در مقاله ی حاضر تلاش شده است با دقت در آثار نظم و نثر مولانا (مثنوی، فیه ما فیه و مکتوبات) و نیز آثار مرتبط با زندگی و سلوک وی همچون مناقب العارفین به دیدگاه های مولانا در خصوص زنان بپردازد.با توجه به آن که مولانا در مثنوی معنوی، از جماد و نبات و حیوان تا شخصیت های گوناگون انسانی را به عرصه ی داستان ها می کشاند تا شاه کارهای فکری و عرفانی خود را خلق کند، بررسی شخصیت های زن در این داستان ها، مدخلی است برای رسیدن به اندیشه های ژرف این عارف و بلکه مصلح اجتماعی در باب زنان، زنانی که صاحب نامی شایسته اند همچون مریم وآسیه و... و یا در پرده ی خمول و گمنامی، اما دارای مقامات عارفانه اند، در فیه ما فیه نیز مطالب متنوعی در زمینه ی زنان است که با دقت در آنها به سرانجام فکری مولانا راه گشا می شویم. حسن و قبح سیرت زن در فیه ما فیه قابل بررسی است. مکتوبات به عنوان یکی از مهم ترین آثار در زمینه ی شناخت اندیشه ی مولوی هم از نظر پنهان نمانده است و با توجه به این که مکتوبات، همان نامه های مولانا است که هر کدام مستند به خاطرات و اتفاقات و زندگی اجتماعی و خصوصی او است، رازهای بسیاری را برای شناخت واقعیات زندگی مولانا بازگو می کند.
انّ للزکاه اکثر من معنى واحد، فلها معنى لغوى و آخر شرعى و ثالث امطلاحى، و من معانیها الصدقه، و قد قدُّم الامام علیُّ امیرالمؤمنین(ع) زکاته و هو فى رکوعه اذ أوحى الله عزّوجلُّ الیه و هوفى صلاته آذ یستمع الى طلب رجلٍ فقیر یطلب المساعده، فاستمع الیه و قدّم له خاتمه و نزلت آ یه شریفهٌ بهذه المناسبه. و قد نظم بعض الشعراء الملتزمین اشعاراٌ. عن زکاه الامام (ع) فى صلاته، و هذا البحث یدور حول الزکاه بصوره عامه و زکاه الامام بصوره خاصه و الاشعار التى نظتت بهذه المناسبه الجلیله.
لاشک أن ازدهار الأدب القومی وتقارب المجتمعات البشریه و وفاقها رهین لمزید من التعرف علی نتاجات الأمم الأخری وأدبائها وطالما اعتنی الباحثون والنقاد فی مختلف مجالات الفکر والثقافه والأدب بهذا التعارف المتبادل کما امتد نطاقه فی عصرنا الراهن امتدادا واسعا و أخذ طریقه نحو الرقی و الازدهار وفقا لرؤی المفکرین فی أی بلد. وبناء علی هذا یهدف هذا المقال إلی التعرف بنتاجات أدیب و ناقد و فنان کویتی معاصر عسی أن تتبعه دراسات معمقه أخری فی مقارنه الأدب الإیرانی المعاصر وبلدان الخلیج الفارسی التی لها علاقات ثقافیه واقتصادیه قدیمه مع بلدنا إیران ولعله یرشد إلی بحوث تتصف بالجداره والعمق. یعد هذا المقال قراءه أدبیه لعدد من النتاجات النقدیه التی هی حصیله عمر أدیب له مؤلفات شامله و یعتبر من الشعراء البارزین المعاصرین فی الکویت وکان لآرائه النقدیه انعکاس واسع فی الحقول الأدبیه فی العالم العربی.
