ترتیب بر اساس: جدیدترینپربازدیدترین
فیلترهای جستجو: فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۷٬۱۲۱ تا ۷٬۱۴۰ مورد از کل ۵۴٬۳۹۸ مورد.
۷۱۲۱.

بررسی لایه ایدئولوژیک سبک شعر حافظ با تأمل بر طنز (از منظر تحلیل گفتمان انتقادی)(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۱۴ تعداد دانلود : ۵۹۲
موضوع طنز در شعر حافظ، بارها مورد بررسی و تحلیل پژوهشگران قرار گرفته است اما هدف این مقاله آن است که نشان دهد، شعر حافظ از جمله، متون گفتمانی است که حامل ایدئولوژی است و در مواضعی چون طنز، این ایدئولوژی پنهان، بیشتر آشکار می گردد. پرسش اساسی که پژوهش حاضر به آن می پردازد، این است که تقابل دال های مرکزی شعر حافظ چون رند و صوفی در قالب طنز، چگونه به کشف لایه ایدئولوژیک سبکِ شعر او کمک می کند؟ این مقاله، بر این فرض استوار است که میان کاربرد ساختار بلاغی طنز در شعر حافظ با گفتمان حاکم روزگار، رابطه مستقیمی وجود دارد. در این مقاله، پس از تأمل بر روی چیستی لایه ایدئولوژیک سبک و معرفی نظریه تحلیل گفتمان، به عنوان ابزار تحلیل ایدئولوژی در متن، نشان داده ایم که یکی از مواضعی که ایدئولوژی در کلام حافظ، به طور کامل نمود می یابد، موضع طنزهای اوست. سپس به باز نمود طنز در شعر حافظ پرداخته ایم و برآن بوده ایم که طنزهای حافظ، با دو شیوه ناسازگاری واژگانی و ناسازگاری گفتمانی خلق شده اند. در پایان، این مقاله به این نتیجه می رسد که طنزهای ایدئولوژیک حافظ، اقتداربخش و تقویت کننده گفتمان آزاد منشی اند. این مقاله، به روش تحلیلی-توصیفی با استفاده از مطالعات کتابخانه ای به انجام رسیده است.
۷۱۲۲.

حضور ابرانسان در شعر احمد شاملو و رفعت سلّام با تکیه بر مدایح بی صله و هکذا تکلّم الکرکدن(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۳۱ تعداد دانلود : ۵۵۸
امروزه انسان گرایی یکی از مهم ترین درون مایه های شعر جهان است. اومانیسم یا مکتب انسان گرایی، نگرش یا فلسفه ای است که اصالت را به رشد و شکوفایی انسان می دهد و انسان را حقیقتِ وجودی همه چیز می داند. طرّاح «ابرانسان»، فردریش نیچه مدّعی گذر از اومانیسم و پشت سرگذاشتن انسان به عنوان غایت هستی و دستیابی به مرحله ای بالاتر است. جستار حاضر، انسان گرایی و ابرانسان مبتنی بر اندیشه های نیچه را در شعر دو شاعر معاصر ایرانی و مصری، احمد شاملو و رفعت سلّام، به شیوه تحلیلی - توصیفی بررسی کرده است تا در حوزه ادبیّات تطبیقی، به نسبت میان اندیشه های این دو شاعر با یکدیگر و با طرّاح نظریه بپردازد. ازمیان مجموعه های شعری این دو شاعر، دو مجموعه مدایح بی صله و هکذا تکلّم الکرکدن دست مایه پژوهش پیش رو قرار گرفته اند. نتایج نشان می دهد که انسان شاملو در این مجموعه، از مرحله انسان مبارز فراتر رفته و انسان فرزانه جانشین او شده است، انسانی که دل از آسمان و تقدیر برکنده و اکنون با تکیه بر نیروهای زمینی خود و امید به آینده پیش می رود. در شعر رفعت سلام دو مؤلّفه «طبیعت گرایی» و «محوریت انسان» پس از تعبیر «مرگ خدا» نمایان تر از دیگر مؤلّفه هاست.
۷۱۲۳.

تحلیل جامعه شناسی بدن در شاهنامه با تکیه بر پیکرینگی خاندان سام(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۸۱۰ تعداد دانلود : ۶۳۵
بدن دارای ابعاد اجتماعی و فرهنگی است و ساختارهای اجتماعی در آن تجسد یافته است. پیکرینگی قهرمانان اسطوره در تاریخ اساطیری، نمایانگر جنبه های اجتماعی و طبقاتی بدن در دوره پیشاتاریخی است. در این جستار بنیادی- نظری، با بهره گیری از روش تحلیل محتوا و با استفاده از شیوه سندکاوی و منابع کتابخانه ای، بدن اسطوره ای در شاهنامه ، با مطالعه موردی بدن خاندان سام، از منظر جامعه شناسی تحلیل شده و این نتایج به دست آمده است: 1- طبقه ارتشتاران، عمدتاً دارای بدن غیرآیینی هستند و بدن اجتماعی آنان در قالب بدن فرزندانشان تداوم می یابد. 2- بدن در خاندان سام، جنبه طبقاتی دارد و از دو مسیر عرفان گرایی و ظهور بدن بیرونی، به امورِ جامعه و جمعیت ها می پردازد. جلوه بیرونی و مادی بدن اجتماعی این خاندان، با مشارکت سام در مناسبات قدرت در پایان دوره فریدون آغاز می شود و 3- سه گانه سام، زال و رستم نمود برجسته ای در مناسبات اجتماعی و فرهنگی ایرانیان داشته اند و براساس سلوک بدنی آنان می توان آنان را در زمره اسطوره قهرمانان رستگاری دسته بندی کرد.
۷۱۲۴.

