گسترش مدرنیزم و آغاز موج سوم (عصر فراصنعتی) به عنوان دست آوردهای فراگیر قرن بیستم همه ابعاد زندگی را تحت تاثیر قرار داد. هنر و ادبیات نیز چونان نمودهایی از جامعه، در تلاش به سوی همگامی و هماهنگی با آن قرار گرفت. حاصل این هماهنگی و تاثیرپذیری پدید آمدن گونه ای نو در داستان به نام مینی مالیسم است که با تکیه بر ایجاز بیش از حد، سعی در هماهنگی با سرعت سیر زندگی دارد. مینی مالیسم در ادبیات غرب پدیده ای جدید محسوب می شود، با وجود این در ادبیات کلاسیک ایران نمونه های فراوانی می توان یافت که از بسیاری جهات قابل انطباق با این گونه ادبی جدید باشند. در مقاله حاضر کوشش شده این انطباق در گلستان سعدی نموده شود. نتیجه کار نشان می دهد که با این بررسی می توان به درک تازه ای از ساختار داستان ها و حکایات کلاسیک ایران دست یافت.
علی نامه حماسه منظوم پارسی است در مناقب و مغازی حضرت علی (ع) از قرن پنجم که به وسیله شاعری به نام «ربیع» سروده شده، این منظومه که در حدود دوازده هزار بیت است و به عنوان نخستین تجربه شعر حماسی شیعه اثنی عشری است، هم از نظر قدمت تاریخ حماسه های شیعی و هم از نظر در برداشتن نوادر لغات و ترکیبات فارسی کهن در کمال اهمیت است که تاکنون گمنام مانده و در کتب تاریخ ادبیات فارسی به آن اشاره ای نشده است. علی نامه از جهت سبک و بیان حماسی به خصوص در حوزه توصیف و تصویرگری و ابزارهای آن ارزش فراوان دارد. زیرا این عناصر، وسیله ای است برای ملموس و محسوس تر کردن صحنه های متنوع و مختلفی که در بستر شعر حماسی روی می دهد و به عنوان یکی از معیارهای سنجش کیفی اثر حماسی به شمار می آید. در شعر حماسی، توصیفات و تصاویر، با استفاده از ابزارهای خاصی از قبیل تشبیه، استعاره مجاز، کنایه و اغراق نمایانده می شود که معمولا در شعر حماسی، اغراق مبتنی بر تشبیه و اسناد مجازی است. بررسی نقش هر کدام از این ابزارها در شعر حماسی از دیرباز مورد توجه منتقدان و تحلیل گران آثار ادبی بوده است. در این مقاله ابتدا این منظومه به صورت مختصر معرفی و شناسانده می شود، سپس با مطالعه دقیق همه ابیات آن، نقش و جایگاه هر کدام از این ابزارها در ابلاغ پیام و میزان تناسبشان با شعر حماسی با ذکر شواهد مختلف شعری مورد بررسی قرار می گیرد. این بررسی نشان می دهد که سراینده این اثر از طریق مطالعه و نگرش به شاهنامه فردوسی، با روش ها و فنون زبانی و بیانی شعر حماسی و دقایق و ظرایف آن آشنا شده و به خوبی توانسته است در این زمینه اثر ارزشمندی را پدید آورد.
طبیعت و مظاهر آن، از دیرباز در آثار ادبی و هنری، ظهور و حضوری گرم و پر نشاط داشته است؛ اما نویسندگان و شاعران رمانتیک در آثار خود به طبیعت را زنده، زیبا و همچون پناهگاه روحی برای خویش تصویر کرده اند. جبران خلیل جبران، نویسنده و نقاش لبنانی نیز همانند نویسندگان و شاعران رمانتیک بزرگ دیگر، در آثار خود طبیعت را به عنوان یکی از عناصر و وسایلی که می تواند التیام بخش دردهای انسان معاصر باشد به وفور آورده است. در این مقاله پس از نگاهی کلی به جایگاه طبیعت در مکتب ادبی رمانتیسم و نوع نگرش رمانتیک ها به طبیعت و تصویر آن در آثارشان، جایگاه طبیعت در اندیشه و آثار جبران بررسی شده و بعضی از مهمترین اصول نوع نگرش جبران به طبیعت بیان شده است. با مطالعه آثار جبران می توان دریافت که او نیز مانند دیگر رمانتیکهای بزرگ به طبیعت و پدیده های آن در آثار خود حیات و اصالت بخشیده، و با دیدگاهی عاطفی به توصیف پدیده های طبیعی پرداخته است؛ از سوی دیگر او مانند دیگر نویسندگان بزرگ رمانتیسم، به تمجید زندگی روستایی در برابر زندگی شهری پرداخته است. از لحاظ فنی نیز اعتقاد جبران به زنده بودن طبیعت و اجزای آن باعث شده است که او از صنایع ادبی مانند تشخیص در تصویرگری پدیده های طبیعی استفاده نماید به طور خلاصه باید گفت که طبیعت در آثار جبران زنده و زیباست و همینگونه نیز توصیف شده است.
