با توجّه به شواهد فراوان در متون منظوم و منثورادب فارسی، می توان گفت که تمامی پدید آوردندگان آثارادبی، جلوه هایی زیبا وماندگاری از قرآن کریم ومعارف بلند آن را انعکاس داده اند، و برخی ازآنان، عمرخود را وقف خدمت به مکتب قرآن کرده و در این راه ازهیچ کوششی دریغ نورزیده اند. تأکید رسول اکرم (ص) در باره فضیلت آوای خوش (صورت حَسَن) و احادیثی که از آن حضرت نقل شده، سبب گردید، تا توجّه برخی از شاع ران و نویسندگان ایران زمین ، به ویژه عرفا و صوفیه به این بخش معطوف گردد. در مجموع دو دیدگاه کلّی درباره تلاوت قرآن کریم درادب فارسی شایع است: یکی آنکه تلاوت حَسَن در متون منظوم و منثور مورد ستایش قرار گرفت، و داستان ها و روایات فراوانی در تأیید آن نقل گردید. دیگرآنکه برخی از شعرا و نویسندگان، نظیرسنایی، سعدی و جامی علاوه بر تأیید و تأکید دیدگاه نخستین، بیشتربا نظر انتقادی و اصلاحی، قاریان بی کردار و ناخوش آواز را مورد سرزنش و ملامت قرار داده اند، و گاهی با چاشنی طنز و مطایبه، نکات ارزشمندی را جهت تعلیم و اندرز یادآور شده اند. در این مقاله سعی شده تا هر دو دیدگاه مورد نقد و تجزیه وتحلیل قرار گیرد.
از بارزترین مختصات انسان، این حیوان ناطق، احساس مسؤولیت و پذیرش آن است. سعدی شیرازی به عنوان ادیب حکیمی کارآزموده، آرای قابل توجهی از نظر کمی و کیفی در همین زمینه دارد. در این مقاله معنی و تعریف واژه مسؤولیت به عنوان احساس وابستگی و ارتباط با شخص نیازمند که حس تعهد، عامل احساس مسؤولیت است، بررسی شده است. از نظر سعدی، حاکم می بایست خویشتن را مسؤول مشکلات مردم بداند و در جهت رفع مشکلات آنها کوشش کند. او در مواضع خطای رعیت تا جایی که ممکن باشد او را عفو می کند و در مواقع ضروری به نصیحت و راهنمایی مردم می پردازد. حاکم مسؤول سعی در برقراری عدالت دارد و نیز به فراهم آوردن رفاه عمومی و نیز امکان تعلیم وتربیت عمومی همت می گمارد. حاکم ضمن برقراری امنیت مردم بر کارگزاران نظارت می کند تا مبادا بر مردم ظلم شود و از سوی دیگر سعی در تامین نیازهای ضروری کارگزاران دارد. اما مردم وظیفه دارند نسبت به حاکم خویش وفادار بوده، خیر او را بخواهد و در صورت لزوم از وی اطاعت کنند.
"مدرنیسم" اصطلاحی است که در حوزه های گوناگون: فلسفه، جامعه شناسی، علوم سیاسی و... کاربرد گسترده ای دارد، اما مدرنیسم درعرصه ی ادبیات به نظامی زیباشناسانه پس ازجنگ جهانی اول گفته می شود که شامل گسست کامل از سنت های هنری و فرهنگی است. در ایران هر چند شعر نو با نیما آغاز می شود، اما مدرنیسم از دهه ی چهل و با آغاز تحولات اجتماعی و "مدرنیزاسیون" کردن جامعه تاثیرات خود را در ادبیات نشان می دهد و شعر مدرن با ویژگی هایی هم چون: نسبی نگری، فرد گرایی، تعهدگریزی، گرایش به نثر، تصویرگرایی و... از این دوره شروع می شود. منوچهر آتشی هرچند از پیروان نیماست، ولی از همان آغاز خود را به عنوان شاعری نوگرا می شناساند. هر چند نمی توان ادعا کرد،آتشی شاعری کاملاً مدرن است و تمام ویژگی های شعر مدرن در اشعار او دیده می شود، اما وجود بسیاری از این ویژگی ها را در اشعار وی می توان نشان داد.