مسئله دیوِ گاوپای و دانای دینیِ مرزبان نامه(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۰۹۳ تعداد دانلود : ۷۹۷
داستانِ «دیوِ گاوپای و دانای دینی» از مشهورترین و بحث برانگیزترین داستان های مرزبان نامه و داستانی بلند است که تمامِ بابِ چهارم را به خود اختصاص داده است. بُن مایه این داستان رنگ و بوی اساطیری دارد و روایتِ آن را می توان در پیوند با الگوهای روایی-اساطیریِ ایرانی دانست. همین موارد نظرِ پژوهشگران را به خود جلب کرده و باعث شده است نظرهای مختلفی در موردِ داستانِ «دیوِ گاوپای و دانای دینی» بیان و ارایه شود. در ادامه پس از خلاصه داستانِ «دیوِ گاوپای و دانای دینی»، نگاهی به نقد و نظراتِ ارایه شده در موردِ این داستان می اندازیم و پس از بررسیِ این نظرات؛ نظرِ خود را با تحلیلی تاریخی-اسطوره ای به روشِ کتابخانه ای و اسنادی ارایه می دهیم. نتیجه حاصل از پژوهش نشان می دهد که بُن مایه داستانِ «دیوِ گاوپای و دانای دینیِ» مرزبان نامه مناظره زرتشت و اهریمن است که از اوستا و منابعِ پهلوی گرفته شده و ساختارِ این داستان بر اساسِ کتابِ مینوی خرد پی ریخته شده است.
۷۱۲۵.

فرهنگ عامه و آیین های هندوان در مثنوی «عرفان» بیدل دهلوی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۰۹۳ تعداد دانلود : ۵۵۱
اشعار بیدل دهلوی، یکی از شاعران برجسته سبک هندی، که خارج از مرزهای جغرافیایی ایران می زیسته، بازتابی از فرهنگ عامه، آداب، سنن و باورهای مردمی هند است. این شاعر عارف فارسی زبان که آثار او برآمده از فرهنگ پایه سرزمین خویش است، توانسته بخشی از گزاره های فرهنگی و باورهای عامه زیستگاه خود هند را به صورت خودآگاه یا نا خودآگاه به گونه های مختلف در اشعارش بازتاب دهد. در این پژوهش برآنیم تا باورهای عامه، آیین ها، مراسم و مناسک مذهبی بازتاب یافته در مثنوی «عرفان» را بررسی کنیم. حاصل این پژوهش، که با روش تحلیلی توصیفی انجام شده است، بیانگر آن است که اعتقاد به تناسخ، آیین ستی، رسم وداد، آداب سوزاندن مردگان، بخشی از آداب و رسوم و باورهای مردم سرزمین هند است که شاعر با دست مایه قرار دادن این آداب و رسوم به مضمون پردازی های هنری و تبیین اندیشه های عرفانی و مذهبی برای مخاطب پرداخته است. همچنین قصه عاشقانه «کامدی و مدن» نیز در مثنوی «عرفان» شرایط پرزرق و برق دربارهای شاهان هند و آداب اجتماعی آن ها را نشان می دهد. این پژوهش می تواند فرهنگ عامه و آداب و رسوم هندوان را بازنمایاند و در مطالعات قوم شناسی، علوم اجتماعی و پژوهش های فرهنگی و عرفانی ثمربخش و کارآمد باشد.
۷۱۲۶.

تجزیه و تحلیل گفتمانی و متنی رباعیات مولوی(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۰۸ تعداد دانلود : ۴۴۶
در تجزیه و تحلیل گفتمانی رباعیات مولوی که برپایه ی ساخت گفتمانی و متنی پیشنهادی لطف الله یارمحمدی در خصوص رباعیات خیام صورت گرفته، نخست رباعیات مولوی به دو دسته ی متمکن و مغلوب تقسیم گردیده و سپس سازه های به کاررفته در آن ها بررسی و واکاوی شده است. بیشتر رباعیات مولوی به شیوه ی مغلوب است که غالباً در لحظه های وجد و حال و کشف و شهود بر زبان وی جاری شده است. در رباعیات مغلوب غالباً سخن از «او» در مقام حق، معشوق یا شمس تبریزی است و نوعی راز و نیاز عاشقانه و عارفانه در آن ها به چشم می خورد. درحالی که در رباعیات متمکن سخن از مسائل کلی و فلسفی در خصوص خدا، انسان و عالم هستی است. هرچند براساس سازه های تشکیل دهنده، هم رباعیات مغلوب و هم رباعیات متمکن مولوی سازه های یکسانی از قبیل توصیف، توصیه، تعلیل، تمنا، دعا و آرزو دارد، اما چارچوب فکری و محتوایی آن ها در این دو دسته از رباعیات متفاوت است. در هر دو نوع رباعی، سازه ی توصیف مهم ترین و محوری ترین سازه به حساب می آید و ازآن جا که در این سازه، شاعر خود در جایگاه فرستنده ی پیام قرار دارد و غالباً به بیان احوال خود، چه در لحظات آگاهی و چه در لحظات کشف و شهود پرداخته، جهت گیری پیام به سوی گوینده و کلام او از نوع عاطفی و غنایی است.    
۷۱۲۷.