نگرش ناصر خسرو به زبان و رابطه آن با هستی و انسان یکی از مهم ترین و گسترده ترین زمینه ها در کلیت دستگاه ادراکی و ادبی اوست. در همین زمینه است که ناصرخسرو بینش خود را درباره جهان و انسان و رابطه این دو با هنر کلامی نشان می دهد و نقش زبان در جایگاه وجودی انسان را در جهان و در پیشگاه باری تعالی بیان می کند و پندارهایی را که با گسستگی این سه در اذهان شکل گرفته است می زداید و، با تکیه بر سنت متفکران پیشین اسماعیلی، طرحی نو در می اندازد. تامل در آثار ناصرخسرو به روشنی نشان می دهد که وی با افکار دینی و بعضا فلسفی پیش از خود، به ویژه از طریق آثار داعیان بزرگی چون ابوحاتم رازی، ابویعقوب سجستانی، حمیدالدین کرمانی و الموید فی الدین شیرازی، آشنا بوده است. وی حاصل این مطالعات را با یافته ها و در یافته های خود در می آمیخته سپس همه را درنظامی نو، به نظم یا نثر، بیان می کرده است. در واقع، موضع گیری خاص او در رویکرد به زبان بود که رهیافت های نوی را در فرهنگ و زبان فارسی پی ریخت و به دنبال خود موج هایی بلند و فراگیر در تحلیل سخن پدید آورد و بر بیشتر متفکران مسلمان به ویژه فارسی زبان اثر عمیقی برجای نهاد.
ساخت جملات اسنادی در زبان فارسی به صورت «مسندالیه + مسند + فعل اسنادی» است. زنجیره «مسند (اسم یا صفت) + فعل اسنادی» چنان زایاست که هیچ کاه اقلامی چون خنک شدن، زیبا بودن، چاق شدن، خوشحال بودن، معلم بودن، مهندس شدن را در واژگان یا فرهنگ های فارسی به صورت مدخل ضبط نمی کنند. در این مقاله، به دنبال آرا طباطبایی (1384) نشان داده ایم که در زنجیره «صفت + کردن»، «کردن» غالبا نه همکرد بلکه فعل اسنادی سببی است که با فرایندی سببی ساز از روی زنجیره «صفت + فعل اسنادی» تولید می شود. در این معنا زنجیره «صفت + فعل اسنادی سببی ’کردن‘» را نیز به دلیل زایایی این الگوی ساختاری نباید در واژگان ثبت کرد. در پایان، درباره دسته ای از ترکیب ها که با فعل اسنادی ساخته می شوند ولی باید آنها را در واژگان ثبت کرد بحث کرده ایم.
هویت ایرانی ریشه در اسطوره هایی دارد که از هزاران سال پیش نیاکان ما آنها را خلق کردند و استمرار بخشیدند، و داستان های حماسی درباره شاهان پهلوی و پهلوانان آرمانی ایرانیان چون کیخسرو و گرشاسپ و آرش و رستم، در تاریخ ایران، پشتوانه های فکری و معنوی نیرومندی بود که همبستگی ملی را تقویت می کرد. از سپیده دم تاریخ تا کنون ایرانیان، به رغم آنکه ایران بارها در معرض هجوم دشمنان خود بوده و گاه با انقراض سلسله شاهنشاهی سرتاسر کشور به دست بیگانگان افتاده، هیچ گاه هویت خود را فراموش نکردند و در سخت ترین روزگاران که گمان می رفت همه چیز نابود شده حلقه های مریی و نامریی هویت ملی چنان آنان را با یکدیگر پیوند داده که توانستند ققنوس وار از میان تلی از خاکستر دگربار سر برآورند.
