جایگاه ویژه شاهنامه فردوسى نزد ایرانیان، موجب شده است تا این اثر همواره مد نظر قدرت مداران قرار داشته باشد. یکی از مظاهر این توجه، در نگاره های متعددی جلوه می کند که بر مبنای اشعار شاهنامه فردوسی خلق شده است. این نگاره ها از دو منظر اصلی قابل مطالعه هستند: نخست آنکه هریک را تنها به منزله بازنمودی از متن ادبی بررسی کنیم و به مؤلفه های شکل گرایانه، شگردها و مکتب هنری آنها بپردازیم. دیگر آنکه از منظر معناشناسی، دلالت های معنایی را مورد دقت قرار دهیم که نگاره را نه تنها به متن ادبی مورد نظر، بلکه آن را به مؤلفه های برون متنی، به خصوص، مؤلفه های اجتماعی- سیاسی زمان تولید اثر مربوط میسازد. در این پژوهش، بر مبنای نگرش دوم، نگاره "کشتی شیعه" از شاهنامه طهماسبی را همراه با قطعه شعری از شاهنامه فردوسی، معروف به "گفتار اندرستایش پیغمبر" مطالعه می کنیم و با استخراج و بررسی دلالت های معنایی، نشان میدهیم که این نگاره تا چه حد تحت تأثیر مؤلفه های برون متنی سیاسی- اجتماعی زمان خویش قرار دارد. در چنین تحقیقی، مطالعه ترکیب بندی و نشانه های تصویری نگاره مرتبط با اثر ادبی، در مسیر کشف و تبیین کارکردهای سیاسی- اجتماعی است و نشان می دهد که این نگاره تنها افزوده ای بر متن ادبی نبوده است بلکه ابزار قدرتی در خدمت گفتمان مسلط جامعه است.
One of the most challenging approaches toward literary works is the feminist approach. After three waves of feminism through the history of literary criticism, Judith Butler has introduced a new vision that is gender-based rather than sex-based. She has strongly influenced the domain of feminism and queer theories. In her preeminent book Gender Trouble: Feminism and the Subversion of Identity (1990), Butler sharply criticizes the former feminists for their division of men and women into two distinct groups, the latter being the underdog and the former being the superior. Butler argues that gender is a cultural and social construct. One’s gender is performative for one’s actions, which determine and construct his/her gender identity. The present paper aims at investigating Gillian Flynn’s Gone Girl (2012) in terms of Butlerian concepts of gender and performativity. The novel takes advantage of certain characters to depict the idea of gender, as performative. The current study explores the concept of gendered identity focusing on the characters of Amy Elliott Dunne, Margo Dunne, and Maureen Dunne. Further investigations of the characters, particularly Detective Rhonda Boney and Amy Elliott Dunne, illustrate the link between the concept of performativity and the novel.
قلمرو ایران، همواره قلمرو فرهنگی بوده است و تمدن و زبان، مرزهای آن را مشخص کرده است. مسأله بنیادین این مقاله آن است که سفرنامه نویسان بزرگی چون شاردن و تاورنیه از چه دیدگاه هایی به آداب و رسوم و فرهنگ مردم ایران و دربارش در عهد صفویه نگریسته اند و چه تفاوت ها و شباهت هایی در نحوه نگاه آن ها وجود داشته است؟ نوشته حاضر علاوه بر پاسخ به پرسش های مذکور در پی آن است از لابلای سطور آثار آنان به میزان درک واقعی و بیان واقعیت های موجود در ایران و یا نگاه های تعصب آمیز و غرض ورزانه آنان پی ببرد. کاربرد این مقاله و نتایج حاصل از آن می تواند برای پژوهندگان جامعه شناسی و تاریخ ایران بسیار کار آمد باشد.
از مهم ترین مسایلی که مورد عنایت پژوهشگران و تحلیلگران متون ادبی قرار گرفته، زیبایی شناسی است. زیبایی شناسی از مهم ترین ارکان ادبیات به شمار می رود که جنبه های مختلف متن را، از جمله واژگان و موسیقی آواها و تخیل و تصویر و فاصله و التفات و جز این موارد را که بلاغت عهده دار برخی از آن ها در متون ادبی است، شامل می شود. اگرچه صحیفه سجادیه به عنوان کتاب دعا و مناجات به درگاه خداوند شناخته شده ولی به اسلوب ادبی و بیانی متمایز شده است که در عین سادگی و روانی، از زیبایی های هنری ویژه ای برخوردار است، از یک سو دعا امری وجدانی و درونی است که با زیبایی های روح و روان انسان درآمیخته می باشد و از سویی دیگر چون خطاب دعا به خداوند است، این تجربه درونی بی واسطه با منبع لایزال در ارتباط می باشد که خود سرچشمه همه زیبایی ها به شمار می آید. شکی نیست که همه ابعاد زیبایی شناسانه در کلام گهربار امام جلوه گر شده است، اما پژوهش حاضر به بررسی جلوه هایی چند از زیبایی شناسی در برخی فرازهای دعاهای صحیفه سجادیه در قالب آرایه های بیانی التفات، حسن ابتدا و حسن نسق و حسن ختام و نیز موسیقی موجود در آن به شیوه تحلیلی خواهد پرداخت و انتظار می رود به این نتیجه دست یابد که امام سجاد7 با بهره گیری از عناصر ادبی و بیانی گوناگون در راستای زیباسازی متن و ایجاد پیوند میان علوم بلاغت و معنا و آفرینش موسیقی دلنشین توانسته است نقش زیبایی شناسی را در کنار نقش معنارسانی به کمال رسانیده و در نزدیک ساختن آموزه ها و معارف والای دینی و اخلاقی و عرفانی به ذهن مخاطبان و تفهیم آن ها موفق عمل کرده است.
