ترتیب بر اساس: جدیدترینپربازدیدترین
فیلترهای جستجو: فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۴۱٬۴۸۱ تا ۴۱٬۵۰۰ مورد از کل ۵۴٬۳۹۸ مورد.
۴۱۴۸۱.

معرفی نسخه خطی مفتاح الطّالبین (قرن دهم)(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۶۹ تعداد دانلود : ۵۵۶
«مفتاح الطّالبین» اثر ارزشمندی است که فقط دو نسخه خطی - یکی در کتابخانه گنج بخش پاکستان (شماره 2853) و دیگری در کتابخانه ندوه العلمای هند (شماره 191)- از آن وجود دارد و تاکنون هم بررسی و تصحیح نشده است. این کتاب را محمود غجدوانی (قرن دهم ه.ق) در منقبت شیخ کمال الدّین حسین خوارزمی (تولد قبل از 885 خوارزم) در چهارمقاله همراه با یک مقدمه و خاتمه ای کوتاه نوشته است. مقالات اول و دوم در باره ریاضت های شیخ و مقاله سوم در خوارق عادات او و مقاله چهارم شامل چهل مجلس از مجالس وی است. غجدوانی طبع شعر نیز داشته و بعضی از سروده هایش را گاهی با تخلّص «محمود» در این متن آورده است. در این مقاله مهم ترین ویژگی های مفتاح الطّالبین در سه سطح فکری، زبانی و ادبی همراه با معرّفی مختصر نسخه-های خطّی آن قلمی می شود و در نهایت نگارنده عزم آن دارد که با تصحیح این اثر آگاهی های تازه ای در باره سیر عرفان و تصوف و احوال عرفا، مخصوصاً کمال الدّین حسین خوارزمی عرضه کند.
۴۱۴۸۲.

بررسی تطبیقی کارکرد حروف در تولید گونه های شعری جدید در ادب عربی و فارسی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۶۸ تعداد دانلود : ۵۱۸
برجستگی نقش حروف در بازی های شعری، فنون ادبی و صنایع بدیعی به گونه چشمگیری در ادبیات عربی به چشم می خورد. کاربرد حروف با آرایش خاص، منجر به تولید گونه های شعری جدید گشته است؛ از طرف دیگر، ارتباط میان ادب فارسی و عربی و تأثیر پذیری شاعران فارسی زبان از فنون و صناعات شعر عربی، پدیده ای انکارناپذیر است. در پژوهش حاضر با تکیه بر روش توصیفی/ تطبیقی، پنج گونه شعری مهم ماده تاریخ سرایی، محبوک الطرفین، قصیده مُعجمه و مُهمله، شعر هندسی و تطریز که با بهره گیری از ترفندهای خاص به کا رگیری حروف، در عهد مملوکی و عثمانی ادبیات عرب، تولید یا رونق یافته اند و نیز گستره و کیفیت وام ستانی ادیبان فارسی زبان در این زمینه، مورد واکاوی قرار گرفت. برآیند حاصل از این جستار، حاکی از آن است که بعضی از گونه های مورد بررسی با تأثیر از زبان عربی در زبان فارسی هم رواج یافته ولی برخی دیگر با تکیه بر پتانسیل های زبان عربی، به ادبیات این زبان اختصاص دارد و به ادب فارسی راه نیافته یا حروف در تولید آنها کارکرد خود را از دست داده اند.
۴۱۴۸۴.

مقاله به زبان فرانسه: ادبیات بلژیکی فرانسه زبان در فرانسه: تصدیق، بی تفاوتی یا ادبیاتی سودمند (La littérature belge francophone en France : reconnaissance, indifférence ou usurpation ?)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۶۸ تعداد دانلود : ۷۲۴
زبان و ادبیات مستقیما به هویت یک کشور مربوط می شوند. بلژیک کشوری است که گرفتار «مشکل هویت» می باشد، چرا که از بدو پیدایش آن در سال 1830 این کشور را دو گرایش متضاد دچار بحران ساخته اند. یک گرایش آن را از لحاظ فرهنگی به فرانسه متصل می کند و گرایش دیگر آنرا مستقل می داند و «روح بلژیکی» و «اسطوره شمالی» را بعنوان معیارهای وحدت این کشور در نظر می گیرد. بهر صورت، فرانسه همواره بر بلژیک تاثیر گذاشته است و حتی خود را مالک برخی نویسندگان معروف بلژیکی می داند. آیا این تاثیر در کتب درسی امروزی ملموس است؟ آیا برنامه های آموزشی فرانسوی بر ادبیات فرانسه زبانی تاثیر داشته اند یا به بررسی نویسندگان کلاسیک محدود می شوند؟
۴۱۴۸۸.

