فرهنگ عامّه، از رایج ترین اموری است که در ذهن و جان جامعه ریشه گسترانده است.اعتقاد به برخی از باورها، از گذشته های دور، با زندگی مردم آمیخته است؛ که با واکاوی آنها، بسیاری از ناگفته ها بازگو میشود و تفسیر و تحلیل جنبه های اجتماعی و روان شناختی آنها نیز بایسته مینماید در این مقاله، فرهنگ مردم، پیشینة نگاه علمی به آن و به خرافه، به عنوان یکی از جنبه های فرهنگ مردم به اجمال بررسی میشود. بعد از آن، بازتاب باورهای خرافی در یکی از آثار برجستة نثر فنّی ـ مرزبان نامه ـ با هدف آگاهی از نوع باورهای خرافی مردم همروزگار مؤلف، از سویی و فهم بهتر و درست تر متن، تبیین آنها و کوشش درجهت یافتن پیشینة آنها، از سوی دیگر مدّ نظر قرار میگیرد. هرچند تنگی مجال باعث شد تجزیه و تحلیل های مربوط به پیشینة باورهای خرافی موجود در کتاب، کم رنگ شود و تقسیم بندی آنها که در ابتدا قرار بود براساس جدولی مبتنی بر پیشینه های قطعی و احتمالی آنها صورت بگیرد، به همان سبک و سیاقی درآمد که نخستین بار صادق هدایت بر آن آگاهیمان داده بود.
باب دوم از هشت باب علم معانی، مربوط به احوال مسندٌالیه است. این باب، طولانیترین باب از ابواب این دانش به شمار میآید که مباحثی بسیار لطیف و پربار دارد و علمای بلاغت در زبان فارسی و عربی همواره بدان توجّه داشته اند. یکی از مباحث مهمّ باب مسندٌالیه، «آوردن سخن است برخلاف مقتضای ظاهر» که از مباحث دل انگیز و هنرمندانه و دردست استفادة اهل شعر و ادب است. مقولــه های این مبحث عبارت است از: آوردن ضمیر به جای اسم ظاهر، آوردن اسم ظاهر به جای ضمیر، التفات، اسلوب الحکیم، سخن گفتن از آینده با واژة گذشته، و قلب. نگارنده در این مقاله، به قصد مقایسة این موضوعات در دو زبان فارسی و عربی، با روشی تطبیقی و به شیوة نظیره آوری در نمونه های نظم و نثر از این دو زبان، بحث و بررسی کرده و تسهیل در کار پژوهندگان علوم بلاغت را هدف اصلی و مقصد نهایی خود قرار داده است. و لِلّهِ دَرُّ مَنْ یَتَأَمَّلُ بِعَیْنِ الرّضا.
جامع الخیرات از زمره وقف نامه های اواخر دوره ایلخانان است که نه تنها از نظر کیفیت و کمیت و نوع وقف و شرایط آن حایز اهمیت است، بلکه از محتوای آن می توان اطلاعات بسیار مفید فرهنگی، اقتصادی، اجتماعی و جغرافیایی به دست آورددر این مقاله، سه برداشت یا به اصطلاح نکته یابی از متن وقف نامه صورت گرفته است.در برداشت نخست در پی آنیم که بدانیم واقفان، ثروت و سرمایه خویش را از کجا آورده بودند که توانسته اند بخشی از آن را که در معیارهای آن دوره بسیار زیاد بوده است، وقف کنند. همچنین با مقابله و مقایسه دو وقف نامه جامع الخیرات و ربع رشیدی نتیجه گرفته شده است که بخش اعظم آن از موقوفات خواجه رشیدالدین فضل اله همدانی بوده است.در برداشت دوم، با توجه به اینکه واقفان (سیدرکن الدین و سید شمس الدین)، یکی از موارد ده گانه موقوفات را «وقف بر بردگان آزادشده خودشان» قرار داده اند و بیشتر بردگان از مغولان بوده اند، ضمن ارایه نمونه منحصر به فرد نوع وقف، ثابت می شود که جامع الخیرات تنها منبعی است که در آن از برده بودن نژاد مغول در دوره حاکمیت آنان سخن به میان می آید. همچنین، شناسایی این گروه و علت برده شدن آنان بازگو می شود.در برداشت سوم،نگارنده قصد دارد اغراض و مقاصد واقفان را در زمینه ساخت رباط در اماکن مختلف و تعیین موقوفات برای آنها، که مورد دیگر وقف است، شناسایی کند. با توجه به محل ایجاد رباط های مذکور و اهمیت