از ادب فارسی و ارزش ها و زیبایی های آن خودی و بیگانه بسیار سخن گفته اند‘ این مقاله در مقام اثبات این نکته است که این کاخ پر عظمت و باشکوه بنیان ها ی سخت استواری نیز دارد. خشت های زیربنائی این کاخ بلند عبارت از تاریخ بیهقی ‘ سفرنامه ناصر خسرو در نثر و حماسه باشکوه حکیم توس در نظم و بدیهی است که ابیاتی که چنین بنیان هایی دارد‘ بینایی سخت استوار دارد. ما در این مقاله با روش خاص خود این نکته را به اثبات رسانیده و دو هدف داشته ایم.یک : فارسی زبانان بدانند که چه سرمایه گرانقدری دارند . و دوم اینکه اگر ما میخواهیم زبان‘فرهنگ و ادبیات بهتری داشته باشیم ‘ باید در این زمینه ها از ادب گذشته خود الهام بگیریم و برای بررسی آن روشی فراهم آوریم که بتواند در کشف دقت ها ‘زیبایی ها و معانی بلند آن ما را آنطور که باید یاری نماید.
نهج البلاغه "کتاب على " است، و دربارهء آن بسیار نوشته اند و باز هم خواهند نوشت. این کتاب پژوهنده ربا است، و همواره پژوهندگان از انوار معرفتش روشنى مى یابند. نسخه هاى خطى این کتاب و آثارى که پیرامون آن در گذشته هاى دور و نزدیک نگارش یافته، درگنجینه هاى دانشگاه تهران نگهدارى مى شوند و در راستاى پژوهش کارآیى بسیار دارد. دفترچه راهنمایى در این باره فراهم آمده، و این نوشته دفترچه یاد شد. را مى شناساند.
در این مقاله ‘ نگارنده سعی کرد تا ضمن بازشناسی سه نوع ((که))ی موصول در فارسی میانه ‘ پهلوی ‘ عملکردهای آن را در جملات مرکب ‘ برشمرد . این سه نوع که بعدأ به فارسی جدید می رسند ‘ و شانزده نوع جمله ی مرکب وابسته را شکل میدهند ‘ که متون امروز فارسی تمامی این انواع را به نمایش می گذارد .
داستان به آثاری گفته می شود که (( دارای حجم خاصی هستند و حادثه ای را نقل می کنند )) هر داستان از چند عنصر تشکیل شده است : طرح ‘ عمل ‘ شخصیت ‘ گفتار ‘ بحران ‘ زمان و مکان . همه عناصر داستان با یکدیگر ارتباط دارند . مهمترین عناصر داستان عمل و شخصیت اند . بعضی شخصیت را مهمترین عنصر دانسته و گفته اند در داستان عمل جزئی از شخصیت است . نخستین تحلیل شخصیت در کتاب فن شعر ارسطو آمده است . در طول دوره جدید داستان نویسی ( از دون کیشوت به بعد ) شخصیت تحول زیادی کرده است . در دوره های اولیه شخصیت پردازی مفصل و دقیق بوده ‘ اما بعدها شخصیت پردازی مختصر ‘ کوتاه و گذرا شده است تا اینکه بعضی از نویسندگان کنونی شخصیت های بی چهره می آفرینند تا خواننده را در جریان داستان به فعالیت وادارند .
نگاه مولوی به مقام رسول گرامی (ص ) ‘ نگاه مریدی است گم گشته به ولی کامل الهی . مولانا از سر صدق و سوز دل درباره پیامبر (ص ) سخن گفته و او را غایت آفرینش و مظهر انسان کاملی دانسته که خلیفه خداست و در وجودش گمشده خود را یافته و نهایت عشق و علاقه خود را به احوال و گفتارش نثار کرده است . هدایت و عشق در مکتب مولانا چون قاف ناپیدا و دست نایافتنی است که باید با همای رحمت پیامبر (ص) آنرا پیمود . در مثنوی ‘ رمز رسیدن به حقیقت با شریعت رسول (ص ) که مشروعیت بخش طریقت است ممکن خواهد بود . در نظر مولانا ‘ معجزات پیامبر ( ص ) نفس شیخ و پیر است که دلهای مرده را زنده میگرداند . قرآن که معجزه جاوید خاتم رسولان است اساس و ادیها و مقامات عرفا و اولیا است که بی آن نمی توان لحظه ای زیست و قدم در مسیر خود شناسی گذاشت . با معجزات ظاهری مردم عامی و خام ‘ آگاه و پخته می شوند ولی در حقیقت عرفا و صاحب دلان راهنمایی می گردند .