نقد یک سویگی در نظریه استعاره مفهومی(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۶۸ تعداد دانلود : ۶۸۴
نظریه استعاره مفهومی، که از زبان شناسی شناختی برآمده است، در دو دهه اخیر بسیار محل توجه پژوهشگران واقع شده است، از جمله ایرانیان. این نظریه دارای برخی نقاط ضعف است که شاید بتوان با نقد و تحلیل آن در اصلاح و تقویتش کوشید. لیکاف و جانسون یکی از اصول استعاره مفهومی را اصل یک سویگی نگاشت استعاری می دانند و مدعی اند که نگاشت استعاری همیشه از سوی حوزه مبدأ به سوی حوزه مقصد جریان دارد، نه بالعکس. در این مقاله که با هدف نقد و تقویت اصل یک سویگی نگارش یافته، مشخص شد که برخلاف دیدگاه لیکاف و جانسون، نگاشت استعاری دو سویه است و همان گونه که حوزه مقصد را از طریق حوزه مبدأ سامان دهی و معرفی می کنیم، حوزه مبدأ را نیز می توانیم بر اساس حوزه مقصد سامان دهی نماییم. اما اگر وجه شبه را که از سوی لیکاف و جانسون نادیده گرفته شده، در نظر بگیریم، می توان گفت که برای بیان یک مفهوم یا وجه شبه، نمی توان دو حوزه را جا بجا کرد. یعنی با لحاظ کردن وجه شبه یا مفهوم واحد، نگاشت استعاری یک سویه می شود، مگر در استعاره هایی که وجه شبه به یک میزان وصف هر دو حوزه است.
۴۱۴۸۹.

تحلیلِ الگوی گفتمانیِ عناصرزبان شناختی و فرایندهای گفتمانِ رمانِ «چراغ ها را من خاموش می کنم»(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۶۸ تعداد دانلود : ۷۲۷
تحلیل گفتمان انتقادی، رویکردی میان رشته ای در حوزه های زبان شناسی، نقدادبی و جامعه شناسی است که بر کارکرد اجتماعی زبان در جامعه و سیاست و نحوه بازتولید قدرت اجتماعی و سیاسی تاکید می کند. بر اساسِ نظریه نورمن فرکلاف ، برای کشف لایه های زیرین و تحلیل الگوی گفتمانی، باید سه سطح «توصیف»، «تفسیر» و«تبیین» را بررسی کرد. برای دست یافتن به الگوی گفتمانی درسطح «تبیین» که سطح اصلی و بنیادین در بررسی جامعه شناسی زبان است، باید سطح «توصیف» (شاخص های زبان شناختی، عناصر صوری زبان و دستور زبان متن) و سطح «تفسیر» (فرایندهای گفتمان، بافت موقعیتی متن و عوامل بینامتنی) مورد توجّه قرار گیرد. در این مقاله که به روش تحلیلی- توصیفی به گردآوری اطلاعات به روش کتابخانه ای، روش تحلیل داده ها به روش کیفی وروش استدلال استقرایی(ازجز به کل) انجام شده می کوشیم برپایه نظریه گفتمانی نورمن فرکلاف، به بررسی رابطه دیالکتیک زبان و قدرت و زبان و گفتمان در رمان چراغ ها را من خاموش می کنم صرفاً در دو سطح توصیف وتفسیر بپردازیم. دستاورد تحلیل گفتمانی این رمان این است که زویا پیرزاد با تسلط بر گونه های آوایی، واژگانی، ساختارجمله و انواع آن و شخصیت پردازی متن در این اثر، زیر ساختی مناسب برای ورود به سطوح دیگر تحلیل گفتمان انتقادی ایجادکرده است. کاربرد الگوی گفتمانی رمان چراغ ها را من خاموش می کنم، ازنظرفرکلاف، درسطح توصیف، یعنی توصیف عناصر زبان شناختی و ساخت های زبانی و در سطح تفسیر، یعنی تفسیر فرایند های گفتمان، گامی است در شناختِ لایه های زیرین این رمان و شناختِ ساختارها و کنش اجتماعی و جهان نگری انتقادی و جامعه شناختی.
۴۱۴۹۰.

