ترتیب بر اساس: جدیدترینپربازدیدترین
فیلترهای جستجو: فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۴۰٬۸۲۱ تا ۴۰٬۸۴۰ مورد از کل ۵۴٬۳۹۸ مورد.
۴۰۸۲۲.

مقایسه روایت شناسی در دو منظومه غنایی اثر نظامی بر اساس الگوی گرماس(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۹۴ تعداد دانلود : ۶۱۱
روایت شناسی از موضوعات جدید در عرصه ادبیات است و فرمالیست های روسی نخستین گروهی بودند که در زمینه روایت مطالعات اساسی و گسترده ای انجام دادند. در این میان آلژیرداس ژولین گرماس از نظریه پردازان مطرح است که الگوی کنشی، زنجیره های روایی و مربع معناشناسی از دستاوردهای وی در ساختارگرایی و مطالعات ادبی است؛ بنابراین، در مقاله پیش رو تلاش شده است تا دو منظومه غنایی «لیلی و مجنون» و «خسرو و شیرین» نظامی گنجوی با تکیه بر نظریات گرماس، بررسی و تحلیل شود؛ زیرا الگوی گرماس قابل انعطاف است و نسبت به مدل دیگر نظریه پردازان ظرفیت بیشتری برای تجزیه و تحلیل داستان دارد. هدف از انجام این پژوهش دست یافتن به میزان انطباق این دو اثر غنایی و عاشقانه با الگوی گرماس (الگوی کنشی، زنجیره های روایی و مربع معناشناسی) است. حاصل این پژوهش که به شیوه کتابخانه ای و بر مبنای توصیف و تحلیل انجام شده، بیانگر این است که داستان های غنایی «لیلی و مجنون» و «خسرو و شیرین» از الگوی ساختاری و روایی کاملی برخوردارند و در قالب نظری ه گرماس قاب ل بررسی و تحلیل هستند.
۴۰۸۲۵.

تابوشکنی عرفا در فروع دین با توجه به متون عرفانی فارسی تا قرن هشتم (مطالعه موردیِ نماز، روزه)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۹۳ تعداد دانلود : ۶۵۱
با ژرف نگری در متون عرفانی، در کنار رابطه مطیعانه عارف با حقّ، گونه دیگری از ارتباط وجود دارد که در گفتار و کردارشان مرزهای مقدّس نادیده انگاشته می شود که اجتماع این دو، تأمّل برانگیز است. جستار حاضر با روش تحلیلی توصیفی ضمن بیان اَشکال تابوشکنی در نماز و روزه، در پی اثبات پیوند این تابوشکنی ها با دو شکل اصلاح «خود» و «دیگری» با اولویّت «اصلاح خود یا تأدیب نفس» است که در نهایت به «اصلاح دیگری یا جامعه» منجر می شود. همچنین تابوشکنی های دو مقوله مذکور در مقاله به شکل های انتخاب اُولی، مردم گریزی و تأدیب نفس و ... استخراج شده است. نتایج این پژوهش نشان می دهد گرچه شکستن ظاهر حریم مقدّسات، با وجود پایبند بودن عرفا به شریعت، از یک سو مخاطبان را دچار تناقض می کند، کارکردهایی همچون کشاندن انسان از مرتبه عادت و غفلت به آگاهی (معرفت) و تزکیه اخلاقی را در پی دارد که با گذر از ظاهر به باطن و معانی پوشیده در اشارات ایشان، قابل توجیه است؛ از دیگر سو نه تنها روش این بزرگان برای جامعه مُضر نیست، بلکه مبانی اخلاقی ارائه می کند که انسان و جامعه را به جایگاهی اعتلا می بخشد که عبادت، شکلی از اخلاق و اخلاق شکلی از عبادت شده و موجب انضباط بیرونی و درونی می گردد.
۴۰۸۳۱.

زمینه های معرفت شناختی امتناع جامعه شناسی و تاریخ نگاری ادبی در قرون میانی: تحلیل دیرینه شناختی تذکره نویسی ادبی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۹۳ تعداد دانلود : ۸۱۰
تا پیش از ظهور تاریخ نگاری ادبی در یک سده اخیر، سنت تذکره نویسی ادبی به موضوع زندگی و آثار شاعران می پرداخت. این مقاله با رویکردی دیرینه شناختی، در پی توصیف قواعد دانش تذکره نویسی در قرون میانی است. بررسی حاضر نشان می دهد که تذکره نویسی، بنا به خصایص گفتمانی قرون میانی، توجهی به ارائه جزئیات زندگی شاعران ندارد و برای دسته بندی شاعران از اصل شباهت بهره می گیرد. این سنت با تعریفی خدای گونه از شاعر، شعر را مستقل و رها از شرایط تاریخی-اجتماعی و حاصل آگاهی و قصد شاعر تلقی می کند. اعتقاد به آگاهانه و ارادی بودن شعر، بر بنیانی مذهبی و تلاشی برای تأکید بر تمایز آن با وحی الهی استوار است. این قواعد، به طور مشخص در تقابل با تاریخ نگاری ادبی و جامعه شناسی ادبیات قرار دارد. در هر دو مورد اخیر، متن ادبی به مثابه امری تصویر می شود که شامل وجهی ناآگاهانه است که به واسطه شرایط تاریخی-اجتماعی به متن وارد می گردد. اعتقاد به آگاهانه و ارادی بودن شعر را می توان به عنوان مانعی معرفت شناختی در مقابل ظهور تاریخ نگاری ادبی و جامعه شناسی ادبیات قلمداد کرد که تنها با گسست از سنت تذکره نویسی و ظهور گفتمانی تازه از میان برداشته شد.
۴۰۸۳۲.

