مفهوم اصلا ح طلبیو تجددخواهییکیاز موضوعات اصلی، گسترده و متنوع در دوره مشروطه بود و روشن فکران و مشروطه خواهان، هر کدام برداشتیخاص از آن داشتند، که بعدها تناقضات و مشکلات بسیار تاریخی، فرهنگیو سیاسیایجاد کرد. فرخییزدینیز با توجه به گرایش هایسیاسیو اندیشه هایمسلکیو سبک انتقادیشدید خود، بطور جدیبه اصلاحات زیربناییو انقلاب فکریو اخذ علوم و فنون غربیمیاندیشید و در مبارزات سیاسیو قلمی، بدان میپرداخت. از این رو بیش ترین بسامد موضوعیسرمقالات وی«انتقادات مستقیم علیه حکومت و دولت خودکامه» و «مجلس پوشالی» و سپس «اصلاح طلبی، آرمان خواهیو نوگرایی» بود، که تاکنون تحقیقیمستقل در این باره پدید نیامده است. گارنده در این نوشتار میکوشد براساس نتایج بازخوانیو تجزیه و تحلیل روزنامه ها، سرمقالات و اشعار فرخی، از سه منظر زیر به نقد و بررسیدیدگاه هایویدرباره اصلاح طلبیو نوگراییبپردازد: الف - موانع و مشکلات بر سر راه مشروطه خواهی، اصلاحات انقلابیو فکری؛ ب - ضرورت اصلاحات انقلابیو فکریو عوامل موثر در آن؛ ج - شیوه هاینوگراییو اخذ علوم و فنون غربی.
داستان شاه و کنیزک نخستین داستان مثنوی و نخستین سخن مولوی پس از ذکر ماجرای نمادین و تمثیلی نامه نی است. به احتمال قوی به سبب قرابت زمانی و مکانی نی نامه با این داستان، یکی از جدی ترین داستانهای مثنوی است و همان گونه که مولوی تمام آن را که در مثنوی بیان آن را در نظر داشته، در نی نامه بیان کرده است، در این داستان نیز غالب اصول و عقاید مربوط به جهان بینی، تجارب روحانی و حیاتی و ماجرای روح آدمی در جسم را در قالب داستانی تمثیلی بیان کرده است. در این یادداشت، ضمن تحلیل این داستان، دلایلی از جزئیات داستان جهت اثبات وجود سطح تمثیلی آن- که مورد تردید برخی از شارحان مثنوی است- آمده و در کنار آن برخی عقاید و نظریات مولوی که در مطاوی داستان تجلی یافته، ذکر شده است.
تاکنون مقالات و کتب بسیاری به شرح تاریخ اصفهان پرداخته اند اما در میان این آثار به تحول تاریخی و ریشه این واژه به ندرت اشاره شده است. از آنجا که بسیاری از نام مکان های جغرافیایی به علت روایات مختلف، مورد تردید است و در موارد بسیاری برای پی بردن به شکل اصیل این گونه واژه ها، تحول آوایی آن به کمک ما می آید؛ در نتیجه، در بررسی این مقاله ابتدا بر متون جغرافیای تاریخی نویسندگان پیش از اسلام و بعد از اسلام تکیه شده، سپس در مورد تحول آوایی نیز از نظریات زبانشناسان مطرح آلمانی موجود در منابع کتابخانه ای، استفاده کرده ایم. در این مقاله، در آغاز به ذکر خلاصه ای از تاریخچه و واژه اصفهان همراه با معنی آن در متون تاریخی پرداخته ایم و به دنبال آن به تحول آوایی دو واژه "سپاه و اسب" به صورت بازسازی شده از هند و اروپایی تا فارسی نو اشاره شده است. در نتیجه گیری هم بر اساس تحول آوایی این دو واژه، سپاه را با واژه اصفهان مرتبط دانسته ایم.
اصلی ترین معیاری که بر اساس آن می توان مکاتب و روشهای هنری و ادبی را جدا کرد، تفاوت در روزنه دید و تمایز در زیربنای فکری و فلسفی است. بنابراین تفاوتهای شخصی و گروهی هنرمندان و شاعران و نیز اختلاف زمان و مکان و سبک در مرزبندی هنری و ادبی معیار اساسی به شمار نمی آید. براین اساس هر نگرشی در فلسفه ادبیات از سه حالت بیرون نیست: الف: هنر برای خدا ب: هنر برای انسان ج: هنر برای هنر. آنچه می آید در مرحله نخست طرح مبانی دو تفکر متفاوت «هنر برای هنر» و «هنر برای خدا» است و در مرحله بعد، نقد و تحلیلی بر آرای صاحبنظران مکتب اصالت هنر (هنر برای هنر) از دیدگاه هنر خدامحور (هنر دینی و توحیدی) خواهد بود.