مقارنة بین أبی نواس الأهوازیّ البصریّ و الرّودکـی السّمرقندیّ فـی ضوء خمریاتهما المادّیة (بررسی تطبیقی باده سرایی مادّی در شعر ابونواس الاهوازی البصری و رودکی سمرقندی)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۶۹ تعداد دانلود : ۶۲۷
این پژوهش، براساس مکتب فرانسوی ادبیّات تطبیقی که بر پیوند تاریخی و جریان تأثیر و تأثّر تأکید دارد، به بررسی و تحلیل تطبیقی بخش اندکی از پیوندهای فرهنگ عربی و فارسی با مطالعه موردی شعر ابونواس و رودکی می پردازد. یافته اساسی این مقاله نیز در این است که رودکی اگر چه در مضمون های باده سرایی، متأثّر از ابونواس است اما در این غرض شعری به نوآوری نیز پرداخته است و شعرهای وی به روانی و شیوایی ممتاز است. افزودن بر این، خاستگاه و ریشه ی این غرض شعری در شعر این دو شاعر، همان فرهنگ و تمدن ایرانی است؛ چرا که تبار هر دو ایرانی است. و به نظر می رسد شعر عربی با وجود پیشینه ی کهنی که در این مضمون دارد، بیشتر نقش واسطه و تکاملی را ایفا نموده است.
۴۱۴۹۱.

ضرورت تصحیح دیوان فلکی شروانی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۶۸ تعداد دانلود : ۶۱۴
یکی از فعالیت های ارزشمند ادبی در دوران معاصر، تصحیح متون به جامانده از پیشینیان است. دیوان فلکی شروانی، شاعر قرن ششم (م551) از جمله متونی است که به دلیل در دسترس نبودن نسخه های خطی قابل اعتماد و نزدیک به عصر شاعر و نیز بی توجهی مصححان به روش های انتقادی تصحیح، تاکنون نسخه ی منقّح و پیراسته ای از آن در دست نبوده است و تصحیح موجود که طاهری شهاب در سال 1345 ه.ش انجام داده، کاستی هایی از نظر روش و نواقص چاپی فراوانی دارد. در این پژوهش، ضمن نشان دادن عمده ترین نقص های تصحیح موجود، از جمله: «ضبط های ناروا»، «جابه جایی ابیات»، «به هم ریختگی مصراع ها و اجزای ابیات» و «غلط های چاپی متن»، به معرفی نسخه های نویافته و تبیین نقش آن ها در اصلاح متن اشعار این شاعر پرداخته می شود تا از رهگذر این امر، ضرورت تصحیح مجدد دیوان فلکی شروانی (علاوه بر عرضه ی متنی منقّح از اشعار او که بدون شک تأثیر بسزایی در شناخت خصایص سبکی شعر آذربایجان و حل برخی از مشکل ها اشعار شاعران این سبک دارد) بیش ازپیش آشکار گردد.    
۴۱۴۹۲.