تطبیق منهج السیمیائیه عند "ریفاتیر" فی إعاده القراءه لقصیده "العبور إلی المنفی" لِعدنان الصائغ(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۴۱ تعداد دانلود : ۴۸۸
فی منهج ریفاتیر السیمیائی المبتنی علی نظریه التلقّی لدی القارئ، یمکن دراسه القصیده الشعریه ضمن مستویین، هما القراءه الاستکشافیه والقراءه الاسترجاعیه. وفی هذه النظریه، تُکشَف بعض الجوانب الخفیه للقصائد مع الاهتمام بالجوانب المختلفه لهیکل القصیده، أی التراکم (التعابیر المتراکمه) والأنظمه الوصفیه والهیبوغرام أی الموضوعات الرئیسه والماتریس (النسیج) البنیوی، ویتجلّى أیضاً من خلال هذا المنهج التناسق والفکره والمضامین التی تکمن وراء المعانی الظاهریه والسطحیه للقصیده. یتطرق هذا المقال إلى استخدام المنهجیه السیمیائیه لریفاتیر فی خطوهٍ لإعاده قرائه قصیده "العبور إلی المنفی" لعدنان الصائغ، بأسلوب وصفی- تحلیلی بهدف فهم واستیعاب القدرات والطبقات الخفیه وتقدیم قراءه جدیده لتلک القصیده. فتُظهر نتائج البحث فی تحلیل هذه القصیده، أن التراکم فی القصیده یتمحور حول "السلطه والسیطره"، و"المعاناه والحزن"، و"الاستعمار"، و"النضال والاحتجاج"، والمنظومه الوصفیه ل "القطار"، و"المرأه"، و"الوطن"، و"المتهم". ویمکن کشف منشأ "الأوضاع المأساویه للماضی- وهی حاله ملازمه للقلق والحزن – والیأس من تحسن الأوضاع فی المستقبل". أما العناصر اللاقواعدیه (الانزیاحیه) أو الصور البلاغیه المستخدمه فی هذه القصیده هی؛ الاستعاره، والتشبیه، والکنایه، وکذلک مجاز الجزء من الکل. وقد تحوّل أصل دلاله هذه القصیده إلى نص قصیده "العبور إلى المنفى" من خلال ثلاث قواعد لتحدید العوامل المتعدده. فاکتشاف الماتریس (النسیج) البنیوی یثبت أن السیمیائیه الشعریه فی القصیده، على الرغم من اختلافها فی المظهر، إلا أنها فی الواقع تعکس حقیقه واحده وهی متغیرات (التعابیر المتراکمه والمنظومه الوصفیه) لصفه ثابته (الهیبوغرام).
۷۱۲۸.

تعامل امیر سیف الدوله حمدانی با شعرا و پیامدهای فکری و فرهنگی آن(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۸۲۶ تعداد دانلود : ۶۹۶
امیر سیف الدوله حمدانی (حک: 355-333ق)، موسس حکومت حمدانیان در حلب، که دربار وی محل تجمع شعرا و ادبا بود، در زمره  افراد موثر در شکوفایی فرهنگ و تمدن اسلامی در قرن چهارم می باشد. این پژوهش با روش توصیفی- تحلیلی و مطالعه منابع تاریخی و ادبی با هدف واکاوی چگونگی و پیامدهای تعامل و ارتباط شعرا با سیف الدوله در جستجوی پاسخ به این سوال است که چه عواملی در تجمع شعرا در شهر حلب و دربار امیر حمدانی موثر بوده است و این حضور و تعامل چه پیامدهایی در زمینه علمی و ارتقاء فکری و فرهنگی داشته است؟ در دوره ضعف و فترت خلافت عباسی سیر شکوفایی فرهنگ و تمدن اسلامی با پویایی حکومت های مستقل و نیمه مستقل از جمله حمدانیان ادامه یافت که در این بین امیر سیف الدوله حمدانی با ایجاد فضای امن، آزادی بیان، حمایت مادی و معنوی و کرم و بخشش بی نظیر زمینه حضور شعرای زیادی را در دربار خود فراهم کرد که این حضور علاوه بر مدح امیر توسط شعرا، پیامدهای مختلف فکری و فرهنگی داشته است که می توان به خلق آثار علمی و ادبی، تقویت روحیه حماسی و مقاومت در مقابل تهاجم روم، ترویج باورهای شیعی و بیان حقانیت اهل بیت و نقد دستگاه خلافت اموی و عباسی اشاره کرد.
۷۱۲۹.

