ناتورالیسم و گروتسک دو شکل از ادراک و بازنمایی است که اولی در مقام یکی از مکتب های ادبی و دیگری در قالب شگردی هنری- ادبی جایگیر شده است. برغم سابقه پیدایش و پشتوانه معرفتی آنها، مواجهه آن دو با سوژه-ابژه ها نیز پیامد مواجهه های مذکور مشابه است؛ البته با وجود نوشتارهای تحقیقی متعدّد در باب هریک از بازنمایی های مذکور، توجّه چندانی به نسبت آن دو نشده است. در این مقاله وجوه نسبت بازنمایی های ناتورالیستی و گروتسکی نیز دلایل آن با استناد به برخی از داستان های معاصر فارسی طبقه بندی و تفسیر شده است. نتیجه نشان می دهد که تلقی ناتورالیستی بنا به نگاه نزدیک بینانه و منقطع یا زمینه زدایانه برآمده از پوزیتیویسم علمی و عینیت گرایی متّصل به آن و گروتسک با قصد دنیاگرایی یا دنیوی کردن، بر بدن سوژه-ابژه های خود متمرکز شده، آنها را تحریف می کنند. انگاره یا تصویر تحریف مذکور در بازنمایی های ناتورالیستی را می توان در دو سطح شبیه نمایی و استحاله ظاهر فیزیکی و کنش های انسان به غیر انسان مشاهده نمود. بدن های تحریف شده گل ببوی هدایت، شخصیت داستان قفس چوبک، موسرخه و مشد حسن ساعدی و دکتر حاتم بهرام صادقی پیامد عینی مواجهه ناتورالیستی-گروتسکی با آن سوژه-ابژه ها است.
در مقاله حاضر، پدیده «گذرایی» در زبان روسی و پروسه فعل گون سازی بررسی می شود. افعال اسمی در مقایسه با افعال معمولی از لحاظ انتقال معنا مفیدتر و با صرفه تر هستند و افزایش تعداد آن ها در زبان نیز ناشی از قانون کم کوشی زبانی است. کم کوشی زبانی به واسطه تعدادی علل زبان شناختی و فرازبان شناختی؛ ازجمله پیدایش فناوری های نوین اطلاعات، ارتباطات در شبکه های اینترنت و افزایش سرعت زندگی قابل توجیه و توضیح است. معناشناسی افعالی که از اسامی ساخته می شوند، ویژگی هایی دارند: معنای آن ها را می توان از طریق معنای نوع وابسته که به معنای فعل منضم می شود و همچنین ضمن لحاظ نوع دانشی که گوینده و شنونده از آن برخوردارند، تفسیر کرد. در این مقاله افعال اسمی طبقه بندی می شوند، پایه این طبقه بندی، نوع وابسته منضم شده است. در اینجا همچنین تأثیر دانش عمومی و فردی شرکت کنندگان در گفتگو بر درک صحیح معنای فعل بررسی شده است.
سفرنامه ها در حقیقت گنجینه ها و اسنادی ارزشمند و دست اول از برخی رخدادهای تاریخی، اجتماعی، فرهنگی، مذهبی و ادبی شمرده می شوند که از جنبه های گوناگون قابل بررسی هستند. سفرنامه نویسی در تاریخ کهن ادب فارسی پیشینه ای دیرین و سرگذشتی دور و دراز داشته است. از تحریر سفرنامه ناصرخسرو اکنون نزدیک به هزار سال می گذرد. از آن زمان سفرنامه های بسیاری به نگارش درآمده اند که همگی گواه روشنی بر توجه پدید آورندگان و اقبال جدی مخاطبان به این گونه ادبی است. در دوره قاجاریه، سفرنامه نویسی جایگاه ویژه ای پیدا می کند. سفرنامه نویسی در هیچ دوره ای مثل این دوره رواج نداشته است. در این سفرنامه ها هر کدام از مؤلفان از منظری خاص به مسائل و رخدادهای سفر نگریسته و به نکات ویژه ای توجه کرده اند. در دوره قاجار با رواج این نوع ادبی، بسیاری از روشنفکران از سفرنامه ها به منزله گونه ای نوشتاری برای آگاه سازی مردم و ثبت وقایع تاریخی استفاده کردند. پژوهش حاضر به استخراج و بررسی موضوعات و مضامین مشترک در سفرنامه های این دوره پرداخته است؛ بدین منظور تعدادی از سفرنامه های مهم و کامل این دوره را انتخاب کرده و با بررسی محتوایی آن ها، ویژگی ها و مضامین مشترک در آن ها را آشکار ساخته ایم. بررسی ها نشان می دهد که این موضوعات در بیشتر سفرنامه ها مشترک است: 1- حمد و ستایش خدا، 2- توصیف، 3- نقد و انتقاد، 4- نقیضه گویی، 5- دادن اطلاعات ناقص، 6- حسب الحال و بیان احوال معنوی و 7- افسوس خوردن بر وطن.
