برخی از ابیات دیوان حافظ به دلایلی از جمله «رازناکی»، «دیریابی» و به طور خلاصه «ابهام» و «ایهام» موجود در آنها از گذشته تاکنون محل بحث و تامل بوده و شرح و تفسیرهای فراوان و متفاوت و گاه متضادی درباره آنها نوشته شده که بیت زیر نمونه ای از آنهاست: پیر ما گفت خطا بر قلم صنع نرفت آفرین بر نظر پاک خطا پوشش باد عده ای بیت را از دیدگاه عرفانی و جمعی از دیدگاه کلامی و برخی از دیدگاه هایی دیگر آن را شرح و تاویل کرده اند. شروحی که در دوره های متاخر نوشته شده بر وجود «طنز»، «معما» یا «تشکیک» درباره بی خطایی صنع و آفرینش تاکید کرده و هر کدام بر وجود موارد یاد شده دلایلی آورده اند. در این تحقیق با بررسی و نقد مهمترین آرا و نظریاتی که تاکنون در شرح و تاویل این بیت نوشته شده، چنین نتیجه گیری شده است که شرح ابیات غزلهای حافظ به صورت جداگانه نمی تواند همه مفاهیم موجود در بیت را دارا باشد، بنابراین لازم است برای به دست دادن تفسیری جامع از تک بیتهای موجود در غزلها علاوه بر محور افقی به محور عمودی ابیات نیز پرداخت تا نتیجه از جامعیت لازم برخوردار باشد
کتاب تاریخ کشمیر یا راج ترنگینی «Rajtarangini»، روایت منظومی از اسطوره، حماسه و تاریخ بخشی از سرزمین هند یعنی کشمیر است. کشمیر به علت زیبایی طبیعت، لطافت هوا، حتی رنگ پوست مردمانش در هند به ایران صغیر شهرت دارد. این اثر را ابتدا کلهن «Kalhah» به زبان سنسکریت سرود و بعدها دوبار به فارسی ترجمه شد که ترجمه اول مصنوع و متکلف و دور از فهم بوده و ترجمه دوم که در زمان اکبر شاه گورکانی به وسیله ملاشاه محمد شاه آبادی صورت گرفته ترجمه ای ساده و روان و ماندگار بوده است. تطبیق بعضی از حکایتها و شخصیتهای تاریخی آن با برخی از روایتها و چهره های دینی و تاریخی آثار ایرانی و سامی، موضوع بحث این مقاله است.
صادق هدایت، شاخص ترین نویسنده ادبیات سیاه در عرصه داستان نویسی معاصر ایران است که آثارش بر پایه یاس و نا امیدی بسیار شکل گرفته است. هدف از این نوشتار، شناسایی زمینه ها و عواملی است که به سیاه نویسی وی منجر شده است. در این مقاله، نخست از نشانه های نا امیدی در احوال و آثار صادق هدایت بحث شده و آنگاه زمینه های موجد یاس در وجود هدایت و در تار و پود آثارش با رویکردهای تاریخی، جامعه شناسانه و روانشناسانه مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفته و تاکیده شده است که یاس گرایی هدایت علاوه بر اینکه در خصوصیات روحی و ویژگیهای شخصیتی او ریشه داشت؛ معلول اوضاع و احوال سیاسی و اجتماعی دوران و وضع خانوادگی او و همچنین محصول جریانهای فکری - ادبی رایج در نیمه اول قرن بیستم بود. مجموعه اوضاع فرهنگی، سیاسی و اجتماعی خاص عصر هدایت در کنار ویژگیهای فردی و خانوادگی، او را با تناقضها و دوگانگیهای فکری و رفتاری روبه رو کرد و زمینه ساز گرایش او به سمت تردید و یاس شد.