روش شناسی کشف سایه های معنای آیات قرآن در متون تفسیری ( مطالعه موردی تفسیر مفاتیح الغیب)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۳۰ تعداد دانلود : ۵۲۶
در آیات قرآن، گذشته از تعبیراتی که ظاهر الفاظ آن ها بیان مقصود را می رساند، پاره ای تعبیرات، بر مفهومی فراتر از این الفاظ دلالت دارند، مفاهیمی که با عنوان سایه های معنا معادل ظلال المعنی یاد می شوند و نشانه هایی از قبیل جایگزینی برخی از واژگان، تقدیم و تأخیر، واژگان متضاد، پژوهشگر قرآنی را به تدبر در آن ها و تبیین این مفاهیم سوق می دهد؛ از این رو در روش تفسیری مفسران، استناد به این نوع از بیان ها و تفسیر آیات شریفه قرآن پربسامد است. در این جستار با رویکرد به تفسیر فخر رازی و با استفاده از شیوه توصیفی تحلیلی، روش مفسر در کشف سایه های معنای برخی از آیات و تعابیر واکاوی شده و مستندات وی تبویب شده است. از جمله نتایج این پژوهش آن است که فخر رازی به استناد نشانه های غیر لفظی، مانند جایگزینی واژگانی یا نحوی، تقدیم و تأخیر، سایه معنای نهفته در برخی از آیات را بیان کرده است. هم چنین استناد به پدیده جایگزینی در روش کشف سایه معنای تعبیرات، پربسامدتر است.
۷۱۳۰.

بررسی طرحواره های تصویری و استعاره های مفهومی در جزء سی ام قرآن کریم

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۴۵۱ تعداد دانلود : ۷۳۵
یکی از زیرساخت های مهم در حوزه دانش معناشناسی شناختی، کاربرد طرحواره های تصویری و استعاره های مفهومی است. طرحواره های تصویری اغلب حاصل تعامل انسان با جهان خارج است که در قالب مفاهیم انتزاعی شکل می گیرد و ابزاری پایه برای درک بسیاری از مفاهیم ذهنی به شمار می رود. این پژوهش، به بررسی طرحواره های تصویری در جزء سی ام قرآن کریم می پردازد. طرحواره های تصویری اغلب به لحاظ الگویی جهان شمول و انعطاف پذیر، قابل تطبیق با متون دینی و ادبی می باشد. جستار حاضر در صدد پاسخگویی به این پرسش است که طرحواره تصویری در سه رویکرد "حرکتی، حجمی و قدرتی" که بالاترین بسامد را در جزء سی ام از قرآن کریم دارا هستند تا چه حد می تواند الگویی مناسب برای مطالعه استعاره های قرآن باشد. در ابتدا پس از ارایه تعاریفی درباره مبحث طرحواره های تصویری و استعاره های مفهومی از دیدگاه معناشناسی شناختی، به تشریح مبانی استعاره مفهومی و انواع طرحواره های به کار رفته در این جزء اشاره می شود سپس به استخراج نمونه ها و شاهد مثال های مطابق با این مفهوم از آیات شریفه جزء سی ام با تکیه بر روش توصیفی- تحلیلی می پردازیم. بررسی های به عمل آمده حاکی از آن است که در زیرساخت استعاره های موجود در آیات منتخب، انواع طرحواره ها به چشم می خورد که به عنوان شاهد مثالی از هنجارها و ناهنجاری های در قرآن از طریق استعاره های حاوی طرحواره های اجبار، مانع، رفع مانع، تغییر مسیر یا انحراف، نیروی متقابل، جذب و کشش و توانایی از طریق این الگو منطبق و قابل اجرا است.
۷۱۳۱.

