الباخرزى أدیب بارز فی من أدباء القرن الغامس للهجره، انه فارسى الاصل ولد فى قصبه باخرو احدى نواحى نیشابور: و آ ثرت أن ابحث عن ترجمه حیاته و هو و ان ولد فى باخرز الا أنه کاذ من الادباء الذین عرفوا من ذوى اللسانین، اللغه الفارسیه و العربیه و أشرت فى هذه الدراسه الى اساتذته و مجالس العلم و الادب فى عصر» و الاصفار و الصلات و عمله الادبى و آ ثاره التى وصلت الینا و التى لم تصل، خاصه الروزنامجتان( الیومیات) و اصلها معرفه الایام و الشهور و طلوع الشمس و القمر على مدار السنه التى اجتمعت له فى بغداد حین زارها بصحبه الآمر البو یهى الیومیه (Diry) فى دائره المعارف البریطانیه الجدیده، تسجیل یومی للتجارب و الملاحظات و الخبرات و الآراء الذاتیه.
قضی الشاعران أبوفراس الحمدانی و مسعود سعد سلمان سنوات طویله من حیاتهما فی السجن بعیدین عن الدیار والأهل. إنّ الظروف التی عاشها الشاعران فی هذه الأیام والسنوات ساقتهما إلی إنشادالأشعار التی تعبّر عن عواطفهما و أفکارهما تجاه أحداث الحیاه والمجتمع. تمتاز هذه الأشعار بالمیزات الفنیه التی جعلتها نوعاً خاصّاً من الأدب. و هذه المیزات تنبع من الخصال الذاتیه التی یتسم بها الشاعران قبل الحبس کما تنبع من الظروف الصعبه المدهشه التی واجهها الشاعران فی الحبس.
کان اسم الخطیب التبریزی یحیی بن علی (421 502 ﻫ) یترددفی المحافل الأدبیه فی القرن الخامس الهجری و لا زال، و قد شغلت شخصیته الذاتیه والعلمیه الرأی العام آنذاک لما تخللها من صفات مرضیه حیناً و غیر مرضیه حینا آخر، تنطبع بطابع العصر الذی عاش فیه و تناق مع التیامه المنغمس فی اللهو أحیانا والعوده إلی الصراط المستقیم أحیانا أخری، و هذا ما دعانی للبحث حول مجریات حیاته المختلفه و ما دار حولها من أخبار و أقوال و ما تبعها من تهم و طعن و جهت إلی تلک الشخصیه، مشوّقه إیاها تاره و منافحه عنها تاره أخری، کما بحث حول مکانته العلمیه و رأی المؤرخین فیها، والمنزله التی تبوأها فی عالم الآداب وصلته بنظام الملک مؤسس المدارس النظامیه، و حامل لواء العلم والآداب فی ذلک الزمن.
یعتبر الأستاذ الأدیب الشاعر نادر نظام طهرانی، من الشعراء الإیرانیین الذی ینظم بالعربیه، حیث طبع دیوانه مؤخراً، ولاقی استقبالاً واسعاً فی الأوساط الأدبیه.کما تشمل أشعاره شتی المواضیع، ومختلف الأغراض؛ والمتتبع لأشعاره یلمس صبغه العلوم القرآنیه، والروائیه فیها بشکل واضح، حیث استخدم التلمیح، والاقتباس خیر استخدام، واستطاع بسموّ شخصیته، وبساطتها أن یصوّر عاطفته الدینیه النقیه بالاستدلالات القرآنیه، والمفاهیم السامیه بشکل إبداعی رائع.ومن ناحیه أخری، فهو شاعر یقدّس الوجود الإنسانی، حیث إن الإنسانیه، والتطرّق لمصیر البشر فی شعره، یصور نزعته السیاسیه الهادفه لتکریم الإنسان بما هو إنسان؛ إلا أنه مع ذلک، لم ینأ عن عنصری الطبیعه، والخیال؛ فالطبیعه فی أشعاره تحتل منزله خاصه إذ استخدم صورها فی معانٍ کثیره، خصوصاً عندما تکون استعاراته، وتشبیهاته مستوحاه منها بشکل بدیع، یسحر لبّ کل قارئ ذوّاق للشعر.