شکوائیه، عنوانی است برای اشعاری که مضمون و محتوای آنها شکوه و شکایت از درد و رنج های سراینده آنهاست. این گرایش در آثار تمام بزرگان و به طور کلّی در اشعار همه شاعران به نوعی یافت می شود. در آثار برخی از بزرگان شعر فارسی، استخوان بندی آثار را می سازد و یا بخش اصلی اشعار را تحت تأثیر قرار می دهد.
اهمیّت شکوائیه ها بیشتر در شناساندن اوضاع روزگار سرایندگان آنهاست، زیرا علاوه بر آشکار ساختن وضع نامطلوب زندگی شاعر، از جامعه آرمانی او و تضادّ ایده های وی با حاکمیت و وابستگی های عوام مردم نیز تصویر روشنی به دست می دهد.
وقار شیرازی نیز از جمله شاعرانی است که بخش وسیعی از دیوان خود را به این موضوع اختصاص داده؛ به طوری که می توان از خلال این شکوائیه ها به اوضاع اجتماعی،سیاسی،اقتصادی و فرهنگی عصر او پی برد.
موضوع این پژوهش «بررسی شکوه در دیوان وقار شیرازی» است .در پژوهش حاضر سعی شده است که شکوائیه های دیوان وقار شیرازی مورد مطالعه و بررسی قرار گیرد و سپس با دسته بندی آنها از لحاظ محتوایی و تجزیه و تحلیل و استنباط آنها،نگرانی ها و دغدغه های شاعر را مورد تحلیل قرار دهیم و به این ترتیب ، نه تنها به احوال و رفتار شخصی وی ، بلکه با وضعیت جامعه عصر او بیشتر آشنا شویم.
جلال آل احمد از نویسندگان پرکار دهه ی چهل (ه .ش) در آثار خود، بارها مسائل اجتماعی، سیاسی و عقیدتی را به چالش کشیده است؛ انتقاد از مسائل جامعه نه تنها در مقالات و سایر نوشته های او، بلکه در داستان های کوتاهش نیز نمود دارد.
از پنج مجموعه ی داستان کوتاه چاپ شده از وی، چهار مجموعه، دارای داستان هایی بهره مند از عناصر طنز هستند؛ آل احمد در این مجموعه ها فلاکت و عقب ماندگی عوام، رواج باورهای خرافی، بی اعتنایی افراد نسبت به اجتماع و شهروندان، سیاست بازی و روش های نامطلوب مبارزه برای رسیدن به شهرت، از بین رفتن اصالت های فرهنگی و تعصبات دینی را در قالب داستان مورد انتقاد قرار می دهد و برای مطرح کردن این موضوعات، مانند بسیاری از آثار انتقادی دیگر از قالب طنز استفاده می کند.
آل احمد، افزون بر بهره گیری از طنز در درون مایه ی داستان هایش، از طنز کلامی (طنز در بیان راوی داستان یا شخصیت های اصلی آن) نیز استفاده می کند و برای این منظور، سازوکارهای طنزآفرینی را در خدمت داستان قرار می دهد.
تعتبر قضیه التناص الأدبی قضیه حدیثه عرف قدیماً باسم التضمین، وظهر المفهوم الحدیث لهذه الظاهره الأدبیه علی ید الباحثه جولیا کریستیفا التی طورت المفهوم عن مفهوم الحواریه أو الصوت المتعدد الذی اجترحه الناقد والمفکر الروسی میخائیل باختین.ثم اتسع مفهوم التناص وأصبح بمثابه ظاهره نقدیه جدیده وجدیره بالدراسه والاهتمام، وشاعت فی الأدب الغربی ولاحقاً انتقل الاهتمام بتقنیه التناص إلی الأدب العربی مع جمله ما انتقل إلی الأدب العربی فی ظواهر أدبیه ونقدیه عربیه ضمن الاحتکاک الثقافی.