زیبایی شناسی فرازهایی از دعاهای صحیفه سجادیه

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۸۲۵ تعداد دانلود : ۶۴۲
از مهم ترین مسایلی که مورد عنایت پژوهشگران و تحلیلگران متون ادبی قرار گرفته، زیبایی شناسی است. زیبایی شناسی از مهم ترین ارکان ادبیات به شمار می رود که جنبه های مختلف متن را، از جمله واژگان و موسیقی آواها و تخیل و تصویر و فاصله و التفات و جز این موارد را که بلاغت عهده دار برخی از آن ها در متون ادبی است، شامل می شود. اگرچه صحیفه سجادیه به عنوان کتاب دعا و مناجات به درگاه خداوند شناخته شده ولی به اسلوب ادبی و بیانی متمایز شده است که در عین سادگی و روانی، از زیبایی های هنری ویژه ای برخوردار است، از یک سو دعا امری وجدانی و درونی است که با زیبایی های روح و روان انسان درآمیخته می باشد و از سویی دیگر چون خطاب دعا به خداوند است، این تجربه درونی بی واسطه با منبع لایزال در ارتباط می باشد که خود سرچشمه همه زیبایی ها به شمار می آید. شکی نیست که همه ابعاد زیبایی شناسانه در کلام گهربار امام جلوه گر شده است، اما پژوهش حاضر به بررسی جلوه هایی چند از زیبایی شناسی در برخی فرازهای دعاهای صحیفه سجادیه در قالب آرایه های بیانی التفات، حسن ابتدا و حسن نسق و حسن ختام و نیز موسیقی موجود در آن به شیوه تحلیلی خواهد پرداخت و انتظار می رود به این نتیجه دست یابد که امام سجاد7 با بهره گیری از عناصر ادبی و بیانی گوناگون در راستای زیباسازی متن و ایجاد پیوند میان علوم بلاغت و معنا و آفرینش موسیقی دلنشین توانسته است نقش زیبایی شناسی را در کنار نقش معنارسانی به کمال رسانیده و در نزدیک ساختن آموزه ها و معارف والای دینی و اخلاقی و عرفانی به ذهن مخاطبان و تفهیم آن ها موفق عمل کرده است.
۷۱۳۲.

واکاوی وجوه معنایی دو حرف « لا » و « لَنْ » در قرآن کریم

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۱۶۸ تعداد دانلود : ۶۰۹
معانی حروف در قرآن، از محورهای اختلافی علمای نحو وتفسیر است واین دو فرقه آراء واحدی از اصالت ودلالت آنها ندارند. «لن» و«لا» ازحروف پربسامد درقرآن کریم اند. «لن» (106) مرتبه و«لا» (1809) بار درقرآن تکرار شده وهردو إفاده نفی می کنند، لکن در نفی به هریک انگیزه ای هست وفهم دقیق آیات مستلزم درک تفاوتهای معنایی این دوحرف است، از این رو به هنگام ترجمه و تفسیر آیات، توجه به دلالت های معنایی این دوحرف ضروری است. این پژوهش با تکیه برروش توصیفی تحلیلی وبا استناد به دیدگاه های نحوی وتفسیری به مقایسه معنایی ودلالت های این دوحرف پرداخته ورمزنفی به آنها در آیات را تبیین نموده است.ازجمله نتایج این پژوهش این است که عموما دیدگاههای مشترکی بین مفسران ونحویان نسبت به معنای «لن» و«لا» وجود ندارد. «لن» درآیات بنا به سیاق برای تأبید و آینده کوتاه وتاکید نفی و «لا» برای نفی در زمان حال وآینده و امور موقت و نفی بعضی از امور محقق و نفی عام به کار رفته است وهمین مفاهیم متعدد، باعث برداشت های مختلف واستنباط های ناهمگون ازآیات گشته است.
۷۱۳۳.

کارکردهای شعری و عاطفی در زبان غنایی عبهرالعاشقین(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۳۰ تعداد دانلود : ۶۲۴
عبهرالعاشقین از متشخّص ترین نثرهای فارسی عرفانی است که روزبهان بقلی شیرازی در قرن ششم هجری در بیان مطالب عرفانی به نگارش درآورده است. این متن از منظر زبانی، به دلیل بسامد بالای کارکردهای عاطفی و شعری، دارای تشخّص ویژه ای است که در حوزه زبان غنایی نیز قابل بررسی است. تک گویی های درونی، زاویه دید درون گرایانه باعث شده است که جهت گیری پیام به سمت گوینده باشد. صدای گوینده در بیان احساسات شخصی، سبب برجستگی زبان غنایی و کارکرد عاطفی در این متن است. بسامد بالای استفاده از حروف ندا، جملات تعجبی و پرسشی در متن، کارکردهای عاطفی را تقویت کرده است. همچنین پیوند آهنگین زبان با بسامد بالای پارادوکس و حس آمیزی، جهت گیری پیام را به سمت خودِ پیام کشانده و سبب برجستگی زبان و پررنگ تر شدن کارکرد شعری متن شده است. هدف این مقاله، بررسی تلفیق فراهنجاری های معنایی با ابزارهای موسیقایی متن (درهم تنیدگی فرآیند هنجارگریزی و توازن) به عنوان ابزاری برای بیان هیجانات عاطفی و احساسی در تجربیات عرفانی و شهودی نویسنده عبهرالعاشقین است. سوال اصلی تحقیق آن است که نویسنده عبهرالعاشقین، با استفاده از کدام شگردهای زبانی و بیانی، هنجارهای زبان معیار را شکسته و در نتیجه، متن را به ساختار شعر، نزدیک کرده است؟ این تحقیق به شیوه تحلیلی- توصیفی و اطلاعات کتابخانه ای انجام شده است
۷۱۳۴.

