تاریخ ادب و فرهنگ و هنر ایران پیوسته شاهد حضور کسانی بوده است که پر نمود حضور یافته و گاه و بیگاه روحی جدید در کالبد افسرده هنر دمیده اند و از برکت این حلول مبارک، زبان فارسی و به تعبیر رساتر در ادبیات فارسی، مجال تاخت و تاز این نوابغ گردیده است.
این رهروان مسیر پر پیچ و خم ادبیات گاهی بزرگترین تحوّلات درونی جامعه را سبب شده اند. اینکه می بینیم نام و یادشان همواره بر تارک فرهنگ این مرز و بوم می درخشد، نه از ظرافت قلم که از طراوت و صلابت فکرشان است. اینان قلم را وسیله نان خوری نکرده اند: از قلم به معراج اندیشه ها عروج کرده اند. اینان رسالت راستین خود راکه همانا «بیداری» و «بیدارگری» است هیچگاه از یاد نیرده اند.
در این مقاله، نام یکی از رادمردان، جلال آل احمد عنوان بحث قرار گرفته و سعی می شود زوایایی از زندگی پر تلاطم او به تصویر کشیده شود.
«رئالیسم» موضوعی سفسطه ستیز است و جلال آل احمد به عنوان نویسنده ای که بنیان فکر او رئالیسم است و در عین واقع گرایی، برخوردش با وقایع عقلانی و منطقی است شاخصیت دارد. او خود می گوید: «من دست کم، خود می دانم که با این قلم جوری تا نکرده ام که دل کسی به دست بیاورم، چه رسد به وجاهت ملّی. من زده ام و خورده ام و با این زد و خورد، دست کم خودم را نیز نگه داشته ام. بی هیچ منّتی برای احدی».
امروز، ما پژواک کلام او را می شنویم و برخورد عقلایی و واقع گرایانه او را در گستره آثارش شاهد هستیم و با تمام وجود، آن را درک می کنیم. رئالیسم جلال، پویا و فعال است، بی هیچ نقطه مقابل.
اصطلاح «رئالیسم فعّال» یا «پویا» در مقابل رئالیسم «منفعل» و «ایستا» به کار برده شده است؛ زیرا هنرمندان و ادبا، بخصوص در کشور ما ایران، برون تاب های هنری خود را به نحو ویژه ای بروز می دهند. بعضی در برابر حوادث، فعّال هستند، یعنی موجودیت وقایع را می پذیرند و ضمن همبرنشینی با وقایع و با معیارهای انسانی که از آن میان عقل است، خود را بازیگری از نمایش واقعیت می دانند و با پیروی از نظام طرّاحی شده و الگوپذیرفته حوادث به گونه ای فعّال، حوادث را هدفمندانه پی می گیرند و نسبت وقایع را با خود تنظیم می کنند و گروهی دیگر به جای تماشی و حفظ طمأنینه رفتاری، منفعلانه تسلیم پیش آمدها می شوند و نهایتاً منکوب و سرخورده، پی سپر حوادث می گردند و باعث فرسایش توانایی ها ونهاده های ارزشی خود می گردند.
ادبیات پایدارى که در جنگهاى ایران و روس (قرن سیزدهم) در زبان فارسى شکل گرفت، مهمترین عامل خروج شعر و نثر از دربار شاهان به میان مردم به شمار مى رود. از اینزمان ادب دربارى که با مدح و ستایشگرى شاهان و شاهزادگان گره خورده، با حوادث و وقایع ملموس زمانه، آشنا مى گردد. حضور علما و مراجع دینى با صدور فتاوى براى تشویق مردم به دفاع از سرزمین و وطن خویش، یکنواختى و سکون ادبیات دوره قاجار را به خیزش و حرکتى وا مى دارد که نتیجه آن آشنایى و پیوند با آرمانها و دردهاى عصر و روزگار جدید است. شاعران دربارى هم با الهامگیرى از جنگ و حال و هواى جدید جامعه به میدان تازه اى روى مى آورند که مى توان آنانرا شاعران زمان خویش و پیشروان ادبیات جهاد و پایدارى نامید. دو دوره جنگ هاى روس علیه ایران، گرچه منجر به جدایى قسمت بزرگى از خاک ایران گردید ولى سرلرحه دوره جدید ادبیاتى شد که مى توان آنرا ادبیات جهاد و پایدارى نامید.