وإذا ما انتقلنا إلی جذور هذا المفهوم فی الأدب العربی نجد أنه مصطلح جدید لظاهره أدبیه ونقدیه قدیمه. ومن جمله الأدباء الذین استفادوا کثیرا من هذه الظاهره هو أمل دنقل الذی یشکل التناص فی شعره عنصراً أساسیاً ومؤثراً، إذ یوظف التناص الأسطوری ویبرز من خلال هذا التوظیف لتبین وقائع عصره.تحاول هذه المقاله أن تقوم بدراسه قضیه التناص والتناص الأسطوری وفاعلیته فی شعر الشاعر.
بعد أن فقد الشعر الکلاسیکی سیطرته علی الذائقه الشعریه فی الأدبین العربی والفارسی، أصبحت قصیده النثر دعوه حقیقیه للواقع الشعری، واقتحمت الساحه الشعریه وفرضت هیمنتها فی أواخر السبعینات وأوائل الثمانینات من القرن المنصرم، وفتحت آفاقا جدیده أمام الکلمه برمتها، وأثارت جدلا واسعا فی الأوساط الأدبیه عند العرب والإیرانیین.فالأدبان العربی والفارسی شهدا تحولاً فی بنیه أدبهما، وفتحت أبواب کبری أمام الأجیال الشعریه العربیه والفارسیه أدَّت إلی إثراء تجاربهما وتطویر تراثهما.
یحاول هذا المقال ولوج أبواب التشابه والتقارب والاختلاف ما بین الشاعرین الرائدین، محمد الماغوط من سوریا وأحمد شاملو من إیران، وأهمیه هذا المقال تتجلی فی کشف الدور الذی لعبه کل من الشاعرین فی حمل قصیده النثر إلی برّ الإبداع والتمیز، بالسعی المتواصل فی الخروج بها من أسلوبها التقلیدی الجامد الذی جاء به المعاصرون لهما.
مدح النبی (ص) أحد الموضوعات القدیمه التی اهتم الشعراء بها. أنشد فی العصر الحدیث، بعض من شعراء المهجر النصرانی قصائد فی مدح النبی (ص) خاصه إلیاس فرحات، ودعوا العرب إلی التسامح والأخوه والوحده. ما هی الأفکار والدوافع التی أدّت إلی مدح النبی؟ فی الحقیقه یعتقد بعض شعراء المهجر بوحده الأدیان، ولهذا یکرمون الرسول ویمجدونه فی شعرهم ونثرهم. یجعل هؤلاء الشعراء حب الوطن دینهم والعروبه محوره. یعتبر التسامح الدینی فی أشعار إلیاس فرحات رفضا للتعصب والجمود، وهو من العناصر البارزه فی أدب المهجر. یمجّد فرحات دین الإسلام لأنّ هذا الدین أنشأ أثرا کبیرا فی توحید الملل. کما أنّه یقدّم العمل الخیر علی فرائض الأدیان، ویری أن الإسلام حقّ، علی الرغم أنّه نصرانی متمرد علی طقوس الدین المسیحی.
السخریه فی الأدب فنّ ینم عن ألم دفین ویشف من کرب خفی یرید اللجوء إلیه لیداوی ألمه بالضد ویشفی کربه بالنقیض، ومن هنا کان الألم الذی یشعر به الأدیب أو الشاعر وعدم قدرته علی إلغاء أسباب هذا الألم هو الدافع وراء هذه السّخریه التی یصطنعها.غیر أنّ البواعث للجوء إلی هذا الأسلوب یختلف من عصر إلی عصر حیث کانت غایه السخریه فی عصر فردیه وفی عصر آخر جماعیه، وهدف کاتب من کتابه هذا النصوص سیاسیه وآخر اجتماعیه، أو له أسباب أخری؛ ولهذا نقول إن السخریه لونٌ من الهجاء، أو المجون، أو التهکم، أو الفکاهه، أو النکته، أو الظرف، أو الهزل، أو... ولکن بفارق.
