شدید که چونان فریادها و ضربه های بی امان بر حس آدمی فرود می آید، او را به اندیشه و تدبر در هستی فرا می خواند و این که در پس چنین تدبیر متقن و دقیقی، حتماً قیامتی و حسابی و بهشتی و دوزخی هست و حضور رمزگانی همچون «النبأ العظیم»، «یوم الفصل»، «نفخ الصور»، «جهنم»، «حمیم»، «طاغین»، «غساق»، «جزاء»، «عذاب»، «متقین»، «مفازاً»، «ذلک الیوم» و «عذاباً قریباً» اندیشه مزبور را تقویت می کند. در ضمن از بین لایه های مذکور، لایه نحوی به دلیل ظرفیت بالایی که در ایجاد معانی مختلف دارد، بیشترین نقش را در راستای خدمت به موضوع اصلی سوره ایفا کرده است.
۱۰۴۷۰.

تحلیل عناصر داستان در منظومه های خسرو و شیرین نظامی و شیرین و خسرو هاتفی

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۶۶۱ تعداد دانلود : ۲۲۱۰
نظامی گنجوی، در پایان قرن ششم نظم داستان های بزمی و غنایی را به نهایت کمال رسانیده است. بعد از او شاعران زیادی سعی کردند تا با نوشتن نظیره هایی در برابر منظومه های او، مهارت های خود را به نمایش بگذارند؛ که یکی از آنها هاتفی است، اما هیچ یک از آنها به جایگاه والای نظامی نرسیده است. در این پژوهش سعی بر آن بوده است تا با تجزیه و تحلیل عناصر سازنده داستان در دو منظومه «خسرو و شیرین» نظامی و «شیرین و خسرو» هاتفی، نقاط قوت و ضعف آنها را شناسایی کرده و به شناخت بیشتری نسبت به آنها دست یابیم.در این پژوهش وجوه تمایز این دو داستان در زمینه طرح داستان (کشمکش، گره افکنی، گره گشایی، حادثه)، شخصیت پردازی و صحنه پردازی، مورد بررسی قرار گرفت. بررسی های انجام شده در این زمینه نشان می دهد که هاتفی در تقلید از منظومه نظامی خوب عمل نکرده و عناصر داستان در اثر او به صورتی ضعیف نمایان شده است که این امر سبب شده طرح داستان هاتفی سست تر از نظامی باشد. این پژوهش به شیوه توصیفی و تحلیلی صورت گرفته است.
۱۰۴۷۱.

تحلیل کهن الگویی الهی نامه ی عطار (داستان زن صالحه) بر اساس نظریات یونگ(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۹۱۴ تعداد دانلود : ۷۸۲
نقد کهن الگویی یکی از رهیافت های اصلی نقد ادبی معاصر و مبتنی بر نقد روان شناختی است که به کشف ماهیت کهن الگوها و نقش آن ها در ادبیات می پردازد. آثار عرفانی همچون بسیاری از آثار ادبی دیگر منعکس کننده نمادین کهن الگوهاست. بررسی موردی حاضر خوانشی یونگی از داستان زن صالحه در الهی نامه عطار است. در پژوهش حاضر سعی شده تا با رویکردی توصیفی-تحلیلی و روش گردآوری اطلاعات کتابخانه ای، مبانی نظری دیدگاه یونگ و کهن الگوهای مورد نظر او به اختصار معرفی شوند. این پژوهش با محور قراردادن شخصیت ها، موقعیت ها و نمادهای کهن الگویی به تحلیل داستان می پردازد و نشان دهنده قابلیت های بالای این اثر در حیطه ناخودآگاه روان آدمی و سرشار از کهن الگوها است. آن چه از پژوهش حاضر مستفاد می شود این است که حکایت مورد بحث از ظرفیت بالای تاویل بر مبنای نظریات روان کاوانه یونگ برخوردار است. زن صالحه که کهن الگوی قهرمان در شخصیت او حاکم است در موقعیت کهن الگویی سفر با طی کردن فراز و فرودهای مختص این کهن الگو و پشت سر گذاشتن نیروهای ناخودآگاه جمعی نظیر پیر دانا، ولادت مجدد، آنیموس، سایه و پرسونا به مرحله خودشناسی و فردیت دست یافته و مراحل سلوک را به بهترین شکل به سرانجام رسانده است.
۱۰۴۷۲.

