ترتیب بر اساس: جدیدترینپربازدیدترین
فیلترهای جستجو: فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۲۷٬۲۲۱ تا ۲۷٬۲۴۰ مورد از کل ۵۴٬۲۷۹ مورد.
۲۷۲۲۱.

هستی از دیدگاه حافظ(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۱۷۴ تعداد دانلود : ۱۳۶۶
این مقاله به تمایز سه نوع رویکرد قابل تشخیص در ابیات حافظ نسبت به مسئله وجود می پردازد که عبارتند از: 1- رویکرد معرفت شناختی(اپیستمولوژیک )2- رویکرد وجودشناختی (انتولوژیک)3- رویکرد وجودی بشری(اگزیستنسیل). از آنجا که حافظ، وارث دو نوع عرفان برآمده از فرهنگ اسلامی (عرفان عراق و خراسان)یکی ازمشرق و دیگری از ساحت غرب جهان اسلام(عرفان ابن عربی)می باشد مدعای مقاله برآن است که در عین وحدت زیربنایی دو فرهنگ مذبور، رویکرد او به مسئله وجود، هم واجد عناصر شناخته شده وحدت وجودی و تجلی محور ابن عربی است و هم واجد دغدغه های انسانی و عاطفی عرفان خراسان(به نمایندگی ابوسعید ابوالخیر، ابوالحسن خرقانی و ...)این نکته درجریان تفسیر بیتی مشهور از حافظ تبیین می گردد.
۲۷۲۲۴.

عرفان و شعر(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۰۲۹
تاریخ ادبیات فارسی، سرشار از تاثیر و تاثرات حقایق عرفانی از لطایف و ظرایف شعر و ادب فارسی و نیز ادبیات فارسی از اندیشه های متعالی و بلند عرفانی است.اما به راستی این کنش ها و واکنش ها از کجا آغاز می شود، چه هنگام به اوج و شکوفایی خود می رسدو تاکجا دامن می کشد؟ این مقاله می کوشد با بررسی اجمالی آثار چهار شاعر بزرگ وعارف نامدار، حکیم سنایی غزنوی، شیخ فرید الدین عطار نیشابوری ، مولانا جلال الدین رومی و لسان الغیب حافظ شیرازی ، تحول و تکامل شعر عارفانه و تاثیر متقابل شعر و عرفان در ادبیات فارسی را بازکاود و ازاین رهگذر به نتایج تازه و جدیدی برسد.
۲۷۲۲۶.

نقد تطبیقی و بینامتنی رمان «ژان باروا» و «روی ماه خداوند را ببوس» (تنهایی انسان و شکاکیت فلسفی در رمانهای معاصر)(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۱۵۲ تعداد دانلود : ۱۹۴۶
رویکرد معرفت شناسانه به عصر جدید نشان می دهد انسان مدرن به دلایل مختلف با انسان کلاسیک تفاوت بنیادین دارد. پدیده شک و شکاکیت و تنهایی انسان و حاکمیت اصل احتمال به جای یقین در باور، گفتار و کردار او چند ویژگی انسان دوره اخیر است که در گذشته مصداق عینی ندارد. این ویژگیها در آثار هنری و ادبی سده اخیر بویژه نوع ادبی رمان، منعکس شده که در هر دوره و مکان با توجه مقتضیات اندیشگانی آن عصر به گونه ای خاص متجلی شده است. دو رمانی که با لحاظ این مسایل در دو فرهنگ، زبان و مکان مختلف نوشته شده، «ژان باروا» اثر دو گار و «روی ماه خداوند را ببوس» اثر مصطفی مستور است که تم مشترک آنها نگاه انتقادی به سرنوشت تراژیک انسان معاصر است که به پدیده های عینی و حتی قدسی با نگاه شکاکانه می نگرد و حتی حضور و وجود خداوند را نیز در مواردی، اعتباری می دانند. با این تفاوت که باید رمان مستور را رمان دینی و بومی در وهله اول و فلسفی در وهله دوم دانست؛ لاجرم غلظت و حدت طرح این مباحث به اندازه رمان دوم نیست در حالی که رمان دو گار در تمام فصول و بخشها یک رمان فلسفی ناب است که با نگاه راسیونالیستی و استدلالهایی از نوع برهانی، قضایایی چون حضور خداوند، دین و مذهب را زیر سوال می برد. نگارنده در این مقاله، ضمن نقد دو رمان با رویکرد تحلیلی - تطبیقی، عنصر شخصیت را در این دو اثر به صورت مقایسه ای تحلیل و بررسی می کند و به این نتیجه می رسد که رمان مستور اگر چه در طرح مساله و پردازش زوایا، طرح و روایت داستانی به مانند رمان ژان باروا موفق بوده در نحوه پرداخت و فرجام، عمق و ژرفایی رمان دو گار را ندارد.
۲۷۲۲۷.