بازتاب ادب تعلیمی در اساطیر کهن با نظر به داستان زال و سیمرغ و ماجراهای تِلِماک(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۴۵ تعداد دانلود : ۶۰۹
اساطیر و نقش آن در تربیت، سابقه ای به قدمت تاریخ کهن دارد. اساطیر کهن در لفافه ای از ماجراهای عبرت آموز، راه را برای زندگی درست و عاقلانه هموار می کنند. ادبیات تعلیمی از آبشخور داستان ها و اساطیر گرفته شده است. مجموعه های حماسی اسطوره ای از مهم ترین اسوه های ادب تعلیمی هستند. در این میان، داستان زال و سیمرغ با وجود تقابل های فراوان از دید ادب تعلیمی با دیگر داستان های حماسی به ویژه ماجراهای تلماک نوشته فُرانسوا فنلون قابل مقایسه و قیاس است. مانتُور در ماجراهای تلماک و سیمرغ در داستان زال، هر دو موجودی اسطوره ای، دارای خرد ایزدی و تعلیم دهنده هستند. مانتور تلماک را که روزی به جای پدر قهرمانش، اُولیس، بر اریکه قدرت در سرزمین ایتاک خواهد نشست تعلیم می دهد و سیمرغ زال را که روزی به جای پدر پهلوانش، سام، حاکمیت سیستان را بر عهده خواهد گرفت، می پرورد. هر دو اثر حماسی رویدادهای خود را در بستری از ادبیات تعلیمی پیش برده اند. با توجه به نقشی که اسطوره ها در این دو شاهکار حماسی ایفا می کنند، بر این بنا استوار است که خدایان اساطیری به لطف خرد ایزدی خود، در خصوص پرورش معنوی انسان ها دارای خویشکاری هستند. جستار حاضر با روش توصیفی تحلیلی و رویکردی تطبیقی به بررسی و بازتاب ادب تعلیمی در شناخت اسطوره ها پرداخته است. نتیجه این پژوهش حاکی از این است که ویژگی مشترک بنیادین در هر دو اثر، بازتاب خردورزی به منظور خودسازی و رشد معنویت درونی است، با این تفاوت که در داستان زال و سیمرغ، بیشتر به جنبه حماسی و در تلماک، بیشتر به آیین حکومت داری پرداخته شده است.
۷۱۳۵.

تحلیل فرونسیستی از «فقر و غنا» در نظام اخلاق صوفیانه و رساله اخلاقی گلستان(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۸۰۴ تعداد دانلود : ۶۳۱
مفهوم فرونسیس (حکمت عملی) که ریشه در فلسفه ارسطو دارد، با اصطلاح سویه کاربردی در هرمنوتیک گادامری پیوند وثیقی پیدا می کند. گادامر با الهام از فرونسیس ارسطویی، بر جنبه کارکردی و پراگماتیستی فهم تأکید می کند؛ ازاین رو، گادامر فهم و تفسیر را جزء امور انضمامی و تجربی می داند، نه با پیش داشت قواعد و روش های خاص. آنچه سعدی در مواجهه با آموزه های اخلاقی به طور عام، و موضوع فقر و غنا انجام می دهد، تحقق عینی کارکردی است. از سده های سوم و چهارم هجری، یکی از آموزه های اخلاقی که در کتب صوفیه با عناوین مختلف مطرح شده، تفضیل فقیر صابر بر غنی شاکر بوده است. چنین رأی و حکمی تا قرن هفتم قرائت مسلط اهل تصوف محسوب می شده و تمرد و سرکشی از آن، عقاب و عذاب دنیوی و اخروی را برای صاحب آن به دنبال داشته است؛ تا اینکه در این قرن، سعدی در رساله اخلاقی گلستان، دیگر بار به مفهوم فقر و غنا با چشم انداز و رویکرد تازه ای می پردازد. او با تفسیری فرونسیستی متناسب با وضعیت انضمامی و عینی زیست روزمره خود، این بصیرت را پیدا می کند تا در مقابل تفسیر مسلط و فراتاریخی و حاکم، جانب غنا را به عنوان عاملی نجات بخش در عصر انحطاط بگیرد و با اخلاقی کارکردگرایانه، زندگی را برای ایران و ایرانی به ارمغان آورد. این مقاله که به شیوه توصیفی تحلیلی و با بهره گیری از ابزار کتابخانه ای نوشته شده است، به تبیین و تحلیل این مدعا خواهد پرداخت.
۷۱۳۶.

