یکی از راههای شناخت ادبیات داستانی سنّتی فارسی, بررسی آن با شیوه های علمی جدید و اعمال تحلیل های ساختارگرایانه بر روی متون روایی است. نتیجة کار بست چنین شیوه هایی, علاوه بر احیای سنّت های داستانی قدیم, به شناخت هر چه بیشتر ساختار روایی متون و کشف شگردهای اصلی داستان پردازی نویسندگان و تبیین نقاط قوت و ضعف آثار آنها منجر می¬شود.در مورد لفظ و معنای اشعار سعدی, شارحان و محقّقان مباحث فراوانی مطرح کرده اند اما دربارة تکنیک داستان پردازی او کمتر مطلب در خور توجهی یافت می شود. این مقاله کوشیده است تا نخست همة حکایات بوستان را با توجه به تعاریف مشخص و کمّی, بررسی نماید. آنگاه با عنایت به عنصر تشکیل دهندة ساختار حکایات (اعم از تعداد حوادث, تعداد اشخاص, نتیجه گیری پایان حکایات و ... ) به تفکیک و طبقه بندی آنها بپردارد. با اعمال شیوه ای که به تسامح می توان آن را "ریخت شناسی" نامید, پنج الگوی روایی حاصل شده است که غالب حکایات سعدی در این الگوهای پنجگانه جای می گیرد و سعدی با توجه به کلیشه های روایی مضبوط در ذهن خود, به تکمیل و تتمیم حکایات و گاه گسترش و تجدید آنها دست زده است.بحث در جنسیت اشخاص, طبقة اجتماعی اشخاص, کم و کیف حضور اشخاص, شخصیت های واقعی و تمثیلی, نقد شیوه های روایت و انواع گفت و گو در بوستان سعدی, از دیگر مطالبی است که در این مقاله مورد توجّه قرار گرفته است.
منوچهری دامغانی از شعرای طراز اول ایران در نیمه قرن پنجم هجری, شاعر طبیعت و عشق و نشاط و زندگی است. شاعری است لطیف طبع و شیرین سخن و دارای اشعاری طربناک و دل انگیز با ابداع مسمط دری تازه بر روی شعر فارسی گشوده و از علوم زمان خود از قبیل علم طب و علم دین و علم نجوم اطلاع دارد. بسیاری از دواوین شعر تازیان را از بر کرده و همین اطلاع و آگاهی اش از فرهنگ و ادب عرب و اصرارش بر اظهار علم در شعر سبب شده است که بیش از شاعران هم عصر خود, از تصاویر ذوقی و عواطف و افکار شعرای عرب بویژه اعراب بادیه متأثّر شود, آنها را استقبال و تضمین کند و گاه به اشاراتی از مطالع آن گونه قصاید در اشعار خود مبادرت ورزیده, اسامی و عناوین شعرای عرب را ذکر کند.هدف مقاله این است که با مقایسه چند قصیده وی با اشعار دوره جاهلی و نشان دادن وجوه تشابه آنها با یکدیگر از لحاظ مضامین و مفاهیم, چگونگی تأثر منوچهری از معلّقات سبع و علل گرایش بیش از حد وی به فرهنگ و ادب اعراب بادیه در قیاس با شعرای دیگر سبک خراسانی هم عصر خود نشان داده شود.
قرآن مترجم ماهان یکی از دهها ترجمه کهن قرآن است که تاکنون ناشناخته باقی مانده است. نسخه منحصر به فرد آن در موزه آستانه شاه نعمت ا... ولی در شهر ماهان محافظت می شود. در زیر هر واژه قرآنی، معادل فارسی نوشته شده که بر اساس رسم الخط کهن و ویژگی های آوایی، دستوری و واژگانی به نظر می آید این ترجمه مربوط به قرن پنجم یا ششم هجری باشد. به دلیل اهمیتی که این گونه ترجمه ها از لحاظ واژه های کهن فارسی دارند در این مقاله حدود شصت واژه مورد بررسی قرار گرفته است که با ذکر معادل قرآنی و شاهد یا شواهد از متن کتاب و نیز نقل شواهد از آثار و متون کهن، خصوصیت بارز اثر یعنی واژه های نادر و کمیاب و کهنه مشخص می شود.
این مقاله کوششی است در شناخت "دیو آز" و بیان اهمیت آن در اساطیر یونانی و متون زرتشتی و به دنبال آن شاهنامه گرانسنگ فردوسی، که نخست شومی و پتیارگی این دیو تنومند و نیرومند و راه های مبارزه باا او در پارهای از منابع اساطیری و دین زرتشتی کاویده شده است. سپس اهمیت حضور او در شاهنامه فردوسی با استناد و استشهاد به ابیاتی از شاهنامه مورد توجه و بررسی قرار گرفته و کوشش شده است ضمن بیان و گزارش آزمندی پارهای از پادشاهان و پهلوانان شاهنامه، فریبکاری این دیو جادوگر و ناخرسند بیشتر باز نموده شود. همچنین پادشاهانی که فریفته این دیو نشده و تخم نیکی و داد و دهش کاشته و گذشته اند، معرفی شده اند. بیان تفاوت آزمندی و اندازه خواهی یا بهره گیری از بایسته های زندگی و ذکر شاخصه های آن، فرجام سخن این مقاله را تشکیل می دهد.