مقاله حاضر ‘ حاوی تبیین احوال ‘ آثار و افکار فرخی شاعر برجسته معاصر ایرانی است . قهرمانی که کوشش و جانبازی او در راه آزادی بر اهل نظر و نسل اندیشمند پژوهشگر بافراست ‘ پوشیده نیست . و باید انتظار داشت نام او به عنوان یک آزاداندیش حق طلب ‘ یک شاعر میهن دوست ترقیخواه و پاسدار حقوق انسانها ‘ جاودانه در تاریخ ایران به نیکی به جا ماند و قلبهای گرم و پاک میهن دوستان آزاده را حرارت وحدت و تحرک بخشد و بخصوص مساعی جمیل او در جهت تحکیم روحیه آزادیخواهی و زیستن آزادمنشانه ‘ منشأ اثرات خیر و مثمر ثمرات جدی باشد . بررسی مجموعه آثار فکری و دیدگاه این شاعر آزاده و پیشاهنگ نهضت روزنامه نگاری ‘ مبین این است که او از چندین زاویه به تحلیل مسائل اجتماعی ‘ سیاسی ‘ فرهنگی و تربیتی پرداخته است که بواقع پیامهای او به شمار می روند و مصداقی در وضعیت اجتماعی دوره او دارد و می تواند وضعیت جامعه معاصر او را ترسیم کند .
در کنار انواع سه گانهای که برای "حماسه" برشمرده اند (حماسه اسطوره ای و ملی, حماسه تاریخی, حماسه دینی) می توان نوع چهارمی نیز برای آن در نظر گرفت و آن, "حماسه عرفانی" است. این نوع از حماسه را باید در سروده های صوفیانه و عارفانه فارسی که پس از قرن پنجم هجری سروده شده است, سراغ گرفت. در این گونه از حماسه, صوفی یا عارف چونان قهرمان یا پهلوانی با نفس اماره و ددان و دیوان درون خویش به نبرد می پردازد و در جنگ و جدالی سخت و خونین آنها را فرو میشکند. تجلی بارز این گونه از حماسه را در غزلیات و مثنویهای عارفانه و قلندرانه سنایی و عطار و بهویژه در دیوان غزلیات مولانا شاهد هستیم. مقاله حاضر پس از بحث و بررسی درباره مفهوم و ماهیت حماسه عرفانی, به بازتاب این گونه از حماسه در دیوان غزلیات مولانا ـ شمس نامه ـ می پردازد و مسأله حماسی بودن عرفان مولانا را در سه حوزة "روحیه و شخصیت حماسی", "تخیل و ذهنیت حماسی" و "زبان و بیان حماسی" مولانا با ارائة شواهد و نمونه های متناسب مورد مطالعه قرار می دهد.
گفتگو مقولة پربرکت و میمونی است که در عرصةفرهنگ و تمدن کارکرد و نمود خاصی یافته است، لذا آشنایی با زیرساخت آن در عصر کنونی ضروری است. گفتـگو نـوعی ارتباط کـلامـی است با این شرط که دوسویه و تعاملی باشد. به زبان دیگر، گفتگو تبدیل اطلاعات ندانسته و مجهول به اطلاعات دانسته و معلوم و خروج از قوه به فعل است؛ این حرکت و ارتباط دوسویه در صورتی تعاملی و سالم خواهد بود که براساس شش عامل ارتباطی یاکوبسون، آمیزهای از نقشها را در برداشته باشد با این ویژگی از گفتگو،این مقاله بر آن است تا به این سؤال اساسی و مهم پاسخ دهد که آیا سفره گفتگو در عرصه و بستر فرهنگ، هنر و زیبایی پهن میشود یا در عرصه سیاست و علم گشاده میگردد و آنگاه براساس حکایتی از مثنوی به این گزاره میپردازد که نظریه گفتگو نباید ما را به گذشته بدون رویکرد به جهان کنونی سوق دهد و ضمن نقد دیدگاه فلاسفه چون افلاطون، بوبر، باختین در عرصه گفتگو "دیالوگ" به پیشینه حیات گفتگو میپردازد و در پایان به برخی از مؤلفههای گفتگوی فرهنگها و تمدنها نظیر آزادی، عدالت،اخلاق، تسامح و تساهل در ادبیات فارسی با تأکید بر مثنوی مولانا اشاره خواهد کرد.