داستان «رستم و سهراب» یکی از چند داستان برجسته و تامل انگیز شاهنامه است. این داستان، که در آن پدر و پسر به حکم سرنوشت در نبرد برابر یکدیگر قرار می گیرند، در ادبیات اقوام جهان نظایری دارد. افزون بر صد سال پیش، محققی فاضل و کوشا به نام مورای آنتونی پاتر این نمونه ها را بررسی و دسته بندی کرده است. وی، در تحقیق خویش، چون داستان فردوسی را کامل تر تشخیص داده، رساله خود را سهراب و رستم نام نهاده است. این رساله در سال 1902 به همت دیوید نات، ناشر انگلیسی، در چاپخانه برادران گریم در لندن به چاپ رسیده است. پاتر خود را با پیشگفتاری آغاز و، در آن، مطالب گوناگونی را مطرح می کند از قبیل نبرد پدر و پسر و داستان رستم و سهراب به عنوان کامل ترین نمونه آن، ازدواج دور از دیار مرد، پیوند گذرا و دایم، عوامل جدایی مرد از خانواده، پنهان ماندن اصل و نژاد و نقش و جایگاه زن در داستان ها، برون همسری، زن سالاری در قبایل گوناگون ازدواج های آزمایشی، مهمان نوازی جنسی. از آنجا که پاتر داستان «رستم و سهراب» را بنیاد کار خود قرار داده، به جزییات آن نظر داشته و هر کدام را جداگانه مطرح کرده و نظایری برای آن آورده است. مثلا رستم در سرزمین سمنگان با تهمینه آشنا می گردد که به «ازدواج دور از دیار پهلوان» تعبیر و پیامدهای آن گزارش شده است. دیگر، پیشگامی تهمینه در اظهار عشق به رستم که نویسنده درباره آن به نکته های باریکی اشاره کرده و نتیجه گرفته که، در قصه های اقوام کهن، این پیشدستی هرزگی و سبکی زن به شمار نمی آمده است. همچنین دور شدن مرد پس از ازدواج گذرا و ترک زن و فرزند به قصد بازرگانی یا جنگاوری و پیامدهای ناشی از آن.
در این مقاله مباحث زیر مورد بررسی قرار گرفته است:
الف: ساختمان صفت که در جهانگشای چهار نوع صفت به کار رفته است.
ب: تعدد موصوف و صفت: در جهانگشای برای یک موصوف گاهی بیش از یک صفت آمده است. تعدد صفت هم قبل از موصوف و هم بعد از موصوف به چشم می خورد.
ج: مطابقت موصوف و صفت در شماره در زبان فارسی صفت همیشه مفرد است موصوف چه مفرد باشد چه جمع؛ اما در کتب قدیم و از جمله جهانگشای تحت تاثیر زبان عربی مطابقت موصوف و صفت زیاد بکار رفته است.
د: مطابقت موصوف و صفت در جنس؛ در زبان فارسی جنس دستوری وجود ندارد اما تحت تاثیر زبان عربی در کتب قدیم و از جمله جهانگشای مطابقت موصوف و صفت قابل توجه است.
ه: درجات صفت، در جهانگشای 3 نوع صفت: مطلق، تفضیلی و عالی به کار رفته است که هر یک انواعی دارند.
تاریخ بیهقی یکی از استوانه های نثر فارسی و یکی از جریان های بزرگ تاریخ ایران است. جملات کوتاه و مفید کشف ظرفیت و توان فعل در زبان فارسی، دریافت این نکته که نیروی انتقال بیشتر در فعل جمله است، همچنین گزینش و انتخاب هنری واژه هادر محور هم نشینی کلام، آفرینش ساختاری نوین از واژه ها بر اساس فرآیند قاعده افزایی و قاعده کاهی، همه و همه بیهقی را در پیوند با مخاطب بیش از نویسندگان دیگر موفق ساخته و اثر او را به سوی جاودانگی کشانده است. غایت این مقاله آن است که از دیدگاه زیبا شناسی برخی از نکته های هنری و بلاغی، تاریخ بیهقی از نظر گذرانده شود.