جابه جایی واجی ـ فرایندی که در آن ترتیب واج ها معکوس می شود ـ موضوع مطالعات بسیاری بوده است. جابه جایی واجی می تواند منظم یا غیرمنظم باشد. این فرایند در حوزه واج شناسی، مطالعه همزمانی را به مطالعه در زمانی پیوند می دهد. هدف این مقاله، بررسی جا به جایی واجی در زبان فارسی معاصر و نیز به طور در زمانی در زبان پهلوی (ایرانی میانه) و فارسی معاصر است. پس از مقدمه، ماهیت فرایند جا به جایی واجی از دیدگاه های مختلف بررسی و سپس به انواع این فرایند اشاره می شود. در بخش اصلی مقاله، داده های زبان فارسی و پهلوی بررسی می شود. تحلیل داده ها نشان می دهد که در زبان فارسی، جا به جایی واجی در چارچوب نظریه بهینگی به منظور رعایت اصل آرایش رسایی، قانون برخورد هجایی و محدودیت عدم آغازه هجایی پیچیده، انجام می پذیرد.
داستان سیاوش و سودابه، از شاهکار های فردوسی است که در آن، شاهد رویارویی دو ابرقهرمانیم. تامل ژرف در این داستان ما را متقاعد می کند که بنیان آن بر تقابل عقل و عشق، عصمت و عصیان و در تحلیل نهایی غریزه و فرهنگ استوار است. براساس آیین زرتشت، خیر و شر، در روزگاران نه هزار ساله گمیزشن، همواره با هم درگیرند، اما با لحاظ نگره مذهب مهر (میتراییسم) آن دو، در عین حال که در نمود با یکدیگر می ستیزند، بودی یگانه دارند و وجود هر یک از آنان، ضرورت وجود دیگری است. تاکنون شاهنامه پژوهان با نگاه زردشتی به دو قهرمان اصلی این داستان نگریسته و معمولا سیاوش را کارگزار حق و سودابه را عامل باطل به شمار آورده اند. در این مقاله با توجه به چرخش فرهنگ ایرانی در روزگار پس از اسلام به سوی عرفان که از بن و ریشه، مهری نگر است به سیاوش و سودابه نگریسته و کوشیده ام تا حق هر کدام از این دو «ابرمردم» را بتوزم.
از جمله مقوله های نقد ادبی، نقد نفوذ یا تاثیر و تاثر شعرا نسبت به همدیگر است. ریشه یابی و کیفیت و کشف کمیت اخذ و اقتباس مضامین و موضوعات موجود در آثار سخنوران متاخر از متقدم یا بینامتنیت (Intertextuality)، میزان نوآوری و تقلید و تاثیرپذیری آنان را از یکدیگر نمودار می سازد و در تشخیص سبک شخصی شاعران به خواننده کمک شایانی می کند. در این مقاله کوشش شده است، تاثیرپذیری صائب از مولوی از حیث قالب و محتوا تبیین و تحلیل شود.
وجه شبه بیش از هر رکن دیگر تشبیه، جهان خیالی شاعر را توصیف می کند.تقسیم بندی هایی متعدد از وجه شبه در بلاغت سنتی صورت گرفته است که در آن وجه شبه به حسی، عقلی-حقیقی، خیالی-تمثیلی، غیر تمثیلی –مفرد،متعدد و مرکب طبقه بندی می شود.از سوی دیگر، وجه شبه براساس دستورزبان، هم چنین ماهیت آن، که صفت، ویژگی و یا کارکرداست، تقسیم شده است. درکلیات شمس باتنوعی بی نظیر دروجه شبه ها روبرو می شویم.یکی از دلایل این تنوع نحوه خاص بهره گیری مولانا از وجه شبه های خیالی است.درباره نحوه ارتباط میان وجه شبه بادورکن تشبیه در بلاغت سنتی کمتر سخن به میان آمده است.نگارنده در این مقاله براساس تقسیم بندی گوتلی به طبقه بندی تازه ای از وجه شبه در کلیات شمس پرداخته است، که می تواند ویژگی سبکی مولانا را در بهره گیری از وجه شبه نشان دهد.
نویسنده این مقاله با ارائه نظریات بزرگانی چون افلاطون، ارسطو، خواجه نصیرالدین طوسی و.. در مورد حاکمان و رابطه آنها با مردم عامهبه مقایسه دیدگاه آنان با سعدی میپردازد و به تشابهات و تفاوتها را بررسی میکند.