دیوان حکیم سنایی غزنوی (529-467 هجری) که مجموعا قصاید، غزلیات و رباعیات او را شامل می شود، از جمله دیوانهایی است که تاکنون بیش از یک تصحیح از آن صورت نگرفته است. در این مقاله ضمن معرفی چاپهای دیوان سنایی، تصحیح مرحوم مدرس رضوی مورد ارزیابی قرار می گیرد و به جوانب کار مصحح از لحاظ ارزشیابی نسخه های خطی دیوان، کیفیت نسخه اساس، چگونگی مقابله نسخه ها، ذکر نسخه بدلها و قرائت نسخه ها اشاره می شود. آنگاه شماری از خطاهایی که به سبب کیفیت نامطلوب تصحیح در این دیوان راه یافته است برای خواننده تشریح می شود.
"از دیرباز بویژه در سالهاى اخیر که آثار ادبى جهان و شخصیت اجتماعى بزرگان ادب مورد تحلیل قرار گرفته، شیخ اجل سعدى شیرازى و آثار او نیز در ترازوى نقد درآمده است.گرچه کلام سعدى و مضمون آن روشن است لکن به علّت وجود مفاهیم مختلف از سیاست گرفته تا اقتصاد و فلسفه و عرفان و اخلاق و شرع و...در آثار او اظهار نظر درباره او و طبقه اجتماعى وى مشکل بوده است و گاهى این قضاوتها در مقابل هم قرار گرفتهاند.
در این مقاله سعى بر آن شده است تا به استناد ادّعاى سعدى در مورد خود و با تکیه بر مفاهیم برجسته کلام او، استدلال گردد که سعدى رسما در زمره عارفان عصر خود بوده است.او خود به صراحت و دیگران در عمل این امر را پذیرفتهاند و گفتار حاضر نیز در صدد اثبات این مطلب است.
"
"امام على بن ابى طالب(ع)در فصاحت و بلاغت بىمانند و در خطابه و سخنورى مشهور خاص و عام است.سخنان زیبا و پرمحتوا و آموزنده او از روزگار زندگى پربار امیر المؤمنین(ع)به بعد، مورد توجه ادیبات و سخنشناسان و بزرگان علم و ادب بود، تا اینکه ادب و دانشمند و سخنشناى بزرگ سید رضى، در پایان قرن چهارم، گزیدهاى از سخنان آن بزرگوار را در کتابى به نام«نهج البلاغه»گرد آورد.
نهج البلاغه که هم از جهت محتوا پرمعنا، و هم از لحاظ الفاظ زیباست، از همان آغاز، توجه سوارکاران میدان بلاغت را به خود جلب کرده است.بزرگان دانش زیبایىشناسى و هنر سخنورى، صنایع بدیعى و بیانى را از سخن امام دریافتهاند.سخنش، بطور طبیعى و بىهیچ تکلف و تصنعى، سرشاراز آفرینشهاى هنر معنى بیان و بدیع است.و تصویر آفرینى، در این کتاب از دیگر هنرها برجستهتر به نظر مىرسد.
در این نوشتار به نمونههایى از تصویرآفرینى در نهج البلاغه اشاره و بحث شده است"
"در این نوشته تلاش شده است تا گوشههایى از زندگى و شخصیت ادبى سید صدر الدین ابو الحسن على بن ناصر حسینى، نویسنده زبده التواریخ شناسایى شود.اطّلاعات به دست آمده از منابعى که مىتوانست به این جستجو کمک نماید گویاى آن است که وى یکى از اعمال دولت خوارزمشاهیان بوده و شغل استیفاى(اخذ مالیات)نیشابور را به عهده داشته، اما سرانجام از کار دیوانى کناره گرفته و به تألیف آثار خود پرداخته است.از جمله تألیفات وى کتاب«زبدة التواریخ»و«شرح اعلام نهج البلاغه»را مىتوان نام برد.کتاب دیگرى نیز به نام«تاریخ اسکندر»دارد که وقایع و رویدادهاى زمان سلطان محمد خوارزمشاه، ملقب به«اسکندر ثانى»را در آن بیان کرده است و فعلا اثرى از آن در دست نیست.
"