قدّمنا فی هذه المقاله بتعریف العمل الأدبیّ و غایته و أنوع الموازین النّقدیّه المساعده عَلَى النّاقد فی تقویم العمل الأدبیّ، ثمّ بینا فیه العلاقه بین القیم الشّعوریّه و التّعْبیریّه فی العمل الأدبیّ. ثمّ حدّثنا عن الذّوق و الجمال فی العمل الأدبیّ، کماّ بیّنّا القیم الشّعوریّه و عناصرها (فإنّها هی بإیجاز: العاطفه، و الخیال، و المعنَى، و...) و المقاییس النّقدیّه عند العرب فیه، ثمّ حدّثنا عن العلاقه بین اللّفظ و المعنَى. و أخیراً شرحنا القیم التّعبیریّه و عناصرها، ثمّ بیّنّا موضوعات النّقد الأدبیّ من البحث فی فصاحه الألفاظ و فصاحه التّراکیب و البحث فی مقدار الکلام و صیغته و صفات المعانی.
احتل العلامه أبوالقاسم الزمخشری مکانه رفیعه بین العلماء و أرباب الأدب. و قد ترک آثارا قیمه فی مختلف العلوم، منها تفسیره الکشاف الذی عنی فیه المؤلف بالجانب الأدبی و البلاغی فی القرآن الکریم، و اهتم به المثقفون و أرباب العلم والأدب اهتماما یکاد یکون منفردا فی نوعه، و تناولوه بالشرح والتعلیق أو الاختصار تازه، والنقد تازه أخری. و من الجوانب الهامه فی هذا التفسیر هی الجانب اللغوی و تحقیق المفردات اللغویه التی أشبعها المؤلف بالبحث اعتمادا علی ما کان متمتعا به من سعه الاطلاع علی اللغه العربیه و المعرفه التامه بدقائقها و أسرارها. و قد تناول هذا المقال نبذه من الأبحاث المتعلقه بهذا الجانب مع مقارنه بینها و بین ما فی بعض التفاسیر والمصادر اللغویه مبدیاً الرأی فیها بالاستناد إلی الأدله و الشواهد.
إنّ لِستر المرأه العربیه وحجابها وعفافها أهمیه بالغه اکترث بها الثقافه الجاهلیه وتناولها الشعراء وصفاً ومدحاً وفخراً لأنفسهم. وکان لهذا التستّر والعفاف دلالات فطریه ولفظیه ذکرناها فی هذه الوجیزه. ولکن المرأه فی العصر الجاهلی کما کانت متستره، کانت سافره ولسفورها دواعٍ مختلفه نشأ معظمها متأثراً بالأفکار والتقالید الجاهلیه فدراسه أسباب السفور موضوع آخر نوقش فی هذا المقال من خلال الأدب الشعری فی هذا العصر.وکان من أهم تلک الأسباب: الحزن والمصیبه والخوف من السبی فی الحروب وإبراز الحسن والمحبه وداعیه الفقر والمسکنه.
واژه «نظر» در شعر حافظ بسامد بالایی دارد و در هر کاربرد آن، طیفهای معنایی متفاوتی برجسته می شود؛ زیرا حافظ با توانمندی ویژه خود، از تمام ظرفیتهای معنایی که این واژه در زبان فارسی و عربی دارد، استفاده می کند. او تعبیر شاعرانه «علم نظر» را با استفاده از همین ظرفیتهای معنایی واژه می سازد و همه افراد را در کنش نظربازی سهیم می داند. اما در میان نظربازان، نظربازی او از لونی دیگر است. نظربازی حافظ، نظربازی در حوزه شعر و خیال شاعرانه است.