میرسیّد علی مشتاق اصفهانی از شاعران بنام قرن دوازدهم و از تأثیرگذاران مکتب بازگشت است. روی گردانی از سبک هندی که همزمان با دوره فترت صفویان بود، زمینه ای را برای مشتاق و دوستانش فراهم کرد تا شیوه شاعران گذشته را بازآفرینی کنند. مشتاق کاروان سالار شد و گروهی از شاعران هم عصرش نیز با او همگام شدند. وی که از شاعران سبک عراقی تأثیر پذیرفته در قالب های غزل، قصیده، رباعی، ترجیع بند و ترکیب بند طبع آزمایی نموده است. تصحیحی که حسین مکّی در سال 1320 ش. از دیوان او منتشر کرده است، تنها متن نصحیح شده از اشعار اوست. مصحِّح سه نسخه از جمله نسخه سعید نفیسی و اقبال آشتیانی را مقابله و مقایسه نموده؛ در حالی که بیش از بیست نسخه از این دیوان وجود دارد که مکّی آنها را مدّ نظر نداشته است. در این پژوهش سعی شده با نقد این اثر اشکالات وزنی، دستوری و چاپی که از مقابله با نسخه ها به دست آمده است، ارائه گردد.
«آ»، «الف»، «ا» و «ء (همزه)»اولین حرف الفبای زبان فارسی و عربی و نخستین حرف از حروف جمَّل و ابجد است. حرف «الف» در مقایسه با دیگر حروف الفبای فارسی، در ساخت تعابیر، ترکیب ها و مضامین ظریف ادب پارسی به کار می رود و یکی از پُرکاربردترین آن ها به شمار می رود. با بررسی کاربرد ادبی و هنری حرف الف در اشعار شاعران سبک خراسانی معلوم شد که در بیشتر اشعار این سبک، حرف الف مظهر و نشانه تنهایی، تجرّد، تفرّد، ذات خداوند، صداقت، پاکی، پیشوایی، صدرنشینی، قد موزون، استوار و رعنا، سرافرازی، لاغری، ضعف، استقامت، سرکشی، زبان داری، خاموشی، دوزبانی، فقر، گدایی، عدم، عریانی، شادابی، اولین آفرینش، خُردی و... است و در تشبیه نیز خار، هلال ماه نو، عصا، قلم، انگشت، سرو، کمر باریک و... را به الف مانند کرده اند. با توجه به شواهد شعری ارائه شده در این تحقیق، می توان گفت که در سبک خراسانی، همانند دیگر سبک های ادبی، شاعران با عنایت به شکل، حالت و ویژگی حروف، به ویژه حرف الف، مضمون های بکری ساخته اند و با خَلق ترکیبات، عبارات، تعابیر و تصاویر نغز، از شکل، حالت و ویژگی های حرف الف به نحوی مطلوب بهره برده اند. بر اساس یافته های این تحقیق، انوری در میان شاعران سبک خراسانی، بیش از دیگر شاعران هم سبک خود به تصویرآفرینی، خَلق مضامین نغز و ترکیبات ادبی و هنری از شکل و حالت الف توجه داشته است. تصاویر و تعابیر برساخته از حرف الف در اشعار انوری، از بهترین و لطیف ترین تصاویر هنری الف در این سبک شمرده می شود. ناصرخسرو نیز بعد از انوری از شاعران پرکار در این عرصه است، هرچند لطافت و ظرافت تعابیر، ترکیبات و تصاویر برساخته ناصرخسرو به لطافت کلام انوری نمی رسد، اما ارزش ادبی و هنری بالایی در جای خود دارد. سوزنی سمرقندی، امیر معزی، قطران تبریزی و منصور حلاج و... که در متن مقاله به همراه شواهد شعری به آن ها اشاره کرده ایم، به خَلق تصاویر، تعابیر و ترکیبات هنری و ادبی، هرچند به تعداد بسیار کم و انگشت شمار توجه نشان داده اند.
در مقاله حاضر، شعر روسی ثلث آغازین سده نوزدهم تحلیل و بررسی شده است. این مقوله، همانند کل ادبیات روسی، هیچ گاه به طور خاص جولانگاه ادب و هنر نبوده، بلکه به عنوان فاکتور خودآگاهی ملی دوره تاریخی نیز نقش آفرینی کرده است. تصمیم گیری برای حل چالش های ادبی و هنری، سرایندگان را بر آن داشت تا به موضوعات تاریخی و سنت های مذهبی _ ارتدکسی فرهنگ روسی که در حقیقت فاکتورهای تعیین کننده اصول و پایه های اصالت ملی هستند، رجوع کنند. شاعران با استعدادهای گوناگون، مواضع و دیدگاه های ایدئولوژیک و گرایش های ادبی متنوع در یک چیز با یکدیگر اشتراک دارند و آن اینکه، سرچشمه های خودآگاهی ملی بر دوپایه اولیه استوار است: عقاید معنوی مرتبط با مذهب ارتدکس، و اصول تاریخی مبتنی بر ایدئولوژی های حکومتی. هردوی این ها با همکاری بی واسطه با یکدیگر، مهم ترین ویژگی بینش روسی به جهان اطراف را آشکار می سازند، بینشی که در مسیر کهن الگوی رستاخیز قرار دارد و قائل به ارجحیت اصول معنوی در زندگی است. شاعران با توسل به ژانر دعا، از طریق موتیو ارتباط با خدا، ارزش فراوانی به سخن می بخشند.