تحلیل ساختاری الگوهای متکرر داستان های کودکان طردشده در شاهنامه و دیگر اساطیر(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۸۱۰ تعداد دانلود : ۷۴۴
عناصر مشترک در فرهنگ و ادبیات ملل مختلف فراوان دیده می شود که یافت و تحلیل دلایل آن، کمک می کند تا در صورت لزوم، زمینه های اشتراک و نزدیکی فرهنگ ها تقویت شود. یکی از شباهت-های موجود در ادبیات فارسی و ادبیات دیگر ملل حضور کودکانی است که بنا به دلایلی از خانه طرد می شوند و در نهایت اغلب آن ها به خانه بازمی گردند و در شرایط و موقعیتی بهتر قرار می گیرند. در شاهنامه، شخصیت هایی چون کیقباد، زال و... بنا به دلایلی مورد نفرت قرارگرفته و طرد می شوند؛ اما این کودکان پس از پشت سرنهادن حوادثی به قدرت و قهرمانی می رسند. در متون حماسی-اساطیری جهان نیز داستان هایی وجود دارد که بنمایه آن طرد کودکی از خانواده است. همه این کودکان، پس از دورشدن از زادگاه و پس از طی مراحلی دشوار و گذر از موانعی، به بلوغ رسیده و شایسته عنوان قهرمانی یا پادشاهی می شوند. با تحلیلی ساختاری مشخص می شود که این داستان ها از الگویی واحد پیروی می کنند و دارای اجزا و عناصری مشترک، مانند قدرت طردکننده، کودک طردشده، ابزار دورکردن، مکان تبعید، مانع و حایل، شخص نجات دهنده و در نهایت سرنوشت محتوم است. در این داستان ها گسیل کنندگان، کسانی هستند که نسبت به وجود این کودکان احساس ترس و تنفر دارند. در واقع دو سبب اصلی که موجب می گردد تا این کودکان در طبیعت رها گردند، نخست ترس شخص گسیل کننده از حوادث احتمالی آینده و دیگر نفرت والدین از فرزندان به دلیل وجود نقص یا ناخواسته بودن است.
۱۰۴۷۳.

تحلیل اسطوره ی آفرینش در منطق الطیر عطار با تکیه بر قداست اصل و بن(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۸۴۸ تعداد دانلود : ۸۴۳
تحلیل اسطوره آفرینش در منطق الطیر عطار چکیده اسطوره آفرینش یکی از مضامین محوری اساطیر جهان را تشکیل می دهد. این پژوهش بر آن است تا نمادهای بکار رفته در منطق الطیر را به عنوان یک اثر نمادین با اسطوره آفرینش مورد تحلیل قرار دهد. مطابق نتایج پژوهش، عطار در یک فضاسازی آگاهانه از بیت آغازین با توصیف آفرینش الهی به طور مبسوط داستان آفرینش کیهان را مطرح نموده است. وی با کمک انگاره هایی ماندالایی (نماد هستی الهی) از تناظر ذره و عالم در آفرینش الهی تا وحدت سی مرغ با سیمرغ، همزاد و قرینه آسمانی خود، در جهت طرح اعتبار اسطوره "اصل و بن" به بازآفرینی "اسطوره آفرینش" پرداخته است؛ آفرینشی که هدف آن تکامل و ادغام دوگانگی ها در ترکیب عالی تری برای رسیدن به یکپارچگی است. قهرمانان با گذر از آزمون های رازآموز با کمک انگاره-های ماندالایی و اسطوره قداست "اصل و بن" از "آشوب ازلی" به "سامان مینوی" رسیده و با بازیابی یکپارچگی ازلی، مجذوب نخستین تجلی الهی گشتند. منطق الطیر با قصه آفرینش عالم آغاز می شود و با قصه بازآفرینی آفرینش از طریق توجه به اسطوره قداست "اصل و بن" به پایان می رسد؛ ذره، ماندالا، سیمرغ، کوه قاف، هفت وادی، شهریاری سیمرغ و سفر یادآور کمال و قداست "اسطوره اصل و بن" می-باشند.
۱۰۴۷۴.