راهکارهای مولانا برای مقابله با ترس های مذموم در مثنوی با نگاهی به دیدگاه روان شناسان(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۳۰۲ تعداد دانلود : ۱۰۱۸
مولانا در آموزه های عرفانی خویش، همه ابعاد شخصیت انسان را مورد توجه قرار داده است و برای هریک از بیماری های ذهنی و روانی او راهکار ارائه می کند. یکی از بیماری های ذهنی وهمی که او در مثنوی معنوی به آن پرداخته شده، ترس است. مفهوم ترس از نگاه کل نگر او، به دو نوع ترس مذموم و ممدوح تقسیم می شود؛ ترس مذموم که مورد نظر ماست از من دروغین و کاذب ناشی می شود؛ هرچند مولوی ترس را معمار اصلاح جهان مادی و در جای خود مفید می داند. راهکارهایی که برای مقابله و رهایی از ترس های مذموم که برخی از زمینه های فکری ایجادگر آن ترس از مرگ، غم غربت و تنهایی وجودی، ترس از قضا و مشیت، ترس از شرّ اضداد، ترس از اختیار و آزادی انتخاب، ترس از گناه و... است، از نگاه تیزبین او رویکرد به دین و مذهب، توبه، توکل و تسلیم، یافتن من حقیقی (گنج درون)، ترک فرافکنی، پذیرش تعارضات درونی و استفاده از موهبات آن، هیچ نخواستن در سایه فقر و فنای عرفانی، آشنای با سازوکارهای گناه در جهت رشد و تعالی و... است. پژوهش حاضر به صورت توصیفی تحلیلی و با ابزار کتابخانه ای انجام شده است. در این جستار از آنجایی که مقوله ترس به حوزه روان شناسی نیز مرتبط می شود و مولوی از قرن ها پیش از روان شناسان امروز به ارائه مفاهیم درمانی (هرچند بار رویکرد و اهدافی متفاوت) پرداخته است، (غیر از دیدگاه روان شناسی تحلیلی کارل گوستاو یونگ) از روان شناسان انسان گرا و وجودگرایی مثل رولومی، اریک فروم، ویکتور فرانکل، اروین یالوم، ابراهام مزلو، سورن کرکگور، کارن هورنای و... استفاده می شود تا هم به غنا و گستردگی این مفاهیم بیفزاییم و هم به اثبات این مهم که مولوی قرن ها پیش از روان شناسی امروز به مفاهیم و سازوکارهایی برای مقابله با ترس دست یافته که می تواند از خلال قصه های مثنوی به طور آشکار و یا ضمنی مورد استفاده آیندگان قرار بگیرد؛ لذا آموزه های پیشینیان ادب و عرفان ایرانی را نباید دست کم گرفت.
۷۱۳۷.

مقایسه تطبیقی حکایت اخلاقی «کلاغ و روباه» در شعر ایرج میرزا و احمد شوقی با اصل فرانسوی(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۹۶۴ تعداد دانلود : ۷۶۲
ایرج میرزا و احمد شوقی تشابهات زیادی از نظر شخصیت هنری با هم دارند. یکی از این موارد، تأثیرپذیری از حکایت های اخلاقی لافونتن است. هم ایرج میرزا و هم شوقی اشعار متعددی را به پیروی از حکایت های اخلاقی لافونتن پدید آورده اند که در این میان تشابهات و تفاوت های خاصی وجود دارد. ایرج میرزا یکی از شاعران بزرگی است که در عصر مشروطه ترجمه های منظوم موفقی از حکایت های اخلاقی لافونتن ارائه نمود. او در شعر «کلاغ و روباه» با استفاده از توان هنری خود توانسته با ایجاد تغییرات متعددی، عناصر بومی و فارسی را به ترجمه منظوم خود بیفزاید و شعر مستقلی را پدید آورد. ترجمه منظوم ایرج میرزا از حکایت های اخلاقی لافونتن یکی از جلوه های اصلی تجدد در مضامین شعر فارسی به حساب می آید که ویژگی های متنوعی در حوزه بومی سازی واژگان، مضامین و تخیل دارد که بررسی هریک از این موارد در تحلیل سیر ادبیات تطبیقی در ایران بسیار مؤثر خواهد بود. از سوی دیگر، شوقی با تعم ق در آثار شاعران نامدار عرب و تأثیر گرفتن از ادبیات برجس ته اروپ ا به وی ژه فرانسه، دریچه های جدیدی را به روی شعر عربی گشود. بخشی از اشعار شوقی که از زبان حیوانات نقل شده اند، از آثار موفق او به شما می آیند. شوقی با تأثیرپذیری از لافونتن در این فن مهارت فراوان یافت.
۷۱۳۸.

بازتاب عناصر اقلیمی در داستان های ابراهیم یونسی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۹۵ تعداد دانلود : ۶۵۵
داستان های اقلیمی غالباً بازتاب دهنده ویژگی ها و عناصر مشترکی چون فرهنگ، باورها و آداب ورسوم یک منطقه جغرافیایی هستند. یکی از حوز ه های پنج گانه داستان نویسی اقلیمی ایران، حوزه داستان نویسی اقلیمی غرب یا کرمانشاه است که هویّت مستقلی دارد و پیشینه آن تقریباً به قدمت داستان نویسی مدرن ایران است. اقلیم کرمانشاه در پدیدآمدن ادبیات کارگری و بازتاب اندیشه برابریِ حقوق انسانی پیشتاز است. در این پژوهش به روش توصیفی- تحلیلی، ویژگی های اقلیمی و عناصر مادی و معنویِ فرهنگی، همچون زبان، باورها، آداب ورسوم، معماری، خوراک و پوشاک و... در آثار ابراهیم یونسی، مورد واکاوی و تحلیل قرار گرفته است. یونسی همچون اغلب نویسندگان حوزه کرمانشاه رویکرد رئالیستی را برای روایت رمان های خود برگزیده است. پس از بررسی های انجام شده مشخص شد که عمده ترین ویژگی های اقلیمی غرب با نمودی برجسته و با دقت و ریزبینی بسیار در تمام داستان های یونسی به چشم می خورد که باعث شده رمان های او در زمره آثار ممتاز ادبیات اقلیمی غرب قرار گیرند.
۷۱۳۹.