رمان هایی که در سال های اخیر، زنان خلق کرده اند، شباهت های فراوانی با هم دارند. به نظر می رسد نویسندگان زن ـ خواسته یا ناخواسته ـ از الگوی واحدی برای نگارش رمان های خود استفاده می کنند. در این مقاله سعی شده است تا وجود شباهت ها در پیرنگ چهار رمان اثبات شود. برای تحلیل این مسئله، از رویکرد ساختارگرایی استفاده شده است، چرا که در ساختارگرایی، ادبیات با دیدگاهی کلی و خود بسنده مطالعه می شود. با استفاده از این رویکرد، شباهت ها و جهت گیری اصلی این رمان ها در پیرنگ کشف می شود. پیرنگ این رمان ها کمابیش شباهت های ساختاری عمده ای با هم دارند. دلیل این شباهت ها پیش از هر چیز، وضعیت فرهنگی مشابه پدیدآورندگان این رمان ها است که باعث شده است ساختارهای ذهنی مشابهی در خلق آثار دیده شود. در این مقاله ابتدا توضیح مختصری درباره ساختارگرایی داده می شود، سپس در بخش بحث و بررسی، آن دسته از نظریات ساختارگرایان، که با موضوع مقاله ارتباط دارد، به طور خلاصه مرور می شود. مباحثی درباره پیرنگ و بحث های تخصصی تر ساختارگرایان درباره آن نیز در همین قسمت آمده است. در پایان نیز مطالعه موردی پیرنگ چهار رمان از منظر ساختارگرایانه آورده شده است که نشان می دهد پیرنگ این رمان ها از الگویی کلی پیروی می کند. رمان های بررسی شده عبارتند از: 1. خط تیره آیلین (ماه منیر کهباسی)،2. چراغ ها را من خاموش می کنم (زویا پیرزاد)، 3. چه کسی باور می کند رستم (مهرانگیز شریفیان)، 4. رؤیای تبت (فریبا وفی).
بی شک امروز ادبیات پایداری از جایگاه خاصی در بین ملت ها برخوردار است. این ادبیات صدای فریاد ستمدیدگانی است که به وسیله شاعران درد آشنا به تصویر کشیده می شود تا از این طریق، پایداری ملتی زیر ظلم و ستم را به جهانیان اعلام و این خود، مبارزه ای بس دردناک است. «توفیق زیاد» یکی از شاعران معاصر فلسطین است که بر خلاف دیگر شاعران مقاوم فلسطین، در اشعار خود نماینده تمام ملت های مظلوم و ستمدیده است. از نگاه وی، فلسطین نماینده و نماد تمام ملت های مظلوم و تحت ظلم و ستم به شمار می رود. این مقاله سعی دارد تا با بررسی اشعار این شاعر، نوع نگاه او را به مقوله مقاومت، بررسی کند.
ادبیات ایران زمین با عرفان اسلامی پیوندی ناگسستنی دارد و این ارتباط تنگاتنگ، باعث می شود که ما این دو مقوله را گاه به اشتباه، هم مرز بپنداریم و قضاوت ما درباره ادبیات یک دوره، به قضاوتی یکسان و همسان در مورد عرفان آن دوره نیز منجر شود. چنان که کم مایگی ادبیات بازگشت و بی توجهی مفرط در مورد این دوره ادبی، باعث شده که عرفان آن دوره هم به چشم نیاید؛ همانطور که استاد ارجمند دکتر شفیعی کدکنی می نویسد: «تصوف این دوره [پیش از مشروطه] نیز تکرار است. در حقیقت، هیچ یک از صوفیه این دوره به یک لحظه صوفیانه جدیدی نرسیده اند، حال آن که تصوف حوزه تجربه های تازه در زبان و اندیشه است». حال آن که حقیقت این است که عرفان، خود مقوله و مجموعه ای است جدا که در موارد بسیار با ادبیات پیوند می خورد ولی افول ادبیات یک دوره، به هیچ روی دلیل بر ضعف عرفان آن دوره نتواند بود.
برای تایید این سخن، در مقاله حاضر ابتدا دانشنامه ای عرفانی و گمنام از ادیب و مورخ دانشمند عصر قاجار، رضاقلی خان هدایت، معرفی می شود و سپس بر اساس این کتاب ارزشمند، مروری بر عرفان و عارفان قاجار انجام می گیرد. در ادامه ویژگی های عرفان این عصر برشمرده می شود و معرفی کوتاهی از عرفای برجسته قاجار ارائه می شود. جالب این جاست که در میان این عارفان، همچون عرفای قدیم، هم عامیانی هستند امی ولی عرش نشین و هم عالمان و مجتهدانی که شریعت را با طریقت در آمیخته اند و گویی «طرحی نو درانداخته اند». زمانی به شدت تحت فشار و تنگنا قرار می گیرند و در دورانی در رفاهیت و آسودگی روزگار می گذرانند. به هرحال، عرفانی که در اواخر صفویه از ایران رخت بربسته بود، با همت و پایمردی گروهی که امروزه در گمنامی کامل به سر می برند، به موطن اصلی خویش بازگردانده می شود و در این مقاله ما به بازشناسی این گروه و این جریان خواهیم پرداخت.