غزل معاصر؛ ژانر غنایی و جایگاه غزل رمانتیک(تحلیلی محتوایی و جریان شناختی)(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۶۸ تعداد دانلود : ۸۷۴
موضوع انواع ادبی و شعر فارسی از بحث های مهمی است که هنوز به طور شایسته و علمی بازنمایی و نقد و تحلیل نشده است. نوع یا گونه ادبیات غنایی در شعر فارسی از پرکاربردترین نوع های شعر فارسی است. شعر غنایی در لباس دیگری به نام مکتب رمانتیسم رخ نمایی می کند و ضمن از دست دادن گونه های غنایی قدیم، دارای وجه ها و گونه هایی جدید ساختاری و محتوایی شده است. بدین منظور در این نوشته که پژوهش کیفی است، با روش توصیفی- تحلیلی به مرور و نقد تعاریف ادبیات غنایی و سیر تطور آن پرداخته، در بخشی دیگر نیز سیر و امتداد ادبیات غنایی در قالب مکتب فراگیر و «گسترش یافته» رمانتیسم بررسی و بازنموده شده است. چگونگی برداشت منتقدان و صاحب نظران از این نوع ادبی و تغییرات آن، در این پژوهش نقد و تحلیل شده است. همچنین به دلیل تغییر نگاه به این نوع ادبی و حذف گونه های کلاسیک آن (هجو، چیستان، لغز، حبسیه، مدح و ...) در شعر معاصر، شایسته است پیوند ذهینت عاطفی شعر معاصر و رمانتیسم با این نوع ادبی نیز پژوهش شود؛ این که رمانتیسم چه نگاه تازه ای به شعر غنایی بخشید و چه تحولات غالب و پرتکراری را در این نوع ادبی نمودار ساخته است. از سوی دیگر، چون غزل فارسی را آینه تمام نمای نوع ادب غنایی برشمرده اند، با مطالعه ذهنیت غنایی غزل نو باید مؤلفه های نو و متفاوت از پیش را در غزل معاصر نیز بازجست.
۴۱۴۹۳.

تحلیل و نمادشناسی بخش اول بوف کور با استفاده از نظریه «امر واقع» لاکان(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۶۸ تعداد دانلود : ۴۹۷
روایت بوف کور از خلال «نوشته»های پراکنده ای می گذرد که راوی «نقاش» آن، در اسارتی که در تمام طول داستان از سنگینی «دیوار خانه»اش بر دوش می کشد برای «سایه» «بلعنده» خود واگویه می کند. فقط در بخش نخست بوف کور است که آن «دختر اثیری»، از «سوراخ هواخور» پستوی همان «خانه»ای که در «آن طرف خندق» واقع شده است، «تجلی» می کند. نظریه های روان کاوانه ژاک لاکان فرانسوی، که زبان محوری نیز از مقدمات مبنایی آن به شمار می آید، ابزار کارآمدی است که در پژوهش حاضر، راه را بر تأمل و درنگ در زمینه زبانی و نمادهای هم بسته بوف کور هموار می سازد. اینکه «امر واقع» لاکانی، چه توضیحی در پیشبرد پیرنگ این داستان مدرن خواهد داشت و حاصل به کارگیری این چنین نگاهی، چه پرتوهایی بر خصلت تأویل پذیرانه بوف کور و جوانب نثر آن انداخته است، چارچوب دغدغه های نگارنده این مقاله را بنیاد نهاده است.
۴۱۴۹۶.

اسلوب روایت در سیرالملوکِ خواجه نظام الملک طوسی(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۷۰ تعداد دانلود : ۷۷۲
در تاریخ فرهنگی ایران، تعدادی از کتاب های تعلیمی و ارشادی خطاب به حاکمان نوشته شده اند. این کتاب ها علاوه بر داشتن فواید زبانی و تاریخی، مباحث نظریِ عرصه سیاست و راهکارهای عملی به کار بستن آن ها را آشکار می کنند و زمینه ای برای شناخت اخلاق سیاسی و اجتماعی حاکمان دوره خود فراهم می آورند. حکایت پردازی از رایج ترین روش هایی است که نویسندگان این کتاب ها برای بیان مفاهیم موردنظر خود به کار می بردند. سیرالملوک (سیاست نامه) نوشته خواجه نظام الملک طوسی، از مهم ترین آداب الملوک های فارسی، در قرن پنجم هجری قمری نوشته شده است. بخش اعظم این کتاب حکایت هایی است که نویسنده، ضمن آن، خطاب به شاهان سلجوقی، توصیه های اخلاقی و سیاستی عرضه می کند. در مقاله حاضر، روش حکایت پردازی نظام الملک در سیرالملوک ، بنابر بعضی نظریات نقد ساختارگرا، بررسی شده است. نخست، به آن دسته از نظریه ها پرداخته شده است که در مقاله کاربرد دارند. دوم، حکایات سیرالملوک ، باتوجه به حجم، از هم تفکیک و شماره گذاری شده اند. سوم، بنابر نظریه های مطرح شده، به ترتیب درباره زمان، وجه، لحن، الگوی کنشی (اشخاص)، الگوی پیرنگ در حکایات سیرالملوک بحث شده است. در پایان، نتایج به صورت خطوطی کلی نوشته شده است.
۴۱۴۹۷.