بررسی فراهنجارها در رباعیات بیدل دهلوی(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۲۴۴ تعداد دانلود : ۱۰۱۷
آشنایی زدایی، برجسته سازی یا هنجارگریزی، انحراف از شکل طبیعی زبان و قواعد حاکم بر آن است. از تاثیرگذارترین روش های پدید آمدن سبک تازه در شعر و از مولفه های مهم، برای آرایش کلام و غنای ادبی است .زیرا زبان معیار را دگرگون و صورت های زبانی را برجسته می کند.هرقدر فراهنجارها بدیع تر باشند کلام مقبولیت بیشتر یافته و سبک شاعر شخصی تر خواهد بود.از آن جا که یکی از خصایص سبک هندی آفرینش مضامین تازه و خیال انگیز است بیدل دهلوی به عنوان یکی از شاعران این سبک با بیشترین هنجارستیزی های هنری و خلاقانه به سبک شخصی دست یافته است. رباعیات بیدل سرشار از تخیلات و بدیع گویی و ابتکارات ادبی است.گرایش و تمایل به استفاده از ترکیبات تازه، مضمون های بدیع وتصاویرخیالی هنرمندانه، بیدل را برآن می دارد که از نرم های طبیعی زبان پا را فراتر نهاده و با ساختار شکنی های خود تصاویر ادبی شگرفی ایجاد نماید.در این مقاله هنجارگریزی های رباعیات بیدل در هشت محور واژگانی، نحوی، آوایی، سبکی، معنایی، گویشی، باستانی و نوشتاری بررسی شده اند، گرچه با انواع هنجارگریزی در رباعیات بیدل مواجهیم اما برجسته ترین ویژگی سبکی بیدل ، در رباعیات مربوط به هنجارگریزی نحوی،معنایی ،واژگانی و سبکی است.که با ساخت وابسته های خاص عددی،ترکیبات نوین،تصاویرخیالی و اصطلاحات کوچه و بازار خودنمایی می کنند.
۷۱۴۰.

نمودهای هنجارگریزی زبانی در اشعار محمّدجواد محبّت(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۰۶ تعداد دانلود : ۴۰۷
نمودهای هنجارگریزی زبانی در اشعار محمّدجواد محبّت سلما ساعدی دکتر سیّد آرمان حسینی آبباریکی چکیده ازجمله انحرافات از زبان معیار، «هنجارگریزی» است که هدف آن، به کارگیری عناصر زبان است بدان صورت که شیوه بیان آن برای مخاطب تازگی داشته باشد. محمّدجواد محبّت در شمار شاعران معاصری است که از روش هنجارگریزی برای برجسته سازی شعر خود سود جسته است. هنجارگریزی به دو صورت نمود پیدا میکند: هنجارگریزی در حوزه لفظ و هنجارگریزی در حوزه معنی. در اشعار محبّت، مهمترین جلوه های هنجارگریزی در زمینه لفظ قابل مشاهده است؛ بنابراین در این پژوهش که به روش توصیفی- تحلیلی انجام می گیرد، هنجارگریزی آوایی، واژگانی، زمانی (آرکائیسم)، گویشی، نوشتاری، نحوی و سبکی بر مبنای الگوی هنجارگریزی لیچ در اشعار او کاویده می شود. ازجمله یافته های پژوهش حاضر، این که بسامد بهره گیری شاعر از انوع هنجارگریزی یکسان نیست و هنجارگریزی واژگانی، زمانی و گویشی نمود بیشتری دارند. در حوزه هنجارگریزی نحوی، منفصل نوشتن «ن» نفی از فعل، فاصله میان مضاف و مضاف الیه، جابجایی و رقص ضمیر و... برجسته است. هنجارگریزی گویشی، چون شاعر خود کُرد است، بازتاب واژگان «کُردی»(گویش کُردی کرمانشاهی) و «فارسی کرمانشاهی» چشمگیر است و شاعر برآن بوده به سروده هایش رنگ اقلیمی ببخشد. هنجارگریزی واژگانی هم، بیشتر در نوآوری در ترکیب سازی نمود یافته است. واژه های کلیدی: آشنایی زدایی، هنجارگریزی، نوآوری زبانی، محمّدجواد محبّت. رنگ اقلیمی ببخشد. هنجارگریزی واژگانی هم، بیشتر در نوآوری در ترکیب سازی نمود یافته است.

پالایش نتایج جستجو

تعداد نتایج در یک صفحه:

درجه علمی

مجله

سال

زبان