نگرش تطبیقی مرثیه سرایی عصر جاهلی و صدر اسلام(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۹۱۴ تعداد دانلود : ۱۱۸۶
مرثیه پاره ای از پیکر ادبیات صدر اسلام به شمار می آید. اسلام با ظهور خود، باورها و اندیشه های تازه ای را به میان آورد که بازتاب آنها را می توان آشکارا در عرصه ادب و شعر و بخصوص مرثیه مشاهده کرد. این باورها و اندیشه های هدایتگر و نو نه تنها در درونمایه شعری، بلکه در شکل آن نیز تاثیر بسزایی گذاشته است؛ بدان گونه که به پیدایش معانی جدید نزد شاعران مرثیه سرا کمک کرده است تا بتوانند اشعاری پر محتوا و چه بسا متفاوت با مجموعه آثار گذشته ادبی خویش بسرایند. با توجه به این مقدمات، بررسی شباهتها، ارتباطها و تفاوتهای مرثیه در دوره جاهلی با صدر اسلام، ما را بیشتر به میزان تاثیرگذاری اسلام بر مرثیه سرایی آشنا می کند.
۲۷۲۲۹.

ژام دار مستتر، ایران شناس فرانسوی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۵۹۹
در فرانسه قرن نوزدهم، ایران شناسی توانست با چند تن ایران شناس در شرق شناسی، به ویژه در مقابل خیل ایران شناسان آلمانی، عرض وجود کند و دارمستتر یکی از این چند تن بود. ژام دارمستتر (1849-1894) در شاتو سالن، شهری در ناحیه لورن (فرانسه) متولد شد. پدرش صحاف بود و از دارمشتات آلمان به فرانسه آمده و ابتدا در شاتو سالن مستقر شده بود. وی متعاقبا، برای تحصیلات دو فرزندش، آرسن و ژام، رهسپار پاریس گشت و در آن شهر مقیم شد. ژام، پس از طی دوره دبیرستان پر آوازه کوندورسه پاریس، تحصیلات خود را تا اخذ لیسانس ادبیات ادامه داد. چند صباحی پیش از این ایام، ویکتور دورویی، وزیر آموزش و تحصیلات عالی ناپلئون سوم، در بازگشت از سفری تحقیقاتی به آلمان و پس از بازدید از پیشرفت های این کشور در زمینه مطالعات عالی دانشگاهی، مدرسه مطالعات عالی پاریس را در سال 1868 بنیان نهاده بود. آرسن، که مدتی بود به این مدرسه می رفت، برادر خود را نیز به تحصیل در آن ترغیب کرد. دارمستتر، در سال 1872 (در 23 سالگی) وارد این مدرسه شد و در سال بعد، زیر نظر میشل برئال، از مهاجران آلمانی، به فراگیری زبان زند مشغول گشت و، در سال 1877، در مقام معید درس این زبان، یار استاد شد. هم زمان، در درس زبان سانسکریت این مدرسه به استادی اووت بنو (شاگرد اوژن بورنوف، ایران شناس و زبان شناس ممتاز) و آبل برگنی، شرکت کرد.

پالایش نتایج جستجو

تعداد نتایج در یک صفحه:

درجه علمی

مجله

سال

زبان