پژوهش حاضر با هدف یافتن مفاهیم هستی شناسی، معرفت شناسی و ارزش شناسی، در داستان های کودکان انجام شده است. نمونه ی مورد بررسی 41 داستان برگزیده ی کودکان است که از سوی کانون پرورش فکری کودک و نوجوان انتشار یافته است. تحلیل این آثار نشان داد که از میان مفاهیم فلسفی مطرح شده در داستان های برگزیده، 49% به حوزه ی هستی شناسی، 39% به حوزه ی ارزش شناسی و 12% به حوزه ی معرفت شناسی اختصاص داشته است. یافته های کلی پژوهش در ارتباط با نحوه ی پرداختن به مفاهیم نشان می دهد که در هیچ یک از حوزه ها، پرداختن به مفاهیم طرح شده در داستان های برگزیده از سوی نویسندگان ادبیات داستانی به گونه ای نبوده است که برانگیزنده ی قدرت تفکّر و تأمل در مخاطبان خود باشد
انیمیشن ملک خورشید، به طراحی و کارگردانی، على اکبر صادقى در کانون پرورش فکرى کودکان و نوجوانان در سال 1354 و به مدت 16 دقیقه تهیه شده است. تحلیل آثار ارزشمند علی اکبر صادقی علاوه براین که عرصه ی تازه اى را پیش رو مى گشاید، مى تواند ویژگی هاى دوره و بخشى از تاریخ انیمیشن ایران را نیز ثبت کند. اقتباس و انطباق این فیلم با منظومه های عاشقانه ی ادب فارسی و میزان موفقیت آن در نزدیک شدن به فضای قصه های عامیانه به عنوان الگوی موفقی در بین آثار اقتباسی قابل بررسی است. در این مقاله مؤلفان، زندگی و آثار علی اکبر صادقی و انیمیشن ملک خورشید وی را معرفی و از دو منظر ادبی و سینمایی و با روش تحلیل محتوا ساختاریابی می کنند. در ساختاریابی ادبی، عناصر ساختاری داستان چون کنش، وضعیت، شخصیت، گره افکنی، اوج داستان و گره گشایی بررسی و عناصر ساختاری فیلم انیمیشن نیز با متن افسانه در فیلم ملک خورشید انطباق داده می شود. در ساختاریابی سینمایی، عناصر ساختاریِ طراحی بصری شامل طراحی تصویر، طراحی پس زمینه، رنگ و خط، حرکت و عناصر ساختاریِ طراحی صوتی چون کلام، جلوه های صوتی، موسیقی متن و طرح ساختاری روایت و هم چنین ساختارهای روایی در انیمیشن ملک خورشید به تفصیل بررسی می شود. در ادامه ی مقاله، مؤلفان مقایسه ای بین بن مایه های منظومه های عاشقانه و فیلم ملک خورشید به عمل می آورند
از جمله جلوه های مختلف موسیقی شعر می توان به موسیقی درونی آن اشاره کرد. موسیقی درونی حاصل هماهنگی و ترکیب کلمات و طنین خاص هر حرف در مجاورت با حروف دیگر است. بسیاری از آرایه هایی که تحت عنوان موسیقی درونی مورد بررسی قرار می گیرد، در حقیقت زیرمجموعه آرایه تکرار است؛ آرایه هایی نظیر جناس، ردالصدر علی العجز، ردالعجز علی الصدر، واج آرایی، طرد و عکس و ... همگی از نوعی تکرار حکایت می کند.