نمایش نامه ی «ندبه» از جمله نمایش نامه های بهرام بیضایی است که در آن، نقش زن به گونه ای آشکار، برجسته شده است. رویدادهای این نمایش نامه به سال های انقلاب مشروطه مربوط می شود و به گونه ای تلخ و رقت انگیز، نابسامانی های اجتماعی و فرهنگی ایران را در آن زمان نشان می دهد. با نگاهی گذرا به متن این اثر و بررسی گفتار و رفتار شخصیت های نمایش نامه، موقعیت تاسف بار زن و تحقیر بی وقفه ی او در نظام مردسالار آشکار می شود. اما این تحقیرها و تهدیدها نمی تواند شعله ی آگاهی و چراغ اعتراض زن را به کلی خاموش گرداند.
سخن دیگر آن که، نمایش نامه ی ندبه به سادگی تن به تاویل می دهد؛ می توان از سطح ظاهری گذشت و همه ی شخصیت ها، گفت و گوها، کنش و واکنش ها و مکان های این اثر را به گونه ای رمزی، در معنایِ غیر ظاهری آن بازخوانی کرد.
تاریخ بیهقی، یکی از متن های مهم زبان فارسی است که به جز اهمیت های تاریخی و جغرافیایی و ادبی و اجتماعی، از نظر شیوه نویسندگی نیز اهمیتی خاص دارد. نثر بیهقی که دنباله نثر استادش ابونصر مشکان است ویژگی هایی دارد که از یک سو با نثر دوره سامانی مرتبط است و از سوی دیگر، حلقه واسطه ای است که به نثرهای فنّی می پیوندد. علاوه بر این، ویژگی هایی در آن هست که آن را از مشابهات خود ممتاز می سازد. به جز کهنگی های زبانی، اطناب به صورت های گوناگون، بعضی مختصات شعری، علی الخصوص کنایه و تشبیه، تأثیرپذیری از زبان و ادب عربی به گونه های مختلف در نثر بیهقی نمود دارد. شیوه های خاص بیهقی بیشتر در جمله بندی، پاره ای تقدیم ها و تأخیرها، واژه سازی و استعمال تعابیرات خاص کنایی و پاره ای تخیّلات شاعرانه نمود یافته است.
مقاله حاضر درباره معنی و مفهوم خاصی است که " حریّت، قرآن، عبد و حّر " را در اشعار و افکار اقبال لاهوری برای خوانندگان گرامی شرح می دهد. کلمات ظاهراً به شکل واژه هایی هستند و لیکن هر کدام، جای خودش موضوعی است و دارای " پیام اقبال " ، این پیام اقبال در زمان خودش پیامی بود که برای به دست آوردن استقلال و آزاد کردن کشور از چنگال حکمران انگلیس برای هندیان، به ویژه مسلمانان هند و تشکیل یک کشور جداگانه جدید، برای مسلمانان هند به نام " پاکستان " بود. پیام اقبال فقط برای مسلمانان هند نبود، بلکه برای نسل های آینده و نبرد تمامی آزادی خواهان جهان بوده است. در پایان باید گفت که پیام اقبال، در حقیقت همین فرمایشات حضرت امام حسین (ع) و گفته های تیپوسلطان، برای نجات بشریت و ملت ها و نسل های آینده است. اقبال گفته است:
در جهان نتوان اگر مردانه زیست
همچون مردان جان سپردن زندگی است
در این مقاله، نگارنده بر آن است که سخنی هر چند کوتاه در احوال و آثار حضرت شیخ بهایی در قلم آورد و جمال دلارای عروس شعر و کلام بهایی، آن فرزانه را در ترازوی موسیقی کلام برسنجد و هنر شاعریِ فقیهی را که مقام شیخ الاسلامی دربار شاه عباس صفوی را برعهده داشت در حوزه ی گزینش واژگان و تلفیق آنها با پرده های موسیقی در آیینه ی خیال بنگرد و آفرینش معانی رنگین دلپذیر وی را در اوزان عروضی، مورد بررسی قرار دهد.
پژوهش حاضر یک تحقیق تخصصی با رویکرد میان رشته ای از نوع «روان کاوی ادبی» است که به تقابل و تبادل ادبیات و روان کاوی می پردازد و از دید مکاتب روان پویایی (Psychodynamics)، روان گردآفرید را بررسی می کند. در بخش اول، تمامیت روان گردآفرید با تاثیر جنسیت زنانه اش، طبق نظریه عقده اختگی فروید روان کاوی می شود. در بخش دوم، پاره نرینه روان گردآفرید طبق نظریه آرکی تایپ آنیموس یونگ واکاوی می گردد، و در بخش سوم، پاره مادینه روان گردآفرید طبق نظریه کهن الگوی آرتمیس بولن بازکاوی می شود. این مقاله به طور ضمنی نقد تطبیقی (مقایسه ای) دو مکتب روان کاوی یونگی و فرویدی را نیز در بردارد.