ذکرت فی هذه المقالة نماذج من الامثال المشترکة المستعملة بین اللغتین الفارسیة و العربیة‘ و جرت اشارة عابرة الی التعاریف العدیدة تو جهت حول المثل ثم تناول البحث الامثال و الحکم القرآنیة التی استعملها سعدی مثلا فی مؤلفاته ووردت امثال شعریة ترجمها سعدی فی آثاره الی اللغة الفارسیة کما ذکرت الامثال الشعریة للمتنبی ء التی تأثر منها سعدی فی آثاره القیمة التی تدل علی أن کلا الشاعرین تلقیا علومهما و معارفهما فی البیئة الاسلامیة وتثفقفا بالثقافة الاسلامیة التی سببت ان یفکر الشاعران فکرة واحدة فی کثیر من الجوانب
بوستان " سعدى در میان متون قدیمى ادبیات فارسى از جایگاهى ویژه برخوردار و از دیرباز چه در ایران و چه خارج از آن مورد توجه بوده است. این منظومه ارزشمند به زبانهاى گوناگون ترجمه و بسیارى از محققان و منتقدان آن را تصحیح کرده و یا بر آن حاشیه و شرح نوشته اند. یکى از شرحهایى که بر بوستان نوشته شده، شرح ( سودى بسنوى)، شارح ترک زبان آثار فارسى است که اصل شرح به زبان ترکى در آسیاى صغیر تألیف شده و در ایران به زبان فارسى ترجمه گردیده و به چاپ رسیده است. آنچه موضوع مقاله حاضر است، معرفى و نقد و بررسى شرح سودى بر بوستان مى باشد که بخشى از تحقیق گسترده ترى در قالب پایان نامه دکترى نگأرنده است. در این مقاله با بررسى مهمترین ویژگیهاى شرح سودى کاستیها و اشکالات یا اشتباهات آن مشخص شده است. این نقاط ضعف و اشکال در معنى لغات و ترکیبات و شرح ابیات و بیان نکات دستورى بوستان و موارد دیگر است. با وجود نواقص این شرح بایدگفت سودى در پیروى از شیوه اى معتدل بر اساس شرح لفظى و توجه به جنبه هاى معنوى متن بوستان و تلفیقى از این دو موفق بوده است و نیز با وجود نا آشنایى با دقایق و ظرایف شعر و زبان فارسى توانسته است شرحى ارائه کندکه مانند شرحهاى دیگر او مفیدترین و موفقترین شرح در نوع خود براى غیر فارسى زبانان است.
انوار رخ یار درکنگره زلف نگار تیر نگه و ناوک مژگان دل و جان را گرنیست وصالی چه نیازی دو جهان را درباغ رخت لاله و سنبل نگرانند بر نرگس مستی که زدل برده امان را دوران لسان الغیب حافظ شیرازی ‘ به عارفانی بزرگ پرآوازه گشته است که از آن جمله عمادالدین علی فقیه کرمانی ‘ شاعر عرفانی است که بخاطر رقابتهای ادبی و عرفانی و سیاسی با حافظ شیرازی نامش به نام آن سخنور نامی در آمیخته است و البته کار رقابت سیاسی این دو شاعر بجائی رسیده که حافظ غزل : صوفی نهاد دام و سر حقّه باز کرد بنیاد مکر با فلک حقّه باز کرد رادرهجای او سروده ‘غزلی که زبانزد خاص و عام درآفاق گردیده است. نگارنده کتابی را درشرح عرفانی قصیده ای نگاشته که برای بزرگداشت عماد در کنگره عماد سروده است کنگره ای که به همّت والای دانشگاه ارجمند کرمان به تاریخ 30 و 31 خرداد 1380 برقرار شد ‘ اکنون این مقاله را در شرح بیت اول از قصیده انوار رخ یار تقدیم می دارد و امید است که مقبول حضرت نگار آید.
نگارنده در این نوشتار به موضوع تکرار قافیه (Palilology of Rhyme) در شعر حافظ و بررسی علل و عوامل آن پرداخته است ؛ مقوله ای که در شعر شاعران پیش از وی و یا معاصر با او بسیار کم دیده می شود ، اما در شعر حافظ بسامد (Frequency) قابل توجهی دارد. این موضوع در شعر حافظ می تواند ناشی از علل و عوامل مختلفی باشد که نگارنده ضمن بررسی آنها به مهمترین و شاید اصلی ترین عامل که همانا تغییر نسبی زاویه دید (Point of View) وی به قافیه است ، پرداخته است.