قادر طهماسبی، متخلص به فرید، از شاعران معاصر انقلاب و دفاع مقدس است. در طول سال های 1385 و 1386، سه دفتر شعر با عنوان پری ستاره ها (مجموعه غزل)، پری بهانه ها (مجموعه مثنوی) و پری شدگان (مجموعه اشعار نیمایی) از او به چاپ رسید. در این مقاله سعی شده است که اشعار فرید در این سه دفتر، از نظر موسیقی درونی مورد بررسی قرار گیرد. در آثار فرید، تکرار به عنوان رکن اساسی موسیقی درونی با جلوه های مختلف، نمود قابل توجهی دارد تا آنجا که می توان چنین نتیجه گرفت که تکرار، علاوه بر غنای موسیقی درونی اشعار او و ایجاد نوعی وحدت در محور عمودی اشعار، از جمله مشخصه های بارز سبکی اشعار فرید نیز به شمار می آید.
پی بردن به سبک شخصی شاعر و چه بسا آشکار کردن سبک دوره، از جمله ثمرات و اهدافی است که از رهگذر بررسی و تحلیل بسامد و فراوانی این شگرد هنری در شعر فرید حاصل می شود.
شخصیت ها در انتقال درونمایه و پیام داستان هر یک نقش مشخص و معینی دارند. نقش ها بر همدیگر تاثیر می گذارند و یک مجموعه مرتبط و منسجم را ایجاد می کنند. برخی شخصیت ها، به ویژه در آغاز داستان بر چگونگی آشنایی شخصیت اصلی با هدف تاثیر می گذارند. مساله اینجاست که این نقش در داستان های دفاع مقدس نیز وجود دارد یا نه؟ آیا در ادبیات داستانی دفاع مقدس، شخصیت اصلی بر اساس راهنمایی، ارشاد و تحریک دیگران با هدف آشنا می شود یا مساله صورت دیگری دارد؟ قصد آن است که انگیزه رفتار و الگوی اندیشه و تفکر شخصیت اصلی آشکار شود. این مهم، اهمیت نقش و فردیت بارز شخصیت اصلی را نشان می دهد. برای بیان این مطلب از الگوی کنشی گرماس بهره گرفته شده است؛ الگویی که ارتباط شخصیت ها را بر اساس نقش و کارکرد آنها نشان می دهد. بر اساس این الگو، شخص یا اشخاصی (فرستنده)، شخصیت (کنشگر) اصلی را به خاطر خواسته مشترکی (هدف) به ماموریت می فرستند. کنشگر اصلی در این ماموریت با کمک اشخاص همدل (یاوران) یا مخالفت و دشمنی افراد مخالف (رقبا) مواجه می شود. انجام ماموریت و به دست آوردن خواسته، نفع و نتایجی برای او، فرستنده یا دیگران در بر خواهد داشت (گیرنده). مطابق این الگو، شخصیت اصلی بر اساس همفکری یا راهنمایی فرستنده که از ضرورت و اهمیت هدف آگاه است، به ماموریت فرستاده می شود. فرستنده به دلیل آگاهی از هدف؛ از نظر فکری اهمیت شایانی دارد. در این مقاله سعی شده، پس از بیان الگوی کنشی گرماس، به این سوال پاسخ داده شود که آیا این نقش در چهار رمان دفاع مقدس و جود دارد یا نه؟ اگر وجود ندارد، این مهم چه تاثیری بر الگوی تفکر و اندیشه شخصیت اصلی گذاشته است؟ بر همین اساس، طبق الگو نقش فرستنده در چهار رمان دفاع مقدس -ارمیا، سفر به گرای 270 درجه، دوشنبه های آبی ماه و گنجشک ها بهشت را می فهمند-بررسی شده است. تطبیق الگو نشان داده است که در این چهار رمان، نقش فرستنده وجود ندارد و از نظر فکری، شخص یا اشخاصی بر شخصیت اصلی تاثیر نگذاشته اند و شخصیت اصلی بنا بر آگاهی و شناخت خود از هدف و به صورت داوطلبانه و خودجوش به ماموریت رفته است؛ به عبارتی، نقش فرستنده با شخصیت اصلی ادغام شده است و این دو نقش، یک نماینده (شخصیت اصلی) دارد. تفاوت رمان با قصه، دوره تاریخی دفاع مقدس و ماهیت هدف از دلایل این امر هستند.