شخصیت ها در انتقال درونمایه و پیام داستان هر یک نقش مشخص و معینی دارند. نقش ها بر همدیگر تاثیر می گذارند و یک مجموعه مرتبط و منسجم را ایجاد می کنند. برخی شخصیت ها، به ویژه در آغاز داستان بر چگونگی آشنایی شخصیت اصلی با هدف تاثیر می گذارند. مساله اینجاست که این نقش در داستان های دفاع مقدس نیز وجود دارد یا نه؟ آیا در ادبیات داستانی دفاع مقدس، شخصیت اصلی بر اساس راهنمایی، ارشاد و تحریک دیگران با هدف آشنا می شود یا مساله صورت دیگری دارد؟ قصد آن است که انگیزه رفتار و الگوی اندیشه و تفکر شخصیت اصلی آشکار شود. این مهم، اهمیت نقش و فردیت بارز شخصیت اصلی را نشان می دهد. برای بیان این مطلب از الگوی کنشی گرماس بهره گرفته شده است؛ الگویی که ارتباط شخصیت ها را بر اساس نقش و کارکرد آنها نشان می دهد. بر اساس این الگو، شخص یا اشخاصی (فرستنده)، شخصیت (کنشگر) اصلی را به خاطر خواسته مشترکی (هدف) به ماموریت می فرستند. کنشگر اصلی در این ماموریت با کمک اشخاص همدل (یاوران) یا مخالفت و دشمنی افراد مخالف (رقبا) مواجه می شود. انجام ماموریت و به دست آوردن خواسته، نفع و نتایجی برای او، فرستنده یا دیگران در بر خواهد داشت (گیرنده). مطابق این الگو، شخصیت اصلی بر اساس همفکری یا راهنمایی فرستنده که از ضرورت و اهمیت هدف آگاه است، به ماموریت فرستاده می شود. فرستنده به دلیل آگاهی از هدف؛ از نظر فکری اهمیت شایانی دارد. در این مقاله سعی شده، پس از بیان الگوی کنشی گرماس، به این سوال پاسخ داده شود که آیا این نقش در چهار رمان دفاع مقدس و جود دارد یا نه؟ اگر وجود ندارد، این مهم چه تاثیری بر الگوی تفکر و اندیشه شخصیت اصلی گذاشته است؟ بر همین اساس، طبق الگو نقش فرستنده در چهار رمان دفاع مقدس -ارمیا، سفر به گرای 270 درجه، دوشنبه های آبی ماه و گنجشک ها بهشت را می فهمند-بررسی شده است. تطبیق الگو نشان داده است که در این چهار رمان، نقش فرستنده وجود ندارد و از نظر فکری، شخص یا اشخاصی بر شخصیت اصلی تاثیر نگذاشته اند و شخصیت اصلی بنا بر آگاهی و شناخت خود از هدف و به صورت داوطلبانه و خودجوش به ماموریت رفته است؛ به عبارتی، نقش فرستنده با شخصیت اصلی ادغام شده است و این دو نقش، یک نماینده (شخصیت اصلی) دارد. تفاوت رمان با قصه، دوره تاریخی دفاع مقدس و ماهیت هدف از دلایل این امر هستند.