تحلیل روانشناختی شخصیت "بهرام" در هفت پیکر نظامی با تکیه بر فرآیند قصه درمانی(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۸۸۰ تعداد دانلود : ۷۲۲
منظومه ی هفت پیکر به لحاظ ساختار داستانی و قصه گویی های پی در پی که در متن روایت اصلی رخ می دهند، روند ویژه ای را در شخصیت پردازی و حادثه آفرینی طی می کند. داستان های تو در تو بیش از آن که در پی رسیدن به آخرین حادثه یا آخرین گام در شکل گیری داستان باشند، مسیر پنهان شخصیت اصلی این داستان، یعنی بهرام را شکل می دهند. گویا همه ی آن چه روایت اصلی را می سازد، تنها برای تغییر، تکامل، آرامش بخشی و به نهایت رسیدن بهرام است؛ از این رو می توان این منظومه را با رویکرد نقد روانشناختی مبتنی بر قصه درمانی تحلیل کرد. در این پژوهش ، متن داستان به شیوه ی استقرایی مورد بررسی قرار گرفت. آن چه مسلم است تک تک راویان درون متن با قصه گویی، بهرام را در مسیر پشت سر گذاشتن دردها، رسیدن به آرزوها و حتی پیشگیری از خطاهای رفتاری یاری می رسانند. قصه گویی ها در تنه ی روایت اصلی نه برای پیشبرد حادثه و نه در راستای شخصیت پردازی است ؛ بلکه قصه ها به طور مستقیم با لایه های درونی و بیرونی شخصیت بهرام در ارتباط اند.
۱۰۴۷۵.

اصلاحیه ای بر شرح های یک بیت از دیوان خاقانی(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۶۸ تعداد دانلود : ۵۸۴
عرصه خاقانی پژوهی هنوز راه های نرفته بسیار دارد. یکی از این راه ها سامان دادن به شرح دیوان این شاعر پیچیده گوست. در مقاله حاضر، شرح های بیت «چو باشه دوخته چشمی به سوزن تقدیر/ چو لاشه بسته گلویی به ریسمان قضا» از خاقانی، ضمن شرح نامه های اشعار این شاعر مورد واکاوی قرار گرفته است. این مقاله با روش تحلیلی کوشیده است به این پرسش، پاسخ گوید که شرح بیت مذکور در این شرح نامه ها، چه اصلاحاتی می طلبد؟ بر این اساس نتیجه گرفته ایم شارحان دیوان خاقانی، هنگام شرح این بیت، تفاوت معنای باشه با باز و همچنین تقابل باشه با باز از جهت کوچکی باشه و بزرگی باز را نادیده گرفته اند؛ ضمن این که تعبیر دوخته چشم بودن باشه را، بستن چشم باز، بدون ذکر شیوه دقیق آن نگاشته اند؛ این در حالی است که اولا باشه با باز تفاوت دارد و در فرهنگها و بازنامه ها، یک نوع پرنده شکاری کوچک تر از باز معنی شده است و ثانیا خاقانی در بیت مورد نظر، افزون بر جناس میان باشه و لاشه، کوچکی باشه را در تقابل با بزرگی باز، مورد نظر داشته است تا از رهگذر تشبیه همزمان انسان به باشه و لاشه، علاوه بر حقارت و کوری او مقابل قدر، مقهوریت و خفگی وی مقابل قضا را نیز برساند و ثالثاً شاعر در این بیت، به شیوه تربیت باشه با دوختن واقعی پلک های چشم این پرنده اشاره کرده است و ازاین رو جزء «به سوزن» را هم ضمن آن آورده است.
۱۰۴۷۶.