جایگاه ترادفات معطوف در غزلیات حافظ(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۶۸ تعداد دانلود : ۵۳۱
ترادف هنگامی روی می دهد که دو یا چند لفظ، دلالت تقریبا یکسانی به معنایی واحد داشته باشد. گاهی این واژگان در شعر به صورت معطوف ذکر می شود، درحالی که ذکر یکی از آن ها برای انتقال مقصود بسنده است. در ادبیات منثور با شکل گیری سبک فنی این شیوه گسترش یافت. اما در شعر سنتی که عواملی چون محدودیت های وزنی، استقلال ابیات، نکاستن از دایره ی معنایی و تداعی واژگانی، دوری از اطناب، رعایت ایجاز، پرمایگی ابیات و امثالهم بستر لفاظی را از شاعر می گیرد، به نظرمی رسد این شیوه چندان رایج و هنرمندانه نباشد. با وجود این، در اشعار شاعران بزرگ، این ساختار بسامد چشمگیری دارد. مقاله ی پیش رو این موضوع را در شعر حافظ بررسی کرده و نشان داده حافظ نیز بارها به مقوله ی ترادفات معطوف وارد شده است. ترادفات در شعر او به دلایلی چون حمل بخشی از معنای واژه به واژه ی دیگر، کاربرد معطوفات مرسوم و قالبی، ایجاد تناسبات و خوشه های آوایی، تناسبات واژگانی و ایجاد ایهام، تاکید بر معنا، ایجاد ساختارهای دوزبانی و غیره انجام گرفته است.
۴۱۴۹۸.

مفهوم «اراده»: جایگاه و کارکرد آن در فرایندهای بدیعی با تکیه بر مفهوم قصدگرایی در کاربردشناسی زبان(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۶۸ تعداد دانلود : ۹۵۵
اراده گرایشی درونی است که آدمی را به انجام کاری برمی انگیزد . مراد از این مفهوم در دانش های زبانی، تحقق اراده متکلم هنگام ایراد کلام است؛ بدین معنا که متکلم کلام خود را آگاهانه ایراد کند و در حالت هایی همچون خواب، مستی و جنون نباشد . ظاهر برخی سخنان بلاغیون محتمل معنای غیرارادی بودن فنون بدیعی است . پژوهش حاضر برآن است تا با رویکردی کاربردشناختی و تکیه بر روشی توصیفی تحلیلی، به تبیین جایگاه و کارکرد مفهوم اراده در برخی فنون بدیعی بپردازد و اهمیت آن را در فرایند پیدایش این فنون روشن کند . از این رهگذر، سعی شده هم سخنان بزرگان بلاغت به طور صحیح تبیین شود و هم با تفکیک و تجزیه فنون بدیعی برمبنای مفهوم اراده، تصویر کامل تر و روشن تری از روند آفرینش این فنون، از مرحله پیدایش در نزد متکلم تا مرحله دریافت و خوانش توسط مخاطب، فراهم آید . نتایج بررسی نمونه ای شش فن بدیعی مشاکله، مدح شبیه به ذم و ذم شبیه به مدح، اسلوب حکیم، توجیه، مذهب کلامی و مبالغه حاکی از آن است که مفهوم اراده در آفرینش فنون مذکور نقشی اساسی داشته؛ چنان که عدم نظرداشت این مفهوم در فنون مذکور، ارزش و ماهیتشان را ازاساس مخدوش می کند . همچنین حمل سخنان بلاغیون بر غیرارادی بودن فنون بدیعی امری غیرموجه بوده و « قصد » در این گونه سخنان نه هم سنگ با مفهوم « اراده » ، بلکه ذیل مفهوم « تصنع و تکلف » و دربرابر « طبع » به کار رفته است .

پالایش نتایج جستجو

تعداد نتایج در یک صفحه:

درجه علمی

مجله

سال

زبان