"روزنامه «طوفان» فرخی یزدی به مدت هشت سال از سال 1300 تا 1307 ش. منتشر می شد و فرخی، خود بسیاری از سرمقالات و بعضی از مقالاتات را می نوشت و بیشتر از نظر سبک انتقادی، گرایش های سیاسی و پیام رسانی در نثر مشروطیت اهمیت داشت و طبعا شیوه نگارش و جنبه ادبی آن در درجه دوم اهمیت قرار می گرفت.
نثر فرخی یزدی را به سه نوع می توان تقسیم کرد: نثر روزنامه ای، نثر توصیفی، ادبی و نثر منشیانه، اما نثر غالب وی همان نثر روزنامه ای (انتقادی، خطابی) است، که هر چند بیشتر تحت تاثیر نثر روزنامه نگاری مشروطیت به ویژه روزنامه نویسی دهخدا بوده، به لحاظ امتیازات روزنامه نگاری و مختصات مقاله نویسی قابل توجه و بررسی است و در این مقاله سعی می شود به شاخصه های مقاله نویسی، انواع نثر ویژگی های سبکی نثر فرخی پرداخته شود."
یکی از موضوعات اصلی شعر فارسی در عصر مشروطه، «وطن» است و درک صحیح پیام شعر این دوره تا حدی منوط به شناخت جایگاه آن است. مفهوم وطن در نظر شاعران این دوره، با مفهوم آن در نزد گذشتگان متفاوت است. در این مقاله وطن در دو دوره قبل و بعد از اسلام بررسی شده است. ایرانیان پیش از اسلام با مفاهیمی از وطن مثل سرزمین و نژاد آشنا بودند، با پذیرش اسلام و تاثر از آموزه های آن، نگرش آنان نسبت به وطن دگرگون شد. به طور کلی مفاهیم وطن در شعر فارسی این دوران عبارت است از: 1. عالم اسلام؛ 2. عالم برین؛ 3. زادگاه؛ 4. جهان وطنی. بر پایه یافته های این تحقیق، مفهوم «وطن» در شعر مشروطه، با گذشته متفاوت است، هر چند مفاهیم کهن آن نیز کمابیش حضور دارد. «وطن» در این مفهوم جدید، مرکب از مولفه هایی است که می توان این مولفه ها را تحت عناوین زیر جستجو کرد: 1. دگرگون شدن نقش مردم در حکومت؛ 2. تعلقات خاکی و نژادی؛ 3. هویت ایرانی با همه شئون آن.
مقاله حاضر به بررسی انعکاس غزل اول دیوان حافظ، در آینه ترجمه سه مترجم زبان ترکی می پردازد و توانایی این سه مترجم را در ارایه تصویری درست تر از غزل مربوطه، به مقایسه می نشیند و از این راه تلاش می کند به نتایج و اصولی در امر ترجمه برسد.
شخصیت بخشی یکی از مهم ترین صورت های خیال است که به شکل های مختلف در شعر می آید و معمولا با صنایعی همچون ایهام یا استخدام و حسن تعلیل همراه است. شخصیت بخشی به مثابه نوعی تشبیه یا استعاره دارای دو رکن است؛ یکی شخص و دیگری شی. هر گاه ویژگی یا فعلی انسانی را به شی نسبت دهیم یا به بیان دیگر در شی فرافکنیم، حاصل کار شخصیت بخشی خواهد بود. این نوع تصویرپردازی یکی از مهم ترین وجوه زیبایی در شعر حافظ است. حافظ به شکل های مختلف به اشیا شخصیت انسانی بخشیده و در این کار توفیق کم نظیری داشته است. مهم ترین ابزارهای حافظ در شخصیت بخشی به اشیا، تشبیه، استعاره و ایهامی است که در وجه شبه یا جامع استعاره یا استعاره تخییلیه ای که لازمه استعاره مکنیه است وجود دارد.