مدهوش گلپایگانی و شاعران سبک خراسانی(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۶۱۱ تعداد دانلود : ۸۹۶
محمدصادق گلپایگانی، ادیب، شاعر و خطاط دوره قاجار و ملاباشی حیدرقلی میرزا، فرزند فتحعلی شاه قاجار است. وی با نام شعری مدهوش، از جمله بهترین و مهمترین صاحب کمالان دیار گلپایگان به حساب می آید. مدهوش از شاعران دوره بازگشت ادبی محسوب می شود. او به غیر از فنون نظم و نثر، در علم عربی نیز مشهور بوده است. کلیات مدهوش، مجموعه ای از منشآت، غزلیات، مثنویات، قصاید، رباعیات و قطعات است و علاوه بر آن نوشته هایی تعلیمی و حکمی به نثر دارد که هنوز آن گونه که بایسته است، شناسانده نشده اند. قصاید این مجموعه از نوع قصاید مدحی با زبانی روان و ساده و آرایه هایی دلنشین است. سبک شعر مدهوش به دوره های غزنوی و سلجوقی نزدیک است. قصاید وی بیشتر به روش انوری و عنصری است و آنان بیشترین تأثیر را بر مدهوش داشته اند؛ ولی سهم انوری در این اثرگذاری برجسته تر است. وی همچنین در به کارگیری واژه های کهن، به شعر فرخی توجه بیشتری داشته و در انتخاب ردیف، نگاه خود را به سوی دوره های نخست سبک خراسانی معطوف کرده است. شناخت و معرفی ویژگی های شعر مدهوش نیاز به مطالعه و بررسی آن از جنبه های مختلف دارد. انجام پژوهش و مطالعه درباره این ویژگی ها در عرصه تحقیقات ادبی از ضرورت ها به حساب می آید. هدف از نگارش این تحقیق، بیان مختصاتی از سبک خراسانی، ویژگی های شعر دوره بازگشت ادبی و نیز شعر مدهوش و میزان تأثیرپذیری و تقلید وی از شاعران سبک خراسانی است.
۱۰۴۷۷.

جایگاه لولی در ادب فارسی باتکیه بر کلیات شمس(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۲۸۴ تعداد دانلود : ۷۱۳
برای لولی (کولی یا لوری) در لغت نامه ها معانی مختلفی بیان شده است. حضور لولیان در ادبیات شفاهی و کتاب های اسطوره و تاریخ کهن و آثار معاصر، متفاوت است. در ادب فارسی این کلمه همراه با ملازماتش در کلیات شمس کاربرد برجسته ای دارد. پیش از مولانا، این واژه تنها در حد یک کلمه، بدون نماد و استعاره و رمز کاربرد داشت؛ اما مولانا لولی را هم رتبه رند حافظ و گاه بالاتر از آن قرار داد. در کلیات شمس، سرنا (ساز لولیان) همراه با رقص، موسیقی، بی خانمانی، کارهای خلاف عادت و دیگر ملازمات لولی (مانند نی در مثنوی ) بسیار معنا می آفریند. بازتاب این واژه در کلیات شمس از چند منظر درخور بررسی است؛ گاهی حضور لولی تنها در سطح نشانه است؛ در این هنگام بیشتر، جزیی از تشبیه به شمار می رود؛ گاهی نیز از نشانه و کلمه فراتر می رود و به صورت یک نماد پرمفهوم عرفانی جلوه گر می شود. نتیجه این پژوهش نشان می دهد لولی و ملازمات آن آن چنان که از نقش آن در غزل مولانا برمی آید برخلاف جایگاهش در متون پیش از مولانا، به یک نماد عرفانی تبدیل شده است؛ نمادی که ایستایی و گمنامی و بی نشانی این واژه را به پویایی و شهرت تبدیل می کند و بسیاری از مفاهیم عرفانی را در آن جای می دهد.
۱۰۴۷۸.