تحلیل ساختار و پیرنگ مقدّمه سفر «هفت کشور» فخری هروی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۹۳ تعداد دانلود : ۸۷۵
هفت کشور فخری هروی اثر نویسنده و شاعر توانای دربار ایران و هند در سده دهم هجری قمری است. این پژوهش با رویکردی ساختارگرایانه مقدمه سفر این کتاب را بررسی کرده است. مقدمه این کتاب بخش ویژه و هنرمندانه آن است. پرسش های این پژوهش بر شناسایی ساختار مقدمه هفت کشور ، نشان دادن الگوی پیرنگ ساختار مقدمه و بیان ارتباط مقدمه با درون مایه اصلی تأکید دارد. هدف از اینگونه بررسی ها نخست شناسایی کلیّت اثر ادبی است که امکان مقایسه رویکرد ساختاری اثر را با متون پیش و پس از آن فراهم می کند؛ همچنین این پژوهش ها بر ذخایر تحقیقات نظام مند ادب فارسی می افزاید. ساختارگرایی با تأکید بر ساختار اثر می کوشد پیوند میان صورت و معنا را بیابد. نویسندگان این پژوهش با استفاده از روش ساختارگرایی کوشیده اند تا با استفاده از نظر اندیشمندانی مانند پراپ (در طبقه بندی شخصیّت های داستان) و نظر سوسور و لوی استروس (در گفتمان تقابلی) و تزوتان تودوروف (در حکایت های ایپزودیک) سطح های مجزای روایتِ مقدمه هفت کشور را تبیین کنند؛ سپس با روش تحلیلی و توصیفی، ارتباط میان ساختار و مقدمه هفت کشور را روشن کنند. نتیجه بیانگر این است که مؤلف با تمایز سه بخش جداگانه نماد و گفت و گوهای تقابلی، روایت قصه در قصه و همراه کردن آن با تنوع شخصیّت ها و دگردیسی زاویه دید، ساختاری خلاقانه پدید آورده است. در ادامه، الگوی پیرنگ هر بخش ترسیم شده است که بیانگر پیرنگی منطقی و منسجم است. نتیجه آنکه اختران هفت گانه درون مایه اصلی هفت کشور در سفر ابن تراب به کشورهاست. این سفر که شامل هفت مسافت و دیدار از هفت کشور است، افزون بر نمایش سیر آفاقی ابن تراب، سیر انفسی او را نیز تداعی می کند.
۴۰۸۳۵.

رمزگانِ رنگ و چرخش معنایی آن در ادبیّات معاصر (با نگاهی تطبیقی به شعر ایران و عراق)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۹۳ تعداد دانلود : ۸۰۲
تحوّل بنیادین در کاربردِ معمولِ رنگ ها و چرخشِ معناییِ آن ها بر گُستره یِ شعر امروز، ظرفیّت هایِ زبانی موجود در تولید متن خلاّقانه را در نزد شاعران نشان می دهد. در این دگردیسی، برخی از شاعران معاصر ایران و عراق ، به موجبِ تجاربِ شخصیِ همگون و نیز قرابت هایِ خاصّ فکری، اجتماعی، سیاسی و فرهنگی ، با دست اندازی هایِ مشابه و تصرّفاتِ همسان در شیوه هایِ هنجارین برخورد با رنگ ها، باورهای محتوم مخاطبان را پس می زنند و به هر مفهومی؛ حتّی مفاهیم ذهنی و انتزاعی - که فاقد جلوه ی عینی هستند - ، رنگ می بخشند؛ تا بدین وسیله، دریافت های پیش داده را دگرگون نمایند و پیش فرض های متعارف را با چالش مواجه سازنند. نکته ی حائز اهمیّت در این زمینه آن است، هرگونه تغییری که از جانبِ این شاعران در کاربردِ عادیِ رنگ ها ایجاد شده، هرگاه که هدف مند بوده و با پشتوانه ی معنایی خاصّی تحقّق پذیرفته، به تقویت زیبایی حوزه ی تصویری شعر منجر گشته است؛ با این حال، چینش بی هدف واژگان در قالب ترکیبات نامفهومی که یک طرفِ آن ها را رنگ ها تشکیل می دهد و جابه جایی ساده و بی دردسرِ یک رنگ به جای رنگ دیگر، نه تنها نوآوری تلقی نمی شود، بلکه به تضعیف زیبایی در شعر انجامیده است. در این پژوهش برآن هستیم تا با نگاهی تطبیقی به کارکردهای مجازی رنگ ها در سروده های شاعران معاصر ایران و عراق، به این پرسش پاسخ دهیم که مهمترین دستمایه هایی که در سروده های شاعران این دو سرزمین، با ایجاد شبکه ی تصویری جدید، رابطه ی معمول میان نشانه و مصداق را به شکل مشترک درهم ریخته و در عرصه ی معنایی زبان، تنش ایجاد نموده،کدامند؟ یافته های این پژوهش نشان می دهد که مفاهیمی همچون «سعادت»، «خواب و رؤیا»، «خنده»، «شب و روز»، «سایه»، «عطر»، «نبض»، «اتّفاق یا حادثه» و ... از جمله واژگانی هستند که در ترکیب پذیری با گونه های مختلف رنگ، سازه های نوینی را در حوزه ی معنایی زبان سروده های شاعران معاصر ایران و عراق پدید آورده اند.

پالایش نتایج جستجو

تعداد نتایج در یک صفحه:

درجه علمی

مجله

سال

زبان