بررسی سبک شناختی آثار ادبی به منزله ابزاری برای کشف روابط بین عناصر سازنده متن، زمانی ثمربخش خواهد بود که نسبت اثر با ذهنیت هنری شاعر از یک سو و اوضاع فرهنگی - اجتماعی زمان خلق اثر، از سوی دیگر سنجیده شود. اواخر قرن نهم و اوایل قرن دهم هجری قمری زمانه ای است که ایران آبستن دگرگونی هانی شگرفی سیاسی و اجتماعی است. روی کار آمدن سلسله صفوی و رسمیت یافتن مذهب تشیع شرایط فرهنگی را برای شاعران به گونه ای رقم زد که تا پیش از آن عصر، سابقه نداشت. بابا فغانی شیرازی از شاعران نام آشنای نیمه دوم قرن نهم و اوایل قرن دهم هجری در همان اوان می زیست. از لحاظ ادبی دوره او، دوره افول سبک عراقی و پیدایی طرزی نو بود که در روزگار ما آن را با عنوان «سبک هندی» می شناسند. بابا فغانی شیرازی از معدود شاعرانی است که قضاوت اغلب منتقدان و شاعران درباره او یک سویه است. کمتر منتقدی را می توان یافت که در تذکره یا در خلال مباحث انتقادی، زبان را خصمانه به نکویش یا جانبدارانه به ستایش بابا فغانی نگشوده باشد. به تعبیری ساده، گویا قضاوت درباره بابا فعانی حد وسط ندارند. شاعران و سخنوران پس از او، یا او را می ستایند یا او را و شعرش را خوار می شمارند. این نوع نگرش به فغانی، باعث شده که او را در کانون ادبی روز گارش فردی موثر بدانیم. پیروزی اغراق آمیز وی از حافظ و تلاشش برای پای ریزی شیوه ای نو در غزل باعث شد که نگارنده در صدد بررسی سبکی دیوان او برآید و نتیجه را در این جستار عرضه کند.
جامعهشناسی ساختگرا یکی از رویکردهای اساسی نقد ادبی معاصر است. جامعهشناسان ساختگرا چون گلدمن آلتوسر و ماشری گاه متون سمبولیستی و سوررئالیستی را مورد بررسی قرار میدهند. داستان سه قطره خون صادق هدایت دارای ظرفیتهایی است که میتواند قرائتهای متفاوتی داشته باشد. معمولاً داستان سه قطره خون را از دیدگاه روانشناختی تحلیل کردهاند، اما این مقاله داستان حاضر را با رویکرد ادبی متفاوت، یعنی بر اساس نظریات جامعهشناسان ساختگرا بررسی میکند. بررسی نموده است. جامعهشناسان ساختگرا، بازتاب ایدئولوژی و ساختارها و صورتبندیهای اجتماعی را در متن جستجو میکنند و آنگاه توانایی نویسندگان و فردیت آنها را در تحولات اجتماعی نشان میدهند. داستان سه قطره خون واقعیات اجتماعی زمان خود را بازتاب میدهد و ناتوانی شخصیتهای آن را در زیر سیطره ایدئولوژی آشکار میسازد
گلشن راز شیخ محمود شبستری (م: 720)، از مهم ترین آثار منظوم عرفانی ایران است. این منظومه، در حدود هزار بیت است که مسایل مهم عرفان نظری را شامل می شود. افراد مختلفی دهها بار به شرح مثنوی گلشن راز پرداخته اند. یکی از این شروح، شرح حدیقه المعارف می باشد که شجاع الدین آن را تالیف نموده است. وی، با یک واسطه مرید شاه قاسم انوار (م: 830) است و کتاب خود را به ابوالمظفر، شاه قراقویونلو (م: 872) پادشاه هنرپرور قرن نهم، تقدیم نموده است. در این کتاب تمام ابیات گلشن راز (به طرزی عالمانه) شرح شده است.
این شرح، یکی از بهترین شروحی است که بر مثنوی گلشن راز نگاشته شده و شارح در آن از بیان هیچ نکته ای فروگذاری نکرده است و از این جهت بر بسیاری از شروح گلشن راز برتری دارد و بر شرح لاهیجی اگر نگوییم تقدم فضل، فضل تقدم و بر اکثر شروح معاصر و پیش از خود، تقدم فضل دارد