سلسله طریقتی خواجه یوسف همدانی و طریقت نقشبندیه(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۶۶۱ تعداد دانلود : ۹۰۵
خواجه یوسف همدانی از عارفان بزرگ سده پنجم و ششم ایران اسلامی است که به سبب قرارگرفتن در طریقت نقشبندیه جایگاهی ویژه برای نقشبندیان دارد. خواجه یوسف همدانی، خواجه عبدالخالق غجدوانی (مهم ترین فرد سلسله نقشبندی) را به ابوعلی فارمدی، ابوالقاسم کرگان، ابوالحسن خرقانی، بایزید بسطامی، امام صادق (ع) و سپس از دو راه به پیامبر اکرم (ص) پیوند می دهد. تفاوت نقشبندیه با طریقت های عرفانی دیگر در این است که همه طریقت های صوفیه با امیرالمؤمنین (ع) که باطن نبوت است، به پیامبر وصل می شوند؛ اما نقشبندیه سلسله طریقتی خود را مانند امور ظاهری، با خلیفه اول به پیامبر متصل می کنند و همین باعث شده است گاهی طریقت های دیگر تصوف آنان را نقد و انکار کنند. در این مقاله افزون بر بحث و نقد ارتباط خواجه یوسف همدانی با طریقت نقشبندیه، تلاش شده است استادان و شاگردان طریقتی او با استفاده از منابع تاریخی معرفی شوند؛ همچنین نگارندگان کوشیده اند عبدالله جونى ، شیخ ناشناخته خواجه یوسف همدانی را معرفی کنند که در بیشتر منابع حتی نامش نیز نادرست ضبط شده است.
۱۰۴۷۹.

نقد و تحلیل سه قصه عامیانه بوشهری بر پایه نظریات ریخت شناسی و بازاندیشی نشانه های الگویی آنها(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۹۸۹ تعداد دانلود : ۶۵۹
در بررسی های ساختاری، بین قصه های عامیانه سرتاسر جهان وجوه اشتراک زیادی وجود دارد. در پژوهش حاضر، چند داستان عامیانه بوشهر، از منظرریخت شناختی نقد و بررسی شده اند. نخست مقوله ریخت شناسی تعریف شده است، سپس از بین داستان های محلی جمع آوری شده سه داستان انتخاب و از منظر ریخت شناسی تجزیه و تحلیل شده اند. بیشتر این داستان ها با الگوی ریخت شناسی «پراپ» هماهنگ هستند. پژوهش حاضر نشان می دهد که این سه داستان با اندک جابه جایی با الگوهای پراپ در تحلیل ریخت شناختی اینگونه قصه ها، مطابقت دارند و با اندک تفاوتی با خویشکاری های او هماهنگ هستند؛ برخی از عناصر که در الگوی پراپ نیست، در مقاله بدان ها اشاره شده است؛ درواقع نوآوری این مقاله در همین بازاندیشی و ابداع نشانه ای عناصر قصه ایرانی است. این بررسی نشان می دهد که قصه های بوشهری نیز قابلیت بررسی ساختاری دارند و تا حد زیادی با الگوی قصه های ایرانی هم خوان و مشابهند. آنچه به این مقاله تازگی می بخشد، بازآفرینی نشانه های الگویی قصه های بوشهری و نشان دادن اختلاف های قصه های ایرانی با اصول ساخت گرایی در قصه شناسی است.
۱۰۴۸۰.

بررسی و تحلیل تلمیح و انواع آن در بوستان سعدی

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۳۵۹ تعداد دانلود : ۱۸۲۲۶
در ادب فارسی کمتر شاعری را می توان پیدا کرد که شعرش به اندازه سعدی از قرآن و روایات تأثیر گرفته باشد؛ او از همان ابتدای بوستان تسلط بی نظیر خود را به کلام الله و احادیث نشان می دهد. وی مانند دیگر گویندگان و نویسندگان پارسی گوی به شیوه های بدیعی و گوناگون از قرآن و حدیث بهره برده است. گاه از بخشی از آیه یا حدیث، گاه به معنی و مفهوم آن ها و گاه با تلمیح و اشاره به یک واژه، سخن خود را مرشح کرده است. در واقع الگو و ساختار اصلی سعدی در آثارش، «قرآن» است. وی در طرح فلسفه اخلاق خویش، قرآن را نصب العین قرار داده است. او از آیات در زمینه مدح و ستایش خداوند، آموزش نکات اخلاقی اسلامی و نتیجه های کاربردی در زندگی بهره گرفته است. اساس تأثیرپذیری سعدی از قرآن کاربرد مستقیم نیست؛ بلکه بنیاد آموزه های قرآن را در آفرینش فضای اشعار و حکایت ها به کار می گیرد. نوع جمله بندی ها، واژگان و تمایل به سجع و فاصله وحتی آهنگ جملات وی، رویکردی قرآنی دارد.

پالایش نتایج جستجو

تعداد نتایج در یک صفحه:

درجه علمی

مجله

سال

زبان