کهن الگوها صورتهای مشترکی هستند که با سابقه چندین هزار ساله از اجداد بشر، نسل به نسل منتقل شده و در پستوی ضمیر ناخودآگاه جای گرفته اند. این صورتها برای رسیدن به مرز خود آگاهی در نمادهای گوناگون طبیعی جلوه گر می شوند و در آثار هنرمندان نمود پیدا می کنند. در این تحقیق برخی کهن الگوهای شعر شاملو با توجه به ساختار استفاده شعر و بسامد استفاده از آنها مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفته است. گاهی این کهن الگوها در قالبها و نمادهای محسوس (مانند جنگل، زمین، خورشید، دریا، و امثال آن) و گاهی با تاثیر بر ذهن و زبان شاعر به ظهور رسیده. که مهمترین آنها در شعر شاملو آنیما، نقاب، خود، ماندالا، تربیع، اعداد، مام بزرگ، برادر کشی و عشق است. در این مقاله هر یک از این کهن الگوها با نمادها و قالبهای گوناگون آن به اختصار بررسی و تحلیل است
در «روانشناسی کارکردی» انتخاب رنگ با روانشناسی شخصیت مرتبط است. تمایلی ذهنی نسبت به رنگ در مورد اشخاص مختلف متفاوت است. در این روانشناسی معنای واقعی رنگ تعریف شده و برای همه کس یکسان است. تحلیل کاربرد رنگ ها در آثار شاعران و نویسندگان به روشن شدن وضعیت روانی صاحب اثر کمک می کند. در این پژوهش سعی شده با آمار بسامدی هشت رنگ کارکردی ماکس لوشر در مجموعه اشعار نیما و مرتب کردن آنها به ترتیب فراوانی آنها با تحلیل روانشناسی رنگ ها و طبقه بندی زوجی در آنها به وضعیت روانی نیما نزدیک شویم. سیاه پربسامدترین رنگ در مجموعه اشعار نیماست، اما این رنگ، رنگ روح شاعر نیست؛ زیرا آبی بعد از آن، تمایل شاعر را برای کسب آرامش نشان می دهد. سیاه در شعر نیما همدردی با فقرا و فریاد روزگار خفقان است. رنگ سوم زرد است و معنای آن راهی برای بیرون آمدن از دشواری هاست نشان دهنده روحیه تلاش برای ایجاد برادری جهانی است. چهارمین انتخاب نیما سبز است (اگر رنگ سفید– که جز هشت رنگ نیست– محاسبه شود پنجمین است) که در وضعیت طرد شده، قرار دارد و بعد از زرد به معنای فرار به سوی آزادی است. آخرین رنگ اصلی نیما سرخ است. قرار گرفتن این رنگ در این مرتبه به معنی طرد آن است و معنای آن نبود شور زندگی و رنج بردن از آن است. رنگ های فرعی خاکستری و بنفش آخرین انتخاب های نیماست و مجاورت خاکستری و بنفش از روحیه هنرمندانه نیما حکایت می کند.
نتایج نوشتار نشان می دهد که آنیما چون موجودی مرموز با صورت و رفتاری شگفت انگیز در شعر سپهری حضور دارد. آنیما بسیار چهره است، گاه به صراحت باد و آب نامیده می شود و گاه از تاثیراتی که بر محیط بر جای می گذارد، می توان حدس زد با کدام چهره پدیدار شده است. اغلب در شب یا در رویا یکباره پدیدار و ناپدید می شود. دیالوگ راوی با او از مبهم ترین و مخیل ترین مضمون های شعر سپهری است. دغدغه شاعر در تمامی این شعرها وصال با اوست که با گذر از راه های صعب درون و روان میسر می شود. دیالوگ و رابطه سپهری با آنیما در مجموعه های اول در مقایسه با مجموعه های آخر، به گونه معنی داری متفاوت است.
نظامی از جمله شعرای مشهور در ترکیب سازی است. از میان واژگانی که در خمسه برای آفریدن تصاویر بکر مورد توجه قرار گرفته نام آلات و اصطلاحات مربوط به موسیقی است. نظامی ضمن آشنایی کامل با ابزار و اصطلاحات موسیقی، آنها را در سه زمینه بزم، رزم و مسایل عرفانی و زاهدانه- متناسب با محتوای هر یک از مثنوی های خمسه- به خوبی به کار گرفته است. در مخزن الاسرار این ابزار در خدمت زهد و عرفان قرار گرفته اند، حال آنکه محتوای بزمی خسرو و شیرین ایجاب می کند ترکیبات در خدمت بزمها و عاشقانه ها باشد. همچنین از آنجا که لیلی و مجنون داستان عشقی نافرجام است این ابزار برای بیان لحظات درد آلود و اندوهبار دو عاشق به کار رفته اند، از سوی دیگر چون هفت پیکر دنیایی هوس آلود را مصور می کند، بنابراین ابزار موسیقی، هوس و شور و تمایلات نفسانی را به اوج می رسانند. در شرفنامه نیز که داستان کشور گشاییهای اسکندر است، موسیقی رزمی کاربرد بیشتر و بهتری دارد. نظامی در اقبالنامه دوباره مجال پیدا می کند مانند مخزن الاسرار به اخلاق بگراید و موسیقی را به خدمت مضامین حکمی درآورد بنابراین نظامی با مهارتی که از خود به خرج داده با این ابزار متناسب با موضوع تصاویری بکر آفریده است.