"رنگ" به عنوان برجسته ترین و نمودارترین عنصر در حوزه محسوسات از دیر باز تاکنون مورد توجه انسان بوده و همواره روح و روان آدمی را مسحور قدرت نافذ خویش نموده است. رنگ، مایه آرایش جهان آفرینش و نمایانگر قدرت نقاش زبر دست هستی است. امروزه - به عقیده بسیاری از بزرگان ادب و هنر جهان - رنگ، مهمترین عنصر در بروز خلاقیت های هنری است. از آنجا که شعر، گزینش واژه هایا به تعبیر دقیقتر، نقاشی با واژه هاست، بی گمان انتخاب رنگها در عرصه هنرمندی شاعر نمی تواند بی تاثیر باشد و انتخاب آگاهانه یا ناآگاهانه هر رنگ از سوی شاعر، بیانگر دیدگاه وی نسبت به هستی و پدیده های آن محسوب می گردد. دقت نظر در میزان بسامد واژگان رنگین در آثار هر شاعر می تواند ما را به بسیاری از ویژگیهای اخلاقی و رفتاری شاعر و همچنین لایه های زیرین جهان بینی وی رهنمون سازد. در این مقاله کوشیده ایم با توجه به بسامد واژگانی رنگها از راهی علمی تر به پاره ای از ویژگیهای رفتاری، اخلاقی سهراب سپهری دست یابیم.
یاد مرگ که همواره عیش بسیاری از انسانها را طیش و تیره می دارد، برای صوفیان و عارفان راستین، موجب انس و آرامش بوده است. آنان با الهام گرفتن از فرهنگ قرآنی و حدیثی، که در آن تصویر روشن و مطلوبی از مرگ مؤمنان و موحدان ارائه شده است، به مرگ نگاهی عاشقانه و عارفانه داشته اند و باور آنان این بوده است که جان آسمانی انسان با تبعید به دنیا و تعلق به تن از جوار قرب الهی دور شده و از سعادت دیار یار باز مانده است. آنان همواره خود را در دو زندان گرفتار می دیده اند: زندان تن و زندان دنیا. از این رو، همه هم و همت آنان متوجه خلاصی از این دو زندان بوده است. به همین دلیل، مرگ در نظر صوفیان و عارفان حقیقی نه تنها منفور و مکروه نبوده، که بسیار هم خواستنی و دوست داشتنی بوده است. تامل در حالات عارفان، هنگام مرگ و سخنانی که درباره مرگ بر زبان آوده اند، نکات و نتایج شگفت انگیزی را آشکار می سازد. گروهی از آنان پیش از فرا رسیدن مرگ به فراست از آمدن آن آگاه شده و خود را برای استقبال از آن آماده کرده اند. گروه دیگر، عشق و اشتیاق خویش را به مرگ در قالب عبارات عجیب و عربت آموزی بیان کرده اند. بی گمان سرآمد همه این عارفان و عاشقان در زمینه مرگ ستایی مولانا است که زیباترین و لطیفترین سخنان را درباره مرگ و اسرار آن گفته و سروده، و دیوان غزالیات او آکنده از اشعاری است که در آنها عاشقانه و مشتاقانه از طرایف و ظرایف مرگ سخن گفته است.
آخرین رمان لف نیکلایویج تالستوى "رستاخیز" یک اثر فلسفى، عقیدتى و اجتماعى است که نویسنده مدت ده سال روى آن کار کرده است. رمان "رستاخیز" اثرى انتقادى شدید درباره شرح حال قهرمان اصلى دمیترى ایوانویج نخلودف است که با توصیف شخصیت او نویسنده مسائل عقیدتى و اجتماعى سالهاى 90-80 قرن 19 روسیه را براى خواننده به تصویر مى کشد. مقاله إبتدا به تاریخچه شکلگیرى رمان که موضوع آن برگرفته از یک جریان واقعى دادگاهى است و همچنین به علت انتخاب نام رستاخیز براى اثر که با وصف طبیعت آغاز شده است مى پردازد. در ادامه ضمن مقایسه شخصیت قهرمان اصلى اثر با قهرمانهاى رمانهاى "جنگ و صلح"،" آنا کارنینا"، "حاجى مرإد" و" "خوشبختى" خانوادگى " به چگونگى تکامل روحى نخلودف که هدف غائى خود را رسیدن به کمالات انسانى و مبناى سعادت را زیستن براى دیگرى و عشق به همنوع قرار داده بود پرداخته مى شود.
ویراستاری، یکی از ضروریترین مراحل پیش از چاپ هر نوشته است. علیرغم پژوهشهای فراوان در زمینه ویراستاری، هنوز جایگاه این رشته از علم، به عنوان یک تخصص، آنچنان که باید تبیین نشده و آگاهی عمومی از آن اندک است. اهداف نگارنده در این تحقیق عبارت است از: الف) آشنا کردن خواننده با پیچیدگیهای ویراستاری ب) اثبات این که ویراستاری نیز به ماننده سایر حوزههای علمی، خود یک تخصص است و لذا باید نگرشی درخور به آن داشت. ج) پرتوافکنی بر جنبههایی از ویراستاری که برای آحاد نسل نو مبهم است. در همین ارتباط حد و مرز ویراستاری، رسالت ویراستار و ویژگیهای یک ویراستار موفق بیان میشود. طی این تحقیق، از دو قسم ویرایش سخن به میان میآید. ویرایشهای سطح نخست، لغزشهایی را در بر میگیرد که از نظر همه گویشوران زبان، خطا و تصحیح آنها ضروری است. ویرایشهای سطح دوم، در برگیرنده نکات ذوقی و زیباشناختی است و همگی، جنبه پیشنهادی دارد که پذیرش آنها به عهده نویسنده است. پرهیز از افراط و تفریط در ویراستاری و استفاده مطلوب از زبان که نقشی حساس در موفقیت ویراستار دارد از دیگر نکات مورد بحث در این تحقیق است. در انتها نیز پیشنهادهایی برای بهبود وضعیت ویراستاری در ایران ارائه میشود.