قرآن کریم در ایجاز و بیان اسلوبی بی نظیر دارد و به دلیل برخورداری از ویژگی های بلاغی و بیانی، ترجمة آن به دیگر زبانها بسیار دشوار است. لذا مترجم قرآن علاوه بر آشنایی با اسباب نزول و سیاق آیات، لازم است ویژگی های بلاغی زبان عربی را به خوبی بشناسد تا بتواند با رعایت دقّت، امانت و بدون حذف و تغییر معنا به ترجمة صحیح آیات بپردازد، امّا برخی از مترجمان بدون توجّه به ویژگی های بلاغی قرآن کریم به ترجمة آن می پردازند. در این پژوهش ضمن شرح و توضیح شیوه های قصر، ترجمه های قرآن کریم در آیاتی که در آنها قصر به شیوة تعریف مسند و مسندٌالیه و یا به شیوة تقدیم مسندٌالیه مسبوق به نفی بر مسند فعلی صورت گرفته، بررسی شده است و دشواری های انتقال مفهوم قصر در این دو شیوه نشان داده شده است و مشخّص گردیده که می توان برای بازتاب مفهوم قصر در تعریف دو جزء، زمانی که قصر به وسیلة «ال جنس» باچند تأکید مانند ضمیر فصل و ادات تأکید همراه است، از چند مؤکّد استفاده کردو برای بازتاب مفهوم قصر با تقدیم مسندٌالیه مسبوق به نفی بر مسند فعلی می توان مفهوم قصر را داخل پرانتز ذکر کرد.
تعنی المقالة الحاضرة بنظرة الشاعر والناقد الإیرانی، الدکتور محمد رضا شفیعی کدکنی، فی المراحل التی شهدتها الساحة الشعریة الفارسیة من بعد الثورة الدستوریة عام 1285ش/1906م حتى انتصار الثورة الإسلامیة عام 1357ش/1979م. یبدأ الناقد دراسته بمرحلة ما قبل الحرکة الدستوریة باعتبارها نموذجاً ومعیاراً، ومن ثم یدرس المشهد الشعری من بعد الدستوریة مقسّماً إیاه إلى ثلاث مراحل منفصلة هی: مرحلة الحرکة الدستوریة، ومرحلة حکم رضا شاه البهلوی، وأخیراً مرحلة الشعر المعاصر الذی یقَسَّم بدوره إلى أربع مراحل أخری. یتناول الدکتور کدکنی فی کل مرحلة الوجوه الشعریة، والمضامین الرئیسة، والقضایا الفنیة، والمؤثرت الاجتماعیة والثقافیة و... إلخ. وفی نهایة کل مرحلة، یعطی الناقد للقارئ رسماً بیانیاً یشیر إلى کلٍ من الخلفیات الثقافیة، والقضایا الفنیة، وتوغل الشعر والأدب فی المجتمع، والعواطف الإنسانیة فی المرحلة ذاتها.
با ورود انسان به عصر علمی و پشت سرگذاشتن دوره های اسطوره ای و فلسفی چنین به نظر می رسد که دورة اندیشه های اسطوره ای به سر آمده باشد اما اساطیر به علت کارکرد و نقش عمیقی که در زندگی روانی و حتی اجتماعی نوع بشر داشته اند، هم چنان با تغییر، تحول و پویایی خاص خود از راه های گوناگون به حیات خویش ادامه می دهند. جادو، نماد، داستان های تمثیلی، ادبیات عامه، آیین ها و مراسم محلی نقش مهمی در انتقال اسطوره ها به دوره های بعدی دارند. در این میان، جادو به علت کارکرد گسترده ای که در جوامع بشری داشته است نه تنها در بسیاری از حوزه های معرفتی بشر وارد شده بلکه بازتاب دهندة بسیاری از باورهای اساطیری هم می باشد. نقش جادو و جادوگری در بازتاب و انتقال اندیشه های اسطوره ای از مؤلفه های دیگر اگر بیش تر نباشد، کم تر نیست. بخشی از جادو که با آیین های ابتدایی بشر پیوستگی دارد، با اسطوره ها در ارتباط تنگاتنگ است. در مقاله حاضر، برخی از مهم ترین اندیشه های اسطوره ای - جادویی در غزلیات مولوی به شیوه توصیفی-تحلیلی بررسی شده است. آیین های جادویی، شیوه های جادوگری، واژه ها و ترکیبات جادویی، تأثیرات آشکار و پنهان جادو بر سرشت اجسام و افراد و .... بازتابی از همان اندیشه های اسطوره ای در غزلیات مولوی است.
فابل، قصه کوتاه کنایه آمیزی است که ریشه در هزاران سال قبل دارد. همه اتفاق نظر دارند که شرق مهد این نوع ادبی بوده است. در اروپا، پیش از لافونتن، فابل نویسان کم و بیش شناخته شده زیادی بوده اند، که آثارشان غالباً جنبه هنری نداشته است. اما فابل نویس شهیر فرانسوی، با بهره مندی از استعدادی خیره کننده، و به لطف منابع یونانی- لاتینی و به ویژه منابع شرقی که در دسترس داشت، به خوبی دانست که چگونه از عهده برآید. در خصوص فابل هایی که ریشه در مشرق زمین دارند، با اینکه بحث های قابل ملاحظه و زیادی در اختیار است، مطالعات تطبیقی چندانی، آن گونه که باید، وجود ندارد. این مقاله، ما را ترغیب می کند که با بررسی محتوی یک فابل برگزیده لافونتن تحت عنوان «لاک پشت و دو مرغابی» و مقابله آن با ترجمه فابل مشابه در معروفترین مجموعه حکایت های شرقی، درباره منبع آن شناخت عمیق تری به دست آوریم. تلاش اصلی ما در این تحقیق، گردآوری ترجمه های پراکنده این فابل و بررسی تطبیقی آنها با رویکرد آموزشی مناسب در